دامنۀ دارابکلا

قلم، نویسنده، نوشتارپست 4918: «سلام. جناب طالبی در انتخاب تیتر مربوط به این پست [پست 4892 اینجا] اشتباه برداشت کردید و نقدی به پست شما [پست 4887 اینجا]نبود و مکملی بر آن پست بود. پیشاپیش از اصلاح تیتر مربوط به این پست کمال تشکر را دارم.»

پاسخ دامنه: به نام خدا. سلام من هم به شما جناب nsa. ممنونم. البته من از نوع استدلال و شاهد مثال های تان متوجه شده بودم که در شناخت درد، همدردیم. اما احساسم این بود واژه نقد را برگزینم، شاید جناب عالی، مرا هم در ضمن آن متن خود، مورد نقد قرار داده باشید. به هر حال؛ از حُسن دقت و ظرافت نگری شما ممنونم.

اوضاع هم درست می شود ان شاء الله. صبوری و نظارت می طلبد. مهم، پایمال نشدن خون شهیدان است و آرمان های بلند تک تک نیک شان. که هیچ قادر نیست این دو را از مسیر انسان محو و نابود نماید. یعنی من عمیق معتقدم پیام شهیدان، هرگز محوشدنی نیست و نیز تفکرِ تک تک انسان های با د و عقل و دیانت و شرافت. به سلامت


اطلاعات

پست 4919: اختصاصی2 قسمت 144

اینجا

دامنه. قم. منزل عارف. شب 3 فروردین 1396. عکاس: عارف      دامنه. قم. منزل عارف. شب 3 فروردین 1396. عکاس: عارف. دعوت شام بابت پنجاه و چهارمین سال تولدم


اطلاعات

حجة ال والمسلمین شیخ مالک رجبی دار . 2 فروردین 1396. زاده زین العابدین بن محمد جویبارپست 4920: به قلم حجة ال مالک رجبی 180. «غنچه های انتظار: قسمت ۲. سلام. علیکم بسم الله الرحمن الرحیم. ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺍﮐﺘﺸﺎﻑ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﯾﮏ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻡ  ﻭ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻡ  ﻣﯽ ﺭﻭﺩ. ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ ﻭ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺟﺪﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ... ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ: ﮐﺪﺍﻡ ﻣﻬﻤﺘﺮ ﺍﺳﺖ؟ ﻧﻈﻢ ﺧﺎﻧﻪ ﯾﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﺍﺯ ﻣﻦ ﯾﺎﺩ ﮐﻨﺪ؟ ﮐﺪﺍﻡ ﻣﻬﻤﺘﺮ ﺍﺳﺖ.ﺧﺎﻧﻪ ﯾﺎ ﺍﺧﻼﻕ ﻭ ﺭﻭﺣﯿﻪ ﻭ ﺣُﺴﻦ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ؟ ﭼﻮﻥ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ. ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ ﺍﻭﻟﻮﯾﺘﻢ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﻫﻢ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﭼﯿﺰ ﻧﺰﺩ ﻣﻦ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﻦ ﻭ ﺍﻭﺳﺖ.... ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﻘﺸﻪ ﺍﻡ، ﻭ ﻃﺒﻌﺎ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﮐﻤﯽ ﺍﺯ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﻣﻬﻢ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﻠﺰﻡ ﺑﻪ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﻭ ﻣﺎﺑﻘﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﻗﯿﺪ ﻭ ﺷﺮﻃﯽ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩﻡ. ﺍﺯ ﻋﺼﺒﯽ ﺷﺪﻥ ﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩﻥ ﮐﻢ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺭﺳﯿﺪﻡ... ﺍﺯ ﻭﺳﻮﺍﺱ ﻫﺎﯾﻢ ﮔﺬﺷﺘﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺭﺍﺿﻲ ﺷﺪﻡ ﮐﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﺑﻬﻢ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﻭ ﻧﺎﻣﻨﻈﻢ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮐﻤﯽ ﺷﻠﺨﺘﮕﯽ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ .....

ﺍﻣﺎ.........ﻓﺮﺯﻧﺪﯼ ﺭﺍ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻭﺧﺸﻢ ﻫﺎﯾﻢ ﻧﻤﯽ ﻧﺎﻟﺪ ﻭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﯼ ﻗﻮﯼ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﯿﻦ ﻣﺎ ﺣﺎﮐﻢ ﮔﺸﺘﻪ ﺍﺳﺖ..... ﭼﻮﻥ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ...... ﺍﻭ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺯﻭﺩﮔﺬﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ. ﮐﻮﺩﮎ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭﻡ ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﻦ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺑﺎشد. ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺣِﺮﻓِﻪ‌ﺍﻱ ﺑﭽﻪ‌‌ﯼ «ﺑﺎﻋﺮﺿﻪ» ﺑﺎﺭ ﻣﻲ‌ﺁﻭﺭﻧﺪ. ﻧﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ. ﺑﺮﺍﻳﺸﺎﻥ ﻣﻬﻢ ﺍﺳﺖ. ﺑﭽﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺯﯾﭗ ﮐﺎﭘﺸﻨﺶ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﮑﺸﺪ ﻭ ﺑﻨﺪ ﮐﻔﺸﺶ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪﺩ. ﻭﻗﺘﯽ ﺳﺮ ﺟﻠﺴﻪ‌‌ﯼ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ، ﺧﻮﺩﻛﺎﺭﺵ ﻧﻨﻮﺷﺖ ﺍﺷﻜﺶ ﺩﺭ ﻧﻴﺎﻳﺪ ﻭ ﺭﺍﻫﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﺪ. ﻣﻴﻮﻩ‌ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﻣﻲ‌ﮔﺬﺍﺭﺩ، ﺗﻮﻱ ﻛﻴﻔﺶ ﻧﮕﻨﺪﺩ. ﻭﻗﺘﻲ ﻣﻌﻠﻤﺶ ﯾﺎ ﻧﺎﻇﻤﺶ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﺍﻭﻃﻠﺒﯽ ﻣﯽ‌ﮔﺮﺩﻧﺪ ﺯﻳﺮ ﻣﻴﺰ ﻗﺎﻳﻢ ﻧﺸﻮﺩ.  ﻏﺬﺍ ﺧﻮﺭﺩﻧﺶ ﻛﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ ﺩﻝ ﺁﺩﻡ ﺑﻪ‌ﻫﻢ ﻧﺨﻮﺭﺩ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﻥ ﻇﺮﻑ ﻏﺬﺍﻳﺶ.  ﻭﻗﺘﻲ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻱ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺳﻮﺍﻝ‌ﻫﺎﻱ ﺍﺿﺎﻓﯽ ﺑﭙﺮﺳﺪ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﭙﻴﭽﺎﻧﺪﺵ.

حجة ال والمسلمین شیخ مالک رجبی دار . 2 فروردین 1396. زاده زین العابدین بن محمد جویبار

حجة ال مالک رجبی دار . و فرماندار و بخشدار جویبار. 3 فروردین 1396. مزار جویبار

ﻭﻗﺘﻲ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ ﺍﻧﮕﺸﺘﺶ ﻧﻴﻢ‌ﻣﺘﺮ ﺗﻮﯼ ﺣﻠﻘﺶ ﻓﺮﻭ ﻧﺮﻭﺩ. ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺣﺮﻓﻪ‌ﺍﻱ ﻳﻚ‌ﺟﻮﺭﻱ ﺑﺎ ﺑﭽﻪ‌ﺍﺵ ﺣﺮﻑ ﻣﻲ‌ﺯﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﭽﻪ، ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﻤﯽ‌ﺩﻫﺪ. ﺍﮔﺮ ﺑﭽﻪ ﻭﯾﺮﺵ ﮔﺮﻓﺖ ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻡ ﺁﻭﺍﺯ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﺻﺪﺍﻳﺶ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﺪ، ﭘﺪﺭﺵ ﺗﻮﻱ ﺫﻭﻗﺶ ﻧﻤﯽ‌ﺯﻧﺪ ﮐﻪ «ﭼﻪ ﺧﺒﺮﺗﻪ!». ﻭﻗﺘﻲ ﯾﮏ ﺑﭽﻪ‌‌ﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺗﻮﭘﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻭﺭ ﺑﮕﻴرد، ﺑﻬﺶ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻨﺪ ﺑﺎ ﺯﻭﺭ ﻧﻤﻲ‌ﺗﻮﺍﻧﻲ، ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻱ، ﺑﺎﻫﺎﺕ ﺑﺎﺯﻱ ﻣﻲ‌ﻛﻨﻢ. ﻭﻗﺘﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺵ ﻧﺎﻣﻌﻘﻮﻝ ﺁﻣﺪﺑﻪ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ. ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺑﭽﻪ‌‌ﯼ ﺑﺎﻋﺮﺿﻪ ﺑﺎﺭ ﻣﻲ‌ﺁﻭﺭﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻧﻴﻢ‌ ﻧﻤﺮﻩ‌ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﯽ ﺟﻠﻮﻱ ﻣﻴﺰ ﻣﻌﻠﻢ ﻋﺠﺰ ﻭ ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﻧﻜﻨﺪ.

ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺍﮔﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﻋﺎﻟﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺍﻋﺘﯿﺎﺩ،ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺑﺰﻫﮑﺎﺭﯾﻬﺎﯼ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻭ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻧﺎﻣﺸﺮﻭﻉ ﻧﺮﻥ ، ﺣﺘﻤﺎ ﺑﻪ ﺭﺍﻫﮑﺎﺭﻫﺎﯼ ﺯﯾﺮ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﯿﺪ

1_ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺕ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﺤﺘﺮﻣﺎﻧﻪ ﻭ ﻋﺎﻃﻔﯽ ﭼﻮﻥ ﺁﻗﺎ، ﺧﺎﻧﻢ ﻭ...ﺻﺪﺍ ﺑﺰﻥ ﻧﺮﮔﺲ ﺧﺎﻧﻢ، ﻋﻠﯽ ﺁﻗﺎ، ﻋﺰﯾﺰ ﮔﻠﯽ ﻣﺎﻣﺎﻥ، ﻓﺮﺷﺘﻪ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮﯼ ﻣﻦ ﻭ...

2-ﺣﺪﺍﻗﻞ ﺭﻭﺯﯼ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺕ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺭﺍﺑﮕﻮ: ﻋﺰﯾﺰ ﺩﻟﻢ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻢ.

3-ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺕ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺨﺼﯿﺘﺶ  ﺍﺭﺯﺵ ﻗﺎﺋﻞ ﺑﺎﺵ.

4-ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺕ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻦ ﺗﺎ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺭﺍ ﺗﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﺪﻫﺪ

5-ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺍﺧﺘﻼﻓﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﺕ ﺩﺭ ﺭﻭﺷﻬﺎﯼ ﺗﺮﺑﯿﺘﯽ ﺭﻓﻊ ﮐﻦ

6-ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪﺕ ﻭ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻭﻗﺖ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻭ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﮐﻮﺩﮎ ﺯﯾﺮ ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻟﺖ ﺩﻭﺭ ﺑﺎﺵ

7-ﺟﻠﻮﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪﺕ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﺕ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﺕ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﺎﺷﺪ.

۸-ﻓﺮﺯﻧﺪﺕ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺻﻤﯿﻢ ﻗﻠﺐ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺖ ﺭﺍ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﮐﻦ

9-ﺍﺯ ﺳﻪ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﮐﻢ ﮐﻢ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭ ﮐﻦ

10-ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﯼ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺩﯾﻦ ﻣﺴﺘﺤﮑﻤﺘﺮ ﮐﻨﯽ.ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺩﯾﻨﺪﺍﺭ ﻭ ﺑﺎ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﮐﻤﺘﺮ ﻣﺴﯿﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺧﻼﻑ ﮐﺞ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ

11-ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺕ ﻓﺮﺯﻧﺪﺕ ﺭﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﻣﺤﺮﻡ ﺍﺳﺮﺍﺭﺵ ﺑﺎﺷﯽ (ﺣﺘﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﻓﺮﺻﺖ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺭﯾﺴﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺍﻭﺑﺪﻩ)

12-ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﮐﻮﺩﮐﺖ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻦ.ﮔﺎﻫﯽ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﺎﺯﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﺨﻨﺪﯾﺪ.

13-ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻣﺸﺨﺼﯽ ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﻭﯼ ﺑﺎﻓﺮﺯﻧﺪﺕ ﮐﻦ

14-ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪﺕ ﻣﺼﺪﺍﻕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺻﺪﺍﻗﺖ.ﺍﻣﺎﻧﺖ ﺩﺍﺭﯼ.ﮐﻨﺘﺮﻝ ﺧﺸﻢ ﻭ ﻭﻓﺎﯼ ﺑﻪ ﻋﻬﺪ داشته ﺑﺎﺵ.

(منبع: متخصصین تربیت مربی و روانشناسی کودک و نوجوان در دفتر تبلیغات حوزه ی علمیه قم. که با مربیان دیگر جمع آوری کردیم.تحریراً جویبار محل تبلیغات طرح نوروزی ۴ فروردین ۹۶ برابر با ۲۸ جمادی الثانی ۱۴۳۸.همالک رجبی»

قسمت اول این بحت در پست 4912 اینجا


اطلاعات

حجة ال والمسلمین شیخ محمد جواد غلامی دار . 3 فروردین 1396. دارابکلا. حیاط پدرشان بالامحلهپست 4911 : به قلم حجة ال محمدجواد غلامی63. «به نام خدا، رابطه امید و شوخ طبعی. شوخ طبعی به عنوان منبع بالقوه امید، نقش مهمی دارد. تحقیقات نشان داده اند انی که از شوخ طبعی برای مقابله با مشکلات زندگی استفاده می کنند، امید بالاتری دارند. تجربه شوخی و خنده می تواند تاثیر مثبتی روی امید داشته باشد.

اساسا" امید، مفهومی "آموختنی" است که در طول زندگی در فرایند اجتماعی شدن، ب می شود. اشخاص امیدوار هنگام تحمل درد و رنج ناشی از بحران ها از خود گویی مثبت، خواندن کتاب های سرشار از فضائل اخلاقی و معنوی، تجسم تصاویر امید بخش و روح انگیر و شوخ طبعی استفاده می کنند. بی تردید امیدِ بالا با تعاملات اجتماعی مثبت، و عزت نفس، موفقیت و رضایت از زندگی رابطه مستقیم دارد.»


اطلاعات

حجة ال والمسلمین شیخ مالک رجبی دار . 2 فروردین 1396. زاده زین العابدین بن محمد جویبارپست 4912: به قلم حجة ال مالک رجبی 180. «غنچه های انتظار. چگونه با کودکان صحبت کنیم؟ من کیستم؟ «تو آ ش چیزی نمی‌شی»، «تو فقط مایه دردسری»، «پشیمان‌می‌شی، حالا می‌بینی»، «خیلی ابلهی»، «تو هم مثل عمویت بداخلاق هستی» و ... بسیاری از کودکان بر مبنای همین شیوه گفتگو بزرگ می‌شوند. این روش تربیتی همیشه و برای هر نسلی م ب است. درواقع کودکان با تمام نشاط و هوشی که دارند، همان‌گونه که ما از آن‌ها توقع داریم، بار می‌آیند و سرنوشتشان را پی‌ریزی می‌کنند. بنابراین به‌کارگیری هر جمله منفی واقعاً م ب است. کودکی را فرض کنید که هنگام بازی از یک درخت بالا رفته است. مادرش با صدای بلند و عصبانی از توی اتاق فریاد می‌زند، می‌افتی، مراقب باش، چقدر تو احمقی، ابله، کودن، بی‌عرضه نفهم و... همه این نوع خطاب‌ها نه‌تنها در همان لحظه احساسات بدی در بچه‌ها ایجاد می‌کند، بلکه تأثیراتی مثل هیپنوتیزم دارد و مانند بذری در ذهن کودک کاشته می‌شود. در ضمیر ناخودآگاه او عمل می‌کند و تبدیل به حقایق مسلمی در شخصیت کودک می‌شود.»

پیام هیپنوتیزم درواقع شخص را تحت تأثیر قرار می‌دهد و فرمان را به‌طور نا هوشیار انجام می‌دهد. همه می‌دانند که این کار در درمان‌های پزشکی اثر قابل‌ملاحظه‌ای داشته است، اما چیزی که بیشتر مردم نمی‌دانند، این است که هیپنوتیزم می‌تواند هرروز اتفاق بیفتد و ذهن بشر،‌ بیشتر هنگام بیداری و در ح هوشیاری کامل با هیپنوتیزم درگیر است. به عبارتی، ‌هر بار که ما درباره موضوعی صحبت می‌کنیم، وارد ضمیر ناخودآگاه فرزندانمان می‌‌شویم و برای آن برنامه‌ریزی می‌کنیم. اگرچه اصلاً چنین قصدی نداریم!

تأثیر پیام بر ضمیر هوشیار و نا هوشیارذهن کودک مملو از سؤال‌های مختلف است. به‌طور مثال «من کیستم»، «از کجا آمده‌ام»، «من به چه دردی می‌خورم!» و ... به همین دلیل است که ذهن بچه‌ها به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای تحت تأثیر عبارت‌هایی است که ما با جمله «تو ... هستی.» به آن‌ها خطاب می‌کنیم. وقتی پیام شما جملاتی از این قبیل باشد: «تو چقدر تنبلی» یا «تو بی‌نظیری» آن‌ها این گفته‌های ما بزرگسالان را مهم می‌دانند و آن را در اعماق ضمیر نا هوشیار خود ثبت می‌کنند. گاهی از بزرگسالان شنیده‌ایم که «من بی‌مصرف هستم، خودم می‌دانم» این‌گونه عبارت‌های اخطاری منفی، بارها و بارها در بزرگسالی، تأثیر خود را در زندگی فرد برجای می‌گذارد. زیرا این افکار در ابتدای زندگی یعنی درزمانی که فرد نمی‌تواند درباره حقیقت آن‌ها چون‌وچرا کند، به ذهن او القا شده است. بچه‌ها با خود فکر می‌کنند که بزرگ‌ترها همه‌چیز را می‌دانند، بنابراین وقتی به کودک می‌گوییم تو دست‌وپا چلفتی هستی یا آتش‌ ‌ای ممکن است ابتدا با پرخاشگری مخالفت خود را نشان دهد، اما ته دل، با ناراحتی این موضوع را می‌پذیرد. چون شما بزرگ‌ترید و حق با شماست. پیام شما روی هر دو سطح هوشیار و نا هوشیار ضمیر او تأثیر می‌گذارد.

ثبت همه اتفاقات در ذهن شماهر حادثه،‌ صحنه، صدا و حتی هر کلام در مغز ما بایگانی می‌شود. یادآوری تمام این خاطرات تقریباً امکان‌پذیر نیست، اما همه آن‌ها روی چین‌وچروک‌های مغز جا گرفته است. هر چیزی که ما به‌صورت ارادی و غیرارادی می‌شنویم در مغز ما حک می‌شود، اما ما همه اطلاعات را همزمان به یاد نمی‌آوریم. به‌هرحال کودک هم از این قاعده مستثنا نیست. تابه‌حال به چیزهایی که وقتی ظاهراً کودکتان حواسش پرت است، درباره او گفته‌اید، فکر کرده‌اید؟! همه‌چیز ارادی یا غیرارادی در مغز حک می‌شود. پس به قدرت فوق‌العاده‌ شنوایی او شک نکنید. این حتی شامل زمانی که بچه‌ها در خواب هستند و حتی خواب می‌بینند هم می‌شود.

بنابراین وقتی درباره فرزندتان حرف می‌زنید مراقب باشید و یادتان باشد که حرف‌های شما به‌طور مستقیم در ذهن کودک ضبط می‌شود. بهترین تأثیر را وقتی می‌گذارید که کودک شما را زیر نظر دارد و شما نزد دیگران از او تعریف و تمجید می‌کنید.

پیام‌های تأثیرگذارتر: ما در زندگی روزمره به کودکانمان پیام‌های ضدونقیضی می‌دهیم. گاهی که حالمان خوب است می‌گوییم «پسرم بازی بس است. بهتر است کمی بنشینی» و وقتی حالمان خوب نیست و عصبانی هستیم می‌گوییم «بس است دیگر، خفه شو، احمق بی‌شعور» در این موقع ما باح ی عصبانی با کودک صحبت می‌کنیم که در ذهن کودک نقش می‌بندد.

کودک با خود می‌گوید: «پس این چیزی است که پدر یا مادر در مورد من فکر می‌کنند.» کلماتی که والدین در زمان عصبانیت به کار می‌برند، به طرز قابل‌ملاحظه‌ای تأثیرگذار است. پیام‌های مثبت به‌اندازه پیام‌های منفی کارساز و ماندگار نیستند. به همین دلیل همیشه و به‌خصوص در مواقع بحران باید با نگاهی نافذ و القای پیام‌های مثبت به او بگوییم: «هر اتفاقی که بیفتد، تو بازهم برای ما مهمی. تو بهترینی»

شیوه‌های گفتاری ناصحیح

۱) استفاده از کلمات تحقیرآمیز به‌جای دستورات ساده در موقع آموزش نظم و تربیت؛ مثال: آن را بده به من، بچه خودخواه نفهم.

۲) استفاده از کلمات تحقیرآمیز به شکلی دوستانه و بامزه؛ مثال: آهای گوش‌ فیلی! شام آماده است.

۳) مقایسه ؛ مثال: تو هم مثل پدرت، آدم بدی هستی.

۴) تهدید ؛ مثال: حسابت را می‌رسم! صبر کن یک بلایی سرت بیارم خودت حظ کنی.

۵) صحبت درباره اشتباهات یا ضعف‌های کودک در جمع و در حضور خودش؛ مثال: او خیلی کمروست. نمی‌دانم در زندگی چه‌کار خواهد کرد؟

۶) قضاوت عجولانه؛ مثال: (قبل از این‌که بدانیم چه اتفاقی افتاده است) تو بی‌خود کردی او را هل دادی بچه بی‌ادب!

۷) استفاده از برانگیختن حس گناه برای کنترل کودک؛ مثال: تو آن‌قدر اذیت می‌کنی که من مریض میشم. آ ش از دست‌تو می‌میرم!!

حالا زمان مناسبی است که به فکر رفتار متعادل‌تری باشیم. ما همگی باید این کار را ؛ باید کمی به رفتارمان توجه کنیم و با پرهیز از به کار بردن جملاتی نظیر مثال‌های فوق می‌توانیم شیوه تربیتی خودمان را بهتر کنیم. در این صورت، ‌هم شما و هم فرزندانتان احساس بهتری خواهید داشت. کودکان ذهنشان را به همان ترتیبی سازمان‌دهی می‌کنند که ما به آن‌ها آموخته‌ایم، پس به نفعمان است که مثبت بین یم. برای مثال: به‌جای جمله «تو را به خدا، امروز در مدرسه با بچه‌ها دعوا نکن» باید بگوییم: «دلم می‌خواهد توی مدرسه بهت خوش بگذرد و فقط با بچه‌هایی که دوستشان داری،‌ بازی کنی.»

تفاوت‌های جزئی در گفتار،‌ تأثیر جملات را عوض می‌کند زیرا شیوه عملکرد ذهن تغییر می‌یابد. چرا؟ اگر به کودک بگویید «از درخت پایین نیفتی» ذهن او به‌ناچار به دو موضوع معطوف می‌شود: «انجام ندادن» و «افتادن از درخت» وقتی ما از چنین کلماتی استفاده می‌کنیم، تصاویر آن به‌طور خودکار در ذهن کودک شکل می‌گیرد. می‌توان گفت چیزی که ما به آن می‌ شیم در عالم واقعیت خلق می‌شود. کودکی که تصویر واضحی از افتادن از درخت در ذهن خود پرورانده، احتمال به زمین افتادنش بیشتر است. پس بهتر است از لغات مثبت استفاده کنیم: «با دقت از درخت بالا برو» . یا به‌جای «نپر وسط خیابان» بهتر است بگوییم «تو هم همراه من از پیاده‌رو بیا»

در دادن دستورالعمل برای هر کار، با کودکان صریح صحبت کنید. گاهی کودک نمی‌داند چطور باید از خود مراقبت کند، بنابراین دستورات ما باید مشخص باشد. بهتر است بگوییم: «محکم و با دودستت کناره‌های قایق را بگیر» تا این‌که: «اگر بیفتی، من می‌دونم و تو» یا بدتر از آن اگر بیفتی می‌دونی چی به سر من می‌آید.» تفاوت مفهومی این‌گونه جملات بسیار کم است، اما تأثیر کاملاً متفاوتی بر کودک دارد. یادگیری به کار بردن چنین جملاتی چندان دشوار نیست، اما آنچه مهم است تمرین و پشتکار فراوان است تا این کار برایمان عادت شود. کلام مثبت به کودکان می‌آموزد تا فکر و رفتاری مثبت داشته و در هر شرایط احساس قدرت و توانمندی‌ کنند.» (منبع: متخصصین تربیت مربی و روانشناسی کودک و نوجوان در دفتر تبلیغات حوزه ی علمیه قم. که با مربیان دیگر جمع آوری کردیم. مالک رجبی دار . 3 فروردین 1396. جویبار)


اطلاعات

  • منبع: http://damaneyedarabkola.persianblog.ir/post/4912
  • مطالب مشابه: غنچه های انتظار قسمت 1
  • کلمات کلیدی: کودک ,مثال ,تأثیر ,می‌شود ,هوشیار ,آن‌ها ,پیام‌های مثبت ,کلمات تحقیرآمیز , ؛ مثال ,بنابراین وقتی ,همین دلیل
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

قرآن و اهل بیت علیهم السّلامپست 4913: اُنس با قرآنوَإِمَّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ.

و اگر وسوسه‏ اى از سوى تو را به وسواس افکند، به خداوند پناه ببَر، چرا که او شنواى داناست‏‏.

(سوره ۴۱: فصلت - جزء ۲۴ - آیۀ 36، ترجمۀ بهاءالدین مشاهی)

 


اطلاعات

پست 4914: دامنهٔ روح2 لیف روح 186

چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکی ست

نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود

حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه

هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود

(حافظ؛ غزل 209)


اطلاعات

پست 4915 : ایران شناسی قسمت 80. سی و سه پل اصفهان. (منبع: اینجا)

سی و سه پل اصفهان      سی و سه پل اصفهان


اطلاعات

اسحاق جهانگیری معاون اول رییس‌جمهوریپست 4916: روایت اسحاق جهانگیری از دیدار حاج قاسم سلیمانی با خانواده وی در اولین روز بهار سال 1396: «اولین روز بهار قاسم سلیمانی به دیدار مادرم بعنوان مادر شهیدان یعقوب و محمد آمد. ایشان رسم دارد که به دیدار خانواده های برود.

از مادرم پرسیدم؛ مادر چقدر را دوست داری؟ با لحنی مهربان و مادرانه گفت: خیلی. رفتار مادرم با مثل فرزند خود بود و به ایشان عیدی هم داد. امروز سلیمانی در نزد ملت بزرگ ایران، قهرمان ملی است.» (منبع: اینجا)


اطلاعات

دامنه. قم. منزل عارف. شب 3 فروردین 1396. عکاس: عارفپست 4917: به قلم دامنه. به نام خدا. من با آن که فردی خُرافی و افه دوست، نیستم؛ اما به سنت هایی که به انسان تفکر و بِه زیستی و روحیۀ بهترشدن می دهد، سخت پایبندم. خصوصاً آنچه از معصوم (ع) نقل شده باشد، بشدّت علاقمندم هر چند در عمل به آنهاکوتاهی و کاهلی و ضعف داشته باشم. اساساً شیعه یعنی ی که کردار و گفتار و تقریر معصوم (ع) را پیروی می کند. و زیارت اهل قبور یکی از سیره های زیبا و روح بخش آن بزرگان و اولیای الهی بوده است.

مزاررفتن به انسان _اگر چنانچه با ذکر، سکوت درونی و عبرت گیری باشد_ نشاط درونی و حیات طیّبه می بخشد. فرد، در مزار معاد ش می شود. معاشش را تنظیم و بالانس می نماید. به احوالِ مرگ، فکر می کند و به پایان یافتن عمر و رفتن به سرای آ ت، شه و محاسبه. نیز در مزار و نزد اهل قبور، های دلی می کند با مؤمنینی که آنجا به دیار باقی عزیمت د و زودتر و پیشتر از دیگران طعمِ غسل و کفن و تشییع و قبر و مابقی مقدمات برزخ را چشیده اند. و این یعنی رفتن به سراغ انی که در قبرشان توقع و انتظار زیارت دارند. خصوصاً این که همۀ مزارهای ایران، شهیدان  ه اند که خون شان درخت و ایران را آبیاری ساخته است و اَدای احترام به آنان لازم است.

مزار دارابکلا

اگر می خواهید فلسفۀ و نکته های بسیارمهم این کار را بفهمید و بیشتر بر علم و دانایی تان بیفزایید و به درک تازه تر از مفهوم زیارت اهل قبور نائل گردید، این متن نقلی در ادامۀ مطلب را بخوانید که من ب مطالعه کرده ام و آن را متنی بسیارعالی و اثرگذار روحی و روانی و فکری دیده ام:

«به گزارش شفقنا به نقل از شبستان آیت الله نجم‌الدین مروجی طبسی، خارج فقه و اصول حوزه و مولف دینی در رابطه با موضوع سنت زیارت قبور در پنج‌شنبه آ سال در گفت و گو با ما اظهار کرد: فرهنگ زیارت قبور در روایات ما وجود دارد و فقط مختص به پیروان اهل بیت علیهم السلام نیست، بلکه در میان اهل تسنن نیز دیده می شود. البته ما وه ون را جزء اهل سنت محسوب نمی کنیم چرا که آنها تفکر خاص خود را دارند.

وی افزود: اینکه اشاره شد موضوع زیارت قبور در روایات ما نقل شده، منظور از «ما» تنها شیعیان نیست، بلکه عموم مسلمین است که نسبت به زیارت اهل قبور اتفاق نظر دارند و آن را پیروی از آموزه های نبی مکرم (ص) می‌دانند. شیعیان نیز علاوه بر سنت رسول گرامی (ص) این مسئله را پیروی از اهل بیت علیهم السلام می شمارند.

آیت الله مروجی طبسی اظهار کرد: در کتاب «وسایل الشیعه: ج ۳، در باب دفن میت» روایات فراوانی در این زمینه ذکر شده است؛ از جمله باب استحباب زیارت قبور و درخواست حاجات از صاحب قبر و یا (درخواست حاجت) نزد قبر اگر صاحب قبر پدر و مادر فرد باشند. به عنوان مثال راوی می گوید: به صادق(ع) عرض : آیا شما نیز به زیارت اموات و درگذشتگان خود می روید؟ (ع) فرمودند: «بله» سوال : وقتی به زیارت آنها می رویم آنها از آمدن ما اطلاع پیدا می کنند؟ حضرت(ع) فرمودند: «آری! به خدا سوگند، آنها مطلع شده، خوشحال می شوند و احساس اُنس می کنند.»

مومن از زیارت زائر مطلع می شودمولف کتاب «الوه ه؛ دعاوی و ردود» ادامه داد: در روایت دیگری نیز از کاظم(ع) نقل شده است که مومن از زیارت زائر مطلع می شود. این روایت را اسحاق بن عمار اینگونه نقل می کند که من از (ع) پرسیدم: آیا فرد مومن از آمدن بستگان خود بر قبر خویش مطلع می شود؟ (ع) فرمودند: «بله و بسیار خوشنود می شود، تا هنگامی که شما نزد مزار او هستید سند است و هنگامی که از کنارش می روید، دلگیر می گردد.» همچنین، روایتی از المومنین (ع) بیان شده است که فرمودند: «به زیارت اموات خود بروید که خوشحال می شوند و اگر حاجتی دارید آن را کنار قبر پدر و مادر عنوان کنید.»

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در ادامه ابراز کرد: روایات زیادی در رابطه با اصل زیارت قبور و ثواب این عمل وجود دارد. اما درباره زمان زیارت قبور و اینکه در چه وقتی باشد، باید تأمل کرد. امروزه مرسوم است که پنجشنبه آ سال را به زیارت اهل قبور می روند، این کار شایسته و پسندیده است اما نه اینکه فقط در این روز از اموات یاد کنیم و در طی سال به آنها سر نزنیم چنین چیزی در فرهنگ ی ما وجود ندارد.

وی تاکید کرد: آنچه که در روایات ما در رابطه با زیارت اموات وجود دارد، این است که تاکید شده شنبه، دوشنبه، پنجشنبه و هر هفته به زیارت اموات خود بروید. روایات متعددی در این زمینه وجود دارد و سیره ائمه علیهم السلام نیز این گونه بوده است.

مولف کتاب «وه ت فرقه¬ای برای تفرقه» یادآور شد: صادق(ع) می فرمایند: «مادرم حضرت زهرا (س) در طول ۷۵ روزی که پس از رسول خدا(ص) زنده بودند هر به زیارت قبور می رفتند؛ در طی هفته نیز روزهای دوشنبه و پنجشنبه را زیارت می د و به کنار مزار ی احد رفته و خاطرات جنگ احد را بازگو می د.» بنابراین، عملکرد و سیره معصومین علیهم السلام در این رابطه برای ما کاملا واضح و مشخص است.

زیارت قبور در سیره نبویکارشناس مسائل دینی در ادامه به روایت صفوان جمال از صادق علیه السلام اشاره کرده و فرمودند: صفوان می گوید از صادق (ع) شنیدم که: «رسول خدا(ص) با جمع کثیری از اصحاب و یارانش به قبرستان بقیع می رفتند و ضمن زیارت اهل قبور می فرمودند: «السلام علیکم یا اهل الدیار» و سه بار این جمله را تکرار می د؛ سپس می فرمودند: «رحمکم الله؛ خداوند شما را مورد رحمت قرار دهد» و سه بار تکرار می د».

آیت¬الله نجم¬الدین مروجی طبسی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نحوه زیارت قبور در فرهنگ ی گفت: در کتاب شریف «وسایل الشیعه» ب وجود دارد به نام «استحباب سلیم علی اهل القبور» و در آن آمده است: «هنگامی که وارد قبرستان می شوید سکوت نکنید و ت نباشید». من نمی دانم فرهنگ سکوت در مجالس عزا از کجا سر درآورده است؟ این که به احترام اموات مثلا ی آتش‌نشان یک دقیقه سکوت می کنیم. چنین رفتاری در فرهنگ ما وجود ندارد؛ این فرهنگ غرب و فرهنگ یان است. در فرهنگ ما سفارش شده وقتی به زیارت قبور می روید دعا کنید، سلام دهید.

وی تاکید کرد: عبدالله بن سنان در همین رابطه از صادق (ع) نقل می کند که به حضرت(ع) عرض : وقتی به زیارت اهل قبور می رویم چه بگوییم؟ (ع) فرمودند: می گویی: «السلام علی اهل الدیار من المومنین و المسلمین، انتم لنا سابقون و نحن ان شاءالله بکم لاحقون؛ سلام بر شما که در این مکان مسکن گرفته اید از مومنین و مسلمین (مومن به معنای شیعیان و مسلم به معنای غیر شیعیان)» حضرت(ع) تصریح دارند که به مومن و مسلم، شیعه و غیرشیعه، سلام کنید؛ «سلام بر شما ای مومنین و مسلمین، شما بر ما سبقت گرفتید و ما نیز به شما ملحق خواهیم شد ان شاءالله».

دعای توصیه شده برای زیارت اهل قبورکارشناس دینی ادامه داد: در حدیث دیگری از حضرت صادق آل محمد (ص) است که فرمودند: «هر گاه وارد قبرستان می شوی بگو: السلام علی اهل الجنه؛ سلام بر اهل بهشت» این عبارت در واقع یک نوع دعا و یک نوع امید و درخواست است یعنی ما دعا می کنیم که خداوند همه این افراد را بهشتی قرار دهد. وقتی می گوییم سلام بر بهشتیان کنایه از این است که همه شما اهل قبور مورد رحمت خداوند عزوجل قرار گرفته اید و ان شاءالله همگی بهشتی هستید.

حوزه و و مولف بیش از ۸۰ اثر دینی، در بیان برخی از آداب زیارت اهل قبور گفت: یکی از آموزه های دین ما این است که برای زیارت اهل قبور دست روی قبر بگذارید، رو به قبله بنشینید و سوره قدر را هفت مرتبه بخوانید. علی بن هلال با اشاره به مرقد مطهر رضا (ع) می¬گوید: صاحب این مرقد شریف به من فرمودند: « ی که به زیارت قبر برادر مسلمان خود برود و دست بر قبر بگذارد و سوره قدر را بخواند از عذاب روز وحشت در امان خواهد بود.» یعنی این عمل تضمین کننده امنیت برای شخص زیارت کننده در روز قیامت است.

آیت الله مروجی طبسی همچنین تصریح کرد: رضا (ع) در روایتی فرموده اند: «خواندن هفت مرتبه سوره قدر علاوه بر این که برای صاحب قبر موجب امان است و از آن بهره می برد، برای شخصی که به زیارت اهل قبور رفته و سوره را قرائت کرده نیز غفران و امنیت است.» در همین رابطه روایت صریحی از معصوم (ع) داریم که می فرمایند: «خداوند هم صاحب قبر و هم فردی را که به زیارت قبور آمده مورد رحمت قرار می¬دهد.»

کارشناس مسایل اعتقادی ادامه داد: شیخ حر عاملی در باب «استحباب الدعاء بالمأثور» چنین آورده است: هنگام حاضر شدن بر قبور مومنین، دعاهای مأثور و نقل شده از ائمه علیهم السلام را بخوانید و چنین نقل کرده است که از معصوم(ع) سوال شد «آیا به زیارت قبور برویم؟» (ع) فرمودند: «بله» سپس سوال د: چه بگوییم؟ (ع) فرمودند: «بگو خدایا میان بدن های ایشان و دیوارهای قبر فاصله انداز؛ (کنایه از این که بارالها! اینان دچار فشار و عذاب قبر نشوند) و راحتی و دوری از عذاب برای آنها مقدر گردان؛ ارواح آنها را مورد عنایت و در سایه رضایت و رحمت خویش قرار ده و رحمت و عنایات خود را به قدری بر آنها نازل کن که از وحشت و نگرانی خارج شوند همانا تو بر هر چیزی قادر و توانایی».

دست گذاشتن روی قبر جواز دینی دارد: آیت¬الله مروجی طبسی تاکید کرد: درباره دست گذاشتن روی قبر روایات متعددی وجود دارد که دال بر جواز این عمل است، اما درباره خط کشیدن روی قبور که گاهی برخی از مردم و در برخی مناطق انجام می دهند مطلب یا روایت خاصی پیدا ن . درباره پاشیدن آب روی قبور نیز روایاتی داریم که نشان می دهد این عمل بیشتر مربوط به هنگام دفن میت است اما بر اساس روایتی که از رضا(ع) نقل شده فقها استحباب آب پاشیدن بر روی قبر را تا چهل روز یا چهل ماه پس از مرگ هم ذکر کرده اند.

سطح عالی حوزه در پایان خاطرنشان کرد: هر چقدر انسان بیشتر به یاد مرگ باشد کمتر به دنیا و شهوات می پردازد. با یاد مرگ بسیاری از طغیان ها و جنایت ها خود به خود کم شده و جامعه مهار می شود. به همین دلیل یاد مرگ و یاد اموات و درگذشتگان در آموزه های ی ما موردتاکید است. ولی اینکه فقط در پنجشنبه یا آ سال به زیارت اهل قبور برویم یک نوع جفا به درگذشتگان است چرا که آنها در طول سال منتظر کوچک ترین هدیه و احسان از جانب ما هستند پس آن را به هفته آ سال محدود نکنیم.» (منبع: اینجا)

مزار دارابکلا      مزار دارابکلا

مزار و  زاده باقر روستای دارابکلا از شهرستان میاندورود مازندران.. قبر روانشاد یوسف رزاقی. ارسالی پنج شنبه 8 مهر 1395 جناب یک دوست به تلگرام دامنه

 


اطلاعات

محمد رضا رجبی دار  پست 4904 به قلم محمد رضا رجبی دار 8.«بنام خداوند بی همتا. درود و سلام فراوان به دامنه و دامنه خوانان گرامی. نوروز باستان بر همه ایرانیان ،تبریک و شاد باش باد. امسال 1396بعنوان سال اقتصاد مقاومتی و تولید اشتغال از طرف ی نامگذاری شده که نقشه راه مردم و مسئولین می باشد. با توجه به فرمایش جناب دامنه عزیز [در پست 4887 اینجا] که بیشتر محوریت اشتغال و تولید را مورد توجه داشتند ،بسیار عالی می باشد و دغدغه جامعه ما هم همین می باشد.

اما ی ،اقتصاد مقاومتی را پیش زمینه تولید و اشتغال بیان نمودند که اصلیت کار در همین مقوله است. اقتصاد مقاومتی،تفسیر به ریاضت اقتصادی نیست که بعضیها تفسیر به رای می کنند که در جاهای با همین مسله مردم را از لحاظ مالی تحت فشار قرار می دهند .و به نوعی روی قبوض انرژی ،روز به روز افزون می کنند.

نظر ی در اقتصادی مقاومتی ، توجه به تولید داخل و رسیدن به خودکفایی می باشد ، 1 – متکی بودن به تولید داخل و استفاده از کل ظریفیت های داخل کشور و عدم وابستگی به واردات به کالا . مثالا همین چند وقت پیش در یکی همین رو مه ها خوانده بودم که هرساعتی یک کانتر پوشاک از ترکیه وارد ایران می شود ،یا وارد کفش های چینی و خیلی از م وماتی که می شود در کشور تولید کرد . تولیدات حداقل م ومات هر شخص که در زندگی نیاز دارد را می توان در کشور تولید و این تولید خود اشتغال را در بر دارد .

دغدغه تولید کنندگان اینه که تولید در بازار کشور جواب نمی دهد . این قضیه هم درست می باشد ،چون دست وارد کنندگان در کشور خیلی راحت باز می باشد واز طرفی دریافتی ت از تولید کنندگان به عناوین مالیات و عوارض وارزش افزده وحق بیمه های  وهمچنین دریافتیهای سنگین  پول قبوض انرژی  و حذف یارانه ها و سود های سر سام آور بدون ربا بانکی،که همه اینها چرخ تولید را کند به حرکت وا می دارد . لذا برای به عملیاتی فرمایشات ی، نیاز به همت تمردان دارد که سازه کارهای جهادی در این باب داشته باشند. الف_ توجه به تولید داخل. ب- محدودیت واردات کالاها که در داخل تولیدش را داریم. 2- تولید در بخش موادغذایی و توجه به کشاورزی و باغی ودامی.

 کشور ایران در یک اقلیم منحصر به فرد جهان می باشد ، لذا وابستگی در بخش غذایی ،زیبنده کشور نمی باشد که ی در روز درختکاری که اشاراتی داشته که امسال درختی می کاریم که محصول دهد و به سخنی اشاره داشتند که سیب را در همه جای کشور میشه کاشت ،پس وارد آن زیبنده کشور نمی باشد .در حالیکه کشور بیشترین وارد کننده میوه می باشد .

3-  صرف جویی هم ازجمله مواردی که مشمول اقتصاد مقاومتی می شود . صرف جویی جزء ریاضت اقتصادی نیست. بلکه در صرف جویی ،دستگاهی تی موارد استفاده کالاها را ازتولیدات  داخل تامین کنند،یا عد تامین مالی در جامعه،نه اینکه یک مدیر  یک روز حقوقش برابر با یک ماه حقوق یک کارگر باشد .

صرف جویی ،یعنی جلوگیری از بریز و بپاش ها ی غیر ضروری که زیاد به چشم می خورد. صرف جویی ،یعنی نهادینه فرهنگ درست مصرف در جامعه توسط مردم و مسئولین.

4- اقتصاد مقاومتی بایستی  همزمان با تحولات روز دنیا پیش برود همان توجه به علم بنیاد می باشد و مدیریت تولید در مسیرتغییرات  روزحرکت کند و چرخه تولید از تهیه مواد اولیه تا توزیع را در مسیر روز دنیا باشد با سیستم تولید با تکنولوژی مدرن روز دنیا،از مدیریت تولید،روند تولید و توزیع کالا به دست مرد  می باشد.  سیستم مدیریت تولید سنتی کاملا منسوخ شده و جوابگوی جامعه پیشرفته را نمی دهد  .

مخلص کلام اینه که با توجه به پتانسیل موجود و ظریفیت های آن که در کشور به وفور می باشد و بهرمندی از این ظریفتهای در راستای پویای اقتصاد کشور و همچنین محدودیت های واردات که اگثرا توسط آقازاده ها ،که به شیوه قانونی و غیر قانونی آما در لوای قانون انجام می گیرد. لذا قدم اول در تولید توجه کامل به اقتصاد مقاومتی برمبناء اصول از ضروریات است.»


اطلاعات

  • منبع: http://damaneyedarabkola.persianblog.ir/post/4904
  • مطالب مشابه: اقتصاد مقاومتی چیست؟
  • کلمات کلیدی: تولید ,کشور ,توجه ,اقتصاد ,مقاومتی ,داخل , ,اقتصاد مقاومتی ,معظم ی ,تولید داخل ,تولید کنندگان
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

پست 4905 : به تنظیم دامنه

به نام خدا. آثار دامنه. پژوهش ها، مقالات، اسناد و یادداشت ها 55

آثار دامنه. پژوهش ها، مقالات، اسناد و یادداشت ها

دستنوشتۀ صورتجلسۀ دامنه در 29 داد 1369 در منزل روانشاد یوسف رزاقی «جلسات تحقیقات و مطالعات». در این جلسه ناظر یوسف بود. یادش جاویدان. یوسف در این جلسه فروغ ابدیت را کنفراس داد و بحث زرتشت و بزرگمهر و سقوط ساسانیان مطرح و شرح نمود. الحق، فقدان یوسف خیلی حس می شود


اطلاعات

دامنه. قم. منزل. شب 28 اسفند 1395. عکاس: عارف پست 4907به قلم دامنه. به نام خدا. زندگانی  معظم انقلاب. قسمت 8. سید علی تا کلاس سوم دبستان، شاگرد درس خوانی نبود. «شاگرد بسیار بی هوش و تنبلی بودم» (منبع نقل قول های مستقم ی: شرح اسم. ص 48). از کلاس چهارم به بعد سیادت هم یافت و مُبصر کلاس شد. به هندسه و تاریخ زیاد علاقه داشت.

معظم انقلاب و سید محمدجواد فضل الله. گیلان. ایام جوانی

قاری قرآن مراسم صبحگاه مدرسه بود. حتی وقتی آیة الله سید ابوالقاسم کاشانی به مشهد آمده بودند او قاری مراسم استقبال از ایشان بود. «بهترین هدیه و جایزه که گرفتم کتاب تعلیمات قرآن بود از مرحوم سید حسام الدین فال اسیری » (منبع نقل قول های مستقم ی: شرح اسم. ص 49)

«نسیم»، تخلُّص شعری سید علی در سال 1334 بود که شعر سرودن را آغاز کرده بود. بعدها تخلُّصش «امین» شد. نیز ضیاءالدین لقبی بود که برای خود برگزیده بود. ادامه در پست آتی.


اطلاعات

  • منبع: http://damaneyedarabkola.persianblog.ir/post/4907
  • مطالب مشابه: زندگانی معظم انقلاب 7
  • کلمات کلیدی: کلاس ,معظم , معظم ,مستقم ی ,معظم انقلاب
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

پست 4908 : دارابکلا. در دوم فروردین 1396. ارسالی جناب یک دوست

روستای دارابکلا. در 2 فروردین 1396. ارسالی جناب یک دوست       روستای دارابکلا. در 2 فروردین 1396. ارسالی جناب یک دوست

گل روستای دارابکلا      ماهی قرمز در تُنگ بلور نوروزی


اطلاعات

پست 4909 : دامنهٔ کویر2، کویریات دامنه قسمت 109

اگر مردم مرا نشناسند غصّه نمی خورم

ولی

اگر من مردم را نشناسم، افسرده خواهم شد.

کنفوسیوس

کنفوسیوس

سخن کنفوسیوس: انسان سه راه دارد: شه، تقلید، تجربه


اطلاعات

دامنه؛ ابراهیم طالبی دار  پست 4910 : به قلم دامنه. به نام خدا. عشیر بِشکِسّهدارابکلا و فرهنگ لغت 67. این لغت، یک اصطلاح مذهبی ست که در قدیم و تا همین سال های پیشین، میان افّواه، خصوصاً در محاورات مادران و ن و پیرمردان رایج بود.

عشیر از عدد 10 عربی یعنی عَشر اخذ شد. و نیز از واژۀ عُشر یعنی یک دهم گرفته شد و واژۀ بِشکِسّه هم جملۀ فعلیه است. یعنی ش ته شد. منظور این اصلاح این بود روضه خوانی خاتمه یافته است، و مجلس، مصیبت را خواند و دعا کرد و الهی آمین گفته شد.

میدان حسین علیه السلام تکیه پیش دارابکلا. غروب شنبه 29 داد 1395 های افطار. ارسالی جناب یک دوست

تکیه پیش دارابکلا. عکاس: جناب یک دوست

حالا چرا دارابکلایی ها به روضه خوانی می گفته یا می گویند: عشیر؟ به این خاطر است چون معمولاً عزاداری ماه محرم را ده روز، ده روز تقسیم می د. بدین صورت: دهۀ اول محرم، دهۀ دوم محرم و... الی آ تا چهل هشتِم.

مثال می زنم از مرحوم مادر خودم. مادرم تا نفس داشت و هنوز مریض و افتاده و قرین السّریر (=بستر نشین) نشده بود، در مجلس عزای حسین (ع) در تکیه، شرکت می نمود. همیشه هم، روضه های عصر را می رفت و شب منزل می ماند. من گاهی در مسیر می دیدمش، می گفتم: نِنا کاجه دَهی؟ می گفت: تکیه دیمه. عشیر بِشکِسّه درمه شومبه سِره. یادش به خیر و روحش شاد. بر همۀ رفتگان صلوات.

خدا را شکر که شرح مختصر این لغت محلی، ناخودآگاه بهانه ای شد که این روزهای نوروزی یادت م ای مادر محبوب من. نام و یادت بر دلم ای مهربان ترین مادرهای عالم برای مان.


اطلاعات

  • منبع: http://damaneyedarabkola.persianblog.ir/post/4910
  • مطالب مشابه: عشیر بِشکِسّه
  • کلمات کلیدی: یعنی ,بِشکِسّه ,عشیر ,عشیر بِشکِسّه
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

حجة ال والمسلمین شیخ محمد جواد غلامی دار . 3 فروردین 1396. دارابکلا. حیاط پدرشان بالامحله پست 4911 : به قلم حجة ال محمدجواد غلامی دار 63. «به نام خدا، رابطه امید و شوخ طبعی. شوخ طبعی به عنوان منبع بالقوه امید، نقش مهمی دارد. تحقیقات نشان داده اند انی که از شوخ طبعی برای مقابله با مشکلات زندگی استفاده می کنند، امید بالاتری دارند. تجربه شوخی و خنده می تواند تاثیر مثبتی روی امید داشته باشد. اساسا" امید، مفهومی "آموختنی" است که در طول زندگی در فرایند اجتماعی شدن، ب می شود. اشخاص امیدوار هنگام تحمل درد و رنج ناشی از بحران ها از خود گویی مثبت، خواندن کتاب های سرشار از فضائل اخلاقی و معنوی، تجسم تصاویر امید بخش و روح انگیر و شوخ طبعی استفاده می کنند. بی تردید امیدِ بالا با تعاملات اجتماعی مثبت، و عزت نفس، موفقیت و رضایت از زندگی رابطه مستقیم دارد.»


اطلاعات

پست 4906 : دارابکلا و چهره ها قسمت 71

سید حمید حسینی و سید سعید حسینی. نفر وسطی محمد رضا ّمی. 2 فروردین 1396. دارابکلا. ارسالی جناب یک دوست        نوۀ مرحوم حاج اکبر رمضانی. فرزند رضاعلی. بالامحلّه. 2 فروردین 1396. ارسالی جناب یک دوست

ع راست: سید حمید حسینی و سید سعید حسینی. نوه های پسری سید خلیل حسینی. به عبراتی نوه های دختری محمد صادق بابویه ببخیل؛ یعنی پسران سید جواد حسینی دار . نفر وسطی محمد رضا ّمی پسر حسن می. ع چپ: نوۀ مرحوم حاج اکبر رمضانی دار . فرزند رضاعلی رمضانی. 2 فروردین 1396. بالامحلّه ی دارابکلا. ارسالی جناب یک دوست. ممنونم از یک دوست که چهره های نوجوانان روستای دارابکلا را ثبت نمودند در ایام نوروز


اطلاعات

دامنه. قم. منزل. شب 28 اسفند 1395. عکاس: عارف پست 4907 : به قلم دامنه. به نام خدا. زندگانی  معظم انقلاب. قسمت 8. سید علی تا کلاس سوم دبستان، شاگرد درس خوانی نبود. «شاگرد بسیار بی هوش و تنبلی بودم» (منبع نقل قول های مستقم ی: شرح اسم. ص 48). از کلاس چهارم به بعد سیادت هم یافت و مُبصر کلاس شد. به هندسه و تاریخ زیاد علاقه داشت.

قاری قرآن مراسم صبحگاه مدرسه بود. حتی وقتی آیة الله سید ابوالقاسم کاشانی به مشهد آمده بودند او قاری مراسم استقبال از ایشان بود. «بهترین هدیه و جایزه که گرفتم کتاب تعلیمات قرآن بود از مرحوم سید حسام الدین فال اسیری » (منبع نقل قول های مستقم ی: شرح اسم. ص 49)

«نسیم»، تخلُّص شعری سید علی در سال 1334 بود که شعر سرودن را آغاز کرده بود. بعدها تخلُّصش «امین» شد. نیز ضیاءالدین لقبی بود که برای خود برگزیده بود. ادامه در پست آتی.

معظم انقلاب و سید محمدجواد فضل الله. گیلان. ایام جوانی


اطلاعات

  • منبع: http://damaneyedarabkola.persianblog.ir/post/4907
  • مطالب مشابه: زندگانی معظم انقلاب 7
  • کلمات کلیدی: کلاس ,انقلاب ,معظم ,معظم انقلاب , معظم ,مستقم ی
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

پست 4908 : روستای دارابکلا. در دوم فروردین 1396. ارسالی جناب یک دوست

روستای دارابکلا. در 2 فروردین 1396. ارسالی جناب یک دوست      روستای دارابکلا. در 2 فروردین 1396. ارسالی جناب یک دوست

گل روستای دارابکلا      ماهی قرمز در تُنگ بلور نوروزی


اطلاعات

پست 4909 : دامنهٔ کویر2، کویریات دامنه قسمت 109

اگر مردم مرا نشناسند غصّه نمی خورم

ولی

اگر من مردم را نشناسم، افسرده خواهم شد.

کنفوسیوس

کنفوسیوس

سخن کنفوسیوس: انسان سه راه دارد: شه، تقلید، تجربه


اطلاعات

دامنه؛ ابراهیم طالبی دار  پست 4910 : به قلم دامنه. به نام خدا. عشیر بِشکِسّهدارابکلا و فرهنگ لغت 67. این لغت، یک اصطلاح مذهبی ست که در قدیم و تا همین سال های پیشین، میان افّواه، خصوصاً در محاورات مادران و ن و پیرمردان رایج بود.

عشیر از عدد 10 عربی یعنی عَشر اخد شد. و نیز از واژۀ عُشر یعنی یک دهم گرفته شد و واژل بِشکِسّه هم جملۀ فعلیه است. یعنی ش ته شد. منظور این اصلاح این بودروضه خوانی خاتمه یافته است.

میدان حسین علیه السلام تکیه پیش دارابکلا. غروب شنبه 29 داد 1395 های افطار. ارسالی جناب یک دوست

حالا چرا دارابکلایی ها به روضه خوانی می گفته یا می گویند: عشیر؟ به این خاطر است چون معمولاً عزاداری ماه محرم را ده روز، ده روز تقسیم می د. بدین صورت: دهۀ اول محرم، دهۀ دوم محرم و... الی آ تا چهل هشتِم.

مثال می زنم از مرحوم مادر خودم. مادرم تا نفس داشت و هنوز مریض و افتاده و قرین السّریر (=بستر نشین) نشده بود، در مجلس عزای حسین (ع) در تکیه، شرکت می نمود. همیشه هم، روضه های عصر را می رفت و شب منزل می ماند. من گاهی در مسیر می دیدمش، می گفتم: نِنا کاجه دَهی؟ می گفت: تکیه دیمه. عشیر بِشکِسّه درمه شومبه سِره. یادش به خیر و روحش شاد. بر همۀ رفتگان صلوات.

خدا را شکر که شح این لغت، ناخودآگاه بهانه ای شد که این روزهای نوروزی یادت م ای مادر محبوب من. نام و یادت بر دلم ای مهربان ترین مادرهای عالم برای مان.


اطلاعات

  • منبع: http://damaneyedarabkola.persianblog.ir/post/4910
  • مطالب مشابه: عشیر بِشکِسّه
  • کلمات کلیدی: یعنی ,بِشکِسّه ,عشیر ,عشیر بِشکِسّه
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

دامنه؛ ابراهیم طالبی دار پست 4896به قلم دامنه. معرفی کتاب (قسمت 68) به نام خدا. گرچه کتاب کارنامۀ نوشتۀ مرحوم عبدالحسین زرین کوب را در سال 1370 خواندم و چند باری هم مراجعۀ مجدد داشته ام؛ اما در نخستین روز نوروز 1396 باز نیز سراغ این کتاب رفتم و نشستم خواندم. چهار نکته از کتاب را با برداشت آزاد می نویسم تا گفته باشم سال نوی 1396 را با کتاب خواندن آغاز کنیم که برترین دوست آدمی ست:

در ص 72 نوشته است: «مسلمین در صنعت، کارهایی انجام دادند که بعدها در دست غربی ها کاملتر شد. مانند ساعت های آبی. دستگاه آب کشی. چرم سازی. کیمیاگری شیمی. باروت، است اج معادن.»

در ص 138 آمده است: « در جامعه ی نه زن مورد تعدّی بود و نه برده، و حتی اقلیت های دینی و مذهبی نیز از آسایش برخوردار بودند... سکینه دختر حسین بن علی (ع) مجالس ادبی و داشت . اشعار گویندگان مختلف را می شنید و نقد می کرد.»

در ص 40 چنین نوشته است: «شوق معرفت جویی و حسّ کنجکاوی قلمرو را در اندک مدتی، کانون انوار دانش کرد.»

در ص 110 آمده است: «صرف نظر از اختلاف معتزله و اشاعره، تأثیر متکلّمین در عادت دادنِ اذهان به برهان بسیار بوده است.»

کتاب کارنامۀ  نوشتۀ مرحوم عبدالحسین زرین کوب. عکاس: دامنه


اطلاعات

  • منبع: http://damaneyedarabkola.persianblog.ir/post/4896
  • مطالب مشابه: کارنامۀ
  • کلمات کلیدی: ,کتاب ,عبدالحسین زرین ,مرحوم عبدالحسین
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

دامنه. 1 فروردین 1396. قم. منزل. عکاس: عارف پست 4897به قلم دامنه. به نام خدا. این دو ع   درخت جادّۀ فیروزکوه در گردنۀ دلیچایی و سیدآباد را، عادل دیروز (1 فروردین 1396) به تلگرامم فرستاد که عازم دارابکلا بودند. و همین، مرا به ذوق آورد تا یاد پدر و مادرم و روانشاد یوسف رزاقی را در آغازین روزهای سال 1396 زنده بدارم. چرا که؛ هم پدر و مادرم به این تک درخت سروِ جادّۀ فیروزکوه خیلی علاقه داشتند و هم روزی در سال 1384 برای یادمان یوسف، پای آن رفتم و پارچه ای به آن بستم. زیرا، بی شمار پارچه از سوی مردم به این درخت بسته شده و می شود. رازش را نمی دانم. افه ای هم نیستم فقط جهت درج نام یوسف چنین کرده بودم. و من و بچه هایم هر گاه از مقابل این درخت می گذریم حمد و سوره ای می خوانیم و گهگاه به استراحت و دَم زدن می پردازیم. بگذرم.

تک درخت سروِ جادّۀ فیروزکوه. 1 فروردین 1396. عکاس: عادل      تک درخت سروِ جادّۀ فیروزکوه. 1 فروردین 1396. عکاس: عادل

تک درخت سروِ و برف سپید جادّۀ فیروزکوه. 1 فروردین 1396. عکاس: عادل


اطلاعات

پست 4898 : دارابکلا و ع ها2 قسمت 196. پیمایش آ سال جناب یک دوست از یال شرقی روستای دارابکلا:

ع های طبیعت روستای دارابکلا از لش دله و تا قادخل. یکشنبه 29 اسفند 1395. ارسالی های جناب یک دوست به تلگرام دامنه                                                             ع های طبیعت روستای دارابکلا از لش دله تا قادخل. یکشنبه 29 اسفند 1395. ارسالی های جناب یک دوست به تلگرام دامنه

ع های طبیعت روستای دارابکلا از لش دله تا قادخل. یکشنبه 29 اسفند 1395. ارسالی های جناب یک دوست به تلگرام دامنه      ع های طبیعت روستای دارابکلا از لش دله تا قادخل. یکشنبه 29 اسفند 1395. ارسالی های جناب یک دوست به تلگرام دامنه

ع های طبیعت روستای دارابکلا از لش دله تا قادخل. یکشنبه 29 اسفند 1395. ارسالی های جناب یک دوست به تلگرام دامنه

ع های طبیعت روستای دارابکلا از لش دله تا قادخل. یکشنبه 29 اسفند 1395. ارسالی های جناب یک دوست به تلگرام دامنه


اطلاعات

دامنه؛ ابراهیم طالبی دار پست 4899به قلم دامنه. به نام خدا. من _دامنه_ به عنوان یک پرِ کاه و زادۀ دارابکلا که از رشد و توسعۀ زادبومم سندم، حقّ و انصاف آن دیده ام، باز هم در وبلاگم، از محمد دباغیان، دهیار روستای دارابکلا _که مدیری خدوم و لایق و توانمند است_ در ابتدای سال نوی 1396، تشکر و قدردانی نمایم.

هیچ معتقد نیستم که تشکر ها، تکرار است و ملال، چون در جای جای قرآن بارها آیه و یا عبارتی تکرار شده است. پس باز هم من از راه دور، _که نه دستی بر قضایای روستا دارم و نه اساساً چنین کشش و کوششی در من است که در امور روزآمد روستا دخلی و یا دخ ی کنم_ از این دهیارِ

شایسته به عمل؛

آراسته به نظر؛

آغشته به ایمان؛

آماده به جهاد؛

آسانگیر به حال مردم و نیازمندان؛

تشکر ویژه نمایم.

برای همۀ همکارانت در دفتر دهیاری و شورای ی محل، آرزوی توفیق و ابراز سلام و سپاس دارم. یاد مرحوم سید حجّت شفیعی دار همکار کاری و دونده ات، را نیز گرامی می دارم.

بالاتر از تشکر؛ آن که، برای دِوام سلامت، معنویت و دیانت این دوست کرامم یعنی محمد دباغیان، دعا نمایم و بر استدامت خدمات و حسناتش سپاس بگذارم. به تو محمد، و خانواده ات و فرزندانت درود می فرستم. هموِرد می شوم با فروغی بسطامی و می گویم:

مردانِ خدا پردۀ پندار د د

یعنی همه جا غیرِ خدا هیچ ندیدند

هر دست که دادند از آن دست گرفتند

هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند

خداحافظ دهیارِ خوب روستای خوبِ من، ما و ایران. اگرچه دورم دور، ولی بر عزت و خلوص تو محمد، دهیار دلسوز روستا، ممنونم ممنون.

محمد دباغیان؛ دهیار روستای دارابکلا


اطلاعات

حجة ال والمسلمین شیخ محمد جواد غلامی دار . 2 فروردین 1396. دارابکلا پست 4900 : به قلم حجة ال محمدجواد غلامی دار 62. «سال جدید را با امید به خدا آغاز کنیم. به نام خدا، سلام و درود بر دامنه و دامنه خوانان عزیز، سال جدید را به همه دارابکلایی های عزیز تبریک و تهنیت عرض می کنم و نیز روز تولدتون را (پست 4890 اینجا) به شما تبریک وتوفیقات روز افزون شما را از خداوند منان مسألت دارم.

امید ترازویی است که ما را با ثبات نگه می دارد. اشتیاق، هسته اصلی امید است. افراد امیدوار گفتگو های درونی و متفاوتی دارند، نظیر:

«من می توانم»،

«من درستش خواهم کرد»

«تسلیم نخواهم شد».

«خداوند باری تعالی حامی و پشتیبان من است»

و ...

آن ها تمایل دارند،  اه ی را برای خود در نظر بگیرند، خود را با موانع در چالش ببینند، و روی موفقیت ها تمرکز کنند نه روی ش ت ها، بنابراین سال جدید را با امید به خدا آغاز کنیم...»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب شیخ محمد جواد، دوست گرانقدرم که بیش از 25 سال با هم رفیق و هم کلام و هم مراوده ایم. از تبریک تان بابت سال تولدم ممنونم. و نیز از متن جدیدتان در سال نو که شصت و دومین پست از سلسله نوشته های شما در دامنه است سپاس دارم. ان شاء الله همیشه قلم خوب تان برای دامنه خوانان شریف بنگارد و نوید و معنا بِپراکنَد.


اطلاعات

پست 4901 : تبریک ویژۀ جناب یک دوست به دامنه خوانان شریف با این ع و طرح

سال نو مبارک


اطلاعات

قرآن و اهل بیت علیهم السّلام پست 4902 : اُنس با قرآن. قَالُوا یَا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجًا عَلَى أَنْ تَجْعَلَ بَیْنَنَا وَبَیْنَهُمْ سَدًّا* قَالَ مَا مَکَّنِّی فِیهِ رَبِّی خَیْرٌ فَأَعِینُونِی بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُمْ رَدْمًا.

گفتند اى ذوالقرنین قوم یاجوج و ماجوج در این سرزمین فتنه و فساد ب ا مى‏کنند، آیا [مى‏خواهى‏] اجى به تو بپردازیم که بین ما و آنان سدى بسازى؟ گفت تمکنى که پروردگارم به من داده است بهتر [از اج شما] است، ولى مرا به نیرو[ى انسانى‏] یارى دهید که بین شما و ایشان حایلى بسازم‏‏.

(سوره ۱۸: الکهف - جزء ۱۶ - آیات 94 و 95، ترجمۀ بهاءالدین مشاهی)


اطلاعات

حجة ال والمسلمین علی اکبر دارابکلایی پست 4903 : به قلم حجة ال علی اکبر دارابکلایی 102«فصل بیست و یکم: تربیت دینی. مقدمه. فعالیت های تربیتی، از جمله فعالیت های اساسی است که در حیات فردی و جمعی انسان، تأثیری انکارناپذیر دارد. این فعالیت ها برای تحقق اه مورد نظر، تابع اصل یا اصولی هستند. مشخص اصول تربیت در هر حیطه (دینی، اجتماعی، اخلاقی، عقلانی و غیره) که باشد، از جمله اقدامات اساسی است که باید قبل از هر فعالیت تربیتی انجام پذیرد. این اصول از هر منبعی اخذ شوند - فلسفه، دین، روان شناسی، جامعه شناسی و سایر رشته های معرفتی و علمی - باید پاس داشته و به رعایت آن ها اهتمام ورزیده شود؛ در غیر این صورت، جریان تربیت، در فرآیند خود تا رسیدن به هدف نهایی دستخوش مخاطره خواهد شد.

زبان دل. برای تربیت اخلاقی لازم است از زبان دل کمک گرفت و با « محبت » که زمینه ساز تربیت اخلاقی است وارد میدان شد، در دعوت فرزندان به کار خیر به آن‌ها بفهمانید که من عاشق و دوستدار شما هستم نمی‌خواهم و نمی‌توانم ضرری را (چه دنیوی و چه ا وی) در مورد شما عزیزانم تصور کنم.

تحریک عواطف. از شیوه های تحریک عواطف ، تشویق، تهدید، تلقین، معرفی الگو، بیان غیرمستقیم کمک بگیرید، برای تشویق آنان به مسائل دینی از زمان‌هایی استفاده کنید که اخلاق آن‌ها خوب است و احساس می‌کنید رابطه آنان با شما

خوب است. اگر می‌دانید آنان نسبت به رضایت شما حساس هستند می‌توانید از حق خود بر آن‌ها استفاده کنید، مثلاً بگوئید اگر این کار را نکنید من از دست شما راضی نیستم، یا اگر می‌دانید نسبت به حسین ـ علیه السّلام ـ علاقه نشان می‌دهند می‌توانید از ظهر عاشورای ایشان سخن بگوئید و... (قرائتی، محسن، ج۱، ص158)

تشویق. آنان را تشویق کنید تا به مسائل دینی اهمیت دهند، مثلاً بگوئید اگر در خود سستی نکردید شما را به زیارت یا زاده ـ علیه السّلام ـ و یا به سفر تفریحی و... می برم. (قرائتی، محسن، ج۱، ص166)

تهدید. اگر زبان تشویق و محبت کارساز نبود می‌توانید از تهدید و تنبیه استفاده کنید، مثلاً به آن‌ها بگوئید از پول توجیبی یا مهمانی خبری نیست یا من با شما تا زمانی که به اهمیت ندهید حرفی نمی‌زنم. (قرائتی، محسن، ج۱، ص166)

تلقین. از صفات خوب آن‌ها سخن بگوئید و سعی کنید با برجسته صفات خوب آن‌ها اعتماد آنان را به خود جلب کنید، وقتی که مطمئن شدند شما واقعاً خیرخواه آن‌ها هستید و با آنان رابطه صمیمی دارید در مقابل انتقاد شما ت می‌شوند.

الگو. جوان به الگو اهمیت می‌دهد، سعی دارد صفات او را در خود شبیه سازی کند، شما می‌توانید با افرادی رفت و آمد کنید که دارای جذ ت باشند، با نشاط باشند و در عین حال اهل و مسجد باشند تا فرزندان شما از اخلاق خوب آنان‌ به‌طور ناخودآگاه درس بگیرند و تصورشان نسبت به افراد متدین بازسازی شود، چرا که برخی فکر می‌کنند دین داری یعنی بی نشاطی، غم، غصه و.... (قرائتی، محسن، ج۱، ص174)

بیان غیرمستقیم. جوانان نسبت به انتقاد مستقیم به خاطر غرور دوره جوانیشان حساسیت نشان می‌دهند بنابراین باید با توجه به تغییرات روحی و جسمی که برای جوانان حاصل می‌شود و با عنایت به نیازهای این دوره از عمر آنان سخن گفت، هرگز مقابل دیگران به نصیحت و اندرز آنان اقدام نکنید و زبان نصیحت و اندرز را بسیار کوتاه کنید و تا می‌توانید به شکل تک به تک با آنان سخن بگوئید. (قرائتی، محسن، ج۱، ص174)

اظهار محبت. انسان تشنه محبت است اگر به ی محبت کنیم او را شیفته خود ساخته ایم. در روایت داریم که محبت خود را ابراز کنید چرا که این امر باعث دوستی و محبت زیادتر و پایدارتر می‌شود. برخی از خانواده‌ها به خاطر مسائل مختلفی از ابراز محبت به هم ابا می‌ورزند و این باعث مشکل در روابط می‌شود. (عباس رحیمی، زندگی موفق، ج۱، ص۱۸۹)

کمک گرفتن از فرد مطّلع و خوش برخورد. اصل جایگزینی. یکی از اصول روان شناختی که در تربیت مهم است، اصل جایگزینی است؛ یعنی اگر جوان را از کاری منع کردید، در مقابل آن به او کاری جذاب معرفی کنید، به عنوان مثال فقط نگوئید با این فرد و آن فرد ه نی نکن، بلکه بگوئید با آن فرد رفت و آمد ، این فرد آدم شایسته ای است و لیاقت رفاقت با تو را دارد یا اگر او را از نوار مثلاً منع می‌کنید در مقابل به او نوارهای موسیقی مجاز را معرفی کن.

هزینه برای امور معنوی آن‌ها بیش‌تر هزینه کنید، مثلاً برای آن‌ها کتب دینی ب ید، آن‌ها را به زیارت ببرید و یا عالمی را به خانه دعوت کنید تا با آنان درباره اصول دینی سخن بگوید. اگر ی به درستی با اصول دین آشنا شود دیگر خود به خود احکام دین را متوجه می‌شود. برخی افراد چون اصول دین را نمی‌دانند و به آن با تفکر نرسیده‌اند نمی‌خوانند.

مراحل تربیت دینی. در مراحل یاد شده و برای شکل گیری شخصیت تکامل یافته انسان، رهنمودهای گسترده ای دارد که از آن جمله است: ازدواج مشروع و آداب آن، توصیه های دوران بارداری، شیرخوارگی، حضانت تا رعایت موازین دیگر پرورشی در هر یک از مراحل که هر کدام فصلی را از تربیت ی تشکیل می دهد و در خصوص مراحل تربیت و ویژگی های هر یک روایات بسیاری نیز وجود دارد. از جمله اکرم (ص)

برای انسان تا بیست و یک سالگی سه دوره هفت ساله قائل شده اند: دوره «آقائی» که کودک فرمانروایی می کند، دوره «فرمانبرداری» که نوجوان باید مطیع مربیان باشد و دوره «وزارت» که جوان مورد م قرار می گیرد: «الولد سید سبع سنین و عبد سبع سنین و سبع سنین (وسائل الشیعه، ج 15، ص 194 و مکارم الاخلاق، ص 15)

اهمیت تربیت در کودکی. سال های نخستین عمر مناسب ترین موقعیت برای تربیت است، زیرا فطرت دست نخورده و زمینه پذیرش کاملا مساعد است. در این مرحله مسئولیت تربیت و مراقبت های رفتاری، بیش از هر برعهده پدر و مادر است. قرآن کریم با اشاره به این مطلب می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا وقودها الناس و الحجارة؛ اى انى که ایمان آورده ‏اید خودتان و انتان را از آتشى که سوخت آن مردم و سنگهاست‏ حفظ کنید. (تحریم/ 6) که در روایات به امر و نهی تفسیر شده است و اولیا باید اهل و فرزندان خود را از آن چه سرانجامش آتش دوزخ است حفظ و حراست کنند و در تعلیم و تربیت آنان بکوشند و معلم و مربی صالح برگزینند.

المؤمنین (ع) می فرماید: «خیر ما ورث الآباء الابناء الادب؛ بهترین میراث پدران برای فرزندانشان ادب است( تصنیف غررالحکم، ص 407) حسین (ع) یکی از کودکان خود را نزد معلم فرستاد، همین که کودک «سوره حمد» را فراگرفت و آن را نزد پدر خواند، (ع) به عنوان تشویق از معلم جوائز گران بهایی به وی داده و فرمودند: «در برابر آن چه معلم به فرزند من آموخته، کاری درخور انجام نداده ام.

پرورش فطرت ایمانی و اخلاقی کودکان. در این مرحله، پرورش فطرت ایمانی و اخلاقی، از اهمیت بسیاری برخوردار است. زیرا بساطت، سادگی و عصمت کودکانه با زمینه فطری که دارد، در سازندگی آتیه او نقش حساسی ایفا می کند. صادق (ع) می فرماید حضرت موسی (ع) در مناجات با پروردگار عرض کرد: «بهترین اعمال کدام است؟» خداوند خطاب فرمود: «محبت به کودکان، زیرا آنان بر فطرت توحید آفریده شده اند (بحارالانوار، ج 104، ص 97) در برای دوران کودکی و نوجوانی و قبل از بلوغ به عبادات تمرینی توصیه شده است تا کودکان با آداب و شرایع و اخلاق و تعهدپذیری آشنا گردند و در مرحله تکلیف دچار مشکل نباشند.

صادق (ع) فرمود: «انا نأمر صبیاننا بالصلوة اذا کانوا بنی خمس سنین فمروا صبیانکم بالصلوة اذا کانوا أبناء سبع سنین؛ ما فرزندانمان را در پنج سالگی به وامی داریم، اما شما در هفت سالگی آن ها را امر به کنید  (سنن النبی، ص 157)

نوجوانی و تربیت. نوجوانی مرحله ای از رشد و بلوغ است که با تحولاتی در جسم و روان همراه می باشد. روان شناسان و مربیان برای این مرحله سه ویژگی ذکر کرده اند:

1ـ خود مدیری و خودکفائی;

2ـ توان قضاوت و تشخیص خوب و بد و باید و نباید;

3ـ توان اراده و قصد. ( مظلومی، با تربیت مکتبی آشنا شویم، ص 10)

در این مرحله غرائز و احساسات رو به اوج گیریند، قوا و استعدادها به جنب و جوش می آیند، عقل در آستان رشد نسبی است. تضاد میان هیجان های عاطفی و غریزی خواسته ها و تجمل و شخصیت از یک سو و گرایش های عقلی و علمی و انتظارات و مسئولیت های اجتماعی از سوی دیگر، مرحله جدیدی را پیش روی نوجوان می گشاید.

روح ، تصمیم گیری و کاوشگری از ویژگی های این مرحله است که آن را «خود مدیری» نامیده اند، نوجوان می خواهد روی پای خود بایستد، از ح کودکان و دنباله روی به در آید، به تقلید بسنده نکند و برای علامت سؤال هایی که در ذهن دارد، پاسخی قانع کننده بیابد، همچنین خطر هیجان های غریزی و سقوط اخلاقی و تصمیم گیری های حاد و تأثی ذیری و خطر انحراف از ویژگی هایی است که با بلوغ رخ می نماید. لذا می توان تربیت این دوره را یکی از دشوارترین و در عین حال ظریف ترین مراحل تربیت به شمار آورد.

جوان و تربیت پذیرییکی از ویژگی های دوره جوانی، برخورد منطقی با قضایا است. در این مرحله، ضمن آن که قوا و غرایز از شور و هیجان برخوردارند، جوان منطقی تر با قضایا برخورد می کند، به مرشد و مربی بیشتر احساس نیاز می نماید و می کوشد شخصیت علمی و فکری خود را بالا برد و برای خود الگویی بیابد. از این رو، در برنامه های تربیتی ، به جوانان عنایت بسیار شده و استفاده صحیح از زمینه های فطری، ایمانی، عقلی و عاطفی آنان، مورد توجه قرار گرفته است.

اکرم (ص) فرمود: «پنج چیز را غنیمت شمارید پیش از آن که از دست برود. یکی از این پنج چیز جوانی است: "و شبابک قبل هرمک".» همچنین می فرماید: «ما من شئ احب الی الله من شاب تائب؛ چیزی نزد خدا پسندیده تر از جوان توبه کار نیست . (میزان الحکمه، ج 5، ص 9)

علی (ع) در نامه تربیتی خود به فرزندش حسن (ع) می نویسد: ««و انما قلب الحدث کالارض الخالیة ما ألقی فیها من شئ شئ قبلته. فبادرتک بالادب قبل ان یقسو قلبک و یشتغل لبک لتستقبل بجد رأیک من الامر ما قد کفاک اهل جارب بغیته و تجربته؛ دل جوان همچون زمین ناکشته است، هرچه در آن افکنند بپذیرد. پس به ادب آموختنت پرداختم پیش از آن که دلت سخت شود و دت هوایی دیگر گیرد تا با رأی قاطع روی به کاری آری و از آنچه خداوندان تجربت در پی آن بودند و آزمودند بهره برداری.» (نهج البلاغه، نامه 31، ص 297)

باقر (ع) فرمود: «لوأتیت بشاب من شباب الشیعة لایتفقه لادبته؛ اگر جوانی از جوانان شیعه را که به فقه آشنا نیست نزد من آرند به تأدیب وی خواهم پرداخت.» (میزان الحکمة، ج 5، ص 8) صادق (ع) به یکی از یاران خود به نام «احول» فرمود: مردم کوفه از این امر (ولایت) چگونه استقبال می کنند؟ پاسخ داد: «خیلی کم.» فرمود: «علیک بالاحداث» و در روایت دیگر: «علیک بالاحداث فانهم اسرع الی کل خیر؛ بر تو باد به جوانان، چرا که آنان نسبت به هر کار نیکی شتاب بیشتری دارند (بحارالانوار، ج 23، ص 236)

تربیت بزرگسالان. در تعلیم و تربیت جدید، معمولا از کودکی و نوجوانی و جوانی سخن می گویند و تربیت بزرگسالان کمتر عنوان می شود. حال با پذیرش این مطلب که دوران کودکی و نوجوانی و جوانی مساعدترین دوره تربیت می باشد، اما باید توجه داشت که تمام دوران عمر را عرصه گاه تعلیم و تربیت و تهذیب اخلاق می داند و به انسان اجازه نمی دهد در راه رشد و تکامل لحظه ای را از دست دهد و با روح یأس، تسلیم عوامل و شرایط گمراه کننده باشد.

از این رو راهبردهای تربیتی به مقطعی خاص منحصر نیست بلکه تمام مراحل زندگی انسان را شامل است; مثلا: تکالیف شرعی به ویژه که عامل مهمی در خودسازی می باشد تا پایان عمر با انسان ملازم است. هرچند تربیت در بزرگسالی مشکل تر از گذشته است اما در هر حال باب تربیت و انسان سازی هیچ گاه بسته نیست. همان گونه که اکرم (ص) به تربیت نسلی پرداختند که در جهل و افه، شرک جاهلیت ریشه کرده بود اما از همین مردم امتی شایسته و چهره هایی برجسته تربیت نمودند. البته در این دوران انسان بیش از آن که چشم به راه مربیان بنشیند می بایست خود مربی خود باشد و از واعظ درونی بیش از واعظ بیرونی بهره گیرد

5 مرحله تربیت دینی: در تربیت دینی پنج مرحله به طور طبیعی وجود دارد که این مراحل به صورت مستمر و منظم یکی پس از دیگری فراهم و امکان پذیر خواهد شد.

1- انس دینی اولین مرحله تربیت دینی،انس دینی است. کودکی که در سالهای اول زندگی با قرآن و خواندن پدر و مادر و راز و نیاز ما آشنا می شودو در سه یا چهار چهار سالگی در کنار ما جا پهن می کند و به تقلید از ما قیام، قنوت، رکوع و سجده ای بر پا می کند کم کم زمینه ای در او ایجاد می شود به نام انس و الفت دینی. وقتی فرزند ما در کنارمان سجده و رکوعی کرد و سلام را داد و ما دستش را به گرمی فشردیم و یک لبخند رضایت بخش در صورت او شکوفا گردید،به یادش می ماند که هر موقع این حرکات را انجام داده از ما یک پاداش درونی و رضایت بخشی را دریافت کرده، این رفتارها او را کم کم به نوعی تعلقات دینی گرایش خواهد داد که پایه آن انس و الفت با دین است.

در روانشناسی به این پدیده شرطی می گویند به این صورت که اگر دو امردر مجاورت یکدیگر قرار بگیرد و با حضور یکی دیگری هم حضور پیدا کند،کودک کم کم بین اینها پیوندی برقرارمی کند که به آن پیوند شرطی برقرار گفته می شود. کودک در سالهای بعدی که زندگی مستقلی را دنبال می کند هر موقع به یاد می آورد که وقتی می خواند سیمای ما شاد می شد و او را تشویق می کردیم در او شوق و علاقه به دین بوجود می آید.

2- عادت دینی وقتی کاری را بارها و بارها تکرار کردیم این عمل در شخصیت ما نفوذ می کند و استوارو پایدار می شود، مثل عادت نظم، سحرخیزی، مسئلیت پذیری یا هر عادت دیگر. از خصوصیات مهم دوران کودکی و دبستان عادت پذیری است. اگر ما در این سالها همت کنیم و عادت ارزشمندی را در فرزند یا دانش آموز به وجود بیاوریم در سالهای بعد نیازی به صرف نیرو و هزینه زیاد نخواهد بود. در سن دبستان عادت دینی بهتر جایگزین می شود مثلا ما باید بچه ها را به خواندن اول وقت تشویق کنیم و عادت دهیم و به آنها یاد دهیم که صبحها قدری زودتر بیدار شده آماده شوند. همچنین باید تلاش کنیم که قرآن را در حد ظرفیت و بر اساس جاذبه هایی که ما بر ایشان داریم ایجاد می کنیم حفظ کنند. حفظ آیات قرآن و سوره های کوتاه آن را در سالهای بعد او را مصون می دارد. و وقتی فرزندان به سن تکلیف می رسند باید مسائل شرعی و تکلیفی را بر ایشان بیان کرد.

3- معرفت دینی مرحله سوم معرفت و تفکر دینی است کودکی که در سالهای پیش دبستانی و دبستانی با آداب دینی انس پیدا می کند و عادات دینی در او به وجود می آید باید در سالهای راهنمایی معرفت دینی پیدا کنددر این مرحله ما باید از طریق دلیل و استدلال و نیز تعقل و تحلیل مسائل دینی با ذهن آماده و مستعد او ارتباط برقرار سازیم و با او صحبت کنیم.

از نظر ساختار ذهن سن 13 سالگی دوره رشد انتزاعی یا رشد تدریجی تفکر است، یعنی تفکر می تواند به درجه ای برسد که انسان در غیاب اشیا هم درباره آنها فکر می کند در حالی که در سال های قبل از راهنمایی رشد و تفکر انتزاعی حاصل نشده است. پس ما می توانیم در دوره راهنمایی با آمادگی بیشتری از معرفت دینی و شه و تفکر دینی صحبت کنیم و به پرسش هایی که نوجوانان راجع به دین دارند، پاسخ بگوییم و استنباط، فهم، آگاهی و ادراک آنها را در این مرحله بالا ببریم.

4- شاکله دینی مرحله چهارم، شاکله دینی است اگر در گام سوم معرفت دینی ایجاد شد،گام چهارم شاکله دینی است؛ یعنی تمام تار و پود وجود او، نگاه او،توجه او و سخن او، همه و همه جنبه شخصیت بارز دینی پیدا کند و دین در وجود او کاملا متجلی و متبلور شود. این گفته اند دوستی برگزین که دیدن او تو را به یاد خدا بیندازد،به همین علت است؛به چهره اش نگاه می کنید به یاد خدا می افتید.

5- خود جوشی دینی مرحله پنجم خودجوشی دینی است. یعنی وقتی شخصیت او از نظر دینی کاملا شکل گرفت،در آن مرحله از یک نیروی خود جوش استفاده می نماید و به دنبال عشق بر تر حرکت می کند. او دیگر سری شوریده دارد و به دنبال گمشده ای به نام عشق بر تر است. عشق برتر عشق خ و الهی است.اگر به عشق برتر رسید، دیگر به سادگی تحت تاثیر جاذبه های نفسانی و دنیایی قرار نمی گیرد.

حاصل تلاش ما به عنوان پدر و مادر نباید تنها معرفت دینی باشد بلکه باید شاکله دینی باشد. فرزندی که از زیر دست ما بیرون می آید و بعد به دبیرستان و و جامعه قدم می گذارد نباید ط تهاجم فرهنگی بیگانگی قرار گیرد و خود را ببازد،اگر او تنها دارای علم دینی باشد ممکن است لغزش پیدا کند،اما اگر شاکله دینی داشته باشد می تواند مقاومت کند و اگرخود جوشی دینی داشته باشد تسخیر ناپذیر خواهد بود.»

 


اطلاعات

  • منبع: http://damaneyedarabkola.persianblog.ir/post/4903
  • مطالب مشابه: تربیت دینی
  • کلمات کلیدی: دینی ,تربیت ,مرحله , ,آنان ,دوره ,شاکله دینی ,معرفت دینی ,قرائتی، محسن، ,تربیت دینی ,دوران کودکی ,استفاده کنید، مثلاً
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

محمد رضا رجبی دار  پست 4904 به قلم محمد رضا رجبی دار 8.«بنام خداوند بی همتا. درود و سلام فراوان به دامنه و دامنه خوانان گرامی. نوروز باستان بر همه ایرانیان ،تبریک و شاد باش باد. امسال 1396بعنوان سال اقتصاد مقاومتی و تولید اشتغال از طرف ی نامگذاری شده که نقشه راه مردم و مسئولین می باشد. با توجه به فرمایش جناب دامنه عزیز [در پست 4887 اینجا] که بیشتر محوریت اشتغال و تولید را مورد توجه داشتند ،بسیار عالی می باشد و دغدغه جامعه ما هم همین می باشد.

اما ی ،اقتصاد مقاومتی را پیش زمینه تولید و اشتغال بیان نمودند که اصلیت کار در همین مقوله است. اقتصاد مقاومتی،تفسیر به ریاضت اقتصادی نیست که بعضیها تفسیر به رای می کنند که در جاهای با همین مسله مردم را از لحاظ مالی تحت فشار قرار می دهند .و به نوعی روی قبوض انرژی ،روز به روز افزون می کنند.

نظر ی در اقتصادی مقاومتی ، توجه به تولید داخل و رسیدن به خودکفایی می باشد ، 1 – متکی بودن به تولید داخل و استفاده از کل ظریفیت های داخل کشور و عدم وابستگی به واردات به کالا . مثالا همین چند وقت پیش در یکی همین رو مه ها خوانده بودم که هرساعتی یک کانتر پوشاک از ترکیه وارد ایران می شود ،یا وارد کفش های چینی و خیلی از م وماتی که می شود در کشور تولید کرد . تولیدات حداقل م ومات هر شخص که در زندگی نیاز دارد را می توان در کشور تولید و این تولید خود اشتغال را در بر دارد .

دغدغه تولید کنندگان اینه که تولید در بازار کشور جواب نمی دهد . این قضیه هم درست می باشد ،چون دست وارد کنندگان در کشور خیلی راحت باز می باشد واز طرفی دریافتی ت از تولید کنندگان به عناوین مالیات و عوارض وارزش افزده وحق بیمه های  وهمچنین دریافتیهای سنگین  پول قبوض انرژی  و حذف یارانه ها و سود های سر سام آور بدون ربا بانکی،که همه اینها چرخ تولید را کند به حرکت وا می دارد . لذا برای به عملیاتی فرمایشات ی، نیاز به همت تمردان دارد که سازه کارهای جهادی در این باب داشته باشند. الف_ توجه به تولید داخل. ب- محدودیت واردات کالاها که در داخل تولیدش را داریم. 2- تولید در بخش موادغذایی و توجه به کشاورزی و باغی ودامی.

 کشور ایران در یک اقلیم منحصر به فرد جهان می باشد ، لذا وابستگی در بخش غذایی ،زیبنده کشور نمی باشد که ی در روز درختکاری که اشاراتی داشته که امسال درختی می کاریم که محصول دهد و به سخنی اشاره داشتند که سیب را در همه جای کشور میشه کاشت ،پس وارد آن زیبنده کشور نمی باشد .در حالیکه کشور بیشترین وارد کننده میوه می باشد .

3-  صرف جویی هم ازجمله مواردی که مشمول اقتصاد مقاومتی می شود . صرف جویی جزء ریاضت اقتصادی نیست. بلکه در صرف جویی ،دستگاهی تی موارد استفاده کالاها را ازتولیدات  داخل تامین کنند،یا عد تامین مالی در جامعه،نه اینکه یک مدیر  یک روز حقوقش برابر با یک ماه حقوق یک کارگر باشد .

صرف جویی ،یعنی جلوگیری از بریز و بپاش ها ی غیر ضروری که زیاد به چشم می خورد. صرف جویی ،یعنی نهادینه فرهنگ درست مصرف در جامعه توسط مردم و مسئولین.

4- اقتصاد مقاومتی بایستی  همزمان با تحولات روز دنیا پیش برود همان توجه به علم بنیاد می باشد و مدیریت تولید در مسیرتغییرات  روزحرکت کند و چرخه تولید از تهیه مواد اولیه تا توزیع را در مسیر روز دنیا باشد با سیستم تولید با تکنولوژی مدرن روز دنیا،از مدیریت تولید،روند تولید و توزیع کالا به دست مرد  می باشد.  سیستم مدیریت تولید سنتی کاملا منسوخ شده و جوابگوی جامعه پیشرفته را نمی دهد  .

مخلص کلام اینه که با توجه به پتانسیل موجود و ظریفیت های آن که در کشور به وفور می باشد و بهرمندی از این ظریفتهای در راستای پویای اقتصاد کشور و همچنین محدودیت های واردات که اگثرا توسط آقازاده ها ،که به شیوه قانونی و غیر قانونی آما در لوای قانون انجام می گیرد. لذا قدم اول در تولید توجه کامل به اقتصاد مقاومتی برمبناء اصول از ضروریات است.»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما فامیل گرامی ما. از این که اولین پست دامنه در سال 1396 یعنی پست 4887 اینجا را با نوشتۀ خود و طرح دیدگاه خودت، بسط داده ای نشان توجه ات به مسائل عمدۀ کشور است. دوم این که از تبریکت در تلگرام به من بابت روز تولدم نیز ممنونم. و سوم آن که، پس شما اقتصاددان هم هستی ما نمی دانستیم.


اطلاعات

  • منبع: http://damaneyedarabkola.persianblog.ir/post/4904
  • مطالب مشابه: اقتصاد مقاومتی چیست؟
  • کلمات کلیدی: تولید ,کشور ,توجه ,اقتصاد ,مقاومتی ,داخل , ,اقتصاد مقاومتی ,معظم ی ,تولید داخل ,تولید کنندگان
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

پست 4905 : به تنظیم دامنه

به نام خدا. آثار دامنه. پژوهش ها، مقالات، اسناد و یادداشت ها 55

آثار دامنه. پژوهش ها، مقالات، اسناد و یادداشت ها

دستنوشتۀ صورتجلسۀ دامنه در 29 داد 1369 در منزل روانشاد یوسف رزاقی که «جلسات تحقیقات و مطالعات». در این جلسه ناظر یوسف بود. یادش جاویدان. یوسف در این جلسه فروغ ابدیت را کنفراس داد و بحث زرتشت و بزرگمهر و سقوط ساسانیان مطرح و شرح نمود. الحق، فقدان یوسف خیلی حس می شود


اطلاعات

پست 4879 : به قلم دامنه

به نام خدا. حضرت فاطمۀ زهرا، سلام الله علیها که میلاد آن کوثر محمدی (ص) روزی ست برای ارزش گذاری  ها و درک و احترام فرزندان و انسان ها به قدر و منزلت و مقام مادر. و نیز روز دقّت و محبت و هدیۀ شوهر به همسر. یعنی عمیق شدن به زن و زندگی و زندگانی.

معتقدم، از این نامگذاری ها فقط اسمش باقی نماند، واقعیت بیابد. یعنی هم درک حضرت فاطمۀ زهرا، سلام الله علیها برای شیفتگان او حاصل شود و هم مادر و زن بخوبی محصول. این نمی شود جز با سه پایۀ رشد: یعنی حرکت. معرفت. برکت. ان شاء الله خیر باشد و عزّت و عفّت.


اطلاعات

پست 4881 : به تنظیم دامنه

به نام خدا. آثار دامنه. پژوهش ها، مقالات، اسناد و یادداشت ها 54

      

دستنوشتۀ دامنه در دهۀ هشتاد در بارۀ «اِبن تیمیه»، مُبدع افراطی وه ت و دشمن سرسخت شیعه و تصوُّف. عصاره و خلاصۀ شه های ضدعقلی و خشک و قشری او در دستنوشته کاملاً آمده است


اطلاعات

پست 4881 : به قلم حجة ال علی اکبر دارابکلایی 100

«فصل نوزدهم : انس با قرآن. انس با قرآن در روایات.  سجاد علیه‌السّلام می‌فرماید: لو مات من بین المشرق و المغرب لما استوحشت بعد ان ی القرآن معی (کلینی، کافی، ج۲، ص۶۰۲). وقتی قرآن با من باشد، اگر همه مردم که ما بین مشرق و مغرب هستند بمیرند و هیچ موجودی بر روی زمین زنده نماند و من تنها باشم، هرگز از تنهایی وحشت نمی‌کنم. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم درمان همه مشکلات را در قرآن می‌داند و فرماید: اذا بست علیکم الامور کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن فانه شافع مشفع و شاهد مصدق، من جعله ه قاده الی الجنه، و من جعله خلفه ساقه الی النار، و هو اوضح دلیل الی خیر سبیل (حلی، عده الداعی، ص۲۶۸) هر گاه کارها چون شب ظلمانی برایتان مشتبه و تاریک گردید به قرآن پناه ببرید؛ چون او شفیعی است که شفاعتش پذیرفته و شاهدی است که تصدیق شده است. هر او را خویش گرداند، وی را به بهشت رهنمون می‌سازد و هر بدان پشت پا زند، به جهنم سوقش می‌دهد. قرآن روشن‌ترین راهنما به سوی بهترین راه هاست.

آداب انس با قرآن: 1- رعایت حق تلاوت. یکی از مهم‌ترین شیوه‌های انس با قرآن رعایت حق تلاوت است که در قرآن فرموده:

الذین ءاتیناهم الکتاب یتلونه حق تلاوته اولئک یؤمنون به و من یکفر به فاولئک هم الخاسرون؛ (بقره/سوره۲، آیه۱۲۱)  انی که کتاب آسمانی به آنها داده‌ایم آن را چنان که شایسته آن است می‌خوانند، آنها به ایمان می‌آورند و انی که به او کافر شوند، زیان کارند.

2- رعایت حرمت قرآن.  فرمود:یا حمله القرآن! تحببوا الی الله بتوقیر کتابه، یزدکم حبا و یحببکم الی خلقه (طیب، اطیب البیان، ج۱، ص۳۹) ‌ای حاملان قرآن! با نگاه داشتن حرمت قرآن، خود را محبوب خدا سازید، که در این صورت، بیشتر شما را دوست خواهد داشت و محبوب مردمانتان خواهد ساخت.  صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم فرمود: «قرآن از همه چیز، جز خدا، برتر است؛ پس هرکه قرآن را پاس دارد خدا را پاس داشته است، و هرکه قرآن را پاس ندارد، احترام خدا را سبک شمرده است». («القرآن افضل من کل شی ء دون الله عز و جل- فمن وقر القرآن فقد وقر الله و من لم یوقر القرآن فقد استخف بحرمه الله (الشیخ محمد بن محمد السبزواری،جامع الاخبار، ص۱۲۵و ۱۲۶)

3- رعایت ترتیل. خداوند در قرآن فرموده است: «و رتل القرآن ترتیلا»؛ و قرآن را با دقت و تامل بخوان! (مزمل/سوره۷۳، آیه۴) ترتیل در قرآن، خارج کلمه از دهان با سهولت و به شیوه درست است، که از آداب قرائت است.

4- با صوت زیبا خواندن.  صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم فرمود: «لکل شی ء حلیه و حلیه القرآن الصوت الحسن»؛ هرچیزی زینت و آرایشی دارد و زینت قرآن هم با صوت زیبا خواندن است. (کلینی، کافی، ج۲، باب ترتیل القرآن بالصوت الحسن، ص۶۱۵) اهل بیت علیه‌السّلام خود نیز چنین بودند و قرآن را با صوت زیبا می‌خواندند. نوفلی گوید: در نزد حضرت هادی علیه‌السّلام از صدا و آهنگ خوش گفت وگو ، فرمود: سجاد علیه‌السّلام قرآن تلاوت می‌کرد و گاهی مردم از صدای زیبای او بی هوش می‌شدند، و اگر اندکی از صدای زیبای خود را ظاهر کند مردم طاقت شنیدن آن صوت زیبا را ندارند. گفتم: آیا با مردم نمی‌خواند و صدای خود را به تلاوت قرآن بلند نمی‌ساخت (پس چرا مردم بی هوش نمی‌شدند)؟ فرمود: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم به اندازه طاقت مردمی که پشت سر او بودند صدای خود را آشکار می‌ساخت.

5- مداومت بر انس. حضرت صادق علیه‌السّلام فرمود: «فردی سوره‌ای از قرآن را فراموش می‌کند، روز قیامت همان سوره در درجه‌ای از درجات بر او مشرف می‌شود و می‌گوید: السلام علیک. او در پاسخ می‌گوید: و علیک السلام، تو کیستی؟ می‌گوید: فلان سوره‌ای هستم که مرا واگذاشتی و ترکم نمودی، اگر نگاهم می‌داشتی تو را به این درجه می‌رساندم». آن گاه صادق علیه‌السّلام فرمود: «بر شما باد به قرآن تا آن را فرا گیرید که بعضی از مردم آن را می‌آموزند تا گفته شود: فلانی قاری است. و برخی آن را می‌آموزند و هدفشان تنها صداست که گفته شود: فلانی خوش صوت است، در اینها خیری نیست؛ اما برخی هم قرآن را می‌آموزند و شبانه روز بر این کار مداومت دارند و برایشان فرقی نمی‌کند که ی این را بداند یا نداند (حلی،ابن فهد، عده الداعی، ص۲۷۲)

مهم‌ترین شرط انس با قرآن: گاهی ممکن است به ذهن انسان این سوال پیش بیاید که چگونه برخی انسان‌ها که انس با قرآن دارند، از آن بهره نمی‌برند و در عمل انس با قرآن را نشان نمی‌دهند؟ محمدباقر علیه‌السّلام در پاسخ این پرسش انس گیرندگان با قرآن را سه گروه معرفی می‌فرماید که دو گروه اول هرگز از انس با قرآن بهره مند نمی‌شوند مگر بهره اندک مادی، ولی گروه سوم بهره واقعی و معنوی را از قرآن خواهند برد.

آن حضرت می‌فرماید: قراء القرآن ثلاثه؛ رجل قرا القرآن فاتخذه بضاعه، و استاجر به الملوک و استطال علی الناس، و رجل قرا القرآن فحفظ حروفه و ضیع حدوده، و رجل قرا القرآن فوضع دواء القرآن علی داء قلبه فاسهر به لیله و اظما به نهاره و قام به فی مساجده و تجافی به عن فراشه فباولئک یدفع الله البلاء و یزیل الاعداء و باولئک ینزل الله الغیث من السماء و باولئک یدیل الله من الاعداء و الله لهؤلاء فی قراء القرآن اعز من الکبریت الاحمر؛ (الشیخ محمد بن محمد السبزواری،جامع الاخبار، ص۱۲۹)

قاریان قرآن سه دسته‌اند؛ 1- شخصی که تلاوت و انس با قرآن را ابزاری برای ب سرمایه مادی و یا ب موقعیت در نزد حاکمان و یا مایه ف و مباهات در میان مردم قرار دهد.

2- شخصی که با تلاوت و انس با قرآن، آداب ظاهری را رعایت کرده، ولی حدود و شرایط و دستورهای واقعی آن را اهمیت نداده و ضایع می‌کند (انس صوری با قرآن دارد)

3- ی که قرآن را بخواند و دوای آن را بر دردهای دل و دین خود قرار دهد. او با قرآن شب زنده داری می‌کند، عطش معرفت و معنوی اش را با قرآن فرو می‌نشاند. در مساجد با قرآن قیام می‌کند، برای قرآن از بسترش جدا می‌شود. پس دفع بلا، نابودی دشمنان، نزول باران رحمت از آسمان و پیروزی بر مخالفان همه را خداوند به خاطر عظمت و جایگاه رفیع این گروه سوم انجام می‌دهد.

مراحل انس با قرآن: 1- نگه داری در خانه.  صادق علیه‌السّلام فرمود: «انه لیعجبنی ان ی فی البیت مصحف یطرد الله عزّوجلّ به الشیاطین»؛ (کلینی، کافی، ج۲، ص۶۱۳) من خوش دارم قرآنی در خانه باشد و خداوند شیاطین را به واسطه آن از خانه دفع کند. البته در مورد انی این مرحله مناسب است که بیش از این نمی‌توانند استفاده کنند؛ وگرنه قرار دادن قرآن در خانه، بدون بهره برداری معنوی از محتوای آن، مورد نکوهش است و روز قیامت شکایت قرآن را در پی خواهد داشت.

2- نگاه به خطوط قرآن. انس با قرآن مراتبی دارد و کمترین مرحله انس با قرآن، نگاه روزانه به قرآن است که همین نگاه بدون خواندن، جزو عبادات مستحبی محسوب شده و ثواب دارد. صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم دراین باره فرمود: النظر فی المصحف من غیر قراءه عباده؛ (اختیار معرفه الرجال، ج۲، ص۶۱۶) نگاه به خطوط قرآن بدون خواندن آن عبادت است.

3- سکوت هنگام قرائت. خداوند متعال از دیگر مراحل انس با قرآن را رعایت سکوت، هنگام قرائت آن بیان می‌کند و دستور می‌دهد که: «واذا قرئ القرءان فاستمعوا له و انصتوا لعلکم ترحمون»؛ هنگامی که قرآن خوانده شود، گوش فرا دهید و خاموش باشید شاید مشمول رحمت خدا شوید! (اعراف/سوره۷، آیه۲۰۴)

4- استماع تلاوت قرآن. از مراحل مهم انس با قرآن گوش دادن به تلاوت قاری است که برکات مادی و معنوی فراوانی به همراه دارد که ما تنها به نقل یک روایت بسنده می‌کنیم؛ حضرت علی بن الحسین علیه‌السّلام فرمود: من استمع حرفا من کتاب الله عزّوجلّ من غیر قراءه کتب الله له حسنه و محا عنه سیئه و رفع له درجه؛ (کلینی، کافی، ج۲، باب ثواب قراءه القرآن، ص۶۱۲) هر تنها یک حرف از قرآن را گوش کند هرچند آن را قرائت نکند، خداوند برای او یک حسنه می‌نویسد و یک گناه از او محو می‌کند و یک درجه بالایش می‌برد.

5- تلاوت با نگاه و بدون تلفظ.  سجاد علیه‌السّلام در روایتی می‌فرماید: «و من قرا نظرا من غیر صوت کتب الله له بکل حرف حسنه و محا عنه سیئه و رفع له درجه»؛ و هر با نگاه و بدون صوت و تلفظ قرآن بخواند، خداوند برایش در برابر هر حرفی حسنه‌ای می‌نویسد و گناهی را از او محو می‌کند و درجه او را بالا برد. (کلینی، کافی، ج۲، باب ثواب قراءه القرآن، ص۶۱۲)

6- آموزش حروف قرآن. حضرت زین العابدین علیه‌السّلام به آموزش قرآن نیز ترغیب کرده، فرمود: «و من تعلم منه حرفا ظاهرا کتب الله له عشر حسنات و محا عنه عشر سیئات و رفع له عشر درجات قال لا اقول بکل آیه و لکن بکل حرف باء او تاء او شبههما»؛ و هر یک حرف ظاهر از آن را بیاموزد خداوند برایش ده حسنه بنویسد و ده گناه از او محو کند و ده درجه برایش بالا برد، فرمود: نمی‌گویم به هر آیه، بلکه به هرحرفی چون باء، تاء، یا مانند اینها. (کلینی، کافی، ج۲، باب ثواب قراءه القرآن، ص۶۱۲)

7- قرائت از روی مصحف. قرائت قرآن مرحله‌ای از مراحل انس با قرآن است، اما کامل نیست. قرائت ممکن است از روی مصحف باشد و ممکن است از حفظ خوانده شود. رسول خدا (ص) فرمود: لیس شی ء اشد علی ال من قراءه المصحف نظرا (صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص۱۰۳) هیچ چیزی بر دشوارتر از قرائت قرآن از روی آن نیست.

8- تلاوت قرآن. تلاوت قرآن، متابعت از قرآن در قرائت و دنبال معانی و پیروی در عمل است؛ پس هر تلاوتی، قرائت می‌باشد، اما هر قرائتی تلاوت نیست؛ اصولا تلاوت در مواردی به کار می‌رود که مطالب قرائت شده، وجوب پیروی را در پی آورد. خداوند می‌فرماید: الذین آتیناهم الکتاب یتلونه حق تلاوته اولئک یؤمنون به؛ (بقره/سوره۲، آیه۲۱)  انی که به آنان کتاب دادیم آن را به حق تلاوت می‌نمایند؛ چرا که آنان به آن ایمان دارند.

9- تدبر در آیات. از مراحل بالای انس با قرآن تدبر در آیات قرآن است، که قرآن آن را از جمله وظایف انسان به شمار آورده است. در تلاوت آیات قرآن هرگز نباید بدون تدبر و تامل رد شد؛ زیرا با تدبر در آیات قرآن، آنها خودشان را نمایان می‌کنند. تدبر در آیات هرگز معطل شدن و توقف بی حرکت و تفکر نیست؛ تدبر در آیات قرآن در واقع تفسیر آیات به آیات دیگر است، تطبیق آیات با یک دیگر و توام با حرکت فکری است، در اثر تدبر در آیات هم سویی و هماهنگی معانی و معارف آنها نمایان می‌شود؛ آن گاه انسان می‌تواند به معانی اصیل و ناب آیات قرآن دست یابد، البته لازم است تدبر در آیات قرآن با فکر خالص و با ذهن خالی و دلی پاک و همراه با تعقل، انجام گیرد. از آیات ظاهر می‌شود که تدبر در آیات از طریق قلب پاک و عقل ناب به عمل می‌آید.

10- حفظ قرآن. حفظ قرآن از مراحل انس با قرآن است. صادق علیه‌السّلام فرمود: الحافظ للقرآن العامل به مع السفره الکرام البرره؛ (صدوق، امالی، ص۱۱۵)  ی که قرآن را حفظ و از بر نماید و عامل به دستورهای آن باشد (در آ ت) با فرشتگان نیکوکار و ارجمندی که واسطه میان خداوند و ان هستند محشور می‌گردد.

برکات انس با قرآنانس با کلام الهی آثار و برکات مادی و معنوی فراوانی به همراه دارد که در این جا بخشی از آن را با توجه به کلام وحی و روایات مرور می‌کنیم:

1- افزایش ایمان. مؤمنانی که از تلاوت آیات وحی لذت می‌برند طبق وعده خداوند نورانیت می‌یابند و ایمانشان کامل می‌شود: انما المؤمنون الذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا و علی ربهم یتوکلون؛مؤمنان، تنها انی هستند که هرگاه نام خدا برده شود، دل هاشان ترسان می‌گردد و هنگامی که آیات او بر آنها خوانده می‌شود، ایمانشان فزون تر می‌گردد و تنها بر پروردگارشان توکل دارند. (انفال/سوره۸، آیه۲)

2- نورانیت فضای زندگی. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم فرمود: «نوروا بیوتکم بتلاوه القرآن؛ و لا تتخذوها قبورا کما فعلت الیهود و النصاری صلوا فی البیع و الکنائس و عطلوا بیوتهم فان البیت اذا کثر فیه تلاوه القرآن کثر خیره و اتسع اهله و اضاء لاهل السماء کما تضی ء نجوم السماء لاهل الدنیا»؛ (کلینی، کافی، ج۲، ص۶۱۰) خانه‌های خود را با تلاوت قرآن، نورانی کنید و خانه هایتان را چون قبرستان قرار ندهید؛ همان طور که یهود و نصارا چنان د که در معابد و کنیسه‌ها می‌گزاردند و خانه‌های خویش را تعطیل نمودند؛ چون هرگاه در خانه‌ای قرآن زیاد تلاوت شود، خیرش زیاد می‌گردد و آن خانواده بهره مند می‌گردند و برای اهل آسمان نور می‌دهند همچنان که ستارگان آسمان برای اهل زمین، نور افشانی می‌کنند.

3- قبله نمای حقیقی. آیات قرآن شریف همانند قبله نمایی است که انسان را از هر سمت و سویی به طرف توحید و فضیلت سوق می‌دهد و از انواع شرک‌ها و کژی‌ها به سوی خداوند باز می‌گرداند. در سوره احقاف می‌فرماید: و صرفنا الآیات لعلهم یرجعون، ما آیات خود را به صورت‌های گوناگون برای مردم بیان کردیم شاید بازگردند! (احقاف/سوره۴۶، آیه۲۷)

4- بصیرت و آگاهی. شخصی که بصیر نباشد و راه و چاه را در پیچ و خم حوادث تشخیص ندهد، هرگز نمی‌تواند به سر منزل مقصود برسد. برای همین، زندگی با آیات قرآن برای همه انسان‌ها آگاهی بخش و بصیرت افزاست و مانند چراغ راه، روشنی بخش است. خداوند می‌فرماید: قل انما اتبع ما یوحی الی من ربی هذا بصائر من ربکم؛ (اعراف/سوره۷، آیه۲۰۳) بگو: من تنها از چیزی پیروی می‌کنم که بر من وحی می‌شود. این وسیله بینایی از طرف پروردگارتان، و مایه هدایت و رحمت است برای جمعیتی که ایمان می‌آورند.»


اطلاعات

  • منبع: http://damaneyedarabkola.persianblog.ir/post/4882
  • مطالب مشابه: اُنس با قرآن و آداب و برکات آن
  • کلمات کلیدی: قرآن ,آیات ,تلاوت ,فرمود ,القرآن ,الله ,کلینی، کافی، ,علیه‌السّلام فرمود ,آیات قرآن ,صادق علیه‌السّلام ,قرآن  انس ,صادق علیه‌السّلام فرمود ,ث
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

پست 4883 : به قلم حجة ال مالک رجبی دار 178

«سلام. بسمه تعالی. در این پایانی سال دو کلمه جهت تحوُّل تقدیم می کنم: ۱ : مرنج.۲ : مرنجان

شنیدم من از عالم نکته دانی / به من گفت در عنفوان جوانی

دلی را به دست آر اگر اهل حالی / و گرنه مرنجان دلی تا توانی

خلاصه و لبّ اخلاق در دو کلمه است :«مرنج و مرنجان». آیت الله مجتهدی تهرانی ره می فرمایند: مرحوم (ملاعلی همدانی ره) ازعارف وارسته مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی ره درخواست موعظه نمود.  مرحوم نخودکی گفت:«مرنج و مرنجان»

مرحوم گفت: مرنجان را فهمیدم یعنی ی را اذیت نکنم. ولی مرنج یعنی چی؟ چطور میتوانم ناراحت نشوم؟ مثلا وقتی بفهمم ی مرا غیبت کرده یا فحش داده چطور میتوانم نرنجم؟! آقای نخودکی گفت: علاج ، آن است که خودت را ی ندانی. اگر خودت را ی ندانستی دیگر نمی رنجی. اگر خودمان را دارای عزت و مقام خاصی در این دنیا ندانیم و خودمان را در برابر خداوند هیچ بدانیم دیگر هیچگاه از سخن دیگران ناراحت نمی شویم.

برمال جمال خویشتن غره مشو / کان را به شبی‌برند و آن را به تبی!

توضیح: البته رنجیدن هایی که به خاطر دین باشد و از دشمنان دین باشد، اینگونه رنجیدن ها پاداش دارد. در آ برای ولادت حضرت فاطمه صلوات می فرستیم

بر مقدم دختر پیمبر صلوات / بر چشمه ی پاک حوض کوثر صلوات

بر محضر حضرت محمد تبریک / بر مادر شیعیان حیدر صلوات

ولادت حضرت فاطمه سلام الله علیها مبارک :موعظه خوبان، ص 71، جمع آوری بحث مسجد حسن مجتبی علیه السلام دارابکلا پائین محله بعد از صبح. ۲۹ اسفند ۹۵ برابر با ۲۰ جمادی الثانی ۱۴۳۸ ه ق»


اطلاعات

  • منبع: http://damaneyedarabkola.persianblog.ir/post/4883
  • مطالب مشابه: شنیدم من از عالِم نکته دانی
  • کلمات کلیدی: صلوات ,حضرت ,نخودکی ,مرحوم ,مرنجان ,حضرت فاطمه ,ولادت حضرت ,چطور میتوانم ,مرحوم ,نکته دانی
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

پست 4884 :  دارابکلا و مسجد تکیه قسمت 23

به نام خدا. سخنرانی دوست فاضل و فرهیخته ام جناب حجة ال  والمسلمین  شیخ محمد جواد غلامی دار  در مسجد جامع روستای دارابکلا. در 28 اسفند 1395 شب میلاد حضرت فاطمۀ زهرا، سلام الله علیها. با حضور ون محترم و بزرگوار حُجَج : شیخ مرتضی دار ( جماعت محل)، شیخ باقر طالبی دار ، شیخ محمد نادری، شیخ علیرضا ربانی زاده، شیخ جواد مهاجری، شیخ مهدی شیردل. ع ها از جناب حاج حسین رنگین کمان:

     

                                                                   

حجة ال  والمسلمین  شیخ محمد جواد غلامی دار  در مسجد جامع روستای دارابکلا. در 28 اسفند 1395 شب میلاد حضرت فاطمۀ زهرا، سلام الله علیها


اطلاعات

پست 4885 : دامنهٔ کویر2، کویریات دامنه قسمت 108

داند او خاصیت هر جوهری

در بیانِ جوهرِ خود چون ی

که همی‌ دانم یَجوز و لایَجوز

خود ندانی تو یجوزی یا عَجوز

این روا و آن ناروا دانی ولیک

تو روا یا ناروایی بین تو نیک

قیمت هر کاله می‌دانی که چیست

قیمت خود را ندانی احمقی ست

سَعدها و نَحسها دانسته‌ای

ننگری سَعدی تو یا ناشسته‌ای

جان جمله علمها اینست این

که بدانی من کیَم در یَوم دین

آن اصولِ دین بدانستی ولیک

بنگر اندر اصل خود گر هست نیک

(مثنوی مولوی، دفتر دوم، بیت 2649 تا 2655)

دامنه : اشارۀ مولوی به انسان هایی ست که با آن که مدعی اند خیلی می دانند

اما به خود و خویشتن خود غفلت دارند.

من در بخش هایی از زندگانی ام، با دو وبلاگم «دامنۀ دارابکلا» و «آلبوم دامنۀ دارابکلا» برای دامنه خوانان شریف پست های متعددی به اشتراک گذاشته ام و اینک چیزی نمانده که سال 1395 را نیز طی کنم و به درکِ حلول سال جدید 1396 برسم. ان شاء الله دامنه خوانان شریف، در سلامت باشند و سال آیندۀ خورشیدی را، باز هم به دور خورشید بگردند و جَبهۀ خویش را بر سجدۀ ستایش و سپاس خدا سائش دهند و سلامت و معنویت بیابند. ایام خوب خدا همآره مستدام.


اطلاعات

پست 4886 : به قلم حجة ال محمدجواد غلامی دار 61

توضیح دامنه: به نام خدا.  پس از انتشار پست 4884 اینجا، با جناب حجة ال محمدجواد غلامی، به صورت تلگرامی تماس برقرار که مُفاد سخنرانی شما در آن جلسه چه بوده است؟ ایشان با آن که در جایی بودند که امکان تدوین متن، برایش مقدور و میسور نبود، اما اجابت د و این گونه نوشتند و به دامنه فرستادند. ممنونم:

«درود بر شما. در آغاز منبر، اعلام تبریک میلاد حضرت فاطمه (س) و روز زن و تولد کبیر انقلاب، و سپس این عناوین مطرح  و کمی شرح داده شد:

۱- این که حضرت فاطمه (س) در کدام دوران از سه دروه عرب به دنیا آمد؟ (ابتدای دوره ی)

۲- اشاره به آیه اعتصام و توضیح و تفسیرش و این که حضرت فاطمه مصداق حبل الله است، و این که ظهور حبل الله در مولی حضرت علی (ع) است.

۳- تشریح روایت حضرت رضا (ع) که می فرماید: اگر می خواهید با ما در مکان رفیع بهشت باشید ، پس شاد باشید در فرح و شادی اهل بیت (ع) و بر شما باد ولایت اهل بیت عصمت و طهارت...

۴- اشاره به برخی از سخنان حضرت رسول (ص) در مدح حضرت فاطمه (س) و در پایان چند بیت شعر از مرحوم حِسان در وصف دُخت گرامی .»


اطلاعات

پست 4871 : به قلم  محمد عبدی 118

«سلام. این خاطره ات در پست 4858 اینجا، برایم خیلی جذاب و قابل توجه بود و خودم هم از همین دسته بودم که در راهنمایی با تشویق بزرگان و پیران محل شبی دل به دریا زدم و رفتم پشت تریبون تکیه سنه کوه. ابتدا زنی با دم سنگین مردم عادت نداشتند قدری تلب تلوب دادند؛ اما کم کم ردیف شدند و خوب شد و بعد شبهای دیگر و کم کم طی سالهای بعد شده بودم پای ثابت نوحه خوانی زنی و بعد زنجیرزنی و حتی اشعار عربی خوانی ... یاد ایام شباب بخیر و یاد ایام بخیر»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما . بله؛ کاملاً در جریان هستم که ذاکر اهل بیت (ع) هستی و نیز مجری مسلط مجالس مذهبی. این خود توفیقی ست که زیربنای نوجوانی ی، مذهبی گردد و عشق اهل بیت (ع). ممنونم.


اطلاعات

آخرین مطالب

آخرین ارسال ها