کتابخوار

«هیچ وقت خانواده ای داشته ای؟» اثر بیل کلگ. داستان خانواده ای که در اثر یک آتش سوزی به کام مرگ کشیده میشن.. کتاب داستان آدم های تنهاست. آدم هایی که خانواده ای ندارن یا از طرف خانوادشون طرد شدن. انی که هرکدوم به نوعی با تنهایی خودشون کنار میان و درونش حل میشن..  البته درطول داستان به این سوال پاسخ داده میشه که چه ی مقصر حادثه بوده و اینکه هرکدوم از آدم ها به نوعی در سرنوشت دیگران دخیلن.. این کتاب، تازه ترین کت ه که توسط نشر نون منتشر شده و خب من توی همون هفته ی اول چاپش فرصت خوندنش رو پیدا .من انتظار بیشتری از کتاب داشتم، اگرچه کتاب بدی نبود. فارغ از داستان کتاب، شیوه ی نگارشش جذاب بود. هر قسمت از کتاب از زبان شخص متفاوتی روایت میشه و هر ی ماجرارو از زاویه دید خودش شرح میده.. پ ن: یه هفته ای نشد که پست بذارم.اما ازین به بعد همون روال سابق ادامه پیدا می کنه :-)

اطلاعات

«آئورا» اثر کارلوس فوئنتس. یه کتاب کوتاه به سبک سورئال. داستان از جایی شروع میشه که یک تاریخ دان آگهی کاری رو توی رو مه میبینه و برای گرفتن اون شغل به یه خونه ی عجیب و غریب وارد میشه. کتاب کوتاه و خیلی زیباییه. پر از توصیفات دقیق و زیبا و البته پر از احساسات عمیق. یکی از جذ ت های کتاب، نگارش کتاب به صورت دوم شخص مفرده و تمام مدت این خوانندست که مورد خطاب قرار میگیره و با داستان همذات پنداری می کنه.
-همیشه دوستم خواهی داشت؟ +همیشه, آئورا, همیشه دوستت خواهم داشت. -همیشه؟ قسم می خوری؟ +قسم می خورم -حتی اگر پیر بشوم. حتی اگر دیگر زیبا نباشم؟ حتی اگر مویم سفید شود؟ +همیشه , عزیز من , همیشه -حتی اگر بمیرم,فیلیپه... +همیشه, همیشه...

اطلاعات

  • منبع: http://bookworm.blog.ir/1396/02/29/آیورا
  • مطالب مشابه: آئورا
  • کلمات کلیدی: کتاب ,همیشه آئورا ,کتاب کوتاه
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
«وقت نویس» اثر میچ آلبوم. سه داستان که به طور موازی پیش میرن. داستان اول شرح زندگی اولین انسان زمینه که تلاش میکنه مفهوم زمان رو کشف کنه. داستان دوم، شرح زندگی چهاردهمین مرد ثروتمند دنیاست که به سرطان مبتلا شده و داستان سوم متعلق به دختر دبیرستانی ایه که با پسر جوانی به تازگی آشنا شده. این سه داستان به هم گره میخورن تا زندگی هر سه نفر به سرانجام خاص خودش برسه. کتاب، داستانیه درمورد زمان. فرصتی که توی زندگی بهمون داده شده. آدم هایی که میخوان جاودانه بشن و انی که میخوان به عمرشون پایان بدن.
کتاب فوق العااااده زیبا بود. میچ البوم همیشه منو شگفت زده کرده. حتی کتاب های قدیمی و غیرمعروفش هم همیشه منو به وجد آوردن. کتاب پر از مفاهیم عمیق انسانیه. کتاب رو به شدت دوست داشتم و بنظرم الان دقیقا همون زمانی بود که نیاز به خوندنش داشتم. مدت ها بود که این کتابو داشتم و حتی چند صفحه ی اولش رو هم خونده بودم، اما هربار به دلیلی خوندنش به تعویق میفتاد. به شدت معتقدم که این کتابا هستن که ما رو برای خوندنشون انتخاب می کنن. هرکدوم دقیقا توی بهترین زمان ممکن خودشون..
قسمت های زیبایی از کتاب: +تو سال های زیادی در پیش داشتی. -نمی خواستمشان. +اما آن ها تو را می خواستند. زمان چیزی نیست که پسش بدهی، شاید درست لحظه ای بعد پاسخی باشد به دعایت. نپذیرفتنش رد مهم ترین بخش آینده است. -چی هست؟ +امید.
- خودم را مس ه . +عشق ی را مس ه نمی کند. -او من را دوست نداشت. +این هم، مس ه ات نمی کند. -فقط به من بگو... کی دردش تمام می شود؟ +گاهی اوقات هیچ وقت.
صدمه زدن به خودمان برای به درد آوردن دل دیگران فقط فریادی است برای دوست داشته شدن.
بیشتر از این ها درباره اش خوانده بود اما نمی خواست باهوش به نظر بیاید. وقتی با هوش بودن، او را با پسر ها به هیچ جا نرسانده بود.
دل بستن به هر چیزی «فقط باعث دل ش تگی ات می شود.»
-دلیلی دارد که خداوند روزهای ما را محدود کرده. +چرا؟ -تا هر کدامش با ارزش شوند.

اطلاعات

  • منبع: http://bookworm.blog.ir/1396/02/14/وقت-نویس
  • مطالب مشابه: وقت نویس
  • کلمات کلیدی: داستان ,کتاب ,زمان ,زندگی ,مس ه ,دوست
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
«زنی با موهای قرمز» اثر اورهان پاموک. داستان پسر نوجوانی به نام جم که پدرش، اون و مادرش رو ترک میکنه و پسر برای کمک ج زندگی در طول تابستون همراه یه ، برای کمک توی کندن چاه آب به یکی از روستاهای اطراف استانبول میره.. محوریت اصلی کتاب افسانه ی یونانی ادیپ و داستان کشته شدن سهراب به دست رستمه و کتاب عملا بازسازی افسانه های کشته شدن پدر به دست پسر و پسر به دست پسر هستش.
هیجان های نسبی کتاب رو دوست داشتم و فضای یه سری از بخش های کتاب، فضای بادبادک باز خالد حسینی رو واسم تداعی میکرد. با اینکه شاید هیچ شباهتی با هم نداشته باشن. درکل بنظرم کتاب نسبتا خوبی بود.

اطلاعات

the pianist-2002 director:roman polanski imdb:8.5 rotten tomatoes:96 metacritics:85 3oscar wins
اقتباسی از کت با همین نام هستش و برگرفته از واقعیت.   بر اساس زندگی پیانیست یهودی لهستانی به نام اشپیلمن ساخته شده که در حین جنگ جهانی دوم و حمله ی نازی ها به ورشو، تلاش میکنه زندگی خودش و خانوادش رو نجات بده. داستان به قلم خود اشپیلمن نوشته شده.
به شدت زیبا و تکان دهندست. واااقعااا لذت بردم و واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم. کتاب های متعددی در این زمینه خونده بودم اما هیچ کدوم تا این اندازه زیبا نتونسته بودن همه چیز رو به تصویر بکشن. ازون اییه که به شدت توصیش میکنم. تمام طول به این فکر می که چطور میشه ادما تا به این اندازه سنگدل باشن. جنگ وحشتناک ترین فاجعه ایه که میتونه برای هر کشوری رخ بده.

اطلاعات

  • منبع: http://bookworm.blog.ir/1396/02/16/The-Pianist-2002
  • مطالب مشابه: the pianist-2002
  • کلمات کلیدی: فیلم ,pianist 2002
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
«هیچ وقت خانواده ای داشته ای؟» اثر بیل کلگ. داستان خانواده ای که در اثر یک آتش سوزی به کام مرگ کشیده میشن.. کتاب داستان آدم های تنهاست. آدم هایی که خانواده ای ندارن یا از طرف خانوادشون طرد شدن. انی که هرکدوم به نوعی با تنهایی خودشون کنار میان و درونش حل میشن..  البته درطول داستان به این سوال پاسخ داده میشه که چه ی مقصر حادثه بوده و اینکه هرکدوم از آدم ها به نوعی در سرنوشت دیگران دخیلن.. این کتاب، تازه ترین کت ه که توسط نشر نون منتشر شده و خب من توی همون هفته ی اول چاپش فرصت خوندنش رو پیدا .من انتظار بیشتری از کتاب داشتم، اگرچه کتاب بدی نبود. پ ن: یه هفته ای نشد که پست بذارم.اما ازین به بعد همون روال سابق ادامه پیدا می کنه :-)

اطلاعات

manchester by the sea-2016 director & writer:kenneth lonergan imdb:8 metascore:96  2oscar wins  1golden globe win مردی که بعد از مرگ برادر بزرگترش متوجه میشه که س رستی برادرزادش به عهده ی اون گذاشته شده و این موضوع اونو وارد شوک عجیبی می کنه.. من این و خیلی دوست داشتم. بنظرم به شدت حرفه ای اومد. نامه ی خیلی خوب، بازی های عالی، احساساتی که خیلی خوب توی به نمایش در اومدن و .. همه چیز درست سرجای خودش چیده شده و حاصلش یه خیلی خوبه.  پ ن 1: منم با منصوره موافقم. بنظر منم فضای خیلی شبیه به فضای های اصغر فرهادی بود.. پ ن 2: وقتی وبو باز می کنید پیغامی براتون نمایش داده میشه که می پرسه مایلید از تغییرات وب آگاه بشید یا نه. فقط خواستم توضیح بدم که فعال ش نیاز به داشتن وب و یا حتی وارد ایمیل یا هیچ چیز خاصی نداره. با فعال این قابلیت، هرباری که توی وب پست گذاشته میشه، واستون نوتیفیکیشن میاد. همین :-)

اطلاعات

memoirs o eisha-2005 director: rob marshall writer:robin swicord (screenplay) & arthur golden (book) imdb:7.4 metascore:54 3oscar wins 1golden globe win اقتباسی از کتاب "خاطرات یک گیشا" اثر ارتور گلدن. داستان دو خواهر که به علت فقر مالی فروخته میشن. خواهر بزرگتر به یک خانه و خواهر کوچکتر به مکانی برای تربیت گیشا ها.
طبق همون روال همیشگی، به هیچ عنوان به خوبی کتاب نیست و کتاب با اختلاف فاحشی نسبت به برتری داره. کتابش به شدت زیبا و تکان دهندست اما ش تا اون اندازه موفق نبوده اما در کل بدی هم نیست. ارزش یک بار دیدن رو داره بنظرم بخصوص اگر قبلش کتابش رو خونده باشید.

اطلاعات

  • منبع: http://bookworm.blog.ir/1396/02/01/Memoirs-of-a-Geisha-2005
  • مطالب مشابه: memoirs o eisha-2005
  • کلمات کلیدی: فیلم ,خواهر ,کتاب ,geisha 2005
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
جز از کل اثر استیو تولتز.
یه رمان فلسفی، به شدت خاص و متفاوت. داستان زندگی سه شخصیت از یک خانواده: جسپر دین، پدرش مارتین دین و عموش تری دین.  متفاوت بودن کتاب رو میشه از همون جمله های ابت ش کاملا تشخیص داد.ازونجایی که کتاب با این جملات آغاز میشه: هیچ وقت نمی‌شنوید ورزشکاری در حادثه‌ای فجیع، حس بویایی‌اش را از دست بدهد. اگر کائنات تصمیم بگیرد درسی دردناک به ما انسان‌ها بدهد، که البته این درس هم به هیچ درد زندگی آینده‌مان نخورد، مثل روز روشن است که ورزشکار باید پایش را از دست بدهد، فیلسوف عقلش، نقاش چشمش، آهنگساز گوشش و آشپز زبانش را. درس من؟ من ‌ام را از دست دادم و اسیر زندانی عجیب شدم.
اون چیزی که کتاب رو خاص و متمایز کرده خیلی به داستان کتاب برنمیگرده. بنظرم علتش بیش از هر چیز، نوع فضای خاص کتاب و تمام جملات پر معنا و مفهومیه که توی کتاب گنجونده شده. حجم کتاب خیلی زیاده ولی هیچ جمله ای از کتاب رو نمی تونید پیدا کنید که فلسفه ی خاصی درون خودش نداشته باشه و منطق و استدلال خاصی پشتش نباشه. دونه به دونه ی جملات و مکالمات کتاب قابلیت تبدیل شدن به جملات قصار رو دارن. کتاب لایه های درونی و عمیق ذهن انسان رو واکاوی میکنه. کت ه که به شدت ارزش خوندن داره و تا مدتها فضا و سبک خاصش توی ذهن می مونه. البته ترجیح میدادم قبل از خوندن کتاب تا این اندازه ازش تعریف و تمجید نشنوم چون بنظرم انتظارات آدم رو از کتاب تا حد غیرمعقولی بالا میبره و بعد ممکنه کتاب چندان دلچسب نباشه.
قسمت های زیبایی از کتاب: عشق بدترین خبرچین است چون به شما القا می کند که ابدی و پابرجاست- تصور پایان زندگی تان راحت تر از تصور پایان عشق است. و از آن جایی که عشق بدون صمیمیت هیچ است و صمیمیت بدون شریک شدن هیچ است، باید تمام رازها را برملا کنید چون بی صداقتی در صمیمیت همه چیز را زیر سوال می برد و به تدریج عشق با ارزش شما را مسموم می کند.  وقتی تمام می شود- شک نکنید که تمام می شود (حتی کله ترین باز هم حاضر نیست روی جاودان بودن عشق شرط ببندد)- ابژه ی عشق از تمام رازهای شما با خبر است. و می تواند ازشان استفاده کند. و اگر رابطه تلخ تمام شود بی رحمانه و خبیثانه از این رازها علیه شما استفاده خواهد کرد. به علاوه، این احتمال قریب به یقین هم هست که رازهایی که زمان برهنگی روح تان برملا می کنید، خود باعث به پایان رسیدن عشق شوند. افشاگری های از روی صمیمیت شما شعله ای است که فتیله ی دینامیت انفجار بی بازگشت عشق را روشن خواهد کرد.

وقتی بچه هستی برای اینکه پیرو جمع نباشی با این جمله به تو حمله می کنند «اگر همه از بالای پل بپرند پایین، تو هم باید بپری؟» ولی وقتی بزرگ می شوی ناگهان متفاوت بودن با دیگران جرم به حساب می آید و مردم می گویند: «هی. همه دارن از روی پل می پرن پایین، تو چرا نمی پری؟»

ما در زمینی قابل اشتعال زندگی می‌کنیم. همیشه آتش هست. همیشه خانه‌ها از دست می‌روند و زندگی‌ها گم می‌شوند. ولی هیچ چمدانش را نمی‌بندد و به چراگاهی امن‌تر نمی‌رود. فقط اشک‌شان را پاک می‌کنند و مردگان‌شان را دفن می‌کنند و بچه‌های بیشتر می‌آورند و پایشان را در زمین محکم‌تر می‌کنند.

تو واسه چی این جایی؟ تو این دنیا. فکر می کنی پدر و مادرت به این که چرا باید تو رو به دنیا بیارن فکر کرده ن؟ گوش کنین وقتی مردم یه بچه ی تازه به دنیا میارن چیا میگن: "این بهترین کاریه که تو زندگیم کرده م." "این جادوئه." و حرفایی از این قبیل. اون ها این کارو برای لذت خودشون کرده ن. برای فرو نشاندن نیازهای احساسی شون. تا حالا متوجه شده ین؟ این که شما تجسم امیال آدم های دیگه هستین؟ الان که فهمیدین چه حسی دارین؟

والدین تون از شما چی میخوان؟ می خوان شما درس بخونین. چرا؟ برای این که شما رو مایملک خودشون می دونن! شما و ماشین هاشون، شما و ماشین های ظرف شویی شون، شما و تلویزیون هاشون. شماها متعلق به اون ها هستین. حتی یه نفر از شما چیزی بیشتر از فرصتی برای تحقق آرزوهای برآورده نشده شون نیست! والدین تون شما رو دوست ندارن! نگذارین با گفتن "دوستت دارم" قسر در برن! نفرت انگیزه! دروغه! یه توجیه بی ارزشه برای سوئ استفاده از شما! دوستت دارم یعنی تو به من مدیونی بدبخت! تو ی معنای زندگی منی چون خودم نتونستم معنایی برای زندگیم پیدا کنم، پس گند نزن! نه، ننه باباتون شما رو دوست ندارن- اون ها به شما احتیاج دارن! خیلی بیشتر از اونی که شما به شون نیاز دارین، مطمئن باشین!

ما تنها موجودی هستیم که به فانی بودن مون آگاهی داریم. این حقیقت به قدری ترسناکه که آدم ها از همون سال های ابت زندگی اون رو توی اعماق ناخودآگاه شون دفن می کنن و همین ما رو به ماشین هایی پرزور تبدیل کرده، کارخانه های گوشتی تولید معنا. معناهایی رو که به وجود میارن تزریق می کنن به پروژه های ن ا شدن شون- مثل بچه هاشون یا آثار هنری شون یا ب و کارشون و یا کشورشون- چیزهایی که باور دارن از خودشون بیشتر عمر می کنن. و مشکل این جاست: مردم حس می کنن برای زندگی به این باورها احتیاج دارن ولی به طور ناخودآگاه بابت همین باورها متمایل به نابود خودشون هستن. برای همینه که آدمی خودش رو برای هدفی دینی قربانی می کنه، اون برای خدا نیست که می میره، به خاطر ترس کهن ناخودآگاهه. پ ن: قسمت های بیشتری از جملات برگزیده ی کتاب رو میتونید توی کانال پیدا کنید :-)

اطلاعات

  • منبع: http://bookworm.blog.ir/1396/02/02/جز-از-کل
  • مطالب مشابه: جز از کل
  • کلمات کلیدی: کتاب ,زندگی ,تمام ,جملات ,دارن ,خودشون ,دوستت دارم ,احتیاج دارن ,دوست ندارن ,تصور پایان ,پیدا کنید
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
«گفتگو در تهران» اثر سید مهدی . رمانی به سبک سیال ذهن، با جا به جایی های مداوم شخصیت و زمان روایت. داستانی با سیزده شخصیت. شخصیت هایی که هرکدوم توی تلخی و مسائل زندگی های امروزی حل شدن. داستانی با تم و درگیر موضوعات مختلف عشق، خیانت، سیاست و آدم هایی که هرکدوم زندگیشون به طور مستقیم و غیرمستقیم تحت تاثیر سیاست های جامعه قرار گرفتن. کتاب بیش از هرچیز فضای سال 88 و روشن فکر های درگیر مسائل رو توی اون سال به تصویر می کشه. نویسنده هایی که مجوز نمیگیرن، خواننده هایی که مجوز آلبوم نمی گیرن، آدم هایی که ناخواسته زندانی میشن.
بیش از هرچیزی من نحوه ی روایت داستان رو دوست داشتم. سبک سیال ذهن و جا به جایی مداوم راوی و زمان روایت. همیشه مهدی رو با غزل های پست مدرنش میشناختم و این اولین رمانی بود که ازش میخوندم. به شدت قلمش رو پسندیدم. فقط گاهی این حجم از تلخی و سیاهی داستانش واقعا منو میترسوند اگرچه که خیلی خوب میدونم که حقیقت زندگی و جامعمون از اینم تلخ تره.ضمنا کتاب به شدت بدون سانسوره! به هرحال توصیه می کنم این کتاب ممنوعه رو از این نویسنده ی ممنوعه و تبعیدی بخونید. لینک :دریافتحجم: 1.83 مگابایت

اطلاعات

  • منبع: http://bookworm.blog.ir/1396/02/04/گفتگو-در-تهران
  • مطالب مشابه: گفتگو در تهران
  • کلمات کلیدی: هایی ,سیاسی ,کتاب ,شخصیت ,روایت ,زمان روایت ,مهدی موسوی
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
the perks of being a wallflower-2012 writer & director: stephen chbosky imdb:8 metascore:67 اقتباسی از کتاب «مزایای منزوی بودن» اثر استیون چباسکی. پسری که به تازگی وارد دبیرستان شده و در ارتباط برقرار با دیگران دچار مشکله.. قبلا کتاب رو توی وب معرفی . جز معدود مواردیه که یه اقتباسی خوب از آب درومده که علتش میتونه این باشه که نویسنده ی کتاب، رو کارگردانی کرده. البته یک سری از اتفاقات کتاب توی کاملا حذف شده اما با این وجود خوبی از آب درومده. بنظرم بعد از خوندن کتابش، دیدن ش خالی از لطف نیست. پ ن: رو به پیشنهاد منصوره ی عزیزم دیدم :-) :-*

اطلاعات

moonlight-2016 writer & director: barry jenkins imdb:7.6 metascore:99 rotten tomatoes:98 3oscar wins 1golden globe win سه برهه ی زمانی سیاه پوستی به نام شایرون رو نمایش میده. کودکی، نوجوانی و بزرگسالیش. پسری که به دلایلی بین هم سن و سال هاش دوستی نداره و دیگران باهاش برخورد مناسبی ندارن و از طرف دیگه هم با مادرش مسائل و مشکلاتی داره..
رو خیلی دوست داشتم. بنظرم واقعا حرفه ای و متفاوتی بود. توی مکالمات خیلی زیادی دیده نمیشه. اینکه مفاهیم به این عمیقی بتونه با موسیقی متن و البته اکثر مواقع سکوت نمایش داده بشه، مسلما باعث میشه خیلی متفاوتی باشه. شما رو وادار میکنه با فردی همذات پنداری کنید که شاید پیش از اون قاطعانه محکومش میکردید. زندگی هر فرد انعکاسیه از شرایط گذشتش و نمیتونه به سادگی مورد قضاوت قرار بگیره..
پ ن 1: اولین باری بود که موقع دیدن یه ، زیرنویس لازم شدم. البته زیرنویس انگلیسی. خیلی سخت حرف میزدن. کلا نصف کلمه ها رو نمیگفتن :| نمیدونم بخاطر قشر خاص آدمایی بود که نشون میداد، لهجه ی خاصی بود یا اینکه عادی بوده و بقیه ا غیرعادین ;-) پ ن 2: از بین ایی که رو دیدن، ی میدونه توی بچگی، همکلاسی ها و دوستای شایرون چطور اون مسئله رو تشخیص میدادن که اذیتش می ؟! من واقعا واسم سواله که چطوری همه میدونستن..

اطلاعات

  • منبع: http://bookworm.blog.ir/1396/02/07/Moonlight-2016
  • مطالب مشابه: moonlight-2016
  • کلمات کلیدی: فیلم ,خیلی ,moonlight 2016
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
the artist-2012 writer & director: michael hazanavicius imdb:7.9 metascore:89 rotten tomatoes:96 5oscar wins 3golden globe wins
یه صامت. استار مشهور هالیوود که های صامت بازی میکنه و خیلی اتفاقی یکی از طرفدارای پر و پا قرصش وارد زندگیش میشه، دختر رقاصی که عاشق بازیگریه..
خیلی متفاوتیه. نه دیالوگی وجود داره و نه مکالمه ای.فقط موسیقی متن و سکوت.. و البته بازی های جذاب. بازیگرایی که انقدر خوبن که بدون صدا و دیالوگ هم میتونن تا پایان شما رو جذب کنن. 
پ ن: بازیگر زن نقش اول ، به شدت emma stone رو توی لالالند واسم تداعی میکرد. هم از لحاظ چهره و هم از لحاظ داستانی که توی روایت میشه.

اطلاعات

  • منبع: http://bookworm.blog.ir/1396/02/09/The-Artist-2011
  • مطالب مشابه: the artist-2012
  • کلمات کلیدی: فیلم ,artist 2012
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
midnight in paris-2011 writer & director:woody allen imdb:7.7 metascore:81 1oscar win 1golden globe win مرد نویسنده ای که به همراه نامزدش چند روزی رو به پاریس سفر کرده تا برای نوشتن کتابش ایده بگیره اما توی این سفر زندگیش دگرگون میشه..
به شدت زیبا و آرامش بخش و پر از حس های خوبه. خیلی خیلی دوستش داشتم و دلم میخواد یه روزی مثل شخصیت اول توی خیابونای پاریس قدم بزنم.. اگر اهل کتاب و ادبیات باشید، از این لذت خیلی بیشتری میبرید. پ ن 1: رو به پیشنهاد کروکودیل نیمه فمینیست عزیز دیدم. پ ن 2: یه نقد خوب از رو میتونید اینجا بخونید.

اطلاعات

jackie-2016 director:pablo larrain writer:noah oppenheim imdb:6.9 metascore:81 جان اف کندی یکی از روسای جمهور ، بعد از دو سال و ده ماه ریاست جمهوری ترور شد. شرح موقعیت و تلاش های بی وقفه ی همسرش، ژاکلین (جکی)، بعد از ترور اونه. اینکه چطور تلاش میکنه بر غمش غلبه کنه و تصویر خیلی خوبی از همسرش در ذهن مردم و تاریخ باقی بذاره.
شخصیت جکی رو خیلی دوست داشتم. محکم، مستقل، با سواد .. ولی بطور کلی بنظرم متوسطی اومد البته از نظر نامه نه از نظر سبک و کیفیت بازی بازیگرها.

اطلاعات

  • منبع: http://bookworm.blog.ir/1396/02/11/Jackie-2016
  • مطالب مشابه: jackie-2016
  • کلمات کلیدی: jackie 2016
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
«جایی که ماه نیست» (شوک سقوط) اثر نیتان فایلر. کتاب داستان پسری رو روایت میکنه که همراه خانواده و برادری که چند سال ازش بزرگتره به سفر میرن و در اون سفر برادر بزرگترش میمیره. برادری که مبتلا به سندروم داون بوده.. و حالا بعد از چند سال، پسر اون روز و حوادثش رو به خاطر میاره.. کتاب زیباییه. قلم نویسنده و نحوه ی روایتش زیباست. زمان روایت در طول داستان بطور مداوم تغییر میکنه و لحظاتی از گذشته به تصویر کشیده میشه. جنبه های روانشناختی داستان هم خیلی خوب بررسی شده. ولی از طرف دیگه من انتظار پایان متفاوت تری از کتاب داشتم. مثل کتاب "ما همه دروغگو بودیم" یا "مزایای منزوی بودن" و چند کتاب مشابه دیگه ای که اخیرا خونده بودم.

اطلاعات

جستجوهای اتفاقی