وبلاگ فرهنگی مذهبی وسرگرمی ابن تیهان


دعای روز دوم ماه مبارک رمضان

  اللَّهُمَّ قَرِّبْنِی فِیهِ إِلَى مَرْضَاتِکَ وَ جَنِّبْنِی فِیهِ مِنْ سَخَطِکَ وَ نَقِمَاتِکَ وَ وَفِّقْنِی فِیهِ لِقِرَاءَةِ آیَاتِکَ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ

خدایا مرا در این ماه به خشنودى ات نزدیک کن، و از خشم و انتقامت برکنار دار، و به قرائت آیاتت موفق کن، اى مهربان ترین مهربانان.

اطلاعات


چرا باید یک ماه روزه بگیریم؟


  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَمَنْ کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلَا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ؛ ماه رمضان [همان ماه] است که در آن قرآن فرو فرستاده شده است [کتابى ] که مردم را راهبر و [متضمن] دلایل آشکار هدایت و [میزان] تشخیص حق از باطل است پس هر از شما این ماه را درک کند باید آن را روزه بدارد و ى که بیمار یا در سفر است [باید به شماره آن] تعدادى از روزهاى دیگر [را روزه بدارد] خدا براى شما آسانى مى‌خواهد و براى شما دشوارى نمى‏‌خواهد تا شماره [مقرر] را تکمیل کنید و خدا را به پاس آنکه رهنمونیتان کرده است به بزرگى بستایید و باشد که شکرگزارى کنید». (بقره/ 185) ادامه مطلب

اطلاعات


  چرا خداوند انسانها را امتحان می‌کند؟  


  بهترین و کارآمدترین راه برای درهم ش تن غرور و تکبر در انسان آزمایش و امتحان اوست   آزمایش انسان به وسیله خداوند برای این نیست که خدا بداند بنده‌اش چگونه است بلکه...

آیت‌الله سید محمود مجد، مدیر حوزه علمیه باقرالعلوم(ع) و اخلاق در کتاب «چرا» در خصوص آزمایش و امتحان انسان توسط خداوند اظهار می‌کند:

برای انسان دو چیز وجود دارد یکی واقعیتها، دوم درک آن واقعیتها.

در خیلی از موارد واقعیتها با آنچه انسان درک می‌کند انطباق ندارد و آن عدم تطبیق ممکن است به یکی از دو علت باشد.

یکی ناتوانی قوه ادراکیه انسان و ضعف هوش و زکاوت انسان و دوم وجود موانعی که انسان را از درک واقعیتها باز می دارد که یکی از نیرومندترین مانع وجود غرور و خود پرستی و حب نفس است که تکبر و خودپرستی نمی‌گذارد انسان به واقعیتها دست یابد، لذا برای فراهم ساختن زمینه و بستر مناسب انطباق واقعیتها با درک انسان باید غرور و خود پسندی را از شه و باور انسان زدود.

بهترین و کارآمدترین راه برای درهم ش تن غرور و تکبر در انسان آزمایش و امتحان اوست تا خود نیز به تواناییها و ضعفهای خویش آگاه شود زیرا اگر امتحان پیش نیاید، انسان نمی‌داند چقدر ناخالصیها در وجودش هست، پس همانگونه که امتحان خصوصیات و مزایا و یا نقصانهای امتحان شونده را برای امتحان کننده مشخص و آشکار می‌سازد و به تعبیر دیگر آزمون و آزمایش کمبودها و مزایا و نقصانها را برای آزمایش شونده آشکار و برملا می‌نماید.

پس آزمایش انسان به وسیله خداوند برای این نیست که خدا بداند بنده اش چگونه است بلکه برای اینست که بنده بداند که چه ضعفهائی دارد تا غرورش ش ته شود و کیفر و عذاب خداوندی برایش توجیه گردد و بداند چرا معذب به عذاب و یا برخوردار از نعمتها شده است. ادامه مطلب

اطلاعات


دعای روز اول ماه مبارک رمضان

  همزمان با آغاز ماه مبارک رمضان ادعیه روزانه این ماه شریف بسیار جای دقت و تفکر دارد. این دعاهای روزانه که در محافل مذهبی خوانده می‎شود ابن عباس از (ص) نقل کرده است و علمای بزرگ آنها را در کتاب خود ثبت و ضبط کرده‎اند و ما این ادعیه را از کتاب «‏اقبال الأعمال» سید بن طاووس عالم بزرگ شیعه نقل می‌کنیم. این کتاب‏ مانند سایر کتابهاى سید  از اعتبار و ارزش ویژه ‏اى بین علماى شیعه برخوردار است تا جایی که شیخ عباس قمی در «مفاتیح‎الجنان» بسیار از ادعیه این کتاب استفاده کرده است.


    اللهمَ اجْعلْ صِیامی فـیه صِیـام الصّائِمینَ و قیامی فیهِ قیامَ القائِمینَ و نَبّهْنی فیهِ عن نَومَةِ الغافِلینَ وهَبْ لی جُرمی فیهِ یا الهَ العالَمینَ واعْفُ عنّی یا عافیاً عنِ المجْرمینَ.

    خدایا مرا در این روز از روزه داران و قیام‎کنندگان واقعی قرار بده و در این روز بیدارم کن از خواب غافلان  و جرم و جنایتم را ببخش در این روز؛ ای معبود جهانیان؛ در گذر از من، ای عفوکننده از جنایاتکاران.

در بخشی از این دعا می‎خوانیم «خدایا ما را از خواب غفلت بیدار کن»؛ غفلت همان کلیدواژه ای است که خداوند متعال در آیات متعددی از قرآن نسبت به آن بر حذر داشته است. عاملی که اگر از مؤمنان زدوده شود، راه برای رشد و ارتقای معنویت او باز خواهد شد.

به عنوان نمونه در آیه205 سوره اعراف خداوند می فرماید: «وَ اذْکُرْ رَبَّکَ فی‏ نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَ خیفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَکُنْ مِنَ الْغافِلین‏؛ و در دل خویش، پروردگارت را بامدادان و شامگاهان با تضرع و ترس، بى ‏صداى بلند، یاد کن و از غافلان مباش.»

اطلاعات


خطبه (ص) به مناسبت شروع ماه رمضان


    رسول‌ الله‌ در آ ماه‌ شعبان پیرامون فضیلت ماه رمضان‌ خطبه‌ای ایراد د.
به روزهای پایانی ماه شعبان نزدیک می‌شویم ماهی که همچون ماه رمضان روزی بندگان زیاد می‌شود و مسلمانان را آماده می‌کند برای مهمانی خدا.
 
نیز در خطبه خود به روزهای پایانی ماه شعبان اشاره داشته است که سلمان فارسی در این باره می‌گوید: «خطبنا رسول الله صلى الله علیه وآله فى آ یوم من شعبان، فقال: یا ایها الناس قد اظلکم شهر عظیم مبارک شهر فیه لیلة خیر من الف شهر جعل الله صیامه فریضة و قیام لیله تطوعا، من تقرب فیه بنافلة من الخیر کان کمن ادى فریضة فیما سواه وهو شهر الصبر والصبر ثوابه الجنه وشهر المواسات وشهر یزاد فى رزق المؤمن وشهر اوله رحمة واوسطه مغفرة وآ ه عتق من النار وهو للمؤمن غنم وللمنافق غرم‏»

سلمان فرمود: (ص) در روز آ شعبان  براى ما خطبه‌اى در فضیلت ماه رمضان ایراد کرد و در خطاب خویش به ما فرمود: اى مردم به راستى سایه افکنده بر سر شما ماه بزرگ مبارکى، ماهى که در او شبى است که از هزار ماه بهتر است که خداوند روزه‏اش را فرض و واجب کرده و به پا داشتن عبادات شبش را به طور استحباب مقرر فرموده است.

ى که تقرب بجوید به خداوند، به انجام نافله خیرى، مثل آن است که در غیر ماه رمضان فریضه‏اى انجام داده باشد و این ماه، ماه صبر است و صبر هم اجر و ثوابش بهشت است و ماه روزه، ماه مواسات و برابرى است و ماهى است که رزق مؤمن در او زیاد مى‏‌شود و ماهى است که اولش رحمت و وسطش مغفرت و آمرزش و آ ش آزادى از آتش جهنم است و این ماه براى مؤمن بهره و منفعت است و براى منافق خسارت و ضرر.
  ادامه مطلب

اطلاعات

  اعمال سه روز آ شعبان 


  رفتن به مهمانی همیشه نیازمند ی ری آمادگی‌هاست. هر اندازه که این مهمانی بزرگتر و مهمتر باشد؛ اهمیت این آمادگی هم بیشتر و بیشتر می‌شود. برخی برای تهیه مقدمات شرکت در یک مراسم عروسی، چندین روز وقت صرف می‌کنند؛ از تهیه لباس مناسب گرفته تا آرایش و پیرایش دلخواه.

درب‌های یکی از بزرگترین مهمانی‌های سالانه به روی ما باز شده، ماه مبارک رمضان؛ مهمانی بی‌نظیری که میزبان آن، خداست و خودش قرار است از ما پذیرایی کند. ما هم نباید بدون آمادگی پا در این ضیافت بزرگ بگذاریم. پس هرچه زودتر باید اقدام کنیم و آماده شرکت در مهمانی خدا شویم.
ظرفیت خود را افزایش دهیم
ماه مبارک رمضان به راستی ماه مهمانی خدا و ضیافت الله است. و ائمه(علیهم‌السلام) برای ورود به این ماه ی ری دستورالعمل ذکر کرده‌اند. دستوراتی که قلب و جان انسان را آماده این ماه می‌کند و به او امکان بهره بیشتر از این ماه خدا می‌دهد. ماهی که بهار قرآن است و قرآن در آن نازل شده، ماهی که بر تمام ماه‌ها فضیلت و برتری دارد و ماهی که خداوند در آن ماه افراد زیادی را از آتش جهنم نجات می‌دهد.

بهره‌مندی از نعمت‌های ماه رمضان نیازمند آمادگی و ظرفیت است. هر اندازه که این ظرفیت انسان بالاتر و بیشتر باشد؛ فرد بهره بیشتری را خواهد برد و از سفره الهی بهرمندتر می‌شود. از این روست که دستورات مهمی برای روزهای آ ماه شعبان ذکر شده، روزهایی که نقش مهمی در بالا رفتن ظرفیت ما دارند و آ ین مهلت ممکن نیز به حساب می‌آیند. به وسیله این بالا رفتن ظرفیت‌هاست که بهره بیشتری از مهمانی خدا نصیب انسان می‌شود و قلب صفای لازم را برای ورود به ماه رمضان پیدا می‌کند. ادامه مطلب

اطلاعات


دعای ویژه ملائکه برای روزه‌ داران شعبان


  از عبادتهایی که در ماه شریف شعبان فراوان به آن سفارش شده، روزه است. روزه در این ماه می تواند روزه قضای سالهای گذشته خود انسان یا به نیابت، روزه قضای یکی از عزیزان و بستگانی باشد که از دنیا رفته است یا روزه ای مستحبی باشد که فرد برای رسیدن به اجر الهی آن را می گیرد. در هر صورت، روزه در این ماه از سفارش و ثواب کم نظیری برخوردار است و به هر کدام از این نیتها که باشد آن پاداش ویژه را خواهد داشت. آنچه در ادامه می آید احادیثی است گهربار در مورد ارزش و پاداش روزه ماه شعبان که از کهن ترین منابع روایی است اج و با دقت خاصی به فارسی روان، ترجمه گردیده است.   دعای ویژه ملائکه برای روزه داران پنج شنبه
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: تَتَزَیَّنُ السَّمَاوَاتُ فِی کُلِّ خَمِیسٍ مِنْ شَعْبَانَ در هر پنج شنبه ماه شعبان آسمانها را تزیین می کنند. ملائکه عرضه می دارند: پروردگارا! روزه داران امروز را ببخش و بیامرز و دعای آنها را اجابت کن. (وسائل‏الشیعة 8/104)   در ادامه فرمودند: هر تنها یک روز از این ماه را روزه بگیرد حَرَّمَ اللَّهُ جَسَدَهُ عَلَى النَّارِ؛ خداوند بدن او را بر آتش جهنم حرام می کند.(همان، 10/493)   ادامه مطلب

اطلاعات

 
  چگونه امر به معروف و نهی از منکر کنیم؟


  امر به معروف و نهی از منکر از احکام عملی مسلمانان و به نظر شیعیان از فروع دین است. امر به معروف یعنی دستور دادن یا توصیه از سوی فرد مسلمان به دیگران به انجام آنچه از نظر عقل یا شرع خوب در نظر گرفته می‌شود و نهی از منکر یعنی دستور دادن یا توصیه از سوی فرد مسلمان به دیگران به انجام ندادن آنچه به از نظر عقل یا شرع بد در نظر گرفته می‌شود. این توصیه گفتاری است و شامل جرح نمی‌شود.

در احکام دین، به تمام واجبات و مستحبات معروف و به تمام محرمات و مکروهات منکر گفته می‌شود بنابراین واداشتن افراد جامعه به انجام کارهای واجب و مستحب امر به معروف و بازداشتن آنها از کارهای حرام و مکروه نهی از منکر است.

یکی از مهم ترین وظایف افراد هنگام روبرو شدن با منکرات، امر به معروف و نهی از منکر است. این گونه برخوردها اگر با رعایت ادب ی و تواضع و فروتنی همراه شود، نیز افراد نصیحت کننده، خود به آن چه می گویند، پایبند باشند، با نتیجة خوبی همراه خواهد شد. در این موارد باید توجه داشت که شرایط امر به معروف وجود داشته باشد، مثلاً شخص احتمال تأثیر بدهد. ادامه مطلب

اطلاعات


انسانم آرزوست

 

اطلاعات


دروغ از منظر قرآن و روایات


  دروغ از بدترین معایب، زشت ترین گناهان و منشأ بسیاری از مفاسد است و بالطبع از کارهای زشت و ناپسند و عادت به آن از رذایل اخلاقی و از گناهان کبیره است و تا ضرورت و مصلحت مهمی در میان نباشد ، دروغ گفتن جایز نمی باشد.

دروغ در دنیا و آ ت انسان را از رحمت الهی محروم می کند و در میان مردم بی اعتبار می نماید و اعتماد عمومی را سلب و جامعه را به بیماری نفاق دچار می سازد و از آفات زبان و اب کننده ایمان است.

علت اصلی دروغ ، عقده حقارت و خود کم بینی انسان دروغگو است و این یکی از نکات روانی است که به عنوان روانشناسی اخلاقی در کلمات معصومین به آن اشاره شده است.

سرچشمه دروغ نیز گاهی به خاطر ترس از فقر، پراکنده شدن مردم از دور او ، از دست دادن موقعیت و مقام و زمانی نیز به خاطر علاقه شدید به مال و جاه و مقام و ...است که شخص از این وسیله نامشروع برای تامین مقصود خود کمک می گیرد.

ابزار بسیاری از گناهان دروغ است اینکه افراد دروغگو بدبینی و سوء ظن خاصی نسبت به همه و همه چیز دارند ، با دروغ خود را بزرگ جلوه می دهند، با دروغ هزار گونه تملق می گویند و یکی از راههای درمان دروغ این می باشد که قبل از هر چیز باید مبتلایان را به عواقب دردناک و آثار سوء معنوی و مادی آن متوجه ساخت و نیز باید باید متوجه ساخت که اگر چه دروغ در ای از موارد نفع شخصی دارد ولی نفعش بسیار آنی و زودگذر است و یکی دیگر از موثرترین راههای درمان دروغ پرورش شخصیت در افراد و کوشش برای تقویت پایه های ایمان در دل آنان است و باید محیط های تربیتی و معا ی مبتلایان را از وجود افراد دروغگو پاک کرد تا تدریجا طبق اصل محاکات و تاثی ذیری محیط وجود آنها از این رذیله پاک گردد.

در سراسر جهان هستی قانون صداقت و صراحت و حقیقت جاری است . هر چند به حسب ظاهر در عالم هستی تضادها و تعارض هایی دیده می شود ولی دروغ و خیانت در طبیعت اصلا وجود ندارد. اصولا حقایق ناب را در طبیعت و هستی باید جستجو کرد و از زبان آفرینش باید شنید. مگر جز این است که تمام قوانین علمی و فلسفی برداشتی است نسبی از جهان هستی و قوانین حاکم بر آن و حقیقت همه و همه در اسرار هستی می شند و از آن الهام می گیرند و جز با هستی و قوانین حاکم بر آن سروکاری ندارند؟ ادامه مطلب

اطلاعات


عذ که مخصوص دروغگویان است!


  مؤمن هرگاه بدون عذر دروغی بگوید، هفتاد هزار فرشته او را لعنت می‌کنند و بوی گندی از قلبش خارج می‌شود که تا به عرش می‌رسد، و خداوند به سبب این دروغ، گناه هفتاد که کم‌ترین آن ی با مادر است در پرونده‌ی اع می‌نویسد .         دروغ کلید تمام بدی‌ها   هر انسان مؤمنی این را به خوبی می‌داند که قدم نهادن در مسیر بندگی و اطاعت از فرامین پروردگار هستی، از لوازم ضروری ایمان بوده، به گونه‌ای که بدون آن هرگز به حقیقت ایمان دست نخواهد یافت، و در زندگی هرگز طعم شیرین ایمان واقعی را از اعماق جان خویش نخواهد چشید، زیرا این امر بدیهی است که، ی که پایه به عرصه‌ی ایمان گذاشته، امّا به دستورات و لوازم آن پایبند نیست، ایمان لقلقه‌ی زبانش بوده و در زندگی صرفاً اسم ایمان را با خود به یدک می‌کشد، اما از آن بهره‌ای نبرده است.   چنین ی در واقع، انسان خسارت دیده‌ای است که سرمایه‌ی عظیم عمر خویش را به باطل گذرانده و در زندگی به همین ایمان ظاهری دل خوش کرده است، غافل از آنکه، روزی فرا خواهد رسید که از حقیقت پنهانش کنار زده می‌شود و چشمان ه‌ی او بیدار گشته و با ندامتی برخاسته از جان، سرنوشت شوم خود را نظاره گر خواهد بود.   بنابراین اگر ی به سرنوشت ابدی خویش علاقمند بوده و دوست دارد به سرمایه‌ی عظیم ایمان دست یابد، تا در دنیا و آ ت از برکات مادی و معنوی آن بهره‌مند شود، همواره باید در زندگی به فرامین و دستورات الهی گوش فرا داده، و مو به مو آن‌ها را انجام دهد، چرا که زیر پا نهادن دستورات پروردگار هستی، و ارتکاب کارهای ناشایست، چون آتشی خانمان سوز، من ایمان آدمی را به آتش می‌کشد.   ادامه مطلب

اطلاعات


تسبیحات المؤمنین


  در کنار تسبیحات حضرت زهرا (س)، تسبیحات المومنین(ع) نیز وجود دارد که دارای فضیلت زیادی است.
کیفیت تسبیحات حضرت المومنین به شرح زیر است:
١٠ بار سبحان الله
١٠ بار الحمدلله
١٠ بار الله اکبر
١٠ بار لا اله الا الله
بعد از هر .

فضیلت این تسبیحات:
المؤمنین (ع) به براء بن عازب فرمودند:
آیا کاری به تو یاد دهم که چون آن را انجام دهی، از اولیای خدا خواهی بود؟
براء گفت: بله.
حضرت تسبیحات فوق را به او آموزش داداند و سپس فرمودند:هر این تسبیحات را بعد از هر بخواند، خدا هزار بلای دنیوی را از او دور می کند، که آسان ترین آن بازگشت از دین است و در آ ت برای او هزار منزلگاه آماده می کند که یکی از آن منزلت ها مجاورت رسول خدا (ص) است.

منبع:
مستدرک الوسائل، ج٥، ص ٨٢
و بحار الانوار، چ بیروت، ج ٨٣،   منبع:yjc.ir

اطلاعات


چگونه با المومنین سنجیده می شویم؟


  هر چیزی برای خود میزانی دارد و با آن میزان، کیفیت و ارزش آن سنجیده می شود. همانطور که کارکردهای افراد یک کشور، نسبت به قانون آن کشور سنجیده می شود و افراد نباید برای قانون، تعیین تکلیف نمایند.

در خوب بودن و بد بودن افراد، ملاکی وجود دارد. این ملاک از نظر قرآن، تقوای الهی است، آن تقوای الهی که با پیروی از معصومین (علیه السلام) و عقل سلیم مطابقت دارد.
میزان و ملاک حقیقی، تقوای الهی
قرآن کریم آیه ای دارد که میزان و ملاک برتری حقیقی انسان را نشان می دهد. «یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ؛[حجرات/13] اى مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامى ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است». [1]
پیام آیه این است که در میان نژادها و افراد انسانی کره ی خاکی، عامل و ملاک برتری، خداترسی است. امکان دارد یک قومی و کشوری از لحاظ یک یا چند فناوری برتری داشته باشند، اما این ملاک برتری حقیقی نیست و باید این فناوری را در خدمت انسانیت و فطرت قرار داد. این خدا ترسی به معنی بسته بودن دست و پای آدمی نیست بلکه برع ، انسان را هویت می بخشد و او در چارچوب مشخصی رهنمون میشود. ادامه مطلب

اطلاعات


به چه زمانی «بین الطلوعین» گفته می شود؟

  طلوع فجر صادق ابتدای وقت صبح و «طلوع آفتاب» انتهای وقت آن است و زمان واقع در بین این دو طلوع را «بین الطلوعین» می نامند.

« قرآن کریم با عبارت «وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْس »  تسبیح خدا در این زمان را توصیه کرده و روایات فراوانی نیز در زمینه عبادت در «بین الطلوعین» وجود دارد که در برخی از آنها اذکار و عبادات ویژه ای هم پیشنهاد شده است:

1. اکرم(صلی الله علیه و آله): «هر از طلوع صبح تا طلوع آفتاب در مصلّاى خویش بنشیند و به تعقیب مشغول باشد، خداوند او را از آتش دوزخ محفوظ دارد.

2. رسول خدا(صلی الله علیه و آله): هر هنگام صبح، هفت بار این آیات را بخواند، در آن روز از بلاها محفوظ باشد: «فَاللهُ خَیْرٌ حافِظاً وَ هُوَ ارْحَمُ الرَّاحِمینَ،انَّ وَلِیِّى  اللهُ الَّذى  نَزَّلَ الْکِتابَ وَ هُوَ یَتَوَلَّى الصَّالِحینَ، فَانْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِى  اللهُ لا الهَ الَّا هُوَ، عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیم   پس [در هر حال] خداوند بهترین حافظ و مهربان ترین مهربانان است، ولىّ و س رست من  خدایى است که این کتاب را نازل کرده و او همه صالحان را س رستى می کند، پس اگر آنها [از حق] روى بگردانند [نگران مباش] بگو: خداوند مرا کفایت می کند، هیچ معبودى جز او نیست بر او توکّل و او صاحب عرش بزرگ است.   ادامه مطلب

اطلاعات


نظر صدرا درباره مرگ 


  ۱- در پایگاه اطلاع رسانی حکمت ی صدرا، نظر صدرا را چنین نگاشته اند: یکی از مسائل مباحث فلسفی نفس، موضوع مرگ است که ملاصدرا آنرا از علوم طبیعی به فلسفه وارد ساخته و درباره آن بحث کرده است. ملاصدرا مرگ را اعراض نفس از بدن و ترک آن می داند. وی عقیده زیست شناسان و پزشکان که مرگ را معلول تباهی و بدن و درهم ریختن نظم طبیعی آن می دانند و به ی تشبیه می کنند که خانه اش اب شود و ناچار بجای دیگری پناه ببرد، نمی پذیرد و می گوید:
مرگ بر دو گونه است: مرگ طبیعی و مرگ با حادثه اتفاقی (مرگ اخترامی). در مرگ طبیعی، نفس در سیر کمالی خود هنگامی که نیازی به بدن نبیند آنرا رها می کند و ما آنرا مرگ طبیعی می گوییم. وی بدن را به کشتی و نفس را به بادی که کشتی را می برد تشبیه می کند و میگوید همانگونه که اگر باد نباشد کشتی هم از حرکت باز خواهد ایستاد، وقتی نفس از بدن جدا شود حیات هم از میان خواهد رفت.
ملاصدرا با اشاره به حدیثی از (صلی الله علیه وآله) که در آن آمده است «تمام بدن را خاک خواهد خورد جز «بُن مایه» تن را که بدن انسان از آن آفریده شده است»، می گوید انسان پس از مرگ قوه خیال را که «بُن مایه» انسان و حاوی تمام صورتها (و داده ها)ی انسان دنیوی است و غیر مادی و غیر وابسته به جهان مادی است با خود می برد و شخصیت همین انسان دنیوی را با تواناییها و قوای بیشتر در آ ت بازسازی می نماید.
مرگ بدن را نابود نمی کند، بلکه آنرا پراکنده می سازد و با حفظ اصل و مایه آن صفات آنرا از او می گیرد و هر گاه بخواهد می تواند آن صفات را به مایه اصلی بدن بازگرداند.
ادامه مطلب

اطلاعات


دسته بندی زیبای انسانها از دید شریعتی


  دسته اول آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند. عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.
دسته دوم آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند. مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است.
دسته سوم آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند. آدم‌های معتبر و با شخصیت. انی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. انی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.
دسته چهارم آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هستند. شگفت‌انگیزترین آدم‌ها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دری م، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

اطلاعات


  رابطه نسبی حضرت مریم و حضرت هارون!

  حضرت مریم سلام الله علیها خواهر هارونِ معروف – که برادرِ حضرت موسی بود – نیست   نسبت خواهری که میان هارون و حضرت مریم در قرآن آمده است، منظور همان هارون،برادر حضرت موسی نیست زیرا این دو نفر از نظر زمانی با یکدیگر فاصله بسیار زیادی دارند و هارون مدت ها قبل از حضرت مریم می زیسته است.

مریم یک زن یکتاپرست بود از شهر ناصره جلیلی. در انجیل مقدس عهد جدید و قرآن او مادر عیسی معرفی شده است. به روایت مسلمانان دختر عمران، از نسل هارون و از طایفهٔ لاوی بود ولی به روایت یان وی از لاوی نبود بلکه نسبش به داوود پادشاه می‌رسید و از طایفه یهودا بود.

ایشان یکی از چهار بانویی هستند که به نقل فراوان از جانب رسول مکرم به پاکی و پاکدامنی شناخته می شوند و به بشارت ،از چهارزن برتر بهشتی است که می تواند برای همگان الگو باشند.

جناب هارون علیه السلام نیز از انبیاء الهی و برادر حضرت موسی است. موسى علیه السلام هنگام مناجات در کوه طور از خدا خواسته بود که هارون را او قرار دهد. موسی در آن چهل روزی که به میقات رفته بود هارون رادر میان قومش به جانشینی برگزید. ادامه مطلب

اطلاعات


بهلول و شیخ جنید بغدادی

 آورده اند که شیخ جنید بغدادی به عزم سیر از بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او.
شیخ احوال بهلول را پرسید ؛ گفتند : او مردی دیوانه است !
گفت: او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص د و او را در صحرایی یافتند
شیخ پیش او رفت و در مقام حیرت مانده سلام کرد.
بهلول جواب سلام او را داده پرسید: چه ی؟ گفت : منم شیخ جنید بغدادی .
گفت: تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد می کنی؟
گفت: آری . گفت : طعام چگونه می خوری؟ گفت : اول " بسم الله " می گویم و از پیش خود می خورم و لقمه کوچک برمی دارم، به طرف راست دهان می گذارم و آهسته می جوم و به دیگران نظر نمی کنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی شوم وهر لقمه که می خورم  " بسم الله " می گویم  و در اول وآ دست می شویم ... ادامه مطلب

اطلاعات


منظور از احیای زمین در دوره عصر عج چیست


  کاظم (علیه السلام) در مورد حکومت الهى مهدى (علیه السلام) در تفسیر آیه
(خداوند زمین را پس از مرگ زنده مى کند). مى فرماید: (منظور این نیست که خداوند
زمین را با باران زنده مى کند بلکه خداوند مردانى برمى انگیزاند که زمین را با زنده
گردانیدن عدل واقامه حد در آن، زندگى بخشند واقامه حد در زمین براى آن مفیدتر
است تا چهل روز بارانى پیاپى).(1)
اقامه حدود الهى هدف ائمه (علیهم السلام) از فعالیتهاى گوناگون آنها بوده است.
چنانکه المومنین (علیه السلام) فرمود:
(خدایا تو مى دانى که از آنچه از ما سرزده، نه براى رغبت به سلطنت بوده ونه براى
به دست آوردن چیزى از متاع وبهره دنیا، بلکه براى این بود که آثار دین تو را بازگردانیم.
در اى تو اصلاح برقرار نمائیم، تا بندگان ستم کشیده ات در امن وآسایش بوده
واحکام تو که ضایع مانده، جارى گردد).(2)
شبیه همین مضمون را نیز حسین (علیه السلام) هنگام ترک مکه وعزیمت به
سوى عراق، ایراد فرمود این هدف مقدس است که در حکومت حضرت مهدى (علیه
السلام) به تمام وکمال جامه عمل مى پوشد وبهره هاى دنیوى وا وى آن حاصل
مى شود. (1) مکیال المکارم، ج 1 ص 81. (2) نهج البلاغه، خطبه

اطلاعات


چرا انسان آفریده شد؟


  یکی از سوالات اساسی و مهمی که انسان همواره به دنبال یافتن جواب آن است، این است که انسانی که نه به دنیا آمدنش دست خودش بوده است و نه از دنیا رفتنش پس یتش در این دنیا چه بوده است و برای چه آفریده شده است؟

علت غایی و هدف نهایی خلقت کائنات و پیدایش موجودات، انسان است. در حدیث قدسی آمده است که خداوند فرمود: "ای فرزند آدم همه چیز را برای تو آف و تو را برای خودم."

هدف از خلقت انسان هر چه که باشد، نتیجه اش به خود او بر می گردد، نه به خداوند که او غنی مطلق است و ممکنات از جمله انسان محتاج او هستند.

المؤمنین (ع) در خطبه معروف همام در این باره می فرماید: "«خداوند سبحان هنگام آفرینش خلق از طاعت و بندگیشان  بی نیاز و از معصیت و نافرمانی آنها ایمن بود؛ زیرا معصیت گنا اران او را زیان ندارد و طاعت فرمانبرداران سودی به او نمی رساند"، بلکه غرض از امر به طاعت و نهی از معصیت سود بردن بندگان است و اگر با دقت و تعقل به خلقت انسان بنگریم در می ی م که خداوند رسیدن به خودش را هدف خلقت انسان قرار داده است. ادامه مطلب

اطلاعات



ای رخت مهر دل افروز همه


 
ای رخت مهر دل افروز همه           وی ز شفقت شده دلسوز همه

حسن تو عاشقی آموز همه          بی تو چون شام سیه روز همه

ما از آن شمع جهان افروزیم           که ز هجران رخت می سوزیم

ما که لب تشنه دیدار توایم            همه نادیده  یدار تو ایم

نه یدار گرفتار تو ایم                  نه گرفتار که بیمار تو ایم

ای خوش آن روز که رخ بنمایی        دل و جان همه را بربایی

چشم ماحلقه صفت شام  و سحر**هست با فکر تو پیوسته به در

همچو یعقوب ز هجران پسر            این نوشتیم ز خوناب  جگر

کی فروزنده تر از ماه بیا                 یوسف فاطمه از چاه در ا

خون مظلوم تو را می خواند             آه محروم ترا می خواند

اشک معصوم ترا می خواند              قلب مغموم ترا میخواند

تو گشایندهء مشکلهایی                تو شفا بخش همه دلهایی

دادگاه تو به پا گردد کی؟               حق مظلوم ادا گردد کی؟

خصم محکوم فنا گردد کی؟          قامت ظلم دو تا گردد کی؟

تا به کی فاطمه گوید پسرم ؟       تا کی بگوید پدرم؟

خون رخسار رسول دو سرا              فرق بشکافتهء شیر خدا

ناله های شب تار زهرا                    پرچم سرخ شه کرب و بلا

همه گویند بیا مهدی جان                بشنو ناله ما مهدی جان

تیر باران تن مظلوم حسن              از دل خاک بصد شور و  محن

با تو دارد همه دم روی سخن          کی چراغ دل خوبان زمن

بگشا دیدهء از خون تر را                بنگر فلب من و مادر را

مامت ای منتقم ثارالله                 همچنان ماه شب آ ماه

چهره پنهان کند از دیدهء شاه         تا به رویش نکند شاه نگاه

چه ی دیده که با حال پریش      رو بگیرد زنی از شوهر خویش

با خدا گفت که ای دادگرم             من که محروم ز ارث پدرم

من که دل خسته ز داغ پسرم       من که آزرده ز دیوار و درم

حق ندارم که کنم ناله ز جان        حال لطفی کن و مرگم برسان

خیز با نغمهء مادر مادر                   روی کن در حرم پیغمبر

از دل خاک تن آن دو نفر                 بدر آرو بگو با دیدهء تر

که شما از چه بهم پیوستید           پهلوی مادر من بش تید

اطلاعات


مقصود از انتظار الفرج چیست؟


  در عصر غیبت کبری مهدی (عج) از جمله مسائلی که همواره مسلمانان، به ویژه شیعیان و پیروان اهل بیت (علیهم السلام) خواهان فهم آن هستند، شناخت ویژگی های منتظران واقعی آن حضرت است؛ در این نوشتار مختصر بر آنیم تا با مطالعه در آموزه های اصیل ی، به مهم ترین شاخصه های منتظران در عصر غیبت کبرای آن همام بپردازیم.
 
ب معرفت نسبت به حضرت مهدی ((عج))
یکی از مهم ترین شاخصه های منتظران، ب معرفت شناخت آن همام است. در منابع روایی از صادق (علیه السلام) نقل شده است که فرمود: حسین (علیه السلام) به اصحاب خویش فرمودند: مردم! خداوند بندگان را نیافرید، مگر برای این که او را بشناسند، زمانی که او را شناختند، او را پرستش کنند و هنگامی که او را پرستش د، با عبادت و پرستش او از بندگی غیر او بی نیاز گردند. مردی عرض کرد: ای پسر ! پدر و مادرم فدای شما باد، معرفت خداوند چیست؟ فرمود: شناخت اهل هر زمانی نسبت به شان ، ی که طاعت او بر آنان واجب است.

در اهمیت شناخت و حجّت هر زمان، همین بس که نشناختن وی، مساوی با بی دینی و جه است. چنان که در حدیث مشهور بین مسلمانان از اکرم صلی الله و علیه وآله روایت شده است که فرمودند: من مات ولم یعرف زمانه مات میتة الجاهلیة .
ادامه مطلب

اطلاعات


فلسفه غیبت در منابع کلام شیعی


  باور به مهدی موعود, از زمان حیات , میان مسلمانان رواج داشته است و رسول اللّه او را از اهل بیت و فرزندان فاطمه معرفی می کرد1. تواتر این اخبار, در حدّی است که هیچ یک از شیعه و اهل سنّت, وجود مهدی را انکار نکرده اند. با این تفاوت که برای عموم اهل سنّت, مهدی پیام آور (آ ا ّمان) است ولی شیعه, حکمت وجودی خود را با فلسفه غیبت و ضرورت انتظار مهدی, گره زده و با اتّـکای به همین اعتقاد, دید غیب گرایانه خود را توانمند کرده و با ایمان به آن, توانسته سده های پرمخاطره ای را پشت سر بگذراند و با خودیاری اجتماعی, در فساد محیط, حل نشود, جامعه خود را تهذیب کند و با دیدی روشن بینانه و امیدوارانه, به آینده بنگرد و به قول عروضی سمرقندی (به غایت متمسّک باشد)2 خود را باز یابد و با بهره گیری از این اعتقاد, از خدمت به دستگاههای ستم دوری جوید و ابزار حاکمان زور مدار و زر سالار و تزویر گر واقع نشود. هر وجی جز به تایید او و نایبان او را باطل بداند و بر خلاف مظلومیت, اقلیت و عوامل فراوان بازدارنده, از تنگناهای ویران ساز تاریخ, سرافراز بیرون آید و هر حاکمیتی جز حکومت را نفی کند و از این راه, شه خود را بُعدی جهانی ببخشد, و مدعی گردد, این مهدی (صاحب السّیف) است که در نهایی ترین مصاف حامیان و حاملان داد و بیداد, همه مظاهر ستم را با قیام دادگرانه خود, در سطح جهانی از میان برخواهد داشت و همه طاغوتها را سرکوب خواهد کرد و بر تمام مظاهر و نمودهای کفر و شرک و نفاق و تعارضهای باطل چیره می شود, خاوران و باختران را می گشاید و حکومت واحد جهانی را چونان پرنیانی برگستره کره خاکی می گستراند و میان همه انسانها به داد حکم می راند و دین را چون ماه از محاق بدعتها درآورد و به آن عزّت اللّه و حقایق مکتوم جهان را ظاهر گرداند. ادامه مطلب

اطلاعات


نگاهی به تولد و زندگی زمان(عج)


  ولادت و زندگی مهدی موعود(عج), از رخدادهای مهم است و ریشه در باور دینی مسلمانان دارد. اعتقاد به تولد, حیات طولانی, ظهور و ت آن حضرت, مسأله ای است اساسی که نقش سرنوشت ساز و جهت بخشی را به زندگی و رفتاردین باوران, بویژه شیعیان داده است.احادیث فراوانی از (ص) و ان معصوم(ع) از طریق سنّی و شیعه رسیده که بیانگر ویژگیهای شخصی زمان(عج) است: از خاندان رس , از فرزندان فاطمه(ع), نهمین فرزند حسین(ع), دوازدهمین پیشوای شیعیان و...1 گزارشگران تاریخ نیز, چه آنان که پیش از ولادت وی می زیسته اند و چه آنان که در زمان ولادت و پس از آن بوده اند, از این ولادت پر برکت خبر داده اند و برخی از آنان که توفیق دیدار و مشاهده مهدی(عج) را داشته اند از شمایل و اوصاف آن سخن گفته اند.2 با وجود این شواهد و قراین, که در درستی آنها تردیدی نیست, هنوز درباره زندگی و شخص آن حضرت, مسایل و مطالبی مطرح است که بحث و بررسی بیشتر و دقیق تری را می طلبد. در این نوشتار, بر آنیم که ضمن اشاره گذرا به سیر طبیعی زندگی عصر(عج), از آغاز تولد تا عصر ظهور, به اندازه توان و مجال, به برخی از پرسشها پاسخ بدهیم.   چگونگی ولادت   حضرت مهدی(عج), ولادت استثنایی داشته و این,برای بسیاری سؤال انگیز بوده و هست. از این روی ,ترسیم و تصویر و شرح مقدمات ولادت و برخورد مخالفان و دشمنان اهل بیت(ع), در برابر این پدیده, ضرور می نماد.جریان ت پیشوایان معصوم(ع), پس از رسول خدا(ص) فراز و فرودهای گوناگونی پیدا کرد. ان(ع), با حفظ استراتژی کلی و خطوط اساسی ت, در رابطه با حفظ مکتب و ارزشهای آن, تاکتیکها و روشهای گونه گونی را در برابر ستم پیشگان, در پیش گرفتند. این فراز و نشیبها, تا زمان ت علی بن موسی الرضا(ع), استمرار داشت و ان اهل بیت, هر یک به تناسب زمان و مکان و ارزی شرایط و اوضاع و اجتماعی, موضعی خاص انتخاب می د. پس از رضا(ع), جریان ت شکل دیگری یافت. جواد, و هادی و حسن عسگری(ع), در برابر دستگاه حاکم و خلفای عباسی موضعی یگانه برگزیدند. ادامه مطلب

اطلاعات


دارویی برای جلوگیری از خیانت وبی عفتی

  در بلبشوی نظریه‌های ضد و نقیض اجتماعی و را ارهای من در آوردی روانشناسان پیدا مرشدی که راه را از چاه نشانمان دهد کار سختی نیست؛ فقط کافی است طالب باشیم تا نوری قدسی راه را نشانمان دهد.

تاهل نوعی پایبندی و تعهد زوجین نسبت به یکدیگر را ایجاد می کند که این تعهد دو طرفه است. این تعهد به قدری مهم است که اساس اعتماد در یک زندگی مشترک است و در صورت ش تن این تعهد توسط هر کدام از طرفین از بین رفته یا دچار آسیب های جدی می شود.

ریشه بخش قابل توجهی از جنایات خانوادگی و طلاق ها در خیانت زوجین نهفته است و خانواده ها باید سعی کنند با پرهیز از این کار زندگی خود را در معرض انواع آسیب های اجتماعی مهلک قرار ندهند.

متاسفانه بی وفایی و خیانت همیشه وجود داشته ولی متاسفانه در سال های گذشته به جای بررسی دلایل و تبعات آن در جامعه به پاک صورت مساله پرداخته ایم. اما اکنون و با افزایش آمار بی وفایی همسران نسبت به یکدیگر در جامعه عده ای از کارشناسان و آسیب شناسان به طرح موضوع پرداخته و درصدد حل آن بر آمده اند.
ادامه مطلب

اطلاعات

 
جنات عدن در کدام قسمت بهشت واقع شده است؟


  جنات عدن باغهایى است از بهشت که (ص) و جمعى از خاصان پیروان او در آنها مستقر خواهند شد و هر ی شایستگی حضور در آن را نخواهد داشت.
جنات عدن در کدام قسمت بهشت واقع شده است؟
در آیات مختلفی از قرآن از جنات عدن سخن گفته شده است. به عنوان مثال در آیه 31 سوره نحل آمده است:
«جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ لَهُمْ فیها ما یَشاؤُنَ کَذلِکَ یَجْزِی اللَّهُ الْمُتَّقینَ »[1]
(جنات )به معنى باغها و )عدن( مصدر و به معناى اقامت و استوار است، مثلا گفته مى‏ شود" فلان عدن بالمکان" معنایش این است که فلانى در فلان جا ماندگار شد، و "معدن" را به این جهت معدن مى ‏گویند که جواهر و ف ات در آن قطعه از زمین مستقر گشته است. و بنا بر این، معناى"جَنَّاتِ عَدْنٍ"، بهشتهاى ماندنى و از بین نرفتنى خواهد بود. [2] بنا بر این مفهوم" عدن" با خلود شباهت دارد، اما با توجه به آیات مختلف و جایگاه استفاده از این تعبیر، چنین استفاده مى ‏شود که جنات عدن محل خاصى از بهشت پروردگار است که بر سایر باغهاى بهشت امتیاز دارد.[3] ادامه مطلب

اطلاعات


  فواید و خواص انگشتر عقیق/ راههای تشخیص انگشتر عقیق اصل از بدل 


  خواص انگشتر عقیق انگشتر عقیق در مقابل نور اشکالی همچون حباب یا کندوی زنبور از خود نشان می دهد. انگشتر عقیق برای تعالی، شاد و آرامش روح و همچنین بر طرف شدن غم و غصه و ناراحتی های روحی بسیار موثر است. در گذشته بسیاری از ائمه معصومین (ع) از انگشتر عقیق استفاده نموده و بر خواص و اهمیت انگشتر عقیق در گشایش روزی و دفع بلایا تاکید می نمودند. سنگ عقیق عقیق سنگی بسیار پربرکت و سرشار از خواص می باشد که در روایات زیادی بر اهمیت آن تاکید شده است.  عقیق در رنگ های قرمز، زرد، خا تری مایل به آبی و سفید یافت می شود. هم چنین سنگ هایی وجود دارد که به سبب شباهت ساختاری و فیزیکی در تجارت آن ها را جزء خانواده عقیق محسوب می کنند مانند عقیق سلیمانی یا چشمی(باباقوری)، عقیق شجری، عقیق خزه ای. سنگ عقیق در کشورهایی هم چون یمن، هندوستان، ایران، چین در رنگ های قرمز، زرد و سفید یافت می شود.   روشهای تشخیص انگشتر عقیق اصل با نوع بدل • انگشتر عقیق را با آتش نمی توان سوزاند. • سنگ عقیق روی شیشه خط می اندازد. • انگشتر عقیق در مقابل نور اشکالی همچون حباب یا کندوی زنبور از خود نشان می دهد. • شی نوک تیز روی انگشتر عقیق اثری ندارد و ردی نمی اندازد.   ادامه مطلب

اطلاعات


آیا زن برای به آسایش رسیدن مرد آفریده شده است؟


  خلقت ازدواج و قراردادن مودت و مهربانی میان زن و شوهر از آیات و نشانه های خداست   چرا زن برای به آسایش رسیدن مرد آفریده شده است؟
 این نکته در بیست و یکمین آیه از سوره روم است که می فرماید:
«وَ مِنْ ءَایَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکمُ مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُواْ إِلَیْهَا وَ جَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَ رَحْمَةً  إِنَّ فىِ ذَالِکَ لاََیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون»و از نشانه‏ هاى او اینکه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش ی د، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد در این نشانه‏ هایى است براى گروهى که تفکّر مى ‏کنند!

 در این سوره خداوند به نشانه هایی که نشانگر وحدانیت او و تدبیرش در اداره عالم است می پردازد. و از آیه 20تا25 و با تعبیر "مِن آیاته" به چند نمونه اشاره کرده است. از جمله همین آیه مورد نظر است که به رابطه تسکین دهنده زن و شوهر اشاره می کند. ادامه مطلب

اطلاعات

 
خیاطی که در یک لحظه حافظ قرآن شد


  برخی دربارۀ وجود و امکان معجزه تردید دارند که در چنین فضایی شایسته است برای فهم بهتر و صحیح‌تر به بیانات اهل‌بیت(ع) مراجعه کنیم.

صادق(ع) در اهمیت این امر می‌‌فرمایند: «المعجزه علامهٌ لله لا یعطیها إلا انبیاءهُ و رُسُلَهُ و حججه لیعرف به صدق الصادق من کذب الکاذب؛ «معجزه» نشانه‌ای از خداوند است که آن را جز به ان، رسولان و حجت‌های خود نمی‌‌دهد تا به وسیله‌ آن، راستگویی (مدّعیان ارتباط با خدا) از دروغگویی (مدعیان دروغین) شناخته شود».

در ادامه به یکی از معجزات المؤمنین(ع) اشاره می‌کنیم:

رمیله مى‌گوید: حضرت على(ع) شخصى را در حال خیاطى و آوازخوانى دید و فرمود: اى جوان! اگر قرآن بخوانى براى تو بهتر است.

عرض کرد: خوب نمى‌توانم بخوانم، دوست داشتم خوب قرآن مى‌خواندم.

حضرت فرمود: نزدیک بیا، جوان نزدیک حضرت على(ع) آمد و ایشان آهسته چیزى در گوش او گفت که تمام قرآن در قلب او نقش بست و حافظ کل قرآن شد.

متن حدیث:
«مَا رُوِیَ عَنْ رُمَیْلَةَ أَنَّ عَلِیّاً ع مَرَّ بِرَجُلٍ یَخِیطُ وَ هُوَ یُغَنِّی فَقَالَ لَهُ یَا شَابُّ لَوْ قَرَأْتَ الْقُرْآنَ لَکَانَ خَیْراً لَکَ فَقَالَ إِنِّی لَا أُحْسِنُهُ وَ لَوَدِدْتُ أَنِّی أُحْسِنُ مِنْهُ شَیْئاً فَقَالَ ادْنُ مِنِّی فَدَنَا مِنْهُ فَتَکَلَّمَ فِی أُذُنِهِ بِشَیْءٍ خَفِیٍّ فَصَوَّرَ اللَّهُ الْقُرْآنَ کُلَّهُ فِی قَلْبِهِ یَحْفَظُهُ کُلَّهُ». (ال ائج و الجرائح، ج1، ص174، ح7)
 
منبع:afkarnews.ir 

اطلاعات


زندگی نامه حضرت علی اکبر (ع)


  حضرت علی اکبر (ع) فرزند عبدالله الحسین(ع) بنا به روایتی در یازدهم شعبان،(1)سال43 قمری در مدینه منوره دیده به جهان گشود.

پدر گرامی اش حسین بن علی بن طالب (ع) و مادر محترمه اش لیلی بنت مرّه بن عروه بن مسعود ثقفی است.(2)

او از طایفه خوش نام و شریف بنی هاشم بود . و به بزرگانی چون (ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، مؤمنان علی بن طالب(ع) و حسین (ع) نسبت دارد .

ابوالفرج اصفهانی از مغیره روایت کرد: روزی معاویه بن سفیان به اطرافیان و هم نشینان خود گفت: به نظر شما سزاوارترین و شایسته ترین فرد امت به امر خلافت کیست؟ اطرافیان گفتند: جز تو ی را سزاوارتر به امر خلافت نمی شناسیم! معاویه گفت: این چنین نیست.

بلکه سزاوارترین فرد برای خلافت، علی بن الحسین(ع)است که جدّش رسول خدا(ص) می باشد و در وی شجاعت و دلیری بنی هاشم، سخاوت بنی امیه و ف و فخامت ثفیف تبلور یافته   است. (3)
ادامه مطلب

اطلاعات


شغل اکرم (ص) چه بود؟


  در این که حضرت محمد(ص) شغلى داشته اند و با آن زندگى خود را تأمین مى‏ د، تردید نیست   خدا همواره همگان را به داشتن شغل و ب حلال تشویق مى ‏نمود و این مسئله را با عبارات گوناگون این‌گونه مورد تاکید قرار می داد: «کُلُوا مِن کَدِّ اَیدیکُم: از دست رنج خود بخورید»
شغل اکرم (ص) چه بود؟  بر اساس مستندات تاریخی، روشها و منابع ب درآمد در مدینه عبارت بودند از:
1. کشاورزی
2. غنایم جنگی
3. هدایای مردمی
 
در این که حضرت محمد(ص) شغلى داشته اند و با آن زندگى خود را تأمین مى‏ د، تردید نیست. خدا همواره همگان را به داشتن شغل و ب حلال تشویق مى ‏نمود و این مسئله را با عبارات گوناگون این‌گونه مورد تاکید قرار می داد: «کُلُوا مِن کَدِّ اَیدیکُم: از دست رنج خود بخورید»[1]
یا در روایتی دیگر: «اَزْکَى الأعمالِ کَسبُ الْمَرءِ بِیَدِهِ: پاکیزه‏ ترین کارها، کاری است که شخص با دستِ خود انجام می‌دهد.[2] ادامه مطلب

اطلاعات

  • منبع: http://ebn-teyhan.blog.ir/1396/02/16/شغل-پیامبراکرم-ص-چه-بود
  • مطالب مشابه: شغل اکرم (ص) چه بود؟
  • کلمات کلیدی: پیامبر ,بود؟ ,پیامبراکرم ,این‌گونه مورد ,گوناگون این‌گونه ,مورد تاکید ,تاکید قرار ,کَدِّ اَیدیکُم ,عبارات گوناگون این‌گونه
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

بهترین عمل و ذکر در ماه شعبان چیست؟


    شعبان ماه بسیار شریفى است و منسوب به حضرت سید انبیاء صلى الله علیه و آله می‌باشد، آن حضرت  ماه شعبان را روزه می گرفتند  و به ماه رمضان‏ وصل مى‏ د. آگاه باش که شعبان ماه بسیار شریفى است، و به سید انبیاء صلى اللّه علیه و آله انتساب دارد، و آن حضرت همه این ماه را روزه مى گرفت، و روزه آن را به ماه رمضان وصل مى کرد، و مى فرمود: شعبان ماه من است، هرکه یک روز از این ماه را روزه بدارد، بهشت بر او واجب میشود.
از صادق علیه السّلام روایت شده: چون ماه شعبان مى رسید حضرت زین العابدین علیه السّلام اصحاب خود را جمع میکرد و می فرمود: اى اصحاب من، می دانید این چه ماهى است؟ این ماه شعبان است، و حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله می فرمود شعبان ماه من است، پس در این ماه براى جلب محبّت خود، و براى تقرّب به سوى پروردگار خویش، روزه بدارید، به خدایى که جان على بن الحسین علیهما السّلام به دست قدرت اوست، سوگند یاد می کنم از پدرم حسین بن على علیهما السّلام شندیم که فرمود: از المؤمنین علیه السّلام شندیم: هرکه شعبان را براى محبّت ، و تقرّب جستن به سوى خدا روزه دارد، خدا او را دوست بدارد، و در روز قیامت به کرامتش نزدیک و بهشت را بر او واجب گرداند.
شیخ از صفوان جمّال روایت کرده است که صادق علیه السّلام به من فرمود: انى را که پیرامون تو هستند، به روزه شعبان وادار کن. ادامه مطلب

اطلاعات


راه هایی برای حضور قلب در  


  وضوى شاداب و با آداب کامل، براى حضور قلب انسان در مؤثر است   اینکه انسان در هایش اعم از واجب و مستحب حضور قلب داشته باشد، نیاز به تمرین دارد و به تدریج انسان موفق می شود که با توجه بخواند. بنابراین اشکالی ندارد که گاهی انسان حواسش پرت شود و باید هر وقت حواسمان پرت شد، دوباره با توجه به آداب و معانی ، سعی کنیم که حضور قلب خود را به دست آوریم. همین تمرینها و توجه به اهمیت به تدریج باعث می شود مان با حضور قلب و مورد قبول خداوند قرار گیرد. مواظب باشید شما را از رحمت خداوند نا امید نکند. باید به فضل پروردگار امید داشته باشیم و بدانیم که خداوند باید با فضل و کرمش اعمال ناچیز ما را بپذیرد و ما با اینکه تلاش می کنیم اعمالمان را آن طور که خدا می خواهد انجام دهیم، ولی امیدمان به کرم خداوند باشد.
براى حضور قلب در ، باید از راه‏ هاى زیر استفاده کنید:
بخش عمده ی لذت و حضور قلب ما در وابسته به عمل و حالات درونی ما در طول روز است تقوا و ترک گناه و یاد و ذکر خدا و نیات خوب و خیر ما تاثیر مستقیم مثبت دارد و نقطه ی مقابل آن تاثیر منفی دارد.برخی عوامل دیگر عبارتند از : ادامه مطلب

اطلاعات


چرا «اعوذ بالله» قبل از تلاوت قرآن لازم است؟

  به هنگام آغاز تلاوت قرآن باید از رجیم و رانده شده درگاه حق، به خدا پناه برد   توحید اقتضا می کند که انسان برای جلب نفع و خیر از خدا کمک بطلبد و کارهایش را با «بسم الله» شروع کند، و برای دفع ضرر و شر نیز از او کمک بخواهد و کارهایش را با «اعوذ بالله» آغاز نماید.

در همه چیز نیاز به برنامه دارد مخصوصا بهره گیرى از کتاب بزرگى همچون قرآن، به همین دلیل در خود قرآن براى تلاوت و بهره گیرى از این آیات آداب و شرائطى بیان شده است که عبارت است از:
١ـ تماس گرفتن با خطوط قرآن باید توأم با طهارت و وضو باشد. قرآن مى فرماید: قرآن را جز پاکان لمس نمى کنند." [1]

این تعبیر ممکن است هم اشاره به پاکیزگى ظاهرى باشد، و هم اشاره به این که درک مفاهیم و محتواى این آیات تنها براى انى میسر است که از رذائل اخلاقى پاک اند، یعنی انسان باید از صفات زشتى که بر دیده حقیقت بین او مى افکند، دور باشد تا از مشاهده جمال حق و حقایق قرآن محروم نگردد.
٢ـ قرآن را باید به صورت" ترتیل" تلاوت کرد، یعنى شمرده، و توأم با تفکر. [2]

٣ـ به هنگام آغاز تلاوت قرآن باید از رجیم و رانده شده درگاه حق، به خدا پناه برد، چنان که در آیات قرآن می خوانیم: "هنگامى که قرآن مى خوانى، از شرّ مطرود، به خدا پناه بر!» [3]

در روایتى از صادق (علیه السلام) مى خوانیم که در پاسخ این سؤال که چگونه این دستور را عمل کنیم؟ و چه بگوئیم؟ فرمود بگو:"استعیذ بالسمیع العلیم من ال الرجیم " ادامه مطلب

اطلاعات


ولادت بابرکت سجاد علیه السلام 


  چهارمین اخترفروزان آسمان ت و ولایت، حضرت علی بن الحسین علیه السلام معروف به سجاد، نمادی از کمالات و ارزش های انسانی، زینت بندگان پاک سیرت و پیام آور کربلا بود. ابرمردی که شاهد تلخ ترین حوادث روزگار بود، ولی چون کوهی استوار در برابر همه توفان های بلا و دشواری ها ایستادگی و در جبهه های گوناگون با آنها مبارزه کرد. معصومی که هدایتگری های خویش را در عصر خفقان و سیاهی، در قالب دعا و مناجات با خدا به امت ی ارزانی داشت و توانست در سایه سار دانش خود، بزرگان و شمندانی گران قدر را در دامان خود بپروراند.   میلاد نور پری چهرگان آسمانی در میلاد نور، زیارتگر سرای حسینی گردیدند تا نغمه خوان سروش هدایت و تهنیت گوی مولودی باشند که طلایه دار نور و سرسلسله آفتاب بود. مولودی پاک که بر پیشانی بلندش، مُهر بندگی حق نقش بسته بود. در دامان پرمهر سالار شهیدان، نغمه حیات سر داد تا پدر برای او نامی نیکو گزیند و حسین بن علی علیه السلام که در عشق به پدر، عاشقی شیفته و شی دل سوخته بود، فرزند پاکش را به یُمن شمیم دل انگیز و روح افزای مؤمنان علی علیه السلام ، بدین نام نهاد تا احیاگر خاطرات خوب پدر و مهربانی های زلال او باشد.   ادامه مطلب

اطلاعات


شیوه‌های پرورش عزت نفس در سیره حسین (ع)


  روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت (25) دومین فرزند برومند حضرت علی و فاطمه،که درود خدا بر ایشان باد، در خانه ی وحی و ولایت، چشم به جهان گشود. چون خبر ولادتش به گرامی (ص) رسید، به خانه ی حضرت علی و فاطمه (ع) آمد و اسماء (26) را فرمود تا کودکش را بیاورد.اسماء او را در پارچه یی سپید پیچید و خدمت رسول اکرم (ص) برد،آن گرامی به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت (27).    از ولادت حسین بن علی (ع) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفی که راستین (ص) در باره ی حسین (ع) ابراز می داشت، به بزرگواری و مقام شامخ پیشوای سوم آگاه شدند. سلمان فارسی روایت کرده است: «دیدم که رسول خدا (ص) حسین (ع) را بر زانوی خویش نهاده او را می بوسید و می فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانی،تو و پسر و پدر ان هستی،تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجت های خ که نه نفرند و خاتم ایشان،قائم ایشان ( زمان عج) می باشد.» (28)
  عزت نفس، یکی از لوازم زندگی موفقیت آمیز است و ریشه بسیاری از محرومیت‌ها، ناکامی‌ها، عدم موفقیتها، انتخاب راههای خلاف عرف و شرع، ش تن هنجارهای مقدس جامعه، خیانتها، جنایتها و بز اریهای گوناگون را می توان در نداشتن عزت نفس و وجود عقده حقارت جستجو نمود. علی علیه السلام می فرماید: «من کرمت علیه نفسه لم یهنها بالمعصیة (1) آن که [بزرگی و کرامت نفس خود را باور داشته باشد، آن را با گناه، پست و ذلیل نخواهد کرد.» ادامه مطلب

اطلاعات


اشاراتی از زندگانی بابرکت حضرت عباس (ع)

 
شکفتن «ماه»


زمین مدینه، با نیم­نگاه خورشید، روشنایی می­گرفت و تابش طلایی آفتاب، ،چهارمین روز شعبان سال 26 هجری را نوری دیگر می­بخشید. بلور دل­های شیفتگان المؤمنین علی(ع)، لبریز از شور و عشق می­شد و کوچه­های بنی­هاشم، آغوش خود را به روی زائران خانه حضرت می­گشود. چهره علاقه مندانِ اهل بیت را شبنم شادی فراگرفته بود و برای دیدار نورسیده مولای خویش، بر یکدیگر پیشی می گرفتند. «ماه» تازه در مدینه طلوع کرده بود. شور و هلهله، خانه علی(ع) و فاطمه کل ه را فراگرفته بود. ام­البنین، قنداقه عزیز خود را تقدیم علی(ع) کرد. ، فرزند دلبند خود را به چسبانید. بُهت و حیرت، نگاه اطرافیان را ربود و همگان از پیوند «مهر» و «ماه»، لب به تبریک گشودند.

چون نسیم اذان و اقامه بر روان پاک و سپید طفل فرونشست، (ع) با واژه­ای مهرآفرین و روح­افزا، نام فرزند خود را بیان فرمود: «عباس»؛ یعنی شیر بیشه شجاعت و قهرمان میدان نبرد.[111] ادامه مطلب

اطلاعات


بیست و ششم رجب سالروز وفات حضرت ابوطالب(س) پدر المؤمنین (ع)


 یکى از شخصیتهاى نقش آفرین صدر ، حضرت ابوطالب پدر حضرت على بن طالب (ع) است.
نام ابوطالب، «عمران‏» است و بعضى او را «عبدمناف‏» نامیده ‏اند. چون فرزند بزرگش «طالب‏» بود، او را ابوطالب خواندند.
وى 35 سال قبل از تولد (ص) در مکه معظمه در خانواده ‏اى برجسته و خداشناس دیده به جهان گشود.
او با عبدالله پدر (ص) برادر بود. پدرش «عبدالمطلب‏» جد است که همه قبایل عرب وى را به عظمت و بزرگوارى مى ‏شناختند و از او به عنوان مردى با کفایت و مبلغ آیین توحید ابراهیم یاد مى‏ د. عبدالمطلب، چنان مورد توجه دنیاى آن روز بود که او را با لقب «سید البطحاء» آقاى سرزمین مکه و حومه آن و «ساقى الحجیج‏» آب دهنده حاجیان خانه خدا و «ابوالساده‏» پدر بزرگواریها و «حافر ا مزم‏» ایجاد کننده چاه زمزم مى‏ خواندند.
عبدالمطلب در حفظ و حراست وجود مبارک حضرت محمد (ص) بسیار کوشا بود.

ابوطالب از چنین پدرى به دنیا آمد و در خانه چنین شخصیت ‏بزرگ و الهى پرورش یافت. ابوطالب چهار پسر و دو دختر داشت.
پسران او ده سال با یکدیگر فاصله سنى داشتند.
طالب پسر بزرگ اوست که از او نسلى باقى نمانده است. دومین فرزند او عقیل و سومین آنها جعفر معروف به جعفر طیار و چهارمین و آ ین فرزند پسرى وى حضرت على (ع) است.
دو دخترش یکى فاخته نام داشت که او را «ام‏هانى‏» مى ‏خواندند و دختر دیگرش «ریطه‏» یا «اسماء» است.
فرزندان ابوطالب همه از فاطمه بنت اسداند.
ادامه مطلب

اطلاعات


بعثت (صلّی الله و علیه و آله و سلّم)


 بعثت (صلی الله علیه و آله و سلم) یا برانگیخته شدن آن حضرت به مقام رس ، مهمترین فراز از تاریخ بوده و نزول قرآن کریم نیز از این زمان آغاز می‌گردد. کلمه بعثت به معنای «برانگیخته شدن» بوده و در اصطلاح به مفهوم فرستاده شدن انسانی از سوی خداوند متعال برای هدایت دیگران می‌باشد.

همانطور که از روایات ی و مطالعات تاریخی برمی‌آید، مسأله بعثت (صلی الله علیه و آله و سلم) در ادیان الهی با برخی از خصوصیات و نشانه‌ها، قبل از ظهور آن حضرت، مطرح بوده و بسیاری از اهل کتاب و ‌ای از اعراب مشرک نیز با آن آشنایی قبلی داشته‌اند. نوید و بشارت ظهور خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم)، به تصریح قرآن در تورات و انجیل ذکر گردیده و حضرت عیسی (علیه السلام) نیز پس از تصدیق توراتی که به حضرت موسی (علیه السلام) نازل شده بود، به برانگیخته شدن رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بشارت داده است. همچنین در این کتب، حتی به خصوصیات رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و یارانشان نیز اشاره شده است.

بنابراین (و همانگونه که قرآن نیز ذکر می‌نماید) دانشمندان اهل کتاب، اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را همچون نزدیکترین ان خود می‌شناخته اند. با مراجعه به تاریخ می‌توان افراد زیادی را یافت که در انتظار ظهور و بعثت خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده‌اند و افرادی از میان آنها، حتی به امید دیدار (صلی الله علیه و آله و سلم) به محل س ت، مکان هجرت و یا حتی گذرگاه عبور و مرور آینده هجرت کرده بودند که به عنوان نمونه، می‌توان به "بحیرای راهب" اشاره نمود.
ادامه مطلب

اطلاعات


دوازده نکته کوتاه و گویا درباره حضرت علی(ع)


 
1. حضرت علی علیه السلام در هیچ جنگ و جهادی شرکت نکرد مگر این که پیروز برگشت.(1) 2. رسول خدا صلی الله علیه و آله می گفت: «عَلی اَشْجَعُ النّاسِ قَلْبا / علی، شجاع ترین و قویدل ترینِ مردم است.»(2)   3. حضرت علی علیه السلام حریف را فقط با یک بار زدن می کشت و در حدیث است که: «کانت ضرباتة وترا / ضربت شمشیر او همیشه تک ضرب بود.»(3) 4. می گفت: «علی سیفُ اللّه عَلی اَعْدائِهِ / علی، شمشیر خدا است که بر روی دشمنان خدا کشیده می شود.»(4)   5. علی علیه السلام بیشتر پیاده می جنگید و اگر هم سوار اسبی می شد، چندان برایش مهم نبود. به حضرتش گفته شد که چرا سوار اسب نمی شود؟ پاسخ داد: اسب یا برای تعقیب حریفی است که از میدان بگریزد و یا برای این است که ی بخواهد خود بگریزد و من نه ی هستم که پشت به دشمن کنم و بگریزم و نه ی هستم که اگر ی گریخت تعقیبش کنم. پس اسب را برای چه می خواهم؟(5)   6. حضرت زرهش تنها اش را می پوشاند و هرگز پشت نداشت. از او پرسیدند که چرا زرهش پشت ندارد؛ آیا نمی ترسد که ی از پشت به او ضربتی بزند؟ در پاسخ گفت: من هرگز به دشمن پشت نمی کنم و از میدان نمی گریزم و خدا هرگز آن روز را نخواهد آورد.(6) 7. شجاعت و استواری حضرت علی علیه السلام در جنگ ها چنان بود که هرگاه مشرکان و کافران او را در جنگ می دیدند به همدیگر وصیت می د مثل این که مرگ را با چشم خود دیده باشند.(7) ادامه مطلب

اطلاعات

آخرین مطالب

آخرین ارسال ها