حذف شد !

فقط بگو 

خدا تو را 

برای من ساخت 

یا مرا برای تو 

ویران کرد 

کدام ؟

       " عباس معروفی "


اطلاعات

  • منبع: http://pretext.blog.ir/1395/11/27/رهایم-کن
  • مطالب مشابه: کدام؟!
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

سر انگشتِ هستی 

بر تارِ دلم 

ضرب میزند 

آرام و پیوسته 

و من بی تابانه 

نت مینویسم 

در ترانه ای 

ک جاودانگی را 

زیر سقفی از آرامش 

فرا می خواند 


اطلاعات

  • منبع: http://pretext.blog.ir/1395/11/28/نغمه-های
  • مطالب مشابه: نغمه های ....
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

زمین میچرخد 

سرگردان میشوم 

آسمان دلتنگ میشود 

میبارم 

ستاره بخواب میرود 

فانوس میشوم 

دنیا سکوت میکند 

آواز میشود 

کلامم در چشمانت اوج میگیرد 

شعر میشوم 

پرنده ها کوچ میکنند 

قفس میشوم 

سرریز میشوم 

لبریز میشوم 

در دستانت 

میگریزی ....اوج میگیری....قهقه میزنی 

بازمیگردی....مینشینی...آرام میشوم

آه....

 عجب قیامتی به پا کرده در دلم آغوش "ت" 




اطلاعات

  • منبع: http://pretext.blog.ir/1395/11/29/آغوش-ت
  • مطالب مشابه: آغوش " ت "
  • کلمات کلیدی: میشوم 
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

غرق شده م 

در بی حوصله گی هایم !

تو نیستی 

و من تمامِ خود را 

فریاد میزنم زیر آب


اطلاعات

میچکد در دستانم 

تصویر خمیده حوصله عشق 

از قابِ خسته چشم 

کجاست آن ناجی ....

آن ارابه سوارِ دلخوشیها 

ک دستانِ ملتهب مرا به خدا برساند؟

از سقفِ آسمان 

دلتنگی میبارد 

و حسرتِ بی شمارِ لحظاتی 

ک دنیا به دلم بد ارست .


اطلاعات

  • منبع: http://pretext.blog.ir/1395/12/01/سنگ-صبور
  • مطالب مشابه: سنگِ صبور ....
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

فقط بگو 

خدا تو را 

برای من ساخت 

یا مرا برای تو 

ویران کرد 

کدام ؟

       " عباس معروفی "


اطلاعات

  • منبع: http://pretext.blog.ir/1395/11/27/رهایم-کن
  • مطالب مشابه: رهایم کن ...
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

احساسِ حراج خورده 

مفت هم گران ست 

در خیابانِ شانزلیزه خی  

قدم بزن 

عشق را نعره بکش 

به دستانِ خالی ت نگاه کن 

و به جای من ...

هوای مسمومِ جفا را نفس  بکش

مثل پیچک پیراهنی به قامتِ آرامش م بودی 

افسوس ...

درد بالغ شد و یقه بودنم را گرفت

بی جان و نفس بریده 

سردیِ تنِ رابطه را به دستانِ خدا میسپارم 


اطلاعات

  • منبع: http://pretext.blog.ir/1395/11/27/بلوغ-درد
  • مطالب مشابه: بلوغِ درد...
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

من ترا میفهمم 

تو مرا میفهمی 

در میانِ این همه فهمِ درست 

به تو میفهمانم 

عشق ترکیبِ دو احساسِ غنی ست 

لحظاتش خاص 

شیرین 

خواستنی ست 

زندگی آئینهِ کردار ماست 

نقشش باطل ِ رویای ماست 

ن بهشتت آسان آمده بدست 

ن جهنم سهمِ این درمانده گی ست 

با ترانه 

با شعر 

با هر کلام 

قطره قطره سوختم پر پر شدم 

از تعهد گفتی و .......

....................




اطلاعات

آسمانِ خدا ک دلتنگ میشود 

ماه و ستاره ها...

به خواب میروند 

بغض میکند 

میبارد...آرام میشود...

و آینده در فردا طلوع میکند 

آسمانِ دلِ من ک غمگین میشود 

اندوه چشمک میزند 

درد بیدار میشود 

چشم میبارد 

آرام نمیشود 

در گذشته جا میماند ...غرق میشود 


اطلاعات

  • منبع: http://pretext.blog.ir/1395/11/27/جاودانه
  • مطالب مشابه: جاودانه....
  • کلمات کلیدی: میشود 
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

من را ز هر چ داشتم جدا کردی 

دردا ک تا به روی تو خندیدم 

در رنج من نشستی و کوشیدی 

اشکم چو رنگ خون شقایق شد 

آن را به جام کردی و نوشیدی 

    " فروغ فرخزاد"


اطلاعات

صدای گام هایت 

بی تابم میکند 

دوست داشتنت را آنقدر هجی کرده م 

ک دستهایم بوی تو رو میدهند 

نمیدانم...

ابتدا و انتهای هستی کجاست 

اصلا تو ک باشی 

جهان ....عشق....زندگی...

با تو معنا میشود 

و من تا ناکجاآبادِ سرنوشت

نام " ت " را بر قلبم پلاک میکنم  

برای تفسیرت واژه کم آورده م 

با این همه عاشقی ؛ دلدادگی ؛ جنون چ کنم؟

به گمانم خدا را هم خسته کرده م 

آ منِ مسلمان را چ به تثلیث خواندن ؟!!

آه ...آه ..

آنقدر از آسمانِ عشق ستاره میچینم 

آنقدر بر سر راهت فانوس میگذارم 

آنقدر صدایت میکنم 

ک بگویی ...جانِ دلم !



اطلاعات

  • منبع: http://pretext.blog.ir/1395/11/26/تثلیث
  • مطالب مشابه: تثلیث...
  • کلمات کلیدی: آنقدر
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

خاطرت آشفته حالم میکند 

آن قدمهایت 

نگاهت خوش خیالم میکند 

تا نشانی از تو و آیین تو 

بر دل و جان خودنمایی میکند 

باز  آ ؛ ک در این خانه سبز 

چشمِ مستم تا ابد 

با خی عشق بازی  میکند 



اطلاعات

شعرهایم ست 

مثلِ افکارم 

در ازدحامِ واژه هایی 

ک ناشیانه استعارهِ آغوشت را 

طلب میکند 

حالا تو ای وحشیِ خیال 

عاقلانه ...

از تنِ صبر و سکوت 

لباسِ حوصله را   کن 


اطلاعات

بیا دلتنگی را ...

از لابلای انگشتانِ زمختِ زمان 

به آنسویِ قاره های دور پرت کنیم 

بهانه ها را به آغوشِ سردِ تنهایی بسپاریم 

ایستاده بر قله عشق 

" دوستت دارم " را 

حریصانه 

به آغوش بکشیم 



اطلاعات

" دل به جان آمد خدایا مرحمی " 

سخنی ؛حرفی ؛ حدیثی ؛ همدمی 

غربت و اندوه و یارِ بی وفا 

پنجه زد بر روح و جسمِ بی پناه 

گفته ند...

درد در پی درمان میاید پدید

درد به جان آمد.. 

پس کجاست آن طبیبِ ناشکیب 

تا ک شبهای مرا روشن کند 

قصه دلدادگی با دلم نجوا کند

تا تَن و جان و دلم ؛ بعد ازین

با آفتابِ نگاهش هماغوشی کند 


  




اطلاعات

ای وسوسه انگیز ترین خیالِ من 
دیگر چ فرقی میکند 
دور از تو باشم 
یا کنارِ قلبت ؛ در آغوشت 
نفس بکشم 
به فال ها اعتماد کنم 
یا به جاده هایی ک مرا به تو میرسانند 
با تو در شعرهایم زندگی کنم 
یا نبودنت را...
دلتنگی هایم را به گوشِ خدا برسانم 
دیگر چ فرقی میکند 
شهر به شهر سفر کنم 
و هماغوش خاطراتِ خاک گرفته 
کوله بارِ تنهاییم را به دوش بکشم 
یا " دوستت دارم " هایم را 
بر بال پرستوهای مهاجر 
یا قاصدکانِ لال 
تا مقصدت راهی کنم 
اصلا تو بگو ...
وقتی نیستی 
چ فرقی میکند 
نفس بکشم یا نکشم !

اطلاعات

  • منبع: http://pretext.blog.ir/1395/11/26/وقتی-تو-نیستی
  • مطالب مشابه: وقتی تو نیستی...
  • کلمات کلیدی: کنم  ,میکند  ,فرقی ,فرقی میکند 
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

از ستاره گانِ معلق به ستون های 

آسمان شنیده م ...

مرا به یاد خواهی آورد 

آن هنگام ک انعکاسِ عصیان 

در کوهها 

در لابلای درختانی ک به سمت مغرب خمیده ند 

در فضای بسته ذهنت میپیچد

 و زمستان سایه انجمادش را 

به رخِ دریچه ها 

پنجره های ناتوان 

میکشد ....

آرام و مطمئن

با قلم مویِ صبر

 صفحه خا تریِ  سرنوشت را 

به رنگ عشق نقاشی ... 

 و خاطراتِ نیمه جان و خسته را 

در مسیر باد 

به دستِ فراموشی میسپارم  


اطلاعات

راه میروم 

مینشینم

میخوابم 

به تو فکر میکنم 

شب

روز

در سکوت 

خلوت

هیاهو

دلتنگت میشوم 

فرو میریزم 

فرو میپاشم 

پلک میزنم 

باز 

بسته 

ذهنم مچاله میشود 

بی تاب 

منتظر 

خسته

آه....

دوست داشتنت چقدر سخت بود 


اطلاعات

رفتم 

رفتی 

رفت 

لعنتی...

فعلِ قشنگی نیست 

نمیدانم مشکل از صَرفَش بود 

یا از دلشوره نیامدن ها 

کاش حذف میشد !


اطلاعات

وای ؛ باران 

باران 

شیشه پنجره را باران شست 

از دل من اما 

چ ی نقش تو را خواهد شست 

         حمید مصدق 


اطلاعات

آسمان می غرد 

دلِ من میشکند 

ابر میشوم 

میبارم 

بر شانه های تو 



اطلاعات

وسعت اندوهم 

در حد کلام و حرف نمیگنجد 

آنقدر در شعرهایم زندگی کرده یی

ک واژگانِ خسته از بیان 

بی  

بر ذهنم  شوریده ند 

آنقدر در حسم  پیچیده ای 

ک دیگر مرا توانِ نفس کشیدن نیست 

دستانِ خالی از معجزه را 

به امواجِ متلاطمِ دریا س م 

شاید ...

مرا 

اندوهم را 

خیالم را 

این همه خالی تو را 

ببرد...بشوید...بگیرد 





اطلاعات

شعرهایم را 

میکارم 

جوانه میزند 

در تمام فصولِ یادِ تو 

رشد میکند 

سفید 

قرمز

آبی 

بنفش 

گلها را 

به ت میزنم 

میخواهم آ ِ شبهایت 

پُر باشد از عطرِ تنِ تبدارم 


اطلاعات

  • منبع: http://pretext.blog.ir/1395/11/25/آخر-شب
  • مطالب مشابه: آ ِ شب...
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

ترا به یاد خواهم آورد 

و تمامِ زخم هایی 

ک در تاریک خانه قلبم 

با مرحمِ اشک

تسلی بخشِ  

 دقایقِ بیرحمی بود 

ک حوصله خاطرات را 

یک به یک 

بر بومِ انتظار ورق میزد 

دادی به باد دلی لبریز از

  اعتمادِ را 

ک با چشمانی بسته 

در  آتشِ سراب  سوخت 




اطلاعات

برای تو 

برای این همه خالی 

پروانه م 

برای دستانت 

نگاهت....قلبت 

شمعم ...

میچکم ...قطره قطره..

در خیالی ک هر روز قلم به دست 

شعرت میکند .

باید حافظه را قاب گرفت 

آویزان بر دیوار

هر روز ...

از کنارش عبور کرد

تنهایی بد دردی ست 

میچرخی

میسوزی....میچکی...آب میشوی..

شعر میشوی 

قاب میگیری...عبور میکنی 

تا آرام بگیرد 

قهر کند...برود 


اطلاعات

بیا ....بیا...

دور از چشمانِ حسودِ دنیا 

زیرِ باران 

بدون چتر 

آشتی با کودک درون 

در خیابان های سردِ سکوت 

بازی کنیم .

من از " دوستت دارم " هایی بگویم 

ک از چشمانم به شکل اشک 

بر شانه هایت میچکد 

تو از فرداهایی ک تا ابد 

مرا به صبر و شکیبایی میخواند 

چشمانم را میبندی ؛ میچرخانیم 

و من همچنان در جستجوی تنت 

ازین سو به آن سوی هراس 

با چشمانی خیس ؛ از پشتِ چشم بندِ 

خسته 

عاجز 

صبر میکنم....حوصله می م 

تا تو براحتی از خیالم بگریزی 

میروی....دور میشوی 

مینشینم ...لبخند میزنم 

با همان چشمانِ بسته 

آهسته میگویم ...

بازی تمام شد !




اطلاعات

بهشت من ....

جایی ست میانِ بازوان تو 

آن هنگام ک انعکاسِ تصویرم 

در چشمانت...

آینه دارِ رویاهای من ست 

و من بی پروا غرق میشوم ...محو میشوم...

در آغوشت .



اطلاعات

  • منبع: http://pretext.blog.ir/1395/11/23/حدیث-دل
  • مطالب مشابه: حدیثِ دل...
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

با من ..

به لهجه عشق 

به شیوه نوازش 

در امتداد بی رحمِ 

مهربان ؛ حرف بزن .

ستاره گانِ خاموش 

در انتظارِ اعجازِ دستانِ شفابخش ت 

خنده های مرا به یغما برده ند 

بر من طلوع کن 

میخواهم در چشمانت پر پر بزنم 




اطلاعات

همه هستی من آیه تاریکی ست 

ک ترا در خود تکرار کنان 

به سحرگاه شکفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد 

    " فروغ فرخزاد "


اطلاعات

خی را به من بسپار 
و دستانت را 
از اینجا ک من هستم 
تا جایی ک تو ایستاده ای 
پلی ست تا انتهای آسمان 
آنجا ک خدا به انتظارِ نشسته 
ک به یُمنِ آشتی گل و گلدان 
زمان در حصرِ دستانِ ما 
در برابر اعجازِ عشق زانو میزند 

اطلاعات

  • منبع: http://pretext.blog.ir/1395/11/24/حصر-زمان
  • مطالب مشابه: حصرِ زمان....
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
از انعکاسِ تابشِ خورشید 
بر امواجِ آرامِ اقیانوسِ خی  
تکلمِ کلامم جان میگیرد 
شناور بر قایقِ احساس 
تا افق....تا کرانه ت 
سفر خواهم کرد 

اطلاعات

زمان زندانبانِ من ست 

در حصارِ دیوارهایی 

ک نیست ....

اما عمیق زخم میزند 

تنگ به آغوشم میگیرد 


اطلاعات

  • منبع: http://pretext.blog.ir/1395/11/22/زمان
  • مطالب مشابه: زمان...
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

زمان نقاب از چهره برداشت 

و دنیا ....

در فصلِ انجمادِ باورها 

دست به دامانِ چشم شد 

ک با گرمیِ اشک 

مرحمی بر آشوبِ دل باشد 

و خدا همچنان 

در قلب سرزمینِ شعر و ترانه 

چوگان بازی میکند 

و با لبخند میگوید آرام باش !

" پایانِ شب سیاه سپید ست " 



اطلاعات

  • منبع: http://pretext.blog.ir/1395/11/23/نقاب
  • مطالب مشابه: نقاب....
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

اندوهِ هزاران تردید 

بر شانه های ناتوانم سنگینی میکند 

خیال را به حبس کشیده م 

و ناشیانه به دورِ  روح خسته و عاصیم 

به شیوهِ عاقلان

صبورانه پیلهِ حسرت میکشم 

 و با چشمانی اشکبار...

دل ؛ به وزشِ بیرحمِ بادهای تقدیر س م 

ک عطرِ تو را ه نِ لحظاتِ عاصی سکوت 

 نفسِ جانم کند .

تمامِ جهت های انتظار و امید 

از بن بستِ عصیانت 

از ترکیب حروف بیرحم 

به جرمِ عاشقی و یگانگی 

محکوم به سکوت کرده ند 

با من با نوازش ...

با دستهای مهربانت 

به رنگِ عشق 

با لمسِ تنم حرف بزن 





اطلاعات

ص شبیه غروب میگفت 

ناله اسپند بر آتش شنیدنی ست 

آوازش لالایی خورشید ست 

و من نمیدانم چرا هنوز ...

چشمانم میزبانِ پنج شنبه های خیال ست 

ی چ میداند وحشتِ آسمان 

از ش تنِ ستاره ها بود 

یا خاموشیِ زمین 

وقتی کبوترِ زخمی پیام آورِ طلوع بود 



اطلاعات

 مثل تک برگ خزان زده 

بر شاخه نازک امید 

در پی هر نسیم

از هراسِ ج  

جان میدهم


اطلاعات

تو به من خندیدی و نمی دانستی؛

من به چه دلهره از باغچۀ همسایه سیب را یدم؛

باغبان از پی من تند دوید؛

سیب را دست تو دید؛

غضب آلود به من کرد نگاه؛


سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک؛


و تو رفتی و هنوز؛


سال هاست که در گوش من آرام آرام؛


خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم؛


و من شه کنان غرق در این پندارم؛


که چرا باغچۀ کوچک ما سیب نداشت

          " حمید مصدق " 


اطلاعات

  • منبع: http://pretext.blog.ir/1395/11/21/لوح-سیب
  • مطالب مشابه: لوح......سیب...
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

دست و دلم به نوشتن نمیرود باز 

شرحِ قصه پریشانی دوباره  نمیکند آغاز 

سبوی ش ته م ولی جان دلم 

سنگ هم ک باشی ش تن سهمِ دلِ ش ته نبوده باز 


اطلاعات

چقدر نبودنت سخت ست 

و من نمیدانم 

خالی تو را چگونه پُر کنم 

با کدام نُت تو را بنویسم 

ک انتهایش سکوتِ سکته دار نباشد 

با کدام ساز نغمه دلتنگی نواختن کنم 

تا کی تا کجا در ابهامِ افکارم بچرخم 

ک سرگیجه هایش 

جهانم را به بادِ فنا ندهد 

با هزاران تکثیرِ ناتمامِ تو در وجودم 

چ کنم ؟
تو بگو 
با این همه چ کنم ؛ چ کنم ؟!

اطلاعات

  • منبع: http://pretext.blog.ir/1395/11/15/چ-کنم
  • مطالب مشابه: چ کنم ؟!
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

چیزی شبیهِ ....

دویدنِ بی تابِ حروف در پی هم 

هوای کلماتم بارانی ست 

مثلِ هوایِ بی پناهیم 

بی فر م 

در دستانِ مبهمِ سرنوشت .

در دایرهِ حکمت....

 به تو می شم 

و به ستاره ای 

ک همچون فانوس 

پهنای آسمانِ شب را روشن کرد 

و زمین میزبانِ... 

کودکِ بی سامانِ عشق شد


اطلاعات

  • منبع: http://pretext.blog.ir/1395/11/16/آرامش
  • مطالب مشابه: آرامش....
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

آخرین ارسال ها