گویند سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود ولیک بخون جگر شود

یکی پیدا شده جابجا کنم 

مامان نمیزاره 

خدایا .......

کمک 

اگه نگفته بودم ساده تر بود راضی ش 


اطلاعات

فکرشو نمی  

من هنوز تنهام 

آخه فکر می تنها نیستم 

امروز غروب بدیه واقعا 

الان واقعا میفهمم که من مشکل دادم واقعا مشکل از منه که تو این لحظه باید احساس تنهایی م 

فکر ی تو زندگیم هست تو تنهایی بتونه منو باور کنه کنارم باشه اما اشتباه  

به خدا توقع بیجا نیست 

من فکر کنم اصلا کم کاری ن  

اما الان کجا هستم هیچ جا تنهام مثل همیشه 


اطلاعات

هزار دشمنم گر میکنند قصد هلاک 

 گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک

مرا امید وصال تو زنده می‌دارد

و گر نه هر دمم از هجر توست بیم هلاک

نفس نفس اگر از باد نشنوم بویش

زمان زمان چو گل از غم کنم گریبان چاک

رود به خواب دو چشم از خیال تو هیهات

بود صبور دل اندر فراق تو حاشاک

اگر تو زخم زنی به که دیگری مرهم

و گر تو زهر دهی به که دیگری تریاک

بضرب سیفک قتلی حیاتنا ابدا

لأن روحی قد طاب ان ی فداک

عنان مپیچ که گر می‌زنی به شمشیرم

سپر کنم سر و دستت ندارم از فتراک

تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند

به قدر دانش خود هر ی کند ادراک

به چشم خلق عزیز جهان شود حافظ

که بر در تو نهد روی مسکنت بر خاک

 

اطلاعات

اولین کشیک تموم شد

وای چقدر کار 

چقدر باور ن ی 

حالا فعلا من observer هستم و مسئولیتی ندارم اما به محض گرفتن مهرم وای وای آدمه که از در و دیوار با من کار دارن

اینو مهر کن اونو بنویس

اینو توضیح بده

چرا اینطوری شد 

و در نهایت شسته شدن و چلانده شدن توسط سال بالا

هر از گاهی میگم زیرش و بکشم و در برم 

بعد میگم نه  تو میتونی 

فکر کن تو ۳۱ ساعت کشیک فقط ۴ ساعت بخو (تازه الان روزهای طلایی هستن واقعا که میشه ۴ ساعت خو د ) و ۲ ساعت رو صندلی نشست بقیش س ا 


اطلاعات

بطور کاملا باور ن ی من اومدم تو یه ساندویچی تک و تنها 

حال نداشتم تنها برم رستوران

داشتم از گشنگی میمردم این هم خوابگآهی مامانش اومده بود از خواب بیدار شدم رفتم برگشتم دیدم وای چه بوی غذایی میاد مردم از گشنگی

خلاصه یه چندتا قلب شیر خوردم و زدم بیرون 

ید امو  و اومدم ناهار 

بدک نیست از گرسنه موندن بهتره



اطلاعات

بالا ه کاری که میخواستم انجام دادم تا بخودم ثابت کنم میتونم 

اما احتمالا تا فردا حس دعوام کنن 

به جهنم

آخه هم سال ما خودشون بلد نیستن و استرس دارن و همش به آدم استرس وارد میکنن 

انصافا بی سوادن 

اما با مربی ماما خیلی خوب بود راحت بچه رو گرفتم اما احتمالا بچه دوم بودن هم بود موثر بود اگه زایمان اول بود خیلی سخت تر میشد 

خلاصه فردا اگه دارم نزدن میام دوباره مینویسم 

تازشم ع دخترم و گرفتم 

نمیشه اینجا بزارم چون ه

تازشم به من گفت از من ع میگیری بیشعور



اطلاعات

کشیک خلوته و من دو ساعت آف شدم که استراحت کنم اما خوابم نمیاد .چیزی هم نیاوردم بخورم .کتابم ندارم بخونم 

وایییییی 

خیلی چیزا هست که بلد نیستم و باید یاد بگیرم 

امروز مریضمون بد شانس بود و پارگی بدی داد اما کارش به اتاق عمل نکشید 

خدایا من تو مرحله ای بیمارم بشه که خودم بلد باشم جمعش کنم داشتم سکته می  

من هنوز به تنهایی بچه نگرفتم چرا آخه 

من باید اپی بدم باید بدوزم 

بلید دستم تند بشه 



اطلاعات

آخرین ارسال ها