مصباح الهدی

image result for ‫ ‬‎

ما عراق رفته بودیم، یک سفر عتبات مشرف شدیم، هر کار کردیم براى صبح، توقف نکرد؛ یعنى اصلاً نمی‌شد؛ جورى تنظیم کرده بودند که نمی‌شد. و بنده مجبور شدم از اوا قطار - که نزدیک ایستگاه یا اوائل ایستگاه بود - خودم را از پنجره بیندازم بیرون، که بتوانم بخوانم؛ چون در داخل قطار کثیف بود و نمیشد خواند... 

 

«اول سال که میشود انسان فکر کند که خب حالا این سال و قبلش هر جور بود، گذشت و الآن یک رابطه جدیدی تعریف کنیم با خدای متعال... اگر چنانچه شروع اهتمام از همین باشد، چون خیلی مهم است، این خیلی کارگشاست. را انسان خوب بخواند، با توجه بخواند، حضور قلب داشته باشد.»

 "

 امروز در کشور ما این جهات [ اول وقت] قابل مقایسه‏ى با نیست. شماها اغلب را یادتان نیست. عجیب بود! هم اینجا، هم بعضى جاهاى دیگر.

ما عراق رفته بودیم، یک سفر عتبات مشرف شدیم، هر کار کردیم براى صبح، توقف نکرد؛ یعنى اصلاً نمی‌شد؛ جورى تنظیم کرده بودند که نمی‌شد. و بنده مجبور شدم از اوا قطار - که نزدیک ایستگاه یا اوائل ایستگاه بود - خودم را از پنجره بیندازم بیرون، که بتوانم بخوانم؛ چون در داخل قطار کثیف بود و نمیشد خواند... 


اطلاعات

  • منبع: http://norvelayat313.persianblog.ir/post/3
  • مطالب مشابه: خاطرات الهی
  • کلمات کلیدی: ,ایستگاه ,قطار ,اوائل ایستگاه ,پنجره بیندازم ,نزدیک ایستگاه ,اوا قطار ,کرده بودند ,پنجره بیندازم بیرون، ,یعنى اصلاً نمی‌شد؛
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

related image

اول وقت از دیدگاه رضا (علیه السلام)

کی از واجبات دینی ما است که آن تاکید زیادی شده و در همین زمینه (صلی الله علیه و آله) فرموده است: « ستون دین است پس هر عمدا ش را ترک کند به تحقیق دینش را منهدم کرده است» 

اول وقت از دیدگاه رضا (علیه السلام)

کی از واجبات دینی ما است که آن تاکید زیادی شده و در همین زمینه (صلی الله علیه و آله) فرموده است: « ستون دین است پس هر عمدا ش را ترک کند به تحقیق دینش را منهدم کرده است» (1)

در سیره و رفتار عملی اهل بیت یکی از نکاتی که دیده می شود تاکید آنان بر ۷ اول وقت است. رضا علیه السلام نیز بر این امر تاکید فراوانی داشته اند. ابراهیم بن موسی قزار گوید: روزی در اسان در خدمت رضا علیه السلام در راهی می رفتیم. وقت شد به سمت ساختمانی که آنجا بود رفت و در زیر ص ه ای که در آن بود نشست. ایشان به من فرمود اذان بگو. گفتم صبر کنید اصحاب بیایند. فرمود: «خداوند تو را بیامرزد هرگز را از اول وقت به آ وقت آن بدون علت به تاخیر میفکن. هیچگاه اول وقت را از دست مده» اذان گفتم و خو م. (2) همچنین رویدادی دیگر در زندگی رضا علیه السلام به ثبت رسیده است که اهمیت بسیار بالا و حیاتی اول وقت را روشن می سازد. در آن روزها که مامون جلسه گفت و گو و مناظره تشکیل داده و ر‌ضا علیه السلام را با عالمان بزرگ ادیان و مذاهب و مکاتب فلسفی به بحث واداشته بود، عمران ص که از عالمان بزرگ آن زمان بود در مناظره با چنین گفت: ای عالم و دانای مردم اگر نبود که تو همگان را به پرسش و سوال فرا خو من هرگز از تو پرسش نمی . حال اجازه می دهی که از تو سوال کنم؟ گفت بله، آنگاه عمران ص سوالاتش را پرسید و (ع) به تمامی آنان پاسخ فرمود. در میان گفتمان با عمران وقت فرا رسید. رو به مامون کرد و فرمود: هنگام است. عمران عرضه کرد: سرور من بحث مرا قطع مکن چرا که دل من آماده پذیرفتن سخنانت شده است. حضرت فرمود: می گزاریم و به گفت و گو باز می گردیم. پس از جای برخاستند و مشغول شدند و پس از با عمران مشغول صحبت شدند. عمران سوالاتش را پرسید و به تمامی آنان جواب داد. در پایان این گفت و گو مسلمان شد.(3)
این روش و سیره آن پیشوایان بزرگ است اگر چه مجلس بسیاربا اهمیت باشد ولی اول وقت از آن مهمتر است و این آموزشی است به همه رهروان راه ان که اهمیت را به خوبی درک کنند.


اطلاعات

  • منبع: http://norvelayat313.persianblog.ir/post/4
  • مطالب مشابه: سخنان رضا در باب
  • کلمات کلیدی: , ,علیه ,السلام ,عمران ,فرمود ,علیه السلام ,تحقیق دینش ,عمدا ش ,منهدم کرده ,عمران ص ,زمینه ,همین زمینه
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
image result for ‫ ‬‎

از منظر رضا(ع) هیچ عملی برتر و ارزشمندتر از نیست، چرا که بهترین و میانبرترین راه برای رسیدن به قرب الهی است. رضا(ع) همواره می فرمود: «الصّلاة قربان کل تقیٍّ؛(2) هر انسان پارسائی را به خداوند نزدیک می کند.» به همین جهت آن حضرت به ابراهیم بن موسی فرمود: «لاتؤ نّ الصّلوة عن اوّل وقتها الی آ وقتها من غیر علّةٍ علیک، ابدأ باوّل الوقت؛(3) انجام را بدون علت از اول وقت آن تأخیر نینداز، همیشه در اول وقت آن شروع کن!»

هشتم(ع) خود نیز چنین بود و به

هیچ قیمتی فضیلت اول وقت را از دست نمی داد حتی در مهمترین جلسات و علمی به اول وقت اهمیت می داد. روایت زیر نشانگر این واقعیت است:

به دستور مأمون، علمای برجسته از فرقه های گوناگون در مجالس مناظره حاضر می شدند و رضا(ع) با آن ها مناظره و بحث می کرد. در یکی از مجالس «عمران ص » که از دانشمندان بزرگ بود، در مجلس حاضر شد و درباره توحید با رضا(ع) وارد گفتگو گردید در آن جلسه سؤالهای او را با حوصله، متانت، استدلالهای قطعی و روشن پاسخ داده و او را به سوی توحید متمایل کرده بود هنگامی که بحث و مناظره به اوج خود رسید و چیزی به تحول درونی آن دانشمند زبردست صابئین(4) نمانده بود حضرت رضا(ع) احساس کرد وقت اذان ظهر و هنگام است. (ع) به مأمون فرمود: «الصّلاة قد حضرت؛ وقت فرا رسید.»

برترین عمل

از منظر رضا(ع) هیچ عملی برتر و ارزشمندتر از نیست، چرا که بهترین و میانبرترین راه برای رسیدن به قرب الهی است. رضا(ع) همواره می فرمود: «الصّلاة قربان کل تقیٍّ؛(2) هر انسان پارسائی را به خداوند نزدیک می کند.» به همین جهت آن حضرت به ابراهیم بن موسی فرمود: «لاتؤ نّ الصّلوة عن اوّل وقتها الی آ وقتها من غیر علّةٍ علیک، ابدأ باوّل الوقت؛(3) انجام را بدون علت از اول وقت آن تأخیر نینداز، همیشه در اول وقت آن شروع کن!»

هشتم(ع) خود نیز چنین بود و به

هیچ قیمتی فضیلت اول وقت را از دست نمی داد حتی در مهمترین جلسات و علمی به اول وقت اهمیت می داد. روایت زیر نشانگر این واقعیت است:

به دستور مأمون، علمای برجسته از فرقه های گوناگون در مجالس مناظره حاضر می شدند و رضا(ع) با آن ها مناظره و بحث می کرد. در یکی از مجالس «عمران ص » که از دانشمندان بزرگ بود، در مجلس حاضر شد و درباره توحید با رضا(ع) وارد گفتگو گردید در آن جلسه سؤالهای او را با حوصله، متانت، استدلالهای قطعی و روشن پاسخ داده و او را به سوی توحید متمایل کرده بود هنگامی که بحث و مناظره به اوج خود رسید و چیزی به تحول درونی آن دانشمند زبردست صابئین(4) نمانده بود حضرت رضا(ع) احساس کرد وقت اذان ظهر و هنگام است. (ع) به مأمون فرمود: «الصّلاة قد حضرت؛ وقت فرا رسید.»

عمران ص که به حقایقی دست یافته و از دریای دانش سرشار هشتم(ع) بهره هائی برده بود با ماس گفت: «یا سیّدی! لاتقطع علیّ مسألتی فقد رقّ قلبی؛ آقای من! گفتگو و پاسخهای خویش را قطع نکن دل من آماده پذیرش سخنان شما

است. امّا حضرت رضا(ع) تحت تأثیر سخنان عاطفی و احساس برانگیز او قرار نگرفت و فرمود: عیبی ندارد را می خوانیم و دوباره به گفتگو ادامه خواهیم داد.

در این حال و همراهان به اقامه مشغول شدند حضرت بعد از اقامه دوباره به گفتگو ادامه داده و پاسخ های روشنگرانه خویش را ارائه نمود.(5)

با توجه به این روایت که در کتابهای معتبر روائی و تاریخی آمده است برای اقامه در اول وقت هیچگونه عذری را برای افراد عادی و مسئولین حکومت ی باقی نمی گذارد و پیروان آن حضرت نباید از این حقیقت چشم پوشی کرده و به بهانه های مختلف آنرا سهل بشمارند.

رهرو راستین هشتم(ع)

حضرت (ره) در این زمینه گوی سبقت را از تمام پیروان و شیعیان حضرت رضا(ع) ربوده بود. داستان زیر شاهد می گوید: روزی که شاه فرار کرد ما در پاریس در نوفل لوشاتو بودیم، پلیس فرانسه خیابان اصلی نوفل لوشاتو را بست، تمام خبرنگاران کشورهای مختلف آنجا بودند.این حقیقت راستین است. آقا سید احمد خبرنگاران خارجی از آفریقا، آسیا، اروپا و و شاید 150 دوربین فقط صحبت

را مستقیم پخش می د.

برای اینکه خبر بزرگترین حادثه سال را مخابره می کنند، شاه رفته بود و می خواستند ببینند که چه تصمیمی دارد، بر روی صندلی ایستاده و در کنار خیابان، تمام دوربین ها بر روی متمرکز شده بود. چند دقیقه صحبت د و سخنان خودشان را گفتند. من در کنار ایستاده بودم. یک مرتبه برگشتند و گفتند: احمد! ظهر شده؟ گفتم بله، الآن ظهر است. بی درنگ گفتند: و السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته. شما ببینید در چه لحظه ای صحبتهایشان را رها د. برای اینکه شان را اول وقت بخوانند، یعنی جائی که تلویزیونهای سراسری که هر کدام میلونها بیننده داردc.n.n بود، b.b.c بود، تمام تلویزیونها چه در و چه در اروپا بودند. خبرگزاریها همه بودند.اسوشیتیدپرس، یونایتد پرس، رویتر و تمام خبرنگاران رو مه ها، مجلات، رادیو، تلویزیون، در چنین موقعیت حساسی، حرفشان را قطع د و رفتند سراغ .(6)

ماجرای عید

از مهمترین حوادث سیره رضا(ع) حرکت آن حضرت به مصلای عید می باشد که آن بزرگوار اهمیت و تأثیر آن در جامعه و آثار پربار های دسته جمعی و قدرت تحول آفرینی آنرا به مسلمانان و زمامداران ثابت نمود. ماجرا از این قرار بود که روز عیدی مأمون از (ع) تقاضا کرد که عید را با مردم بخواند، تا برای مردم اطمینان بیشتری در امر ولایتعهدی پیدا شود. پیغام داد که: «قرار ما بر این بوده که در هیچ کار رسمی دخ نکنم. بنابراین مرا از اقامه عید معذوربدار! مأمون اصرار کرد که: مصلحت در این است که شما این با اهمیت را اقامه کنید تا هم موضع ولایتعهدی تثبیت شود و هم فضل و عظمت شما آشکارتر گردد، امّا نپذیرفت. مأمون که دست بردار نبود پیک ها و پیغام های متعددی برای متقاعد برای حضرتش فرستاد، هنگامی که رضا(ع) پافشاری خلیفه را احساس کرد به او فرمود: اگر قرار است که من حتماً به بروم من این فریضه الهی را طبق سیره و روش مؤمنان علی(ع) اقامه خواهم کرد!

مأمون گفت: هر طور که دوست داری آن طور عمل کن اختیار با شماست!

آنگاه دستور داد: ان و تمام مردم صبح روز عید در مقابل منزل مس ی حضرت رضا(ع) اجتماع نمایند. با انتشار این خبر مردم مرو مشتاقانه برای شرکت در مراسم و بهره گیری از وجود حضرت رضا(ع) خود را آماده د. هنگامی که خورشید طلوع نمود حضرت غسل کرد و عمامه سفیدی را که از پنبه تهیه شده بود بر سر مبارک گذاشت و یک سر آن را روی و سر دیگر را میان دو شانه انداخت. و مقداری هم بوی خوش بکار برد. دامن را به کمر زد و به همه پیروان و دوستدارانش دستور داد چنان کنند. آن گاه عصای پیکان داری به دست گرفت و از منزل بیرون آمد. آن حضرت در حالی که پا بود و پیراهن و سایر لباسهایش را به کمر زده بود، به همراه غلامان و یاران نزدیکش ـ که آنان نیز چنین کرده بودند ـ به همین شکل از منزل به سوی مصلا حرکت د. موقع وج از منزل، رضا(ع) سربه سوی آسمان بلند کرد و چهار تکبیر گرفت، این تکبیرها آن چنان با صلابت و ت خاصی ادا می شد که گویی آسمان و در و دیوار با نوای (ع) هم نواهستند. ان، نظامیان و سایر مردم که با آمادگی و آراستگی تمام در بیرون منزل صف کشیده بودند، هنگامی که رضا(ع) و یارانش را به آن صورت مشاهده د به پیروی از رضا(ع) و هماهنگ با او فریاد تکبیر سردادند.

شهر مرو یکپارچه فریاد تکبیر سرداد و به دنبال آن از گریه و ناله هزاران زن و مرد مشتاق اهل بیت(ع) به لرزه درآمد. ان نظامی هنگامی که حضرت را با آن حال دیدند از مرکب های خود پیاده شدند و کفش هایشان را درآورده و کنار گذاشتند و به دنبال ناله ن و تکبیر گویان به راه افتادند. حضرت رضا(ع) پیاده راه می پیمود و هر ده قدم یک بار ایستاده و با نوای ملکوتی اش تکبیر می گفت.

یاسر خادم می گوید: در این حال ما خیال می کردیم که آسمان و زمین و کوه با او هم آوا گشته است، شهر مرو یکصدا گریه و شیون بود، هیجان احساسات و شور و نوا همه جا را فرا گرفته و شکوه ایمان و تکبیر و در پایتخت کشور ی طنین انداز شده بود جلوه های مادّی و ظاهری از ذهن ها و خاطره ها فراموش شده و آحاد جمعیت به آفریدگار هستی و پیروی از حجت الهی می شیدند و در صفهای به هم پیوسته به دنبال رضا(ع) به سوی مصلا می شتافتند.

هنگامی که این خبر به مأمون رسید، فضل بن سهل به مأمون گفت: اگر لحظاتی دیگر وضع همین طور ادامه یابد همه مردم مفتون و شیفته او خواهند شد و ممکن است با یک اشاره طومار حکومت را در هم بپیچند، مأمون احساس خطر کرده و از رضا(ع) عاجزانه درخواست نمود که از میانه راه به منزل برگردد و نیز کفشهای خود را طلبیده و به منزل برگشت و فرمود: من که گفتم مرا از این کار معذور بدارید.(7) بلی شکوهمند اولیاء الهی آن چنان قدرتی دارد که می تواند کاخهای ستم را به لرزه در آورده و بنیان طاغوتیان را از ریشه قطع کند و عید حضرت(ع) اینگونه بود.

اقامه باران

در ایامی که رضا(ع) در اسان به سر می برد مدتی قحط سالی شده و باران نیامد و خشک سالی پدیدار گشت. عده ای از منافقان و حاشیه نشینان مجلس مأمون از این حادثه سوء استفاده کرده و شایع نمودند که چونکه مأمون علی بن موسی(ع) را ولیعهد خود گردانیده است و این امر را خداوند دوست ندارد به همین جهت باران قطع شده و برکات الهی نازل نمی شود.

مأمون در روز ای از تقاضا کرد که برای نزول باران و رحمت الهی دعا کند امّا رضا(ع) فرمود: روز دوشنبه برای اقامه استسقاء بیرون خواهم آمد زیرا جدم رسول اللّه(ص) را به همراه مؤمنان علی(ع) در عالم رؤیا زیارت و به من فرمود: پسرم! تا روز دوشنبه صبرکن و سپس در آن روز به صحرا برو و از درگاه خداوند متعال طلب باران نما! خداوند باران رحمت خود را می فرستد و مردم به عظمت و عزت تو در پیشگاه خداوند پی می برند و به بزرگی مقامت واقف می گردند.

روز دوشنبه فرا رسید مردم از خانه ها بیرون آمدند، رضا(ع) به صحرا رفت و مردم نیز گرد آمدند و چشم به حرکات و سکنات آن حضرت دوختند دو رکعت استسقاء را اقامه کرده و آنگاه بالای منبر رفت و در خطبه بعد از حمد و ثنای الهی فرمود: الهم یا رب انت عظّمت حقّنا اهل البیت فتوسلوا بنا کما امرت و اهلوا فضلک و رحمتک و توقعوا احسانک و نعمتک فاسقهم سقیاً نافعاً عاما غیر رایث و لاضائر ولیکن ابتداء مطرهم بعد انصرافهم من مشهد هم هذا الی منازلهم و مقارهم؛ خدایا! ای پروردگار من! تو حق ما اهل بیت را بزرگ شمرده ای این مردم به ما متوسل شده اند همچنان که خودت فرموده ای و به فضل و رحمت تو امیدوارند و چشم انتظار احسان و لطف تواند اینها را از باران سودمند و فراوان و بی ضرر و زیان خود سیراب گردان و این باران را پس از بازگشت آنان به خانه هایشان نازل فرما!

یکی از حاضرین در آن اجتماع می گوید: به خدا سوگند همان لحظه حرکت ابرها در هوا شروع شد و رعد و برق پدید آمد، مردم به جنب و جوش افتادند که تا باران نیامده به خانه های خود برگردند.

حضرت علی بن موسی الرضا(ع) به آنان فرمود: آرام باشید! این ابر برای این منطقه نخواهد بارید برای فلان ناحیه می رود، آن ابر رفت و ابر دیگری به همراه رعد و برق آمد، مردم دوباره خواستند حرکت کنند، فرمود: این ابر نیز به فلان قسمت خواهد رفت، در حدود ده ابر به همین ترتیب آمد و از فضای منطقه عبور کرد و هر بار (ع) فرمود: این ابر برای شما نیست. یازدهمین ابر از راه رسید. رضا(ع) فرمود: این ابر را خداوند متعال برای شما فرستاده است، در برابر فضل و کرم خداوند، شکر کرده و به سوی منازل خویش بازگردید تا شما به خانه نرسیده اید باران نخواهد بارید. آنگاه رضا(ع) از فراز منبر پائین آمده و مردم نیز به خانه هایشان رفتند، در همین هنگام بود که باران شدیدی نازل شده و تمام حوض ها، گودالها و نهرها را پر کرد و مردم با خوشحالی تمام می گفتند: کرامتها و الطاف الهی بر فرزند رسول گرامی (ص) مبارک باد.

بعد از نزول باران و سیراب شدن زمین از برکات الهی و خوشحالی مردم، حضرت رضا(ع) به میان جمعیت آمده و آنان را موعظه کرده و به شکرگزاری از نعمتهای الهی به درگاه پروردگار منان دعوت نمود.(8)

اینجاست که از ته دل و عمق جان خطاب به اهل بیت (ع) عرضه می داریم: ارادة الرّب فی مقادیر اموره تهبط الیکم و تصدر من بیوتکم؛(9) اراده و مشیت پروردگار عالم در تدبیر امور جهان به سوی شما می آید و از خانه های شما به دیگر جاها می رسد.

فوائد و برکات

فوائد بسیاری به همراه دارد از جمله: روح انضباط را در انسان تقویت می کند زیرا باید در اوقات معینی انجام پذیرد و تأخیر و تقدیم آن موجب بطلان می گردد. همچنین آداب و احکام دیگر باید با نظم و ترتیب رعایت شود و اگر با بی نظمی و ناهماهنگی صورت گیرد در حقیقت خلل و اشکال به وجود می آید؟ این چنین است که انسان گزار باید با عادت به نظم و انضباط در آنرا در سایر مراحل زندگی نیز به مرحله عمل درآورد. در زمینه اسرار و ره آوردهای بی شمار حضرت علی بن موسی الرضا(ع) سخن جامعی فرموده است که به بخشهائی از آن اشاره می کنیم: آن حضرت در پاسخ نامه ای که از فلسفه و علل تشریع پرسیده بود چنین فرمود: علت تشریع این است که بنده به ربوبیت پروردگار توجه و اقرار داشته باشد و مبارزه با شرک و بت پرستی و قیام در پیشگاه پروردگار، در نهایت خضوع و تواضع و اعتراف به گناهان و تقاضای بخشش از معاصی گذشته و نهادن پیشانی بر زمین همه روزه انجام پذیرد. و نیز هدف این است که انسان همواره هشیار و متذکر گردد، گرد غبار فراموشکاری بر دل او ننشیند، مست و مغرور نشود، خاشع و خاضع باشد طالب و علاقه مند افزونی در مواهب دین و دنیا گردد. همین توجه او به خداوند متعال و قیام در برابر او، انسان را از معاصی باز می دارد و از انواع فساد جلوگیری می کند.

رضا(ع) در مورد سایر دست آوردهای فرمود: و مداومت یاد خدا در شب و روز سبب می شود که انسان مولا، و مدبّر و خالق خود را فراموش نکند و روح سرکش و طغیانگری در برابر خدا بر او غالب نیاید.(10)

نوجوانان

حسن بن قارن می گوید: از رضا(ع) در مورد شخصی پرسیدند که پسر نوجوانش را به انجام وادار می کند و این فرزند گاهی را ترک می کند. فرمود: این پسر چند سال دارد؟ گفتند: آقا، 8 ساله است. حضرت رضا(ع) با تعجب فرمود: سبحان اللّه! 8 ساله است و ش را ترک می کند؟! گفته شد! بچه است گاهی خسته و ناراحت می شود. فرمود: هر طوری که راحت است ش را بخواند.(11)

پیراهن متبرک

از منظر حضرت رضا(ع) نه تنها و گزاران ارزشمند هستند بلکه لباسهائی هم که با آن خوانده می شود امتیاز ویژه ای دارد. اسماعیل بن علی برادر دعبل خزاعی می گوید: آن حضرت به برادر دعبل پیراهنی را هدیه داده و فرمود: دعبل! این پیراهن را قدر بدان و خوب محافظت کن! که من در آن هزار شب و هر شبی هزار رکعت خوانده ام و در آن هزار ختم قرآن به جای آورده ام. احتفظ بهذا القمیص فقد صلیت فیه الف لیلة کل لیلة الف رکعة و ختمت فیه القرآن الف ختمة.(12)

فلسفه جماعت

رضا(ع) در مورد علل جماعت فرمود: خداوند متعال جماعت را قرار داده است که شعائر ی و معارف الهی همانند اخلاص، توحید، ارزشهای ی، عبادت و نیایش برای خدا آشکار و ظاهر و مشهور شود زیرا در اظهار این اعمال و علنی بودن آن حجت خداوند بر مردم شرق و غرب عالم تمام می شود.

همچنین مسلمانان دوچهره و منافق و انی که را سبک می شمارند مشخص شوند و وادار به انجام دستورات الهی باشند. همچنین گواهی افراد نسبت به عد و صلاح همدیگر جائز باشد. افزون بر این جماعت نیکوکاری و ترویج فضیلت ها را به همراه دارد و خیلی ها را از گناه و فساد باز می دارد.(13)

آداب

رضا(ع) در مورد آداب فرمود: اگر برای ایستادی تلاش کن با ح و خواب آلودگی و سستی و تنبلی نباشد. بلکه با آرامش و وقار را بجای آور و بر تو باد که در خاشع و خاضع باشی و برای خدا تواضع کنی و خشوع و خوف را برخود هموار سازی در آن حال که بین بیم و امید ایستاده ای و پیوسته با طمأنینه و نگران باشی. همانند بنده گریخته و گن ار که در محضر مولایش ایستاده و در پیشگاه خدای عالمیان بایست. پاهای خود را کنار هم بگذار و قامتت را راست نگهدار و به راست و چپ توجه نکن! و چنان باش که گوئی خدا را می بینی، که اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند.(14)

خاطره ای از شیخ رجبعلی خیاط

این مقال را با نقل خاطره ای پندآموز از مرحوم شیخ رجبعلی خیاط در مورد اهمیت به پایان می بریم: آقای سید قاسم شجاعی از مبلغین توانا و موفق مجالس مذهبی در خاطرات خود آوده است:

من از نوجوانی به سخنرانی و روضه خوانی در محافل دینی و مذهبی اشتغال داشتم و لحن و سخن گرم من موجب شده بود که به مجالس زیادی دعوت شوم. از جمله روزهای هفتم ماه به منزل جناب مرحوم آقاشیخ رجبعلی خیاط نرسیده به بازارچه، بعد از کوچه سیاهها می رفتم. از پله ها بالا می رفتیم و در منزل ایشان برای خانم ها روضه می خو م. اتاق جناب شیخ هم طبقه پائین آن قرار داشت. روزی بعد از اتمام منبر به طبقه پائین آمدم و برای اولین بار با جناب شیخ برخورد ، کلاههائی دستش بود و گویا عازم بازار بود، سلام ، یک نگاه به صورت من کرد و فرمود: پسر پیغمبر و نوکر حسین(ع) ش تا الآن نمی ماند!!

(در آن هنگام من سیزده ساله بودم) گفتم: چشم، در ح ی که دوساعت به غروب مانده بود و آن روز مهمان بودم و تا آن ساعت م را نخوانده بودم. امّا آن مرد الهی به محض اینکه به صورتم نگاه کرد این ح را در من دیده و گوشزد فرمود.(15) و این یادآور سخن صادق(ع) است که فرمود: فضل الوقت الاوّل علی الآ کفضل الآ ة علی الدّنیا؛(16) برتری اول وقت بر آ وقت، همانند برتری آ ت بر دنیاست.


اطلاعات

  • منبع: http://norvelayat313.persianblog.ir/post/5
  • مطالب مشابه: جماعت از دیدگاه رضا(علیه السلام)
  • کلمات کلیدی: , ,فرمود ,حضرت ,مردم ,الهی ,اقامه , جماعت ,فرمود «الصّلاة , هشتم ,خداوند متعال ,وارد گفتگو گردید ,مجالس «عمران ص » ,حوصله، متانت، استدلالهای ,دانش
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

آخرین ارسال ها