وبلاگ فرهنگی مذهبی وسرگرمی ابن تیهان


درباره آداب ی نــوروز بیشتر بدانید


 

بنا به متون مکتوب و شواهد شفاهی در معارف ی هر روزی که در آن گناهی صورت نگیرد عید است چنان که صادق (ع) می فرمایند: کل یوم لا یعصی اللّه فیه فهو یوم عید.
 
همچنین در طول سال چند عید وجود دارد که از آداب و ویژگی خاصی برخوردارند مهم ترین آنها اعیاد غدیر، فطر و قربان است، که آثار و برکات زیادی دارند روز ولادت مکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) نیز از اعیاد مهم ی به شمار می‌آیند. عید نوروز که با تحویل سال و چرخیدن یک دور کامل زمین به گرد خورشید شروع می شود، از جمله اعیادی است که جنبه ملی داشته و تاریخ پیدایش آن قبل از شکل گرفته است.
 
این عید با آمدن و زدودن افات از چهره آن مورد موافقت و تأیید ضمنی قرار گرفت در روایات نیز آمده است که روزی برای حضرت علی (ع) هدیه نوروزی آوردند، فرمودند این چیست؟ گفتند: ای المؤمنین، امروز نوروز است. حضرت فرمودند: هر روز را برای ما نوروز قرار بدهید.
 
صادق (ع) درباره این عید فرموده اند: ... و هیچ نوروزی نیست که ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ما است.
 
(ره) در یکی از پیام های نوروزی می‌فرماید: این عید هر چند یک عید ی نیست، ولی آن را نفی نکرده است. 
 

ادامه مطلب

اطلاعات


حق الناسی که دو گناه را شامل می شود!!

تهمت


مؤمنان ـ علیه السلام ـ در وصیت به فرزندش فرمود: از محل تهمت بر حذر باش و دوری کن، همچنین از مجلسی که به آن گمان بد برده می‌شود.(وسائل الشیعه، ج8، ص423) و به همین جهت است که در اخبار و روایات تأکید شده که مؤمنان باید از دوستی و هم نشینی با فساق و گنا اران بپرهیزند زیرا رابطه داشتن با آنان موجب می‌شود که مردم نسبت به مؤمنان بدبین و در نتیجه به آن‌ها تهمت بزنند.


نسبت ناروا به دیگران که ما بیشتر با تهمت آن را می شناسیم معصیت بزرگی است که در جامعه ی امروز ما متاسفانه رواج داشته و نقل محافل و مجالس است. اصلا یکی از موانع مهم عاقبت بخیری همین تهمت زدن و ارزش قائل نشدن برای آبروی دیگران است .

بردن آبروی دیگران و هتک حرمت و اهانت به شخصیت سایر انسان ها، حقّ النّاس است و اگر انسان نتواند جبران حقّ النّاس خویش را د، عاقبت سوئی در انتظار او خواهد بود.

با تأسف باید گفت: بسیاری از رسانه های گروهی، رو مه ها و سایت های اینترنتی، امروزه تبدیل به تهمت نامه، غیبت نامه و فحش نامه شده اند. مطلبی منتشر می کنند و خودشان هم می دانند که تهمت است، ولی منتظر می مانند تا تکذیب شود. اما وقتی آبروی ی رفت و شخصیّت او در اذهان عمومی خدشه دار شد، تکذیب مطلب سودی به حال وی نمی بخشد و جبران آبروی رفته را نمی نماید.



گناه انی که تهمت می زنند و اهانت می کنند بسیار بزرگ است و افرادی که آن تهمت و اهانت را می شنوند و از مظلوم دفاع نمی کنند نیز گنا ارند. اهمیّت این مطلب به قدری است که چهار بزرگوار آن را بیان فرموده اند و نیز در روز عاشورا، آ ین گفتگوی دو انسان کامل، دو معصوم، در حساس ترین مواقع، راجع به پرهیز از ظلم به ی است که یاوری ندارد.

ادامه مطلب

اطلاعات


شاهراه عبور از گرفتاری بزرگ بنی آدم ا 

ذکر یعنی یاد. ذکر و یاد در مقابل غفلت و نسیان است. غرق شدن در عوارض و حوادث و پیشامدهای گوناگون شدن و از مطلب اصلی غفلت ؛ این، گرفتاری بزرگ ما بنی آدم است. می خواهند این نباشد.

ذکر دارای معانی متعددی است که از کتاب "دعا" مشتمل بر دیدگاه آیت الله سیدعلی ، معظم انقلاب مرور می شود:

حالا این ذکر و یاد الهی، مراحلی دارد. ما آدم ها همه در یک حدّ و در یک مرحله که نیستیم. رتبه ماها مختلف است. بعضی ها از لحاظ روحی در درجات بالا هستند؛ مثل اولیاء و انبیاء و صالحین و اهل دل و اهل معنا. بعضی ها هم هستند امثال بنده و ماها که به آن سطوح دسترسی ندارند؛ بعضی مان هم خبر نداریم از آنچه که در آن سطح است. برای همه ما ذکر هست – هم برای آنها هست، هم برای ما هست – ذکر برای آنها، همانی است که در روایت از المومنین (علیه السلام) است که فرمود:" أَلذِّکرُ مُجالسةُ المَحبوبِ"(1)؛ ذکر، ه نی با محبوب است. این برای اولیاست. لذت ذکر برای آنها لذت ه نی است. المومنین (علیه السلام) در یک روایت دیگر می فرماید:" أَلذکرِ لَذَّةُ المحُبِّین"؛ (2) ذکر لذت عاشقان و محبان است.

ادامه مطلب

اطلاعات


یک عبادت بزرگ

اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «جبرئیل به طور مرتب و مداوم مرا سفارش به شب زنده داری می د، طوری که من گمان که خوبان امت من هرگز نخواهند خو د».( بحارالانوار، ج 84)


در تأکید فراوانی بر انجام های مستحبی شده و ثواب های زیادی نیز برای آنها منظور گردیده است. یکی از نوافل که در میان نوافل روزانه، ماهانه و سالانه، از فضیلت بیشتری برخوردار بوده و مستحب موکد است شب می باشد که در آموزه های دینی به آن سفارش فراوانی شده است.

قرآن مجید با لحن بسیار شوق آور از شب بیداران زنده دل یاد کرده، می فرماید: از بستر خواب پهلو تهی کنند، پروردگارشان را با بیم و امید بخوانند و از آنچه روزیشان کرده ایم انفاق کنند. (سجده (32)، آیة 16)

مرحوم طبرسی از باقر و صادق ـ علیهماالسّلام ـ نقل می کند که: «منظور از مؤمنان در این آیه شب زنده دارانی هستند که برای اقامه شب از بستر گرم خویش بر می خیزند. (مجمع البیان، ج 7، 8، صفحة 331، دارالحیا راث العربی)

آن گاه قرآن مجید از پاداش بزرگ و نفیسی که خداوند به زاهدان شب عنایت می کند، خبر داده، می فرماید: هیچ نمی داند که در ازای کاری که انجام داده اند، چه (پاداش مهم) و چشم روشنی ای برای آنها نهفته شده است. (سجده (32، آیة 17)

حضرت صادق ـ علیه السلام ـ در تفسیر این آیة شریفه فرمود: هیچ کاری نیکی نیست جز آنکه پاداشش در قرآن بیان شده است مگر شب که خداوند به خاطر عظمت شأن آن ثوابش را برملا نکرده و فرموده است: فَلا تَعلَمُ نَفس».(مجمع البیان، ج 7ـ 8، ص 331)

ادامه مطلب

اطلاعات


ذکر کثیر چیست؟

اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: بدانید که بهترین اعمال شما نزد خداوند و پاکیزه ترین آنها و آنچه از همه بیشتر درجات شما را بالا می برد و بهترین چیزی که آفتاب بر آن ت ده، ذکر خدای سبحان است؛ زیرا خدای تعالی از خودش خبر داده، فرمود: من ه ن ی هستم که مرا یاد کند. (عدة الداعی، احمد بن فهد، ص 238)

«ذکر»، یعنی یاد ، خواه با زبان باشد، یا با قلب یا با هر دو، بعد از نسیان باشد، یا بعد از ادامه ذکر.
ذکر خداوند متعال از بهترین و نیکوترین اعمال نزد خدا، بهترین لذّت نزد مومنین، خوی نیکوی صالحان و نشان ه نی با محبوب واقعی بوده و مایه شرافت و رستگاری انسان می باشد.

اقسام و درجات ذکر

از آن جا که ذکر از جمله عبادت های خداوند است؛ مانند دیگر عبادت ها به اقسام متعددی تقسیم می شود؛ نظیر ذکر عام و ذکر خاص؛ ذکر عام اختصاص به موجود معینی ندارد، بلکه در هر چیزی یافت می شود؛ یعنی تمام اشیا با یاد خدا به سر می برند. ذکر خاص، ویژۀ نوع معین از مخلوق ها است؛ مانند ذکر خاص فرشته یا خاص انسان. ذکر گاهی قلبی و گاهی زبانی است، البته این چنین تقسیمی مختص انسان نیست؛ زیرا موجودهای دارای شعور دیگر هم گاهی به یاد خدا هستند که همان ذکر قلب آنها است و گاهی به زبان مخصوص خود به نام و یاد خدا به ذکرند که همان ذکر زبانی آنها است.

ادامه مطلب

اطلاعات

  • منبع: http://ebn-teyhan.blog.ir/1396/01/03/ذکر کثیر چیست؟
  • مطالب مشابه: ذکر کثیر چیست؟
  • کلمات کلیدی: گاهی ,انسان ,است؛ ,خداوند ,است؛ مانند ,کثیر چیست؟
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.


چه ی باید از آتش دوزخ بترسد؟

برخی گمان می‌کنند همین که توفیق برخی از کارهای نیک را داشته‌اند و گناهان درشتی هم انجام نداده‌اند، اهل بهشت هستند و دیگر از آتش جهنم مصون می‌باشند. اما باید دانست که هیچ نباید خود را از این آتش هولناک در امان بداند و به فکر راهی برای مصونیت از آن نباشد.



فصل زمستان با همه سرما و برودتی که دارد، آتش و حرارت را هم با خود به همراه می‌آورد. اولین سوز زمستان خانواده‌ها را مجبور به استفاده از وسایل گرمازا می‌کند. اگر چه پیشرفت دنیای امروز سبب شده که دیگر بسیاری از مردم چشمشان به آتش واقعی نیفتد و تنها از حرارت وسایلی گرمازا بهره بگیرند اما همین حرارات و گرمای تولید شده توسط آتش نیز می‌تواند برای انسان درس آموز باشد. البته در بسیاری از خانه‌ها که از وسایلی همچون بخاری و شومینه استفاده می‌کنند هنوز دیدن آتش چشمان انسان را نوازش می‌دهد و این نعمت الهی را به رخ می‌کشاند.

همه ما می‌دانیم که هوشمند ی است که از هر موقعیتی درسی بیاموزد و از هر مساله ای برای پیشرفت خود بهره بگیرد. آتش و حرارت هم که گویا یکی از همراهان ج ناپذیر زمستان شده‌اند می‌توانند درس‌های فراوانی را برای ما به دنبال داشته باشند.

ادامه مطلب

اطلاعات


آغاز سال 1396 مبارکباد



نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد         عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد         چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
این تطاول که کشید از غم هجران بلبل         تا سرا گل نعره ن خواهد شد
گر ز مسجد به ابات شدم ده مگیر         مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد
ای دل ار ع امروز به فردا فکنی             مایه نقد بقا را که ضمان خواهد شد
ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید         از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد
گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت         که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد
مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود         چند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شد
حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود         قدمی نه به و که روان خواهد شد

 

اطلاعات


تولد حضرت زهرا(س) و بشارت جبرئیل به رسول خدا (ص) 


 

هنگامى که فاطمه زهرا علیهاالسلام به دنیا آمد. فرشته وحى بر وجود مبارک رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم نازل گشت و از جانب پروردگار مهربان بر وى پیام آورد که «اللَّه یقرؤک السلام و یقرى مولودک السلام.»
خداوند تبارک و تعالى بر تو و فرزند نورسیده‏ات درود مى‏فرستد.


رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم با شنیدن خبر تولد فاطمه علیهاالسلام در مقابل پروردگار سر به سجده‏ى شکر گذارد؛ و خداى عزوجل را بر عطاى این نعمت مبارک و میمون سپاس گفت.

خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم بسیار شادمان و سند بود. زیرا که پیش از این خداوند در سوره‏ى کوثر بشارت آمدن او را به وى داده بود. و نیز از فرشته‏ى وحى شنیده بود که: «أنها نسلة الطاهرة المیمونة و ان اللَّه تبارک و تعالى سیجعل نسلک منها و سیجعل من نسلها ائمة و یجعلهم خلفاءه فى ارضه بعد انقضاء وحیه.»


إنّ رکعة المغرب أضیفت لأجل میلاد فاطمة علیهاالسلام


317/ 1- العطّار، عن أبیه، عن أبی‏محمّد العلوی الدینوری بإسناده- رفع الحدیث- إلى الصادق علیه‏السلام قال: قلت له: لم صارت المغرب ثلاث رکعات و أربعاً بعدها لیس فیها تقصیر فی حضر و لا سفر؟

ادامه مطلب

اطلاعات


رفتار اکرم(ص) نسبت به حضرت زهرا(س)


 

در اصل مقام بی‌نظیر حضرت زهرا(س) در تمام تاریخ بشریّت هیچ شکّی نیست. یکی از زوایای قابل استفاده برای اثبات این مقام، نوع رفتار اکرم(ص) با دختر خود است. رفتار و گفتار به حدّی گویای مقام بلند صدّیقه طاهره(س) است که برخی از رفتارهای نبیّ اکرم قابل درک برای ما و عموم انسان‌ها نیست؛ البتّه قرار نیست ی که در رتبه پایین قرار دارد تمام رفتارهای فرد دارای رتبه عالی را درک و هضم کند؛ چه برسد به گفتار و رفتار دو فرد معصوم در برخورد باهم. در این میان امّا رفتار اکرم در مقابل دختر گرامیشان از جنس نوری دیگر است که در این نوشتار به کنکاشی هر چند کوتاه در راز محبّت عجیب اکرم نسبت به فاطمه زهرا(س) روی می‌آوریم.

حوریه‌ای در لباس انسان

در روایت معتبری اکرم(ص) در مورد حضرت زهرا(س) می‌فرمایند: «إِنَّ فَاطِمَةَ خُلِقَتْ حُورِیَّةً فِی صُورَةِ إِنْسِیَّةٍ؛ فاطمه، حوریّه ‏اى است که همانند صورت انسان خلق شده است.» حوریه‌های بهشتی، مطابقت و سنخیّت با حقیقت اعمال و تقرّب الهی دارند. یعنی حوریان بهشتی از جنس طهارت و «أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ» هستند و هیچ سنخیّت و ربطی با آلودگی و گناه ندارند.

به همین دلیل، قرآن کریم حوریان بهشتی را نصیب انسان‌های با تقوا دانسته و می‌فرماید: «قُلْ أَ أُنَبِّئُکُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذلِکُمْ لِلَّذینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها وَ أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ بَصیرٌ بِالْعِبادِ؛[آل‌عمران/15] بگو: «آیا شما را به بهتر از اینها خبر دهم؟ براى انى که تقوا پیشه کرده‏‌اند، نزد پروردگارشان باغ‌هایى است که از زیر[درختانِ‏] آنها نهرها روان است؛ در آن جاودانه بمانند، و همسرانى پاکیزه و[نیز] خشنودى خدا[را دارند]، و خداوند به[امور] بندگان[خود] بینا است.»

ادامه مطلب

اطلاعات


تاریخ و مکان تولد حضرت زهرا (س)

 

در تاریخ تولد فاطمه علیهاالسلام در بین علماى اختلاف است. لکین در بین علماى یه مشهور است که آن حضرت در روز بیستم ماه جمادى الثانى سال پنجم بعثت تولد یافته است. (1)


مکان تولد حضرت زهرا (علیهاالسلام) در شهر مکه و در خانه خدیجه اتفاق افتاد. این خانه در محله‏اى است که در گذشته به آن «زقاق العطارین» یعنى کوچه عطارها مى ‏گفتند. رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) تا هنگام هجرت، در آن خانه ن بود. خانه مبارکى که بارها در آن فرشته وحى بر (صلى اللَّه علیه و آله) نازل گردید. این خانه بعدها به صورت مسجد درآمد. (2)


و از آنجا که محل نزول وحى و بخشى از قرآن، زیستگاه (صلى اللَّه علیه و آله) و مکان تولد حضرت زهرا (علیهاالسلام) بود، در نظر عموم مسلمین ارزش معنوى و قداستى خاص داشت. و از این رو بارها در طول تاریخ هم‏زمان با تعمیر و توسعه مسجد الحرام، نسبت به مرمت بناى آن اقدام د. (3)

کیفیت و چگونگى تولد حضرت زهرا (س)

دوران باردارى حضرت خدیجه سلام الله علیه سپرى گشت، زمان وضع حمل فرارسید، حضرت خدیجه سلام الله علیه براى ن قریش پیام فرستاد تا بیایند و او را در امر وضع حمل کمک کرد و کارهاى مربوط به این برهه که مخصوص ن است برعهده گیرند.

اما ن قریش پاسخ دادند که ما نخواهیم آمد، چرا که سخن ما را نشنیده انگاشتى و با محمد صلى اللَّه علیه و آله یتیم ابوطالب، پیمان شوئى بستى.

ادامه مطلب

اطلاعات


تحلیلی بر زندگی زاهدانه ی المؤمنین علیه السلام!

 علی، المومنین، حضرت علی

فقر را برنمی‌تابد و مبارزه جدی با این پدیدۀ شوم اجتماعی را در دستور کار دارد. راه‌کارهایی را هم برای آن تعریف کرده است که زکات و خمس و فراتر از این دو، قراردادن حقی برای نیازمندان در دارایی توانگران بخشی از آن است. و اگر روایاتی، فقر را ستایش کرده‌اند با چشم‌پوشی از اعتبار سندی آنها، مراد از فقر در این گونه روایات، فقر مطلق نیست؛ بلکه فقر با قید خاص یا معنای ویژه‌ای است که سبب می‌شود بین این روایات با روایات پیش‌گفته تعارضی وجود نداشته باشد.

اکنون این پرسش مطرح است که اگر فقر(زندگی فقیرانه و جامعه‌ای عقب‌ماندۀ اقتصادی)، مورد نفرت است؛ پس چرا المؤمنین(علیه السلام) زندگی فقیرانه‌ای داشت؟ با اینکه می‎توانست زندگی مرفهی داشته باشد و یا دست‌کم در سطح متوسط جامعه زندگی کند. چه بسا عده‌ای همین سبکِ از زندگی را به پیروی از آن حضرت برگزیده‌اند و به هیچ‌وجه هم حاضر به دست برداشتن از آن نیستند. به این ترتیب، مقدسانهْ خود و خانواده‌شان را به زحمت انداخته‌اند.

سبک زندگی علی(علیه السلام) پس از به دست گرفتن زمام حکومت

وقتی (علیه السلام) به حکومت رسید در شرایطی که همۀ امکانات عمومی در اختیار او قرار گرفت و از حقوقی متناسب با یک حاکم و مدیر ارشد جامعه برخوردار شد سبک زندگی شخصی اش  از جهت مخارج و مصرف به گونه ای دیگر شد؛ گونه ای که مغایر با انتظار عمومی بود. (علیه السلام) در این دوران از هرگونه ساخت و ساز برای خود اجتناب کرد. باقر(علیه السلام) میفرماید: 

«او پنج سال بر مردم حکومت کرد در حالی که هیچ آجری روی آجر نگذاشت و هیچ خشتی بر خشتی ننهاد(کافی،130/8).

ادامه مطلب

اطلاعات


روشنى عالم از نور حضرت زهرا (س)



ابن ‏مسعود نقل مى ‏کند که، دیدم على بن ابى‏طالب علیه‏السلام را که مشغول است و در رکوع و سجودش مى‏گوید: «اللهم بحق محمد صلى اللَّه علیه و آله و سلم عبدک، اغفر للخاطئین من شیعتى»
پروردگارا، به حق بنده‏ى مقربت محمد صلى اللَّه علیه و آله و سلم خطاکاران از شیعیان مرا ببخش.

از نزد او خارج شدم و به محضر رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم شرفیاب شدم. یشان را در حال یافتم. دیدم که رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم در خود مى‏ گوید:
«اللهم بحق على علیه‏السلام عبدک اغفر للخاطئین من امتى»
خداوندا، خطاکاران از امت مرا، بحق على علیه‏السلام بنده ‏ى مقربت ببخش.

از آنچه دیده بودم، در من وحشت و تردید بزرگى ایجاد شد. وقتى رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم به پایان رسید، خطاب به من فرمودند:
اى پسر مسعود، آیا کافر شدى بعد از آنکه ایمان آورده بودى؟
عرض ، ابداً چنین نیست یا رسول‏اللَّه، بلکه دیدم على علیه‏السلام را که خداوند را به حق شما طلب مى‏ کرد و شما را دیدم که خدا را به حق على علیه‏السلام مى‏خو د. پس تردید که کدامیک از شما نزد خداى عزوجل برترید.
ادامه مطلب

اطلاعات


فرمان الهى، بر خلقتى مبارک


روزى رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم در «ابطح» نشسته بود، جبرئیل نازل شد و عرض کرد: خداوند بزرگ، بر تو سلام فرستاده و مى‏فرماید: چهل شبانه روز از خدیجه کناره‏گیرى کن و به عبادت و تهجد مشغول باش. پیغمبر اکرم بر طبق دستور خداوند حکیم، چهل روز به خانه‏ى خدیجه نرفت. و در آن مدت، شبها به و عبادت مى‏پرداخت و روزها روزه‏دار بود.


توسط عمار براى خدیجه پیغام فرستاد که اى بانوى عزیز، کناره‏گیرى من از تو بدان جهت نیست که کدورتى داشته باشم، تو همچنان عزیز و گرامى هستى. بلکه در این کار از دستور پروردگار جهان اطاعت مى کنم، و خدا به مصالح آگاهتر است. اى خدیجه، تو بانوى بزرگوار هستى که خداوند، در هر روز چندین مرتبه به وجود تو بر فرشتگان خویش مباهات مى‏کند. شبها درب خانه را ببند و در بستر استراحت کن و منتظر دستور پروردگار عالم باش. من در این مدت در خانه‏ى فاطمه دختر اسد خواهم ماند.
ادامه مطلب

اطلاعات


خلقت حضرت زهرا (س)و شیعیان از سرشت ی ان

صادق علیه‏السلام مى ‏فرمایند:

    «إن اللَّه خلق محمداً من طینة من جوهرة تحت العرش، و إنه کان لطینته نضح فجبل طینة أمیرالمؤمنین علیه‏السلام من نضح طینة رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم، و کان لطینة أمیرالمؤمنین علیه‏السلام نضح فجبل طینتنا من فضل طینة أمیرالمؤمنین علیه‏السلام، و کانت لطینتنا نضح فجبل طینة شیعتنا من نضح طینتنا، فقلوبهم تحن إلینا، و قلوبنا تعطف علیهم تعطف الوالد على الولد و نحن خیر لهم و هم خیر لنا، و رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم لنا خیر و نحن له خیر». (بصائر الدرجات ص 14، بحارالانوار 25/ 8).

    یعنى: «خداوند محمد را از طینت و سرشتى که از گوهرى در زیر عرش بود خلق فرمود، و طینت محمد را تراوشى بود که خداوند طینت المؤمنین را از همان تراوش طینت رسول خدا خلق نمود. و طینت المؤمنین را از نیز تراوشى بود که خداوند طینت ما را از باقیمانده‏ى طینت المؤمنین خلق کرد، و براى طینت ما نیز تراوشى بوده که خداوند شیعیان ما را از همان تراوش طینت ما خلق فرموده است.
ادامه مطلب

اطلاعات


سیر خلقت نورانى حضرت زهرا(س)


 
در حدیثى از صادق- علیه‏السلام- آمده است که: «جز خدا هیچ نبود، پس خداوند پنج نور را از جلال و عظمت خود آفرید و براى هر یک از آن انوار، اسمى از اسماى الهى بود. خدا «حمید» است و این اسم در محمد- صلى اللَّه علیه و آله- ظهور یافت.

خدا «اعلى» است که در المؤمنین على- علیه‏السلام- ظهور یافت.

و براى خدا «اسماى حسنى» وجود دارد که نام حسن و حسین- علیهماالسلام- از آن اسماء مشتق است.

و از اسم «فاطر» او، نام زهراى اطهر، فاطمه اشتقاق پیدا کرد پس وقتى که آن انوار را آفرید، اینها را در میثاق قرار داد، پس در طرف راست عرش جا گرفتند.
ادامه مطلب

اطلاعات


شرح دعای تحویل سال


 

در معارف ى آمده هر روزى که در آن گناه صورت نگیرد عید است چنان که صادق علیه‌السلام مى‌فرماید: "کل یوم لا یعصى اللّه فیه فهو یوم عید"(1)

اما در طول سال چند عید وجود دارد که از آداب و ویژگى خاصى برخوردارند مهم‌ترین آنها اعیاد غدیر، فطر و قربان است، که آثار و برکات زیادى دارند روز ولادت مکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله و ائمه اطهار علیهم‌السلام نیز از اعیاد مهم ى به شمار مى‌آیند. عید نوروز که با تحویل سال و چرخیدن یک دور کامل زمین به گرد خورشید شروع مى‌شود، از جمله اعیادى است که جنبه ملى داشته و تاریخ پیدایش آن قبل از است. این عید با آمدن و زدودن افات از چهره آن مورد موافقت و تأیید ضمنى قرار گرفت در روایات نیز آمده است که روزى براى حضرت على علیه‌السلام هدیه نوروزى آوردند، فرمودند این چیست؟ گفتند: اى المؤمنین، امروز نوروز است. حضرت فرمودند: هر روز را براى ما نوروز قرار بدهید.(2)
 
صادق علیه‌السلام درباره این عید فرموده‌اند: "... و هیچ نوروزى نیست که ما در آن متوقع گشایش و فرجى نباشیم زیرا نوروز از روزهاى ما و شیعیان ما است."(3)

خمینى قدس‌سره در یکى از پیام‌هاى نوروزى مى‌فرماید: "این عید هر چند یک عید ى نیست، ولى آن را نفى نکرده است."(4)

ادامه مطلب

اطلاعات


هفت‌ سین قرآنی


 

یکی از کارهای ایرانیان برای استقبال از سال جدید «سفره هفت‌سین» است که بطور معمول ساعاتی پیش از تحویل سال نو گسترده شده و سیزدهم فروردین جمع می‌شود.

اما در کنار این سفره، برخی خانواده‌ها به سفره هفت‌سین قرآنی نیز اعتقاد خاصی دارند.

هفت‌سین قرآنی را با آب و زعفران در یک بشقاب نوشته و سر سفره هفت سین قرار می‌دهند و بعد از تحویل سال کمی آب روی آن ریخته و می‌نوشند و سلامتی و حاجات خود را از خدای خوب و مهربان درخواست می‌کنند. نوشیدن این هفت‌سین برای شفای بیماران توصیه شده است.

اما هفت سین قرآنی هفت آیه‌ای از قرآن است که با سلام شروع شده است:


1- سلامٌ قولاً مِن رَبِّ رحیم.( یس/58)
" از جانب پروردگار ی مهربان به آنان سلام گفته می‌شود."

این ندای روح افزا و نشاط بخش و مملو از مهر و محبت خدا، چنان روح انسان را در خود غرق می‌کند و به او لذت، شادی و معنویت می‌بخشد، که با هیچ نعمتی برابر نیست، آری شنیدن ندای محبوب، ن آمیخته با محبت و آکنده از لطف، سرتا پای بهشتیان را غرق سرور می‌کند، که یک لحظه آن بر تمام دنیا و آنچه در آن است برتری دارد.

ادامه مطلب

اطلاعات


آیا توبه هم آداب خاص دارد؟


 

مناسب است ی که می‏خواهد توبه کند، دعاهای توبه‏ای را که از ائمه معصومین وارد شده‏ است، به ویژه دعاهای صحیفه سجادیه، مخصوصاً دعای 31 و یا مناجات خمسْ عشر، به‏ خصوص مناجات تائبین را بخواند.


  صادق (علیه السلام) می‏فرماید: «هر بنده‏ای که گناهی کرد، پس برخیزد و طهارت کند (وضو بگیرد) و دو رکعت بخواند و از خداوند طلب آمرزش نماید، بر خدا است که توبه‏اش را بپذیرد، چون خود فرموده ‏است: هر کار زشتی کند یا به خودش ستم نماید، پس استغفار کند، خدا را آمرزنده و مهربان می‏یابد

حقیقت توبه، پشیمانی قلبی است؛ پشیمانی که در عمل خود را نشان می‏دهد که مهم‏ترین نمُود آن انجام واجبات و تدارک و قضای آن چه عمل نشده و ترک محرّمات است. با همین مقدار توبه تحقق پیدا می‏کند. توبه آداب خاصی دارد که باید آن را از مستحبات توبه دانست که عبارتند از:
 
1- سه روز روزه گرفتن
صادق(علیه السلام ) می‏فرماید: توبه نصوح که خداوند به آن امر فرموده، روزه گرفتن روز چهارشنبه و پنج‏شنبه و است. (1)

 

ادامه مطلب

اطلاعات


آیا دعای «مقلب القلوب» از معصومین (ع) است؟


 

یکی از آیین های ویژه هنگام گردش سال شمسی، خواندن « نیایش گردش سال» یا «دعای تحویل سال» است که خانواده های ایرانی با توجه به باورهای خود در این هنگام دعایی که به صورت رسمی در رسانه ها پخش می شود را می‌خوانند، دعای معروف «یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الا أحسن الحال» است.

در کتاب‌های مشهور ادعیه همچون «اقبال الا‌عمال» سید‌ابن‌طاووس و «مصباح المتهجد» شیخ طوسی اشاره‌‌ای به دعای تحویل سال نگردیده و این نشان می‌دهد چه در منابع اهل سنت و چه در منابع تشیع، سند روایی مورد اعتماد برای آن موجود نیست. اما علامه محمد باقر مجلسی(۱۰۳۷-۱۱۱ه.ق) در کتاب «زادالمعاد» در خصوص این دعا گزارش می‌کند که در کتب غیر مشهوره؛ روایت کرده‌اند که در وقت تحویل سال این دعا را بسیار بخوانید: یا مقلب‌القلوب والابصار یا مدبر اللیل والنهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال، بعضی ذکر کرده‌اند، این دعا ۳۶۶ مرتبه گفته شود. بنابراین با توجه به این گزارش، دعای تحویل سال در دوره صفویه مرسوم و معمول بوده است.

در هر حال جدای از این که دعای تحویل سال تا پیش از دوره صفویه چگونه بوده و این دعا در کدام یک از مآخذ حدیثی نقل شده است، نفس دعا یا قرائت قرآن یا حتی گزاردن، هنگام تحویل سال نشان از ی شدن نوروز دارد. حتی بعضی‌ها معتقدند عبارات دعای تحویل سال برگرفته از عبارات قرآنی یا احادیث و روایاتی است که در معتبرترین مآخذ شیعی نظیر « هذیب» شیخ طوسی نقل شده است.

بنا بر نقل علامه مجلسی، این دعا در بعضی کتب چنین آمده است: «یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال.» و در روایت دیگر: «یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر الیل و النهار یا محول الحول و الاحوال ، حول حالنا الی احسن الحال.» ذکر شده است.

ادامه مطلب

اطلاعات


هفت‌ سین قرآنی


 

یکی از کارهای ایرانیان برای استقبال از سال جدید «سفره هفت‌سین» است که بطور معمول ساعاتی پیش از تحویل سال نو گسترده شده و سیزدهم فروردین جمع می‌شود.

اما در کنار این سفره، برخی خانواده‌ها به سفره هفت‌سین قرآنی نیز اعتقاد خاصی دارند.

هفت‌سین قرآنی را با آب و زعفران در یک بشقاب نوشته و سر سفره هفت سین قرار می‌دهند و بعد از تحویل سال کمی آب روی آن ریخته و می‌نوشند و سلامتی و حاجات خود را از خدای خوب و مهربان درخواست می‌کنند. نوشیدن این هفت‌سین برای شفای بیماران توصیه شده است.

اما هفت سین قرآنی هفت آیه‌ای از قرآن است که با سلام شروع شده است:


1- سلامٌ قولاً مِن رَبِّ رحیم.( یس/58)
" از جانب پروردگار ی مهربان به آنان سلام گفته می‌شود."

این ندای روح افزا و نشاط بخش و مملو از مهر و محبت خدا، چنان روح انسان را در خود غرق می‌کند و به او لذت، شادی و معنویت می‌بخشد، که با هیچ نعمتی برابر نیست، آری شنیدن ندای محبوب، ن آمیخته با محبت و آکنده از لطف، سرتا پای بهشتیان را غرق سرور می‌کند، که یک لحظه آن بر تمام دنیا و آنچه در آن است برتری دارد.

ادامه مطلب

اطلاعات


علل غم ها و شادی های بی علت ما !

 
شادی ، غم ،،مومنین

انسان مجموعه ای  از احساسات و عواطف گوناگون است. ترس، محبت، خشم، غم و شادی از رایج ترین احساسات آدمی است. علل و عوامل گوناگونی سبب غلبه ی حسی خاص در درون انسان می شود که غالبا منشا این عوامل شناخته شده است اما گاه هیچ عامل محسوس و شناخته شده ای برای وجود یک حس در درون شخص دیده نمی شود.

آنچه علم امروز در شناخت ای از عوامل ناشناسِ احساسات بیان می کند حاکی از وجود تغییرات فیزیکی و بالا و پایین

 شدن ترشحات هورمونی در درون فرد است اما با این همه هنوز عوامل ناشناس بیشماری در غلبه ی حسی خاص در وجود

 فرد دیده می شود که پی بردن به آن امری بس مشکل است. 

کی از تجربیات مشترک غالب افراد غمیگینی و شادی بی دلیل است. آنچه ما به تجربه در طول زندگی خود با آن مواجه شده

 ایم آنست که گاه به هیچ دلیلی شاد و گاه اندوهگین می شویم. در این هنگام است که ذهن ما بدین سوال مشغول می

 گردد که چرا اکنون شاد و یا اندوهناکیم؟؟؟ هرچند در وهله ی اول یافتن این پرسش ناممکن و سخت به نظر می آید اما با تتبعی مختصر در کتب روایی، پاسخ این پرسش به زیبایی در کلام معصومین (علیهم السلام) دیده می شود.

ادامه مطلب

اطلاعات


عواملی که سبب برطرف شدن عذاب قبر می شوند


 

صادق (ع)می فرماید: مردی که بر اخلاق همسری بد اخلاق صبر کند و به حساب أجر الهی بگزارد، خداوند پاداش شکرگزاران را به او خواهد داد.


مطابق روایات معتبر در منابع حدیثی شیعه، عواملی چند، موجب آرامش در قبر می شود:
    
1.خواندن لیله الدفن(وحشت) :
این دو رکعت است؛ در رکعت اول بعد از حمد یک مرتبه آیه الکرسی و در رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قدر خوانده می شود.
 
2.دوستی (ص) و اهل بیت(ع):
اکرم (ص)در این باره می فرماید: رابطه دوستی با من و اهل بیتم، در هفت موقعیت حساس که هول و هراس آن ها خیلی بزرگ است، سود بخش می باشد؛ هنگام مرگ، در قبر، وقت رستاخیز، هنگام دریافت نامه عمل، زمان حسابرسی، هنگام سنجش اعمال و زمان عبور از صراط.
بحارالأنوار، ج۷، ص۲۴۸
 
3.سازگاری زن و شوهر:
صادق (ع)می فرماید: مردی که بر اخلاق همسری بد اخلاق صبر کند و به حساب أجر الهی بگزارد، خداوند پاداش شکرگزارن را به او خواهد داد.
وسائل الشیعه، ج۴، ص۱۲۲
 

ادامه مطلب

اطلاعات


با افراد خود بزرگ‌بین چگونه برخورد کنیم؟


 
نگاه نسبت به خطاها، بی اعتنایی‌ها و بی احترامی‌هایی که دیگران در ارتباط با ما دارند چیست؟ آیا باید امر به معروف و نهی از منکر کرد؟ آیا بگذاریم و بگذریم؟ سکوت و بی اعتنایی کنیم؟ قطع رابطه کنیم؟ نادیده بگیریم و به روابط خود ادامه بدهیم؟

یکی از جلوه‌ها و آموزه های زیبای در تعاملات و ارتباطات اجتماعی به ویژه در برخورد با افراد بدرفتار و بداخلاق، چشم پوشی و اغماض و به عبارتی دقیقتر عفو و گذشت می‌باشد. بسیاری از مردم به خصوص نسل جوان سؤال می‌کنند، نگاه نسبت به بی احترامی‌ها، خطاها، بی اعتنایی‌ها و بی احترامی‌هایی که دیگران در ارتباط با ما دارند چیست؟ آیا باید امر به معروف و نهی از منکر کرد؟ آیا بگذاریم و بگذریم؟ سکوت و بی اعتنایی کنیم؟ قطع رابطه کنیم؟ نادیده بگیریم و به روابط خود ادامه بدهیم؟

پاسخ به سؤالات مذکور را به اجمال در ذیل مرور می‌کنیم.

1- آنچه مسلم است و آنچه از قرآن و احادیث بر می‌آید در صورت احتمال تأثیر مثبت در مخاطب (فرد بد اخلاق) باید امر به معروف و نهی از منکر کرد و سکوت نکرد. امّا در صورت عدم تأثیر باید بدون قطع رحم تعاملات را به گونه ای طراحی کرد که خود و اعضای خانواده مان در فضای مسموم و آلوده به گناه قرار نگیریم. مثلاً در میهمانی‌هایی که گناهی صورت می‌گیرد، با همفکران خود را اتاقی دیگر به گفتگو بپردازیم. و یا به بهانه‌ی مختلف مسیر بحث و برخوردهای نادرست را تغییر دهیم.

2- بر اساس آیه 33 سوره فصلت، بدی دیگران را باید با خوبی پاسخ داد تا دشمنی‌ها و مخاصمات به دوستی‌ها و صمیمیت‌ها مبدل شوند. (... ادفع ب ی هی احسن) به عبارتی دیگر با حلم و مدارا و مدیریت اخلاقی، برخوردهای تلخ و گزنده دیگران را خنثی و فضای عصبیت، انتقام جویی و مجادله را تلطیف نموده و نرمش و آرامش را فضای موجود حاکم نماییم.

3- علاوه بر دستورات و توصیه های دینی، در فرآیند تجربه بشر نیز ثابت شده، که فکر انتقام و در دل نگاه داشتن کینه‌ها و کدورت‌ها علاوه بر ت یب روح و روان فرد آثار و عوارض فرساینده ای را بر روابط خانوادگی، فامیلی و اجتماعی بر جای خواهد گذاشت.

4- هم چنین ما در های یومیه، شصت بار رحمت خدا را بر ذهن و زبان جاری می‌سازیم.

ادامه مطلب

اطلاعات


فتوت و جوانمردی در سیره انبیاء!


 

از مصداقهای جوانمردی، پارسا بودن در ظاهر و باطن، اعتماد به چیزی که خدا برایمان ضمانت کرده، به عیب خود مشغول شدن و از عیب دیگران باز ماندن، خوش گمانی به خلق و حفظ حرمت آنان، قبول رفاقت از طرف دوستان و ایثار به موقع برای آنان، تحمّل آزار در راه خدا، شکایت ن از بلا و قبول آن، بخشش در نداری و دوری از بخل ورزیدن، سلامت خواستن از خدا و شکر بر عافیت، فروتنی و تکبر ن با برادران و راحت دیگران را بر خود ترجیح دادن است.


یکی از ویژگی های انسان های شریف و آزاده «جوانمردی» است که از مهم‌ترین و زیباترین صفات و فضائل اخلاقی به شمار می رود.

البته گاهی می بینیم عده ای جوانمردی را با قهرمان شدن در یک رشته ی ورزشی اشتباه می گیرند و فکر می کنند هر ی که قهرمان شود جوانمرد است در حالیکه بین قهرمان رشته ی ورزشی و یک جوانمرد تفاوتهای زیادی وجود دارد.

هر ی جوانمردی را طوری معنا می کند و آن را به ی نسبت می دهد. عده ای جوانمردی را در دوستی، گروهی آن را در کمک به دیگران و ....می دانند اما با مراجعه به آموزه های وحیانی در می ی م که جوانمرد ی است که از سویی، دینش را به هوای نفس خود نفروشد، دنیای زودگذر را با بهشت جاودانی و رضوان الهی عوض نکند. و در یک کلام رضایت خدا را بر خشنودی خودش ترجیح دهد.

از حسن مجتبی علیه السلام پیرامون مُروّت و جوانمردی سؤال شد، حضرت فرمود: جوانمرد ی است که در نگهداری دین و عمل به آن تلاش نماید، در اصلاح اموال و ثروت خود همّت گمارد، و در رعایت حقوق طبقات مختلف پا بر جا باشد.
ادامه مطلب

اطلاعات


تو از ره میرسی یانه؟


نگاهی منتظر دارم تو از ره میرسی یانه؟

زحجرت اشک میبارم تو از ره میرسی یانه؟

بیا کاندر فراق تو ش ته قایق صبرم

در این طوفان گرفتارم ،تو از ره میرسی یا نه؟

امان از ناله مظلوم در چنگال دژخیمان

زمانه گشته پر ناله،تو از ره میرسی یانه؟

یمن وبحرین عراق و زاریا مظلوم

همه چشم انتطار تو، تو از ره میرسی یانه؟

جهان لبریز از ظالم ش ته قامت مظلوم

ببین شیعه شده تنها،تو از ره میرسی یانه؟

اخوت گشته بین صهیون و ،وه خونریز

شده غرق تفرقه ،تو از ره میرسی یانه؟

ش ته حرمت کعبه ز کشتار منا، مهدی

شده قرآن چه بی یاور،تو از ره میرسی یانه؟

فدای غربتت ای منتقم‎، ای قائم برحق

ببین خیل ف ان ،تو از ره میرسی یانه؟




الهم عجل لولیک الفرج والعاقیة والنصر:آمین

شعر محسن حسینی
 

اطلاعات


  آیا در قیامت دریاها آتش می گیرند؟ 


 

در سوره تکویر، در توصیف صحنه قیامت دریاها را این گونه توصیف کرده است: «وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ» (تکویر/ 6)
 
«در کتاب قاموس اللغه نیز درباره "سجر" می نویسد: سجر به معنای افروختن آتش، پر . راغب آن را تشدید آتش گفته، صحاح و قاموس آن را سرخ تنور و پر از آب نهر و غیر آن ها گفته ‏اند. زمخشرى آن را پر گفته سجر ّنور یعنى آن را با آتشگیره و هیزم پر کرد. خلاصه این ها، افروختن و پر است و اصل آن بنا بقول مجمع، انداختن در آتش است.» [1]
 
بنابراین معنای برافروخته شدن، ترجمه صحیحی خواهد بود که بعضی از ترجمه ها نیز، محور را برافروخته شدن گرفته اند:
 
فیض ال : و آن گاه که دریاها افروخته (آتش) گردند (یا طغیان نموده و از حدّ و اندازه بگذرند.)
 
مشکینی: و آن گاه که دریاها پر شوند و جوشان گردند.
مکارم: و در آن هنگام که دریاها برافروخته شوند.
شعرانی: و آن گاه که دریاها پر کرده شوند.
 
حال اگر روزی برافروخته شدن، بیشتر در آتش دیده می شد و با بیان برافروخته شدن، ذهن ها به سمت آتش می رفت، امروزه با دیدن تصاویر سونامی، ما به وضوح می فهمیم که برافروخته شدن دریاها به چه شکل خواهد بود و این معنا با توصیفاتی که قرآن از ز له روز قیامت دارد، کاملا متناسب است:
 
«یا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَیْ‏ءٌ عَظیمٌ؛ [حج/ 1] اى مردم! از (عذاب) پروردگارتان بترسید، که ز له رستاخیز امر عظیمى است!»

ادامه مطلب

اطلاعات


  منظور از اول و آ بودن خداوند چیست؟ 


 

اول و آ از اسمای ذات خدا بوده و با دیگر اسمای خداوند عینیت و اتحاد دارد

 

 اوّل در اصل به شکل «أءول» بر وزن افعل  و از ریشه «أول» است. در لغت به معنای مقدم بر چیزی است.[1]در واقع می توان آنرا ابتدای چیزی دانست که گاه دوم دارد و گاه ندارد. آ نیز بر وزن فاعل و از ریشه «ا » به معنای تأ در مقابل تقدم است. [2]

اول و آ از اسمای ذات خدا بوده و با دیگر اسمای خداوند عینیت و اتحاد دارد و به عنوان یکی از اسمای خدا تنها یکبار در قرآن بکار رفته اند: «هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ »اوست اول و آ و ظاهر و باطن و او به هر چیزى داناست.[3]  اول و آ از صفات متقابل اند و ذات حق به دلیل نامحدود بودن قابل اتصاف به آنهاست. بنابراین بین اول و آ بودن خداوند منافاتی نیست. خداوند از همان جهت که اول است آ نیز هست، و از همان حیث که آ است اول نیز هست، زیرا خداوند واحد حقیقی است و جهات گوناگون در او نیست.اهل عرفان در تقسیمی اسمای الهی را به 4 اسم «اول» و «آ » و «ظاهر» و «باطن» تقسیم کرده، آنها را امهات اسما دانسته و اسم جامع آنها را «الله» و «رحمن» به حساب آورده اند. آنان معتقدند هر اسمی که مظهر آن ازلی و ابدی است، ازلیت آن از اسم اول و ابدیت آن از اسم آ است و نیز اسمای متعلق به ابداء و ایجاد در اسم اول داخل اند، چنانکه اسمای مربوط به اعاده و جزاء در اسم آ داخل اند. 

ادامه مطلب

اطلاعات


  امتحان مومن با سه خصلت!


 حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله): مومن به چیزی سخت تر از نداشتن سه خصلت امتحان نشود، عرض شد: آن سه کدامند؟فرمود:  کمک مالی(به برادران خود) با هرچه دارد،

انصاف داشتن و به مردم حق دادن و یاد خدا در هرحال.


در ادامه به بیان مصادیق این سه خصلت می پردازیم:

کمک به برادر دینی

هر مسلمانی در برابر برادران دینی خود حقوق و وظایف فراوانی دارد که قابل شمارش نیست و ما نیز در صدد بیان همه‏ی آن حقوق نیستیم؛ تنها یکی از احادیث مربوط به حقوق مسلمانان را نسبت به یکدیگر بیان می‏کنیم. و توجه به همین یک حدیث برای عمل به چنین حقوقی کافی است.
صادق علیه‏السلام به معلی بن خنیس می‏ فرماید: «هر مسلمانی بر برادر خود هفت حق [لازم] دارد و آسان ترین آنها این است که آنچه را برای خود دوست داری برای او نیز دوست بداری و آنچه را که برای خود دوست نداری برای او نیز دوست نداشته باشی.

حق دوم این است که از به خشم آوردن او بپرهیزی و آنچه را موجب خشنودی اوست فراهم کنی و امر او را اطاعت نمایی. 

حق سوم این که با جان و مال و زبان و دست و پای خود او را یاری نمایی.

حق چهارم این است که چشم او و راهنمای او و آیینه‏ی او باشی.

حق پنجم این که تو سیر نباشی و او گرسنه و تو سیراب نباشی و او تشنه و تو پوشیده نباشی و او باشد.

حق ششم این که اگر تو خادمی داری و او ندارد، خادم خود را بفرستی تا لباس او را بشوید و غذای او را طبخ کند و بستر او را آماده نماید.

حق هفتم این که به سوگند و قسم او احترام بگذاری و دعوت او را اجابت نمایی اگر مریض بود از او عبادت نمای و اگر از دنیا رفت او را تشییع نمایی و اگر حاجت و نیازی داشت در انجام آن بکوشی و مگذاری که ناچار به سوال و درخواست از تو بشود، اگر این حقوق را نسبت به او رعایت کنی، ولایت و ارتباط برادری خود را با او متصل نموده ای و برادری او را نیز با خود متصل و محکم نموده ای». [وسائل ج 8 / 544]

در حقیقت رعایت این سه خصلت، برای مردم از سخت ترین اعمال است؛ زیرا با شدیدترین غرایز و شهوات نفسانی آنان مانند حب نفس وحب مال و حب شهرت رو به رو می ‏باشد

ادامه مطلب

اطلاعات


تا به حال خدا را امتحان کرده اید؟


 

آدم های دنیا این گونه اند؛ اگر بخواهیم آن ها را از خودمان راضی نگه داریم یا خیلی سخت است و یا اصلا نشدنی است و جز درگیری ذهنی و آشفتگی روحی چیزی برایمان ندارد.

این حسی که گاهی آدمی را قلقلک می دهد که باید برای دل ی کاری را چگونه کنیم؟

در زندگی حتما برای شما هم اتفاق افتاده است که از لذتی و یا کاری که مورد علاقه شما بوده اما چون معشوق شما، همسر شما یا فردی که برای شما عزیز است، آن را دوست نداشته، شما آن را ترک کرده اید ... این چشم پوشی شما از آنچه دوست دارید گاهی به نظر آن طرف رسیده و برایتان جبران کرده، یا حتی زبانی از شما تشکر کرده که در این صورت خیلی خوب و خوشایند است و انسان از کار و چشم پوشی اش خوشحال می شود اما گاهی این چشم پوشی از لذت و چیزی که به خاطر دیگری آن را ترک کرده ایم هیچ بازخوردی برایمان پیدا نمی کند؛ یعنی طرف یا اصلا متوجه این گذشت ما به خاطر او نشده و یا متوجه شده اما اصلا به روی خودش نمی آورد و یا حتی انقدر گستاخ است که این کار را هیچ می داند و از ما باز طلبکار است ...

ادامه مطلب

اطلاعات


مولا بدون زهرا(س)میل جهان ندارد


 مولا بدون زهرا(س)میل جهان ندارد

او از فراق زهرا(س) در تن توان ندارد

گشته سفیدمویش،ازفتنه سقیفه

درد فراق زهرا(س)شرح وبیان ندارد

گویی محرم آمد،عالم شده سیه پوش

ایام فاطمیه ست،هر خبر ندارد

بش ت حرمت دین د شت درب خانه

آتش،لگد،غلاف و...دیگربیان ندارد

آه از دمی که قنفذ،همدست با مغیره

میزد غلاف بر دست.. !مادر توان ندارد

در پشت در خزان شد فصل بهار زهرا(س)

کشتند مادر دین،! دشمن حیا ندارد

مزد رس اینست!پهلو ش ت و بازو

افسوس بر علی(ع)چون،یاور دگر ندارد

مخفیست قبر زهرا(س)در غربت مدینه

بیش ازهزار سال است قبرش نشان ندارد
.


الهم عجل لولیک الفرج والعاقیة والنصر:آمین


شعر: محسن حسینی


اطلاعات


عالم مرگ و حقایقی عجیب درباره آن! 


 
عالم مرگ و حقایق نهفته در آن همیشه برای برای انسان ها باعث کنجکاوی و وحشت بوده است.
دنیای مرگ و حقایق نهفته در آن همیشه برای برای انسان ها باعث کنجکاوی و وحشت بوده است. با دانستن حقایقی دینی درباره مرگ می توان این ترس را از بین برد. پایان این دنیا، با تمام علایق و وابستگی های به آن، سرنوشت حتمی و قطعی همه ماست. در نگاه اوّل، رها این همه ارتباطات و علاقه ها بسیار سخت به نظر می رسد.
 
پس باید برای راحت شدن آن، بلکه آرامش در زمان مرگ و حتّی اشتیاق به آن، مطالبی را دانست و کارهایی را انجام داد. در این نوشتار به برخی از مهم ترین کارهایی که باعث آرامش و اطمینان در هنگام مرگ می شود نگاهی گذرا داریم.
 
 
حقیقت مرگ

اوّلین و مهم ترین عامل ترس و اضطراب، جهل است. دانستن حقیقت مرگ، خوف ابت از آن را از بین می برد. از آنجا که هر تنها یک بار آن را تجربه می کند، تجربه ملموسی از آن نداشته و به خاطر ابهام در مورد آن، به اضطراب و نگرانی می افتد. قرآن کریم با بیانی دقیق و روان، حقیقت آن را بیان می کند؛
 
مثلاً می فرماید: وَ اللَّهُ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ فی ذلِکَ لَآیَةً لِقَوْمٍ یَسْمَعُون : و خدا از آسمان آبى فرود آورد و با آن زمین را پس از پژمردنش زنده گردانید، قطعاً در این [امر] براى مردمى که شنوایى دارند نشانه  اى است.(نحل؛ 655)
معلوم می شود که مردن به معنای نیستی نیست؛ همچنانکه زمین در فصل زمستان یا در خش الی از بین نمی رود
ادامه مطلب

اطلاعات


  آراستگی در «سیره هم ی »حضرت زهرا سلام الله علیها


 

با دقت در روایت اندک موجود و با مطالعه سیره حضرت زهرا(س) مصادیق و نمونه های زیبائی از ظاهر زندگی همچون: بهداشت، نظافت، آراستگی و استعمال عطر، همچنین بهداشت محیط زندگی و رسیدگی به آن مشاهده می شود. در اقوال تاریخی و روایات آمده که حضرت زهرا(س) خود شخصاً خانه و محیط زندگی خود را جارو می زده است. در خانه دائماً معطر به خوشبوترین عطرها بوده اند. لباس سفید بویژه برای از لباسهای ایشان بوده است. دارای انگشتر و گردنبندی برای زینت بوده اند که قصه انفاق گردنبند حضرت به فردی نیازمند هم در تاریخ ثبت شده است و بالا ه با کمک گرفتن از فضه خادمه و حفظ حقوق او در مدیریت کار خانه به بهترین وجه تلاش و کوشش داشته اند.

 

توضیح بیشتر مطالب فوق را می‌توان بدین گونه ارائه نمود:
 
ابراز و اظهار محبت به همسر
یکی از نکات بسیار قابل توجه در روابط میان زن و شوهر، اظهار محبت به همسر است. در بنیان خانواده‌هایی که با وجود عامل محبت از فرآیند اظهار محبت، به خوبی استفاده نمی‌شود، اندک اندک خدشه‌ها و خلل‌هایی به وجود می‌آید. اطلاع زوجین از اینکه هر یک به دیگری علاقه دارند برای تداوم یک زندگی کافی نیست بلکه؛ شنیدن کلمات محبت‌آمیز از لوازم یک زندگی موفق شویی است. این نیاز متقابل زن و شوهر به اظهار محبت در مقابل یکدیگر، باید به بهترین نحو پاسخ‌ گویی شود.
 
در زندگی حضرت فاطمه (س)، عبارات محبت‌آمیز و احترام‌آمیز به علی (ع) بسیار است؛ از جمله ایشان در عبارتی خطاب به همسرشان در مقام اظهار محبت می‌فرماید: «روحی لروحک الفداء و نفسی لنفسک الوقاء» «روح من فدای روح تو باد و جان من سپر بلای جان تو باشد.»[1]

ادامه مطلب

اطلاعات


اینکه می گویند گفتن هر ذکری برای هر شخصی جایز نیست

واقعیت دارد؟؟! 


 

 این ادعا که «بیان و استمرار  بعضی از ذکر ها، اذن می‌خواهد دروغی بی نیست

 

می‌گویند ذکر یونسیه فقط با اجازه جایز است و برای باز شدن چشم برزخی است! حال چگونه به چنین اساتیدی دسترسی ی م و آنها از که اجازه گرفته‌اند؟

متن و ترجمه ذکر یونسیه به شرح ذیل است:


«لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ»  (الأنبیاء، 87 و 88)
ترجمه: (گفت:) معبودی (الهی) جز تو نیست، منزهی تو، من از ظالمین بودم (به خودم ظلم ) *

که خداوند کریم در پاسخ و استجابت می‌فرماید:

«فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّینَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذَلِکَ نُنجِی الْمُؤْمِنِینَ»(الأنبیاء، 87 و 88)
پس [دعاى] او را برآورده کردیم و او را از اندوه رهانیدیم و مؤمنان را [نیز] این چنین نجات مى‏دهیم.

الف – این ادعا که «بیان و استمرار ذکر یونسیه اذن می‌خواهد»، دروغی مانند: «ذکر لا إله الا الله، نگویید که فقر می‌آورد» - «زیارت عاشورا نخوانید که لعن دارد» - «زیارت نروید و توسل نکنید که شرک است» و ... می‌باشد و هدفی از این دروغ‌ها به جز دور مسلمانان از آموزه‌ها و آموزگاران وحی و ب بع دور از خداوند متعال نمی‌باشد.

ب – و مربی اولیه، همان خداوند علیم و حکیم است که این ذکر را به حضرت آدم علیه‌السلام آموخت و بدین واسطه توبه‌اش را قبول کرد و به حضرت یونس علیه‌السلام آموخت و بدین واسطه مورد لطف و رحمتش قرار داد و توسط اکرم و اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین به همگان آموخت و توصیه کرد، تا بدین واسطه گناهان‌شان را ببخشد و اگر چنین دعا د، همّ  و غمّ‌شان را بر طرف سازد.

ادامه مطلب

اطلاعات


اگر حضرت زهرا(س) اکنون در میان ما بودند، چه مطالباتی داشتند


 


این دنیای اغواگر هر چقدر بشر را به سوی پیشرفت‌های علمی و رفاه نسبی سوق می‌دهد، بیشتر هم از یاد خدا تهی می‌سازد. چه بسا انسان در ظاهر به سلامت، امنیت، آرامش و سعادت دنیوی دست یافته، اما همچنان دنبال یک حلقه گمشده است.

این موارد می‌تواند در تک تک افراد جامعه بروز و ظهور داشته باشد، انسان‌هایی که بارها در محافل و مجالس مذهبی شرکت می‌کنند، اما همین که به پایان رسید، باز وارد این دنیای اغواگر می‌شوند و از اه ی که باید دنبال شود، جا می‌مانند، در حالی که هیچ گاه به آرامش حقیقی نخواهند رسید.

در این میان، تنها راه چاره پاسخ به ندای فطرت است که همان توجه به ذات اقدس الهی است، درست است که نمی‌توان سره را از ناسره به راحتی تشخیص داد، ولی هستند انی که همانند چراغی مسیر تاریک زندگی را روشن می‌سازند، هر چند که 1400 سال پیش زیسته باشند و سخنان آن‌ها این روزها هم می‌تواند بهترین نقشه راه سعادت و کمال آدمی را رقم بزند. 

ادامه مطلب

اطلاعات


تاریخ شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) چه زمانی است؟


 

 تاریخ شهادت حضرت زهرا(س) به سه روایت اصلی نقل شده است. همواره این پرسش مطرح بوده است که کدام نقل از ایام شهادت آن حضرت به لحاظ تاریخی معتبر تر است؟
بر اساس منابع تاریخی، ایام فاطمیه به حسب روایات بیش از ده تا پانزده قول بوده ولی آنچه شهرت دارد، سه قول اصلی است:
1.روایت «40» روز که دهه اول گرفته می شود، بعد از شهادت رسول الله صلی الله علیه وآله که مصادف با 8 تا 10 ربیع الثانی است.
2.روایت «75» روز که دهه دوم گرفته می شود، مصادف با 13 تا 15 جمادی الاولی است.
3.روایت سوم «95» روز که دهه سوم گرفته می شود، مصادف با 1 تا 3 جمادی الآ است که بیشتر مورد تاکید است.
محققان تاریخ معتقدند آنچه بیشتر مورد توجه و سندیت تاریخی است روایت سوم یعنی 95 روز است. البته مراجع تقلید و اهل معرفت به مومنان توصیه می کنند که هر سه قول را به ب ایی عزاداری همت گمارند.
در هر صورت روایت دوم شهادت حضرت زهرا(س) برابر 13 جمادی الاول که است و روایت سوم برابر سوم جمادی الثانی خواهد بود. این دو روایت در تقویم رسمی ثبت شده است. البته عموما پس از انقلاب ی مرسوم شده است که این ایام را در سه دهه مجزا برگزار می کنند که برگزاری دهه اول بیشتر در میان بخشی از مذهبی ها و هیاتی ها مرسوم است و دهه دوم و سوم در جامعه ما عمومیت بیشتری دارد.


منبع:khabaronline.ir

 


اطلاعات


 زندگینامه حضرت فاطمه زهرا (قسمت دوم)


فاطمه (علیها السلام) پس از

با وفات اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، فاطمه (علیها السلام) غرق در سوگ و ماتم شد. از یک طرف نه تنها پدر او بلکه آ ین فرستاده خداوند و ممتازترین مخلوق او، از میان بندگان به سوی خداوند، بار سفر بسته بود. هم او که در وجود خویش برترین مکارم اخلاقی را جمع نموده و با وصف صاحب خلق عظیم، توسط خداوند ستوده شده بود. هم او که با وفاتش باب وحی تشریعی بسته شد؛ از طرفی دیگر حق وصی او غصب گشته بود. و بدین ترتیب دین از مجرای صحیح خود، در حال انحراف بود. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه غم و اندوه خویش را در این زمینه کتمان نمی‌نمود. گاه بر مزار (صلی الله علیه و آله و سلم) حاضر می‌شد و به سوگواری می‌پرداخت و گاه تربت شهیدان احد و مزار حمزه عموی را برمی‌گزید و درد دل خویش را در آنجا بازگو می‌نمود. حتی آن هنگام که ن مدینه علت غم و اندوه او را جویا شدند، در جواب آنان صراحتاً اعلام نمود که محزون فقدان رسول خدا و مغموم غصب حق وصی اوست.

 

هنوز چیزی از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نگذشته بود که سفارش رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و ابلاغ فرمان الهی توسط ایشان در روز غدیر، مبنی بر نصب علی (علیه السلام) به عنوان حاکم و ولی مسلمین پس از (صلی الله علیه و آله و سلم)، توسط عده ای نادیده گرفته شد و آنان در محلی به نام سقیفه جمع گشتند و از میان خود فردی را به عنوان حاکم برگزیدند و شروع به جمع‌آوری بیعت از سایرین برای او نمودند. به همین منظور بود که عده‌ای از مسلمانان به نشانه اعتراض به غصب حکومت و نادیده گرفتن فرمان الهی در نصب علی (علیه السلام) به عنوان ولی و حاکم ی پس از (صلی الله علیه و آله و سلم) در خانه فاطمه (علیها السلام) جمع گشتند. هنگامی که ابوبکر - منتخب سقیفه - که تنها توسط حاضرین در سقیفه انتخاب شده بود، از اجتماع آنان و عدم بیعت با وی مطلع شد؛ عمر را روانه خانه فاطمه (علیها السلام) نمود تا علی (علیه السلام) و سایرین را به زور برای بیعت در مسجد حاضر نماید. عمر نیز با عده‌ای به همراه آتش، روانه خانه فاطمه (علیها السلام) شد. هنگامی که بر در خانه حاضر شد، فاطمه (علیها السلام) به پشت در آمد و علت حضور آنان را جویا شد. عمر علت را حاضر نمودن علی (علیه السلام) و دیگران در مسجد برای بیعت با ابوبکر عنوان نمود. فاطمه (علیها السلام) آنان را از این امر منع نمود و آنان را مورد توبیخ قرار داد. در نتیجه عده‌ای از همراهیان او متفرق گشتند. اما در این هنگام او که از عدم وج معترضین آگاهی یافت، تهدید نمود در صورتی که علی (علیه السلام) و سایرین برای بیعت از خانه خارج نشوند، خانه را با اهلش به آتش خواهد کشید.

و این در حالی بود که می‌دانست حضرت فاطمه (علیها السلام) در خانه حضور دارد. در این موقع عده‌ای از معترضین از خانه خارج شدند که مورد برخورد شدید عمر قرار گرفتند و شمشیر برخی از آنان نیز توسط او ش ته شد. اما همچنان مومنان، فاطمه و کودکان آنان در خانه حضور داشتند. بدین ترتیب عمر دستور داد تا هیزم حاضر کنند و به وسیله هیزمهای گردآوری شده و آتشی که با خود همراه داشت، درب خانه را به آتش کشیدند و به زور وارد خانه شدند و به همراه عده‌ای از همراهانش خانه را مورد تفتیش قرار داده و علی را به زور و با اکراه به سمت مسجد کشان کشان بردند. در حین این عمل، فاطمه (علیها السلام) بسیار صدمه دید و لطمات فراوانی را تحمل نمود اما باز از پا ننشست و بنا بر احساس وظیفه و تکلیف الهی خویش در دفاع از ولی زمان و خود به مسجد آمد. عمر و ابوبکر و همراهان آنان را در مسجد رسول خدا مورد خطاب قرار داد و آنان را از غضب الهی و نزول عذاب بر حذر داشت. اما آنان اعمال خویش را ادامه دادند.

 

فاطمه (علیها السلام) و فدک

از دیگر ستمهایی که پس از ارتحال در حق فاطمه (علیها السلام) روا داشته شد، مسأله فدک بود. فدک قریه‌ای است که تا مدینه حدود 165 کیلومتر فاصله دارد و دارای چشمه جوشان و نخلهای فراوان ماست و خطه‌ای حاصلخیز می‌باشد. این قریه متعلق به یهودیان بود و آن را بدون هیچ جنگی به (صلی الله علیه و آله و سلم) بخشیدند؛ لذا مشمول اصطلاح انفال می‌گردد و بر طبق صریح قرآن، تنها اختصاص به خداوند و دارد. پس از این جریان و با نزول آیه «و ات ذا القربی حقه»، (صلی الله علیه و آله و سلم) بر طبق دستور الهی آن را به فاطمه (علیها السلام) بخشید.

ادامه مطلب

اطلاعات


بارزترین نکته وصیت‌نامه حضرت زهرا(س)

سرنوشت باغ‌‌های هفتگانه ام‌ّ ها



افزون بر بیست روایت، وصایای حضرت فاطمه(س) را نقل کرده‌اند، علامه مجلسی درباره برخی از وصایای ایشان، روایات را مستفیضه و مانند متواتر دانسته است، وصایای حضرت(س) به دو دسته شفاهی و مکتوب تقسیم می‌شود.

در چند روایت، وصایای شفاهی حضرت فاطمه(س) پیش از شهادت نقل شده است، زمانی که ایشان از مرگ خود با خبر شد، به حضرت علی(ع) وصیت‌هایی کرد. بنا بر برخی از روایات، حضرت فاطمه(س)، اکرم(ص) را در خواب دید و از او خبر ارتحال خود را شنید و پس از آن به حضرت علی(ع) وصایایی کرد.

هنگام وصایای شفاهی آن حضرت(س) علاوه بر حضرت علی(ع) ام ایمن و اسماء بنت عمیس و سلمی همسر ابورافع نیز حضور داشتند. حضرت وصیت کرده بود که پس از وفاتش، جز عده‌ای اندک از یاران نزدیک که از آنان نام برده است ی باخبر نشود.

درباره وصیت مکتوب ایشان چند روایت وجود دارد. کلینی و طوسی به اسناد خود از ابوبصیر از باقر(ع) وصیت مکتوب ایشان را نقل کرده‌اند. حضرت این وصیت را مدتی پیش از شهادت بیان کرده و حضرت علی(ع) آن را نوشته است، بر اساس همین روایات، در زمان تنظیم این وصیت‌نامه، مقداد بن‌ اسود و زبیر بن عوام نیز حضور داشته‌اند.

در روایتی از ابن عباس آمده است هنگامی که حسن(ع) و حسین(ع) به حضرت علی(ع) خبر دادند حال مادرشان بد است، علی(ع) به بالین فاطمه(س) رفت و پارچه را از صورت وی کنار زد و بر بالین او وصیت‌نامه حضرت(س) را یافت. این وصیت‌نامه با شهادت بر امور اعتقادی مانند شهادت به یگانگی خدا، ی حضرت محمد(ص) و شهادت به حقانیت بهشت و جهنم و قیامت) آغاز شده است، آغاز وصیت‌نامه با شهادت دادن به این امور، از تعالیم رسول خدا(ص) است. گرچه این وصیت‌نامه سند محکمی ندارد، مضمون آن با مجموعه‌ای از وصایای شفاهی حضرت هماهنگ است.

ادامه مطلب

اطلاعات


آشنایی با دوخبیث (مغیره لعنت الله علیه وقنفذلعنت الله علیه)

مغیره بن شعبه

در مورد شخصیت وی در کتاب الغارات که از قدیمی ترین کتب تاریخی است اینچنین آمده است: 
او یکى از دشمنان و منحرفان از على علیه السّلام بود که از زمان نسبت به آن بزرگوار کینه داشت، او جزء انى بود که سعى می د مانع خلافت على علیه السّلام شوند، و به هر طریقى شده جلو خلافت بنى هاشم را بگیرند و در نقشه‏هاى خود موفق هم شدند.
مغیره بن شعبه از آغاز مردى حیله‏گر و مکار بود، او در تمام جریان‏هاى سیاسى و حضور داشت و مورد م قرار میگرفت، و با تشکیلات مرموز قریش و مخالفان المؤمنین همکارى میکرد، او در زمان عمر بن خطاب و عثمان در کارهاى حکومتى سهیم و در ولایات حکومت میکرد.
در حوادث و جریان‏هاى زمان عثمان که منجر به کشتن او شد، وى کناره‏گیرى کرده بود و در ظاهر کارى نداشت، او در طائف زندگى میکرد و خود را از صحنه سیاسى بیرون کرده بود، بعد از شهادت على علیه السّلام و صلح حسن با معاویه از طائف به عراق آمد و به معاویه پیوست و حاکم کوفه شد.
ابن اثیر گوید: مغیره بن شعبه ثقفى مکنى به ابو عبد الله در سال جنگ خندق مسلمان شد، و در صلح حدیبیه حضور داشت، شعبى گوید: در میان عرب چهار نفر با هوش بودند، معاویه بن ابو سفیان، عمرو بن عاص، مغیره بن شعبه و زیاد بن عبیده و مغیره اهل مداهنه بود.
او در جنگ قادسیه حضور داشت و در فتح نهاوند و همدان همراه نعمان بن مقرن بود، و در جنگ یرموک چشم خود را از دست داد، عمر بن خطاب او را والى بصره کرد، و در آن جا مرتکب شد!! و بعد عزل گردید، بعد از آن والى کوفه شد، در آنجا بود تا آنگاه که عثمان به خلافت رسید و او را عزل کرد.
او بعد از قتل عثمان کناره‏گیرى نمود و با ى همکارى نکرد تا آنگاه که معاویه به خلافت رسید، او در کوفه نزد معاویه رفت، معاویه عبد الله بن عمرو بن عاص را والى کوفه کرده بود، او به معاویه گفت: شما مصر را به عمرو بن عاص داده‏اى و کوفه را به فرزندش، اینک خود را در میان دهان دو شیر قرار داده‏اى؟! معاویه بعد از شنیدن این سخن عبد الله را از کوفه عزل کرد و مغیره را به جاى او گذاشت، او در کوفه حکومت میکرد و در سال پنجاه درگذشت، گویند وى با هزار زن کرده بود!، داستان ى او در بصره در کتب تاریخى مشروحا آمده، و اخبار او بسیار زیاد و در کتب تاریخ و سیره آمده است جویندگان به شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید مراجعه کنند.

ادامه مطلب

اطلاعات


دستگیری از اموات


مرده
 

یکی از ابت ترین نشانه های انسانیت رحم در حق گرفتاران است. اموات جزء گرفتارترین و نیازمندترین انی هستند که مستحق رحم و عطوفت اند اما متاسفانه بسیار مورد غفلت و فراموشی هستند. البته زیارت اموات و اهداء هدایای معنوی به ایشان برای خود زائر و اهدا کننده نیز مفید و مثمر ثمر خواهد بود. در روایت است که هر بر مردگان گورستان ترحم کند از آتش دوزخ نجات پیدا میکند. (إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏1، ص176)   

کمک به اموات، از کانالهای مختلفی امکانپذیر است هر کار خیری در این راستا مفید است ولی بعضی بر بعضی برتری دارند.

1- و دعا: روزی رسول خدا از کنار قبری که یک روز قبل، شخصی را در آن به خاک س بودند، عبور می کرد دید بستگانش در کنار آن قبر به گرد هم آمده و گریه می کنند، فرمود:

«انجام دو رکعت سبک که شما آن را کوچک می شمرید، برای صاحب این قبر بهتر از همه دنیای شما است.» (مجموعه ورام، مطابق نقل میزان الحکمه، ج 8، ص 13)

لیلة الدفن1 ( وحشت) مخصوص شب اول قبر، از اساسی ترین نیازهای هر متوفایی در سخت ترین ساعات اولیه پس از دفن است که اثر معنوی حاصل از آن ، بهترین یاور و مونس میت خواهد بود. شایسته است که در مجلس عزا شرکت کنندگان، دسته جمعی به وحشت بپردازند تا ضمن تقویت اعتقاد و نیروی صاحب عزا، به فریاد متوفی هم رسیده باشند.

ادامه مطلب

اطلاعات


تعداد هجوم‌ها چند بار بود و چه ی خانه ام‌ ها(س) را آتش زد



در دانشنامه فاطمی درباره نحوه شهادت حضرت زهرا(س) که ناشی از صدمات وارده بعد از رحلت (ص) عنوان شده است، این چنین می‌خوانیم:

احادیث بسیاری از (ص) نقل شده است که از مظلومیت اهل بیت(ع) و ستمی که پس از (ص) به ایشان می‌شود، خبر داده است، در احادیثی نیز به ستمی که بر حضرت زهرا(س) می‌رود، اشاره و آن حضرت(س) مظلومه خوانده شده و از بی‌احترامی به آن حضرت(س) یاد گردیده است.

بنا بر همه منابع تاریخی و حدیثی، حضرت زهرا(س) پس از رحلت اکرم(ص) مدت کوتاهی زندگی کرد و همچنان که (ص) خبر داده بود، نخستین ی از اهل بیت(ع) بود که به (ص) پیوست، در این مدت کوتاه، حوادث ناگوار بسیاری برای ایشان رخ داد که سبب آزردگی روحی شدید و لطمه‌های جسمانی آن حضرت(س) شد، به طوری که ایشان بر اثر آن حوادث، بیمار شد و از دنیا رفت.

برخی منابع اهل سنت بدون اشاره به سبب آن به بیماری فاطمه(س) و نیز به اذن خواستن خلیفه اول از ایشان برای عیادت و تلاش وی برای راضی حضرت(س) اشاره کرده‌اند، حضرت(س) در وصیتش، حضور نیافتن برخی را در تشییع و بر پیکرش خواستار شده و از ظلم آنان و هجوم به خانه‌ و آتش زدن در خانه‌اش و ضربت زدن به وی شکوه کرد است، با عنایت به این مطالب درباره شهادت فاطمه(س)، در اصل شهادت ایشان تردیدی نیست.

در صحیحه علی‌ بن‌ جعفر از کاظم(ع)، از حضرت فاطمه(س) با وصف «صدیقه شهیده» یاد شده است، در روایات دیگری به کشته شدن حضرت زهرا(س) اشاره شده است و قاتل حضرت(س) و انی که به هر نحوی در این امر دخ داشته یا بدان راضی بوده‌اند، لعنت شده‌اند، همچنین کیفر سخت قاتل یا قاتلان حضرت(س) در روز قیامت نیز بازگو شده است، بنابر روایتی، کیفیت شهادت حضرت فاطمه(س) در صحیفه‌ای به املای (ص) و خط حضرت علی(ع) پیشگویی شده و ابن‌ عباس آن را دیده است.
ادامه مطلب

اطلاعات

آخرین مطالب

آخرین ارسال ها