اینجا چراغی روشن است

رئیس جمهور دیپلمات و حقوقدان کشور عزیزمان و تیم حرفه ای، انقل و مؤیَّد دیپلماسی ت تدبیر و امید با هدایت خارجۀ هوشمند و خستگی ناپذیرش؛ از همان ابتدای تشکیل ت، وعدۀ انجام مذاکراتی برای رسیدن به توافق "برد – برد" را به ملت عزیز ایران داده بودند.
رسیدن به یک نتیجۀ یک طرفه و رؤیا پردازانۀ  "برد – باخت" در مواجهه با تمام قدرتهای جهانی، توهمی بود که مدعیان مدیریت جهانی(!) داعیه دار آن بودند. وعده ای که به یک شوخی بیشتر شباهت داشت و نه تنها در عالم واقعیت هرگز میسر نبود بلکه با ادامۀ این زیاده خواهیِ متوهمانه، روز به روز شرایط برای رسیدن به توافقی عزتمندانه را نیز غیر محتمل تر می نمود.

با بازگشت عقلانیت و تدبیر به مانیفست مدیریتی ت و شروع دور جدید مذاکرات، راه بسیار سخت و طاقت فرسایی برای جلب اعتماد جامعه جهانی و عبور از گردنه های سخت و پر پیچ و خم تبلیغاتِ ایران هراسانۀ دشمنان طی شد.
مگر ما از مذاکرات چه می خواستیم؟ در بازی "برد – برد" دقیقاً منظورمان چه بود؟ چه تعریفی از "برد" برای خودمان در این بازی داشتیم؟
مگر نه اینکه میخواستیم به دنیا بقبولانیم فعالیت های هسته ای ما "صلح آمیز" است و در ین نظامی ما، جایگاهی برای تسلیحات اتمی وجود ندارد؟ مگر نمی خواستیم به همۀ دنیا اثبات کنیم که فتوای انقلابمان؛ نه یک شعار، نه یک تاکتیکِ دشمن فریب، بلکه یک اعتقاد فقهیِ واجب الاطاعه است؟
مگر نه اینکه انتظار داشتیم دنیا حق فعالیت "صلح آمیز" هسته ای ما را به رسمیت بشناسد؟ مگر نه اینکه می خواستیم حق "غنی سازی" در خاک خود و ادامۀ روند رو به رشد "تحقیق و توسعه" در دانش فیزیک هسته ای را همانند سایر اعضای باشگاه هسته ای جهان داشته باشیم؟ مگر نه اینکه میخواستیم همۀ سایت ها و تجهیزات هسته ای مان را حفظ کنیم و مجبور به برچیدن هیچکدام از آنها نباشیم؟
مگر نه اینکه می خواستیم پروپاگاندای "ایران هراسیِ" ل صهیونیزم جهانی را بی اثر کنیم و نشان دهیم با هیچ ی ابتدا به ن، بنای دشمنی و مخاصمه نداریم؟
آیا خواهان برچیده شدن تحریم های ظالمانه بین المللی – که بواقع بر اقتصاد کشورمان اثرات نامطلوب فراوانی گذاشته است – نبودیم؟...  و مگر نه اینکه همۀ اینها را در شب تاریخی و به یادماندنی سیزدهم فروردین 94  دریک توافق ِ خوب، یکجا بدست آوردیم؟ اگر این "برد" نیست پس چیست؟ کجای این تفاهمنامه، عزت ایران و ایرانی را ملکوک کرده است که عده ای ادای دلواپسی در آورند  و با تنها هنری که دارند (حرّافی)، آن را معاهدۀ "لوزان چای!" بخوانند...
دلواپسان وطنی که در این وادی، همگرائی بی نظیری با دلواپسان خارجیِ متأثر از ل صهیونیستی پیدا کرده اند، گویا از علم سیاست فقط لفاظی اش را خوب بلدند و در سایر دروسِ آن و از جمله واقع بینی و عقلانیت و تدبیر، مردود همیشگی اند.
البته  طبیعی است انی که مسببین چنین شرایط اقتصادی و بین المللی نابسامانی  برای کشورمان بوده اند و یا از رانت های فراوان شرایط تحریمی سود می جسته اند، دلواپس باشند. دلواپس از قضاوت مردم، دلواپس از اینکه آن گروه کم شماری از ملت هم که تاکنون متوجه عمق خسارات ناشی از سیاستهای پر غلط ت تحت حمایت دلواپسان نشده اند، با چشمانی باز، شسته و بینا به مقایسه و تشخیص سره از ناسره بپردازند و با بصیرتی واقعی، دست ایشان را برای همیشه از مصادر قدرت کوتاه کنند.

مردم به زودی شاهد خواهند بود در سه ماهۀ آینده با اجرا و عملیاتی شدن این توافق ، چه تغییرات مثبتی به مرور در زندگی و معیشتشان رخ خواهد داد. با شدن واقعیِ کاغذ های تحریم(!) و لغو تحریم های بانک مرکزی و سوئیفت و فروش نفت و ...؛ جانی دوباره به اقتصاد کشورمان دمیده خواهد شد و با حصول و افزایش "همدلی و همزبانی"  میان ملت و ت، روزهای بالندگی کشور عزیزمان دوباره بعد از مدتها فرا خواهد رسید.

پی نوشت:
این مقاله بنام اینجانب در "بهار نیوز" مورخه 94/01/17 منتشر شده است که از اینــــــجا میتوانید مشاهده فرمایید.


اطلاعات

  • منبع: http://kshafirn.persianblog.ir/post/350
  • مطالب مشابه: باور کنید؛ بردیم!
  • کلمات کلیدی: اینکه ,هسته ,کشورمان ,دلواپسان ,دلواپس ,اند، ,اقتصاد کشورمان ,اینکه میخواستیم ,برای رسیدن ,کشور عزیزمان
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

رو مۀ شاخص جریان اصولگرایی در "یادداشت روز" مورخه 8/2/94 ؛ با پیشدستی – به سیاق دائم –  و دادن نشانیِ غلط، سعی بر رهنمون اذهان مخاطبان خاص خویش به نتیجه ای نادرست داشته و با تأسی بر جملۀ معروف "گوب "، مقیاس "دروغ" را به اندازه ای بزرگ گرفته است که به زعم خود، باو ذیرتر بنظر آید. غافل از اینکه در جای جای این مدعیات، دُم وس هایی متعدد رخ مینماید!

انی که تمسک به هر روشی – هرچند مذموم و ناپسند – را برای ماندن در اریکۀ قدرت مجاز می شمارند و معتقدند حتی میتوان از روشهای مغایر اخلاق هم برای از میدان به در "رقیبِ" خود ( که در یک برداشت غیردموکراتیک، آن را "دشمن" می انگارند) استفاده کرد؛ طبیعی است در آستانۀ شروع رقابتهای سرنوشت ساز انتخابات مجلس، مصحف بر سر نیزه کنند و بر طبل عوامفریبی بکوبند.

ردیف یک سلسله مدعیات فاقد سند و انواع و اقسام اتهام از خیانت و جنایت گرفته تا وطن فروشی و ارتباط با صهیونیزم و سوروس و قس علیهذا، اگر بازتولید مشمئز کنندۀ یک بازیِ خارج از قاعدۀ "اخلاق و جوانمردی" برای دستی به قدرت و حذف رقیب نیست، پس چه هدف دیگری می تواند داشته باشد؟ و البته در این مقطع؛ مدعیان اصولگرایی احتمالاً با این استدلال که هدف وسیله را توجیه می کند حتی به شاخص ترین "اصولگرا" ی ک نه نیز به شدت تاخته و از آب گل آلود ماهی می گیرند! ی که بنظر میرسد اینروزها برای حفظ آرامش جامعه و از روی مصلحت و تدبیر (حتی به بهای پذیرش شماتت دوستان) بظاهر از ادامۀ افشای مبادی و مقاصد "پول های کثیف" و نحوۀ تأثیرگذاری آن در روند عادی انتخاباتها استنکاف میکند.

آیا به راستی نمی شود در یک فرآیند مردمسالار و اخلاقمدار و بعبارتی در یک "بازی جوانمردانه"،  با رقیب ِ خود رقابت نمود و نتیجه را به تشخیص و نظر مردم – که حق الناس است – سپرد؟... اگر در فضای حقیقی، انجام یک رقابت کاملاً جوانمردانه بمنظور انتقال دموکراتیک قدرت، خواستۀ دور از انتظاری باشد ولی آیا نمیتوان در کشوری که داعیه "مردمسالاری دینی" دارد لااقل از پرداختن به "بازی کثیف" اجتناب کرد؟

طنز تلخی است که امروز حامیان معنوی ات تندروانۀ "خودجوش!" و  تئوریسین های گروههای برهم زنندۀ سخنرانیها و کنسرتهای دارای مجوز؛ نعل وارونه میزنند و قائلین به روشهای مدنیِ "گفتمان" و "اعتدال" را "افراطی" میخوانند و طُرفه اینکه، به ذکر خاطره و لطیفه از "شعبان بی مخ" هم  تمسک می جویند!

شاید خالی از لطف نباشد ما هم به سطوری از کتاب "شعبان جعفری در آئینۀ اسناد"* اشاره ای داشته باشیم تا اولی الابصار، قرابت های قهرمانان این داستان را در گذشته و حال، خود به قضاوت نشینند:

در بخش هایی از این کتاب نوشته شده است:

به هرحال در این انتخابات که در اوا اسفند 1332 در تهران، انجام گرفت، "شعبان" با انتشار اعلامیه های مختلف با عنوان "جمعیت جوانمردان جانباز" نسبت به چگونگی برگزاری انتخابات اعلام نظر می کرد، مثلاً در اعلامیه شماره 4 این جمعیت که با امضای وی منتشر شد، آمده بود: «... بکوشید تا خون هایی که در رستاخیز 28 مرداد ریخته شده به هدر نرود! مجلس جای ی است که در مرحله اول به زهد و دیانت معروف و وارد در سیاست و در شاه دوستی، میهن پرستی، شهامت، رشادت و اخلاق؛ امتحانات لازم را در طول عمر داده و هرگز برای او انحرافی رخ نداده باشد و تنها به خاطر خدمت به شاه و میهن پا به مجلس گذاشته و از جاه و مقام دوری جوید و ... »

«...من برای آن انتخابات خیلی زحمت کشیدم. هنگام سرکشی به حوزه ها با یک پرچم که روی آن نوشته شده بود "نصر من الله و فتح قریب" می رفتم. در این حوزه ها، خیلی زد و خورد می کردیم، چرا که هر می خواست خودش را انتخاب کند»...

***

اگر منصفانه و با تأسی به اخلاق دینی به موضوع بنگریم خواهیم دید:  بُرد به هر قیمتی و با ترفندهایِ خارج از قاعدۀ بازی؛ هرچند پیروزی است، فتح است، قدرت می آورد... ولی دلچسب نیست! زیبــــــــــا نیست! محبوبیت نمی آورد، ارزش و  اعتباری هم ندارد...
اگر پیروزی با رقابتی جوانمردانه بدست آید؛ دلچسب و گوارا و معتبر است... میتوان برتری در نتیجه را به ضرب زر و زور و تزویر بدست آورد ولی لذتِ بازی جوانمردانه، حتی اگر به باخت منجر شود؛ با هیچ چیز قابل مقایسه نیست... تن دادن به قواعد بازی در یک رقابت سالم برای انتقال قدرت، از لوازم  مردمسالاری واقعی است.  هرچند ممکن است در کوتاه مدت برای عده ای تمامت خواه خوشایند نباشد ولی در بلند مدت قطعاً موجب تعالی و ترقی جامعه و چرخش عادلانۀ قدرت و مسئولیت خواهد شد.

 

این "مونولوگ" زیبا از سریال "هزاردستان"؛  بسیار عمیق، دلنشین و تفکر برانگیز است. آنجا کـــه "رضا خوشنویس (رضا تفنگچی)" با وجدان خود کلنجار می رود... با انگشتِ هنرمندِ خود، به بحث می نشیند:

«آزردمت انگشتک؟ دوست داری آتش از اسلحه بچکانی یا مرکّب از قلم نئین؟ خون می طلبی یا جوهر؟ انگشتِ چه ی در این میان باشی گران قدرتری؟ خوشنویس یا تفنگچی؟»

 ------------------------------------------------------

  • کتاب "شعبان جعفری در آئینۀ اسناد"؛ نوشتۀ "عباس فاطمی نویسی" و از انتشارات مرکز بررسی اسناد است.

اطلاعات

  • منبع: http://kshafirn.persianblog.ir/post/351
  • مطالب مشابه: بازی جوانمردانه!
  • کلمات کلیدی: بازی ,جوانمردانه ,شعبان ,انتخابات ,قدرت ,داشته ,آئینۀ اسناد ,شعبان جعفری ,کتاب شعبان ,بازی جوانمردانه ,کتاب شعبان جعفری
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

حجت‌ال سیدمحمود دعایی ولی فقیه و مدیر مسئول رو مه اطلاعات از نامه نگاری خود با بالاترین مقام رسمی کشور درباره انتشار خبرهای رییس ت اصلاحات و پاسخ ایشان خبر داد. متن نامه دعایی که در پاسخ به سعدالله زارعی تحلیلگر مسائل که در خبرگزاری فارس منتشر شده به شرح زیر است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم
برادر ارجمندم حضرت سعدالله زارعی دام مجده
با سلام و عرض ارادات نامه مرحمتی را از طریق خبرگزاری فارس که سرگشاده بود، قرائت . قبل از هر چیز، از لحن صمیمانه و بزرگوارانه‌تان نسبت به خودم سپاسگزارم. هرچند در قضاوت‌ها و برداشت از اقدام حقیر عجولانه و قبل از مذاکره و دریافت توضیح پیشداوری و در مواردی جفا فرموده‌اید. اینک به شما و به همة یارانی که چون شما تصور و یا قضاوت می‌کنند توضیحاتی تقدیم می‌کنم:

اولاً به قلم و دانش شما احترام می‌گذارم و تقریباً همة یادداشتهای شما را که نوعاً در کیهان عرضه می‌شود، در «اطلاعات بین‌المللی» منع می‌کنم. ادب و در بسیاری موارد دقت و انصاف شما را همچنان که در برخوردهای برادر ارجمندم جناب صفارهرندی مشاهده کرده‌ام می‌ستایم. اما در این نامه ناچارم جسارتاً نکاتی را یادآور شوم.

برادرم! حقیر جناب خاتمی را مصداق فتنه نمی‌دانم بلکه او را در آزمون به صحنه آمدن در این کشور عنصری می‌دانم که به انتخاب مردمش خیانت نکرد و در دو دورة سخت، کارنامه‌ای درخشان از ادب، منطق و فرمانبری از ولایت و از همه مهمتر پاک‌دستی و خلوص به جا گذارد و در جریان انتخابات 88 به دلیل همسویی و دغدغة خدمت به این نظام و مردم از ک که صلاحیتش تأیید شد حمایت کرد. همچنان‌که آن ک دا همچون خود او قبلاً از عالی‌ترین و مقدس‌ترین مقام این نظام (ولیّ‌امر عظیم‌الشأن) استجازه کرده بود.

حمایت او از آن ک دا همچون حضور آن ک دا قانونی و مجاز بود و بعد از انتخابات و جریان اعتراضات اولیه، تا زمانی که ی سخن فصل را نفرمودند همراهی کرد از آن به بعد در هیچ اقدامی همراهی با معترضین به نتیجة انتخابات نکرد. گرچه از نظر عاطفی تأسف و اندوه خود را از آنچه به انجام رسید دریغ نکرد. از حضور حقیر در تظاهرات 9دی یاد کردید که به حمایت از ی و خط ترسیم شده بعد از آن بود. به عقیده حقیر، شرکت ن مجمع ون در حضور اعتراضی طرفداران ک دای مغلوب در خیابان علی‌رغم دعوت قبلی متابعت از راه ی بود با این تفاوت که تن دادن به حمایت و همراهی با منتخب اعلام شده را آنچنان که منتخبین او تن دادند نپذیرفتند. اما جهت آرامش جامعه و حفظ منافع ملی از هیچ کوششی دریغ ننمودند. نمونه‌اش حضور در انتخابات و ریختن رأی به صندوق در چندین مرحلة بعد از آن.

جناب آقای زارعی! آقای خاتمی در همین دورانِ سکوت و آرامش بعد از ماجراهای 88 و 9دی جهت نشان دادن علاقه و عاطفه و مهر دیرین به ساحت ی معظم انقلاب و مصالح کشور و نظام نامه‌ای صمیمانه که بیانگر نظر، عواطف و دغدغه‌های جدی وی بود به محضر معظم‌له تقدیم کرد و برای پرهیز از هرگونه شائبه متن آن نامه را در یک نسخه که آن هم فقط تقدیم به ایشان شده بود تهیه کرد. نمی‌دانم آن عزیز چه پاسخی مرحمت فرمودند اما می‌دانم تعبیر ظریفی داشتند که حکایت از ادب و صمیمیت و دلسوزی نویسندة آن نامه بود.

جناب زارعی! حقیر در طول نیم قرن حضورم در صحنه مبارزات ت همواره به مثابه سربازی کوچک و اینک کهنه‌سربازی وفادار، خود را وقف خدمت و اطاعت از ان انقلاب کرده‌ام. البته در حد توانِ ضعیف و تشخیصِ ناقصم. از طرفی با آقای خاتمی نیم قرن است که آشنا و همراه بوده‌ام. از دورانی که در قم با هم تمرینِ نوشتن مقاله می‌کردیم تا در زمانی که نوشته‌های او را که به توصیة مرحوم حاج احمدآقا در ایران تهیه می‌شد در صدای « ت مبارز ایران» قرائت می‌ تا زمانی که روزهای آغازین حضورم در رو مه اطلاعات به عنوان اولین یار، یادداشتهایی را برای رو مه اطلاعات نوشت و اولین دستِ یاری‌دهنده بود که بازویم را در اردیبهشت 59 گرفت. یادداشتهایی در دفاع از ین حکومتی : «نظریة ». تا زمانی که اولین ک نه‌اش را به مجلس معرفی کرد و من با شناخت و منطق از ک نه‌اش دفاع تا دورانی که رئیس جمهور بعدی دفتر او را پس گرفت و آرزو در اتاقی که در مؤسسه اطلاعات به او اختصاص دادم حضور یابد و نجیبانه برای اینکه دردسری برایم فراهم نشود،‌ نپذیرفت و فقط یک شب افطار مهمان مؤسسه اطلاعات شد که تصادفاً آن شب هم مصادف با سالروز تولدش بود. به رسم برادری، وفا و صمیمیت دیرینه با تدارک مراسمی ساده بر روی کیکی شمع تولدش را فوت کرد.

از آن به بعد عهد این یار عزیز که در کارنامه‌اش تع ری افتخارآمیز از دو عالیقدر این نظام داشته و در عمل جز ادب و مهر و پاکدستی و معرفت نشان نداده بود و در 8 سال حضورش در رأس قوة اجرایی در صحنة جهانی آوازه و اعتبار انقلاب، و ایران را به اوج زیبایی و کمال رساند و اینک از او فاصله گرفته‌اند تنهایش نگذارم. با هزینه شخصی‌ام و نه از مؤسسه اطلاعات، در دفتر کارش و نه در مؤسسه اطلاعات، تولدش و دوام عمر و حضور و خدمتش به و میهن را در سالروز تولدش جشن بگیرم و این کمترین حق‌شناسی و ابراز وفاداری یک یار به کاکای نازنینش هست.

جناب زارعی! برخی یاران شما به او تهمت‌ها می‌زنند و از آنجا که ایمان دارم همة تهمت‌ها دروغ و جفا به این انسان پاک و نازنین هست بر خود لازم می‌دانم از او دفاع مسئولانه کنم. او پاک‌دست، پاک‌چشم، پاک‌ ش، منیع‌الطبع و شریف هست. چون اجدادش شرف خود را به بیگانه نمی‌فروشد و در جامعه‌ای که انواع پلشتی‌ها و بدعملی‌ها مردم را از انقلاب و آئین دلسرد و دور کرده به دلیل اعتقاد یاران و دوستانش به آرمانهای پاک و مذهبی او را تجسم رحمانی می‌دانند و چون او معتقد به آرمانی است به آن آرمان پایبندند.

به همین دلیل در یکی از جشنهای تولدش در دفترش گفتم: شما حجت دینداری این جمعید چه آنکه اگر الگوهایی از درک روشن مذهبی و اعتقادی در این جامعه نباشند و را آنچنان که هست در عمل و بیان عرضه نکنند تندخویی‌ها و خشونت‌ها و جفاهای برخی مدعیان، مردم را از دین و دینداری بیزار و منزجر می‌کند. اگر نبود رهنمودهای ی که تبلور آن در دو نامة اخیر معظم‌له به جوانان غرب نگاشته شده و عمل و رهروی امثال خاتمی‌های روشن‌دل و روشن‌ضمیر که دست‌پرورده‌های مکتب حیات‌بخش و بوده‌اند چه الگوهایی قابل عرضه بود.

جناب زارعی! حقیر با این شناخت و با این ارتباط نمی‌توانم این عزیز را مصداق فتنه بنامم. در روزی که عزیزی از اعضای دفتر ی وفاداریم را به خاتمی و نقل سخن‌ها و اظهارات او را در رو مه برنتافت و از منظر ی اعتراضی داشت نامه‌ای خصوصی به محضر و مرادم نوشتم در آن نامه همة عشق و عاطفه و امید و انتظارم در مورد خاتمی را با آقا در میان گذاشتم و این انگیزه وفاداریم به خاتمی و استجازه در ادامه همراهیم با وی را بیان . مراد و ولیّ‌امرم بعد از خواندن آن نامه کریمانه و بزرگوارانه فرمودند: «من هم مثل تو فکر می‌کنم اما نه به نرمی دلِ تو!» اشک شوق و امیدم جاری شد و از آن روز به بعد کاکایم را غریب نگذاشتم و اگر سخن و مطلبی داشت به دور از هیاهو و جنجال در رو مه منع . همان مقامِ عالی و مسئول در دفتر مجدداً توضیح خواست که متن تقدیمی به محضر مولایم را برایش خواندم. متواضعانه و بزرگوارانه فرمود اگر بین خود و خدایت حجت داری، ادامه بده که تا به امروز ادامه داده‌ام.

جناب زارعی! شبی که جناب جعفری دادستان محترم انقلاب من و تنی چند از مدیران مسئول مطبوعات را صدا کرد تا بگوید خاتمی خط قرمز و عضو فتنه است دردمندانه و مستنداً به او توضیح دادم که قبول ندارم و چون یقین دارم کاکایم پاک است و سرشار از عاطفه و مهر به ی و نظام، مطالبش را انعکاس خواهم داد و تا چند روز قبل تحمل شدم و دوستان در دادسرا ع ‌العملی نداشتند. نمونه‌اش انعکاس اظهاراتم در سالروز تولدش در مهر امسال در رو مه اطلاعات.

بارها پیام‌های او را که پیام معرفت و ادب و وفاداری به نظام و یست در رو مه چاپ کرده بودیم و تحمل شده بود تا اینکه اخیراً مصاحبه او را با سردبیر رو مه «السفیر» لبنانی همراه با ع ی در حال مصاحبه چاپ شد که مورد اعتراض دادسرای فرهنگ و مطبوعات قرار گرفت. به دوستان در دادسرای ویژه ت که بسیار صمیمانه و دوستانه توضیح خواستند، توضیح دادم که در این ماجرا نه قانونی وضع شده و نه مصوبه‌ای در شورای عالی امنیت ملی بوده، در نامه صمیمانه شما هم اشاره‌ای به مصوبه شورای عالی امنیت ملی هست که قاطعانه می‌گویم چنین مصوبه‌ای شورای عالی امنیت نداشته تنها در دوران معاونت مطبوعاتی آقای رامین با دبیرخانه مطبوعات شورای امنیت هماهنگی شده بود که متنی را به جراید اعلام کنند که نباید از آقای خاتمی مطلبی عرضه شود که در تحولات بعدی آن دستورالعمل ملغی شد.

جهت اطلاع سرکار اخیراً در محاکمه سایت انصاف‌نیوز که به همین اتهام محاکمه می‌شد به دلیل فقدان مصوبه شورای عالی امنیت ملی مسئول آن سایت تبرئه شد. بر همین اساس هم به مسئول عزیز دادسرای ویژه ت تأکیداً عرض به مشی خود وفاداریم منتهی به خواست آنها از انعکاس ع کاکا برای پرهیز از جنجال خودداری می‌کنم و در توضیح به برادران نگران هم عریضه‌ای تقدیم شد که نامة سرگشاده شما در پی آن مرحمت گشت.

صادقانه بگویم خدمت به ی و نظام آن است که طیف همراه و همدل ایشان را وسیع کنیم. که در آن طیف همة دلسوزان و علاقه‌مندان نظام از هر گروه و جناحی بگنجند. در این جهت خالصانه و صادقانه می‌کوشم و آرزو دارم کاکایم روزی در محضر مراد و مولایم و مولایش مجال یابد: حضوراً بگوید آقا همچنان مرید و دلسوز و فرمانبرداریم. این آرزو از آن مرد رئوف و پدر دلسوز برآوردنی‌ست. عزیزم زارعی، به گرمی می‌بوسمت. باز به امید دیدار و درددل‌های حضوری و صمیمی.

کمترین برادرت
سیدمحمود دعایی
 

اطلاعات

  • منبع: http://kshafirn.persianblog.ir/post/354
  • مطالب مشابه: ممنوع ال وج از قلبها !
  • کلمات کلیدی: نامه ,خاتمی ,رو مه ,جناب ,نظام ,زارعی ,رو مه اطلاعات ,جناب زارعی ,شورای عالی ,عالی امنیت ,سالروز تولدش
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

در مطالب متعددی در این وبلاگ، از خاطرات دوره کار و اقامتم در استان عزیز و محروم سیستان و بوچستان، سخن گفته بودم. 
در تمام دوران کاریِ حدود شش سالی(78الی83) که افتخار حضور در آن خطّه ی پرگهر را داشتم، خاطرات تلخ و شیرین فراوانی را تجربه کرده ام که تعدادی از آنها را به فراخور موضوعاتِ وبلاگ، بیان نموده ام و تماماً در آرشیو وبلاگ موجود هستند ولی همیشه این نکته را متذکر شده ام که برای من؛ بهترین، شیرین ترین، به یاد ماندنی ترین و مهم ترین پروژه عمرم، پروژه انتقال آب از زابل به زاهدان بود. پروژه ای که فکر نمی کنم هیچگاه در مدت باقیمانده از عمرم نظیرش برایم تکرار شود... جوانی بود و خستگی ناپذیری و تلاش و بسیاری آرزوهای بزرگ!

ب در تقارن با چهاردهمین سالگرد افتتاح این پروژه عظیم ملی، سری به دفتر خاطراتم و ع های بجا مانده از آن پروژه زدم. در زمانی که ع گرفتن مثل امروز زیاد مُد نبود و البته امکاناتش هم فراهم نبود!...
چون امکان انتشار آن ع ها، بطور یکجا برایم میسر نیست؛ کلیپی از مجموع تصاویر موجود ساختم که دعوت می کنم از لینک زیر آنرا به تماشا بنشینید:

http://www.namasha.com/v/1ys6ufif

 و یا بطور مستقیم از اینجـــــــــــــا  

 


اطلاعات

  • منبع: http://kshafirn.persianblog.ir/post/355
  • مطالب مشابه: یاد ایام -سیستان81
  • کلمات کلیدی: پروژه
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

بالا ه عقلا، با زحمت فراوان سنگی که دیوانگان در چاه انداخته بودند را در آوردند! تازه؛ نقطه سر خط. 

دیوانگان را ببندید!!!

اطلاعات

  • منبع: http://kshafirn.persianblog.ir/post/356
  • مطالب مشابه: سنگ و چاه!
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

چون ماهیان برکه‌ام، بی‌تاب ماهم یا رضا !
از عاشقانِ «عاشقی با یک نگاهم» یا رضا !
 
من خوب می‌دانم بَدم اما دوباره آمدم
خاکیِ راه مشهدم پس سر به راهم یا رضا !
 
به به! چه می‌آید به هم ترکیب ما، آ بر آن
صحن سفید مرمرت، خالی سیاهم یا رضا !
 
وقت نظر بر گنبد و گلدسته‌های عرشیت
افتاده با عمامه‌ها از سر کلاهم یا رضا !
 
تو شرط مستی هستی و هستم ز نیشابوریان
در صحن جمهوری اگر «مشروطه‌خواهم» یا رضا !
 
مشروطه و مشروعه را دادم به دست عاقلان
در مجلس مستان تو با پادشاهم یا رضا !
 
یادم نمی‌آید یکی از دردهای بی حدم
شکر خدا پهلوی تو من روبراهم یا رضا !
 
از ماه زیباتر تویی، از نوح آقا تر تویی
با اینکه بدنامم ولی دادی پناهم یا رضا !
 
من در بهشتم پس قسم، ساقی! به سقاخانه‌ات  
حتما کشیده دست تو خط بر گناهم یا رضا !

 پیش ضریحت پیشتر، خیر دو عالم خواستم
عمریست من شرمنده‌ی آن اشتباهم یا رضا !
 
یا ضامن آهو! بگو صیاد آزادم کند
تا صحن شبی باشد پناهم یا رضا !
 
از آب سقا خانه‌ات یک جرعه نوشیدم ببین
«رَستم از این بیت و غزل» من مست مستم یا رضا !

شعر از: آقای قاسم صرافان


اطلاعات

  • منبع: http://kshafirn.persianblog.ir/post/357
  • مطالب مشابه: عاشقی با یک نگاه
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

 


 کلیپ ویدئویی را  

از   اینجــــــــــــا  ببینید


اطلاعات

بدرود ای مجاهد نستوه دوران مبارزه ، ای امین و یاور فقید انقلاب در روزگاران سخت پیش از پیروزی !... بدرود ای نگین درخشان "السابقون"! ... ای سکاندار کشتی پر تلاطم انقلاب در روزهای طوفانی ! ای همیشه حاضر، ای همیشه آماده!... بدرود ای ف ! ای سپر تیرهای بلا ! ...  بدرود ای مَرد ! ...

بدرود ای فرمانده غیور دوران دفاع و ای پیام آور صلح و پیروزی !...  اگر چه در این وادی، هماره ناجوانمردانه آماج حملات دوستان تندخوی بی تدبیر و دشمنان بدخواهِ دنیای پر تزویر بودی؛ ولی صبورانه تهمت ها را به جان یدی تا مُلک و میهن را مدبرانه از مصائب جنگ خانمانسوز برهانی ...

 بدرود ای سازندگی !... آفرین بر همت والای تو؛ که چه بی مهابا در راه ترمیم های کشور، آستین همت بالا زدی تا سرزمینی جنگ زده و خسارت دیده را به عمران و پیشرفتی مطلوب رهنمون گردی ... تو خوب می دانستی که در این عرصه نیز شماتت ها خواهی شنید؛ ولی مگر نه اینکه قاعده‌ی مردان بزرگ این است که به "خود" نین ند و مظلومانه خود را در معرض لقلقه‌ی زبانِ تیزِ بی عملانِ پرمدعا قرار دهند؟! ... و تو دانسته در این راه پرخطر گام نهادی ، بدور از عافیت طلبی و کاری؛ آبروی خویش را نزد ملت گرو گذاشتی تا ایران عزیز ی دست بر زانوان خود نهد و دوباره ؛ مردانه، با صلابت؛ ب ا ایستد و راست قامتِ جاودانه‌ی تاریخ شود.

بدرود ای صبور ! ای سنگ زیرین آسیاب ! ... وه چه زود سخن همسنگر شهیدت را معتبر یافتی که :

« آری؛ آسیاب به نوبت ! » ...

 

بدرود ای درخت ریشه دار گفتمان و اعتدال در برزخ دلگیر افراط و تفریط های سیاست زده ! ...

بدرود ای همواره «با مَردم» و «برای مَردم» ! ... وه چه سخت است اکنون؛ وداع این مردم با تو ...

 با تو که در هیچ موضعی عناد نکردی ، شه و منش پویای "اصلاح" و "اعتدال" را بر پایه‌ی "اصول" ، پرچمدار شدی... مظلومان و دلسوزان را ملجئی امیدبخش بودی و  خود؛  امّیدوار ...

بدرود ای مظلوم ! ... وه چه خوش بر دل ملت نشستی ؛ آنگاه که پس از طی دورانی طاقت فرسا و محنت زا؛ قطار انقلابِ مردم را مجدداً در مسیر اصلی و حقیقیِ خویش یافتی و چه دردمندانه گفتی :

« دیگر اکنون راحت می توانم بمیرم ! »

 

ای از میان ما رفته !...  تردید نداشته باش که این ملت نجیب و قدرشناس ، قدر زر و گوهر را می شناسند و به انسان های بزرگ تاثیر گذار در سرنوشت خویش ، سیاه و سفید مطلق نخواهند نگریست. یقین بدان؛ تاریخ تو را "عادلانه" قضاوت خواهد کرد... آسوده بخواب که روح بلند و متعالی شه های اعتدالیت، در روح قاطبه‌ی این ملت شریف متجلی خواهد ماند و این مردم؛ هرگز یادت را به فراموشی نخواهند سپرد ...

« و مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا – سوره احزاب آیه 23»

از میان مؤمنان؛ مردانى‏ اند که به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا د. برخى از آنان به شهادت رسیدند و برخى از آنها در [همین] انتظارند و [هرگز عقیده خود را] تبدیل ن د. 

 

پی نوشت:

این دلنوشته در تاریخ 22 دی ماه 95 در رو مه و سایت بهار منتشر شده است. از اینجـــــا ببینید


اطلاعات

  • منبع: http://kshafirn.persianblog.ir/post/360
  • مطالب مشابه: بدرود ای اکبر
  • کلمات کلیدی: بدرود ,تاریخ ,خویش
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

آخرین ارسال ها