movies, chocolate and tea

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

هر وقت خیلی جدی می شم و درگیری فکری ام با موضوعی که باید بنویسمش به اوج می رسه به موسیقی کلاسیک پناه می برم تا شعورم کوک بشه. اما مثل اینکه حال ما اب تر از این حرف ها است که چایکوفسکی و ویوالدی به دادش برسند. 
خوب عمق حال به هم ریخته ام را در سوال زیر شاهد باشید:
1- چرا شاهزاده های داستان های برادران گریم به یک نگاه عاشق می شدند؟
2- چرا داستان ها همگی and they lived happily ever after بود؟
3- نه اینکه حرف های بالا بد باشه ها اما چرا دیگه الان این فرمول ها جواب نمی ده؟
4- می دونید که سوال های بالا هم اص کامشینی نداره و حرفی است که هر ویدئو ساز آماتور یوتیوبی آن را زده اما...
5- چرا هنوز در جامعه ما امید به معجزه عشق در نگاه اول و عاقبت به خیری هست؟
6- چرا شاهزاده السای frozen این حرف ها را می دونست؟ قاعدتا شازده های و دیسنی باید کماکان به این خالی بندی ها امیدوار بوده باشند؟ اون که تو اتاق خودش را زندانی کرده بود از کجا به این دانش پست مدرن رسیده بوده؟
7- چرا هنوز برای مامان شدن باید شوهر کرد؟ اصلا چرا برای مامان شدن باید حتما حامله شد؟ 
8- راستی اگر خالی بندی های برادران گریم و کوه داستان های فلکوریک وجود نداشت، موسیقی هم نبود، هم نبود ما با دنیای بدون باله چه می کردیم؟ یعنی وعده این ها را هم در بهشت داده اند؟ 
9- خوب بسه دیگه من می رم ورزش. یادم بیاندازید راجع به باشگاه مون باهاتون صحبت کنم. 

پی اس برای طیبه جان : باور کن من رمز را تغییر نداده ام. برگرد! 

اطلاعات

  • منبع: http://kamsin.blog.ir/1395/11/29/میان-پردها
  • مطالب مشابه: میان
  • کلمات کلیدی: داستان ,برای مامان ,خالی بندی ,برادران گریم
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

  • منبع: http://kamsin.blog.ir/1395/11/22/تصمیم-کبری
  • مطالب مشابه: تصمیم کبری
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

  • منبع: http://kamsin.blog.ir/1395/11/24/عاشق-شدن
  • مطالب مشابه: عاشق شدن
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

  • منبع: http://kamsin.blog.ir/1395/11/16/مسابقه
  • مطالب مشابه: مسابقه
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

دوستان محترمی که محض تعقیب روزانه ها و افکار نویسنده این وبلاگ بخشی از وقت عزیزتون را صرف خواندن نوشته های من می کنید
"راقم سطور فوق"  راه حل خواندن نوشته هاش را به شازده خانمی حواله داده که محض رسیدن به قدرت هر غلطی دلش می خواست کرد و بهایش را هم با سپردن her little neck به دم شمشیر بی نظیری که سفارشی براش از فرانسه آورده بودند، داد. البته تاریخ دانان اشاره می کنند که پراندن سر بانوی فوق همچین ها هم بدون محکمه و قانون نبوده. ایشون اتهام ها متوجه شون بوده. مثل ی ، جادوگری، خیانت، سانفراسیسکو رفتن با هر چی مرد و پسر خوشگله و ....اما همین تاریخ دانان مانده اند که چرا صاحب شمشیر فوق، رای دادگاه صادر نشده،  به امر شاه نشسته بود روی اسب و به سمت لندن در حال حرکت بود! مورخین خانم باجی که به شایعه بیشتر از سند اهمیت می دهند دلیل این موضوع را در پسر نزائیدن باتوی فوق و دل دادن شوی اش به بانوی مدل جدیدتری ربط می دهند. خود دانند و خدایشان که ما هنوز بهمون ثابت نشده راز بند شل شلوار هنری چی بوده.  اما هر چه بود مملکتی با این خانم به هم ریخت و دختر خانم موقرمز این بانو کاری با بلاد تحت سلطه اش کرد که هیچ کبیری با ایران نکرد. اون وقت برید تو وبلاگتون بنویسید چرا فلانی کفشداری حرم رضای سلطان صاحبقران به هیچ جاش حساب نکرده. حیف که ما هنری داشتیم   اما به جای بانوی فوق که آشوبی به جان کشور و لشکر انداخت و یک مملکت طاعونی و را به یک جای دیگه تبدیل کرد، یک فوج لشکر اناث بی بر و بهره دا شتیم که شا ا رشون سرودن اشعار بند تنبانی و فرو سوزن در ملاج بچه سوگلی ها بود. واقعا که خلایق هر چه لایق.
خدا بیامرزدت هدایت که این ملت را خوب شناختی. 

 

اطلاعات

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

  • منبع: http://kamsin.blog.ir/1395/11/14/مستثنی-کردن
  • مطالب مشابه: مستثنی
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

  • منبع: http://kamsin.blog.ir/1395/11/08/seriously
  • مطالب مشابه: !seriously
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

  • منبع: http://kamsin.blog.ir/1395/11/09/اضطراب
  • مطالب مشابه: اضطراب
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

 حذف تصمیم اولیه ام برای  پستی که در آن به ترامپ دوستان ایرانی تاخته بودم و به داداش کامی و پسر خودم فحش داده بودم، نبود. می خواستم ویرایشش کنم که بلاگ جان قاطی فرمودند. متن را کپی و در ورد پیست نمودم، ویرایش کرده و آن را برای به روز رسانی مجدد آماده که بلاگ جان قاطی فرمودند. ده بار آزمودم و بلاگ جان هر ده بار قاطی فرمودند. ع م را عوض و تصمیم گرفتم نه در آینده به تصویر خود بلکه به بلاگ خیره بشوم وچشم در چشممش بدوزم، افاقه نکرد(می دونستم! اگر ع سلنا گومز با کندل جنر را گذاشته بودم حتما افاقه می کرد) البته .... این بار استثنا بلاگ جان قاطی نفرمودند ولی کماکان نسبت به پذیرش متن قبلی از خودشون واکنش های نافرم نشون می دهند. 
می دونید که عمرا حالش را داشته باشم که برگردم و از اول همه چی را بنویسم. شاید فایل ورد را براتون الحاق نمودم. در کل اون پست چیز خاصی نبود جز یک سری ناسزا که نثار هموطنانی کرده بودم که به ترامپ نامه نوشته بودند که بیا و ما ایرانی ها و نظاممون را بخور و دز انتها یادی کرده بودم از خانم آزاده نویسنده وبلاگ آزاده در سرزمین عجایت که از بد روزگار دقیقا زمانی را برای برگشت به ایران و بازدید از خانواده انتخاب کرده بودند که خبر دیگه ایرونی راه نمی دهیم رفته بود روی آنتن. الان هم طفلی باید با شتاب و عجله تا قبل از موعد مقرر که فردا یا پس فردا است برگرده. شاید هم راهش ندهند و همسرش در نشویل به اضطراب نشسته. خانم آزاده نظر دهی برای پست هاشون را بسته اند، اما از خوانندگان خواسته اند که براشون دعا کنند. می دونید سرگردانی در سالن های ترانزیت دقیقا به مثابه این است که به نفرین خدایان دچار شده و در برزخ سرگردان مانده باشید. نه راه پس هست و نه راه پیش که سرگردانی در برزخ از عذاب ماندن در جهنم بدتر است. 




اطلاعات

وقتی خبر انتشار نامه گروهی از مخالفان خارج نشین نظام به ترامپ به سمع و نظرم رسید (!)، خیلی شگفت زده شدم. راستش نقطه نظر مساعدی با مخالفان خارج نشین نظام ندارم چون همه شون یک جوری هستند.  ناجور بودنشون جوری در چشم من فرو می ره که همیشه از خوش شانسی نظام در داشتن دشمنانی چنین گیج ویج (بخوانید نادان) انگشت به دهن می شم.اکثر مخالفان تا در ایران هستند و تحت فشار، به نوع خودشون قابل قبول و موجه جلوه می کنند اما وقتی پاشون می رسه به غرب انگار با برداشتن فشار از دریچه های شعور، میزان درک شون دچار تغییری اساسی می شه. مثلا نیک اهنگ کوثر، که برای خودش کاریکاتوریست متبحری بود و من شخصا از کارهای مربوط به سالهای اول دوره اصلاحات که با همکاری ابراهیم نبوی انجام می داد لذت می بردم، از یک جایی به بعد انچنان به جاده خاکی زد که باعث شد حتی شوخی اش با هاله نور هم دیگه به نظرم احمقانه و لوس جلوه کنه. ابراهیم نبوی کماکان می تونه طناز باشه اما جذ ت کلامش اصلا با زمانی که در ایران بود قابل قیاس نیست. چه ی طنز های سینمایی ایشون یادش هست؟

 

دیگه از چه ی بگم؟ مثلا آرش سبحانی خیلی مخالف باهوشی به حساب میاد؟ گیرم در کار خوانندگی برای خودش وزنه ای باشه ولی آخه ی که ور میداره به ترامپ نامه می نویسه و ازش درخواست می کنه: بیا نظری به حال زار ما بیانداز، شعورش باید در حد رضا پهلوی باشه که اصولا از حال و فضای داخلی ایران بیخبره و فکر می کنه که اپوزیسون سکولار دموکراسی خواه فلان و چنان می توانه معادله ایران را جابجا کنه.

از ته دل آرزو می کنم این تغییر در دید و این باریک و کوتاه شدن نقطه نظر در مورد بقیه اهل قلم رخ نده که دیگه باید فاتحه طنز را خواند.

این موضوع  که چرا منتقدان وقتی پاشون به غرب می رسه نقطه نظر شون دچار تغییر می شه مسئله بسیار مهمی است که نمی شه با قلم لقو لقو و سبک مغز من سراغ اش رفت اما به طور خلاصه بهتون بگم که این منتقدان شنگول، دقیقا مثل من، وقتی پاشون می رسه به غرب و تریبون بیان براش مهیا می شه، حرفی برای گفتن ندارند (باور کنید ما حرفی برای گفتن نداریم(

نه ایران اینقدر برای غرب مهمه که صدا و سیمای ما جلوه می ده، نه مشکلات ایران از مشکلات بقیه کشورهای نفله خاور میانه جدی تره. که اصلا هم نیست. ایران در مقایسه با افغانستان، عراق، و حتی ترکیه وضع بهتری داره. اصلا خاور میانه سر وتهش با جنگ به هم رسیده، و اگر قرار باشه غربی ها برای کشوری دل بسوزانند و چشم و گوش شنوا برای نق و ناله های اپوزیسون هاشون را داشته باشند، دیگه اون کشور ایران نخواهد بود.

ایران تا یک جایی برای غرب جاذبه داشت، بعله انقلاب شد، سفارت خونه شد، جنگ پیش امد، اصلاحات آمد و رفت، اصولگرا امدند و نرفتند، مسئله هسته ای پیش امد و همه اینها مسائلی هستند که همیشه در همه کشورهای بدبخت بیچاره عالم رخ می دهند اما دیگه گوش دنیای غرب از این ناله ها پر شده. فرض کنید یک منتقد نظام که از قضا زندان هم رفته و حالش هم حس گرفته شده تریبونی برای صحبت پیدا می کنه، برای مخاطب غربی تا جایی شنیدن این ماجرا جالبه اما متاسفانه حرف بیشتر این ادم ها تازگی خودش را زود برای مخاطب غربی از دست می ده. مثل ماجرایی که دو سال پیش سر انتشار کتاب رامین جهانبگلو پیش آمد. دقیقا تا جایی که نویسنده در پی توضیح مصیبت وارده بود موضوع به نسبت خوب پیش می رفت اما یک دفعه وقتی اوج برداشت و شروع کرد به ناله که من قدر ومقام لازم را در اینجا ندیدم، یک دفعه همه ترش د.

برای کماکان مطرح بودن در مرکز توجه غرب باید از ابزاری که آنها استفاده می کنند بهره برد و آن ابزار چیزی جز قدرت جادویی قلم و گفتار نیست. در ثانی باید هوش هم داشت، یک نگاهی هم به اطراف انداخت و دست طرف ی دراز نکرد که هنوز تکلیفش با امور داخلی خودش هم روشن نیست.

خیلی از مخالفان از نقطه نظر غرب در مورد مسائل خاور میانه استفاده می کنند و سعی می کنند به هر طریق که شده از نظر و فرهنگی اعتبار ب کنند. گیرم که جرج بوش با احمد باطبی دست داده باشه، گیرم یک متوهم به اندازه لازم بودجه گرفته باشه که ششصد صفحه کتاب در مورد فارغ حصیلان فلان و رابطه شون با چنان نوشته باشه، یا گیرم که یک کاریکاتوریست از فضای علیه ایران در امریکا استفاده کرده باشه و موسسه راه انداخته باشه، آیا این حضرات توانایی باقیماندن در این عرصه را دارند؟

نه جدا با این نامه نوشتن احمقانه تون فکر کردید چه معجزه ای از این هیتلر مدل 2017 سر می زنه؟شما غافلان از شیخ امین الحسنی هم گمنام تر خواهید بود. بدنامی تون در بین ایرانی هایی که شما را به یاد خواهند اورد که جای خود دارد.

 

پی اس: در بین دوستانی که وبلاگشون در لیست پیوندهای من قرار داره خانمی هستند به نام آزاده که به مدت یک سال و نیم با همسرشون در نشویل زندگی می د. ایشون درست در روزی که ترامپ دستور منع صدور ویزا برای شهروندان هفت کشور من جمله ایران را صادر کرد از خارج شدند و خبر را در سالن ترانزیت دوحه دریافت د. متاسفانه آزاده خانم نظر دهی در وبلاگشون را باز نگذاشته اند. اگر می شد نظری داد تنها کاری که می توانستم م دلداری دادن ی بود که بعد از یک سال و نیم به دیدن خانواده اش می رفت و حالا باید یک ماه نگران کننده را پشت سر بگذاره و معلوم هم نیست بعدش چی بشه. دوستان دیگر هم هستند که الان با اضطراب اینده شب و روزشون به سر میاد و صد ها مثال دیگه هم هست از هموطنانی که زندگی شون در گرو این تصمیم از این رو به اون رو شد. من نمی فهمم منظور طرفداران ایرانی ترامپ که در پست های مختلف شبکه های اجتماعی شون از ترامپ حمایت می کنند، چیه. واقعا پیش خودشون چی فکر می کنند؟ مثلا پسر احمق من برای چی هورا می کشه که ترامپ در صدد گسترش خط انتقال سوخت از میان اراضی طبیعی است، یا برای چی برادر کامی خوشحاله که خوب شد که اون کاکا سیاه میمون از کاخ سفید رفت. والله اگر روم می شد دو سه تا فحش حس نثار جفتشون می . دلم می خواست رک و راست بهشون می گفتم شما که شهروندی ثانویه دارید و دیگه خی ون راحته لطفا دهنتون را ببندید و در مسائلی که شعور لازم را ندارید نظر ندهید. بدتر از اون نمی فهمم برای چی سه روز پیش لاریجانی نظر داد که در مورد ترامپ نباید قضاوت عجولانه داشته باشیم! به خدا ح ون خوب نیست حضرات.


اطلاعات

  • منبع: http://kamsin.blog.ir/1395/11/08/seriously
  • مطالب مشابه: !seriously
  • کلمات کلیدی: ,ترامپ ,باشه ,خودش ,گیرم ,مورد ,وقتی پاشون ,خاور میانه ,برای گفتن ,برای مخاطب ,مخاطب غربی
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

  • منبع: http://kamsin.blog.ir/1395/11/07/عجب
  • مطالب مشابه: عجب
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

  • منبع: http://kamsin.blog.ir/1395/10/09/عباس-یک
  • مطالب مشابه: عباس یک
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اطلاعات

دوستان محترمی که محض تعقیب روزانه ها و افکار نویسنده این وبلاگ بخشی از وقت عزیزتون را صرف خواندن نوشته های من می کنید
"راقم سطور فوق"  راه حل خواندن نوشته هاش را به شازده خانمی حواله داده که محض رسیدن به قدرت هر غلطی دلش می خواست کرد و بهایش را هم با سپردن her little neck به دم شمشیر بی نظیری که سفارشی براش از فرانسه آورده بودند، داد. البته تاریخ دانان اشاره می کنند که پراندن سر بانوی فوق همچین ها هم بدون محکمه و قانون نبوده. ایشون اتهام ها متوجه شون بوده. مثل ی ، جادوگری، خیانت، سانفراسیسکو رفتن با هر چی مرد و پسر خوشگله و ....اما همین تاریخ دانان مانده اند که چرا صاحب شمشیر فوق، رای دادگاه صادر نشده،  به امر شاه نشسته بود روی اسب و به سمت لندن در حال حرکت بود! مورخین خانم باجی که به شایعه بیشتر از سند اهمیت می دهند دلیل این موضوع را در پسر نزائیدن باتوی فوق و دل دادن شوی اش به بانوی مدل جدیدتری ربط می دهند. خود دانند و خدایشان که ما هنوز بهمون ثابت نشده راز بند شل شلوار هنری چی بوده.  اما هر چه بود مملکتی با این خانم به هم ریخت و دختر خانم موقرمز این بانو کاری با بلاد تحت سلطه اش کرد که هیچ کبیری با ایران نکرد. اون وقت برید تو وبلاگتون بنویسید چرا فلانی کفشداری حرم رضای سلطان صاحبقران به هیچ جاش حساب نکرده. حیف که ما هنری داشتیم   اما به جای بانوی فوق که آشوبی به جان کشور و لشکر انداخت و یک مملکت طاعونی و را به یک جای دیگه تبدیل کرد، یک فوج لشکر اناث بی بر و بهره دا شتیم که شا ا رشون سرودن اشعار بند تنبانی و فرو سوزن در ملاج بچه سوگلی ها بود. واقعا که خلایق هر چه لایق.
خدا بیامرزدت هدایت که این ملت را خوب شناختی. 

 

اطلاعات

آخرین ارسال ها