آیین مزدیسنی

گاتاها/سرود چهارم/بندهشتم
بدین سان تورا شناختم ای مزدا،که نخستین سرچشمه آفرینش،بی آغاز و در شه،جوان و پیشرو هستی.


اطلاعات

  • منبع: http://zoroastrian-society.persianblog.ir/post/205
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.


هم فیلسوف (شیفتۀ د و دانش) و هم دانشمند بود

زرتشت همۀ اینها بود چون که یک بینشور بود،

چون که بینا بود، چون که می دید، چون که با همه اش می دید، با دش، با شۀ نیکش، با وهومنش.

چون که می دید و می فهمید و می دانست که انسان از بنیاد در پی رها شدن از تار و پودِ بیم و نگرانی و تردید و ناامیدی و همچنین ستم و بیداد و ناآرامی است. می دانست که او در پی رسیدن به شادی و خشنودی و امید در آرامش و داد است.

او خشنودی خود را، در خشنودی همگان، در خشنودی “روان هستی” یا “گئوش اوروان” می دید که آن همانا زندگی است و هستی است و جان.


اطلاعات

  • منبع: http://zoroastrian-society.persianblog.ir/post/206
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی: خشنودی
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.



در ایران باستان شب چهارشنبه سوری در بالای قصر سلطنتی یا کاخهای بزرگ شهر منی از آتش روشن می د

و دیگران نیز بنا به پیروی از آنان بالای بام خود آتش روشن مینمودند

سوری به معنی سرخی - مانند گل و - و سور به معنی عیش و سرور و شادمانی است

و نیز به معنی باروی شهر و بام بلند و دیوار شهر است و آتش را به آن جهت روشن می د که معتقد بودند تمام بدی ها و سیاهی ها را در آتش

افکنده و می سوزاندند و از روی آتش می پ د و می گفتند : " سرخی تو از من زردی من از تو "

منظور از سرخی کردار نیک و منظور از زردی کردار زشت و ناپسند است

در زمان هخا ان منی از آتش را  به سه کوپه تقسیم می د و با همان روش از روی آن سه آتش به نامهای

آسمان ، آذر و آبان که نام سه فرشته مقرب خدا هستند می پ د

پس از آن آتش به هفت تقسیم شد و به نام هفت امشاسپند نامگذاری شد

آجیل مشکل گشا که از هفت نوع میوه  خشک تهیه شده در شب چهارشنبه سوری ضروری بود که هر خانواده

باید آن را تهیه می کرد و به نام هفت امشاسپند در سفره چهارشنبه سوری میگذاشتند

از این آجیل همه اعضای خانواده برای شگون و تندرستی می خوردند

سپس در کوزه کهنه سال پیشین مقداری  آب ریخته از بالای بام به زمین می انداختند زیرا میگفتند که فروهر ها

از کوزه نو دیدن خواهند کرد و از آب آن کوزه کهنه که به معنی روشنایی بود در خانه آنها پاشیده میشد

در زمان ساسانیان به جای آب سکه هایی را درون کوزه می انداختند و آنرا از پشت بام به زمین پرتاب می د

به منزله ی اینکه روزی و برکت برای آنان نازل شود.


اطلاعات

  • منبع: http://zoroastrian-society.persianblog.ir/post/208
  • مطالب مشابه: جشن چهارشنبه سوری:
  • کلمات کلیدی: معنی ,چهارشنبه ,کوزه ,سوری ,سرخی ,روشن ,چهارشنبه سوری ,کوزه کهنه
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.


چند سال است که در آستانه نوروز برخی از افراد در ستیز با آیین‌های شاد نوروزی، خواستار ب انشدن جشن چهارشنبه سوری، و برچیدن سفره هفت‌سین و حذف سبزه و ماهی قرمز سفره هفت‌سین و افه خواندن «سیزده‌به‌در» هستند و برای دست‌ی به این خواسته‌ها از انتشار هرگونه خبر جعلی یا گزارش نادرست نیز فروگذار نمی‌کنند. اینان در ستیز با ماهی قرمز، یک سال احتمال بیماریزا بودن ماهی قرمز و سال دیگر جوان بودن این سنت و سال بعد وارداتی بودن آن از چین را مطرح د که همه این موارد از سوی پژوهشگران و صاحب‌نظران کاملا رد شده است. چنان که گفته شد یکی از این اظهارنظرهای اشتباه، عدم سابقه تاریخی آشنایی ایرانیان با ماهی قرمز و ورود این گونه جانوری در صد سال پیش از چین به ایران است. اما بررسی‌های اخیر نشان می‌دهد که ایرانیان بیش از 2500 سال پیش با ماهی قرمز آشنایی داشته‌اند. ماهی قرمز (/ زرماهی، طلا‌ماهی، ماهی سرخ، ماهی طلایی، ماهی گلی، ماهی حوض) یا gold fish با نام علمیcar ius auratus auratus گونه‌ای ماهی از سردهٔ کپورچه‌هاست. گرچه این کپورچه‌های زیبا را در زبان فارسی «ماهی قرمز» و در زبان انگلیسی «گلدفیش» یا «‌طلاماهی» می‌نامند، اما به رنگ‌های گوناگونی همچون طلایی، قرمز نارنجی، نقره‌ای، خا تری، قهوه‌ای و سفید و سیاه در فرم‌ها و اندازه‌‌های متنوع پرورش داده شده‌اند که بیشتر جنبه تزئینی دارند.



اطلاعات

امروز 
آدینه(ناهید شید)
۲۷اسفند ۱۳۹۵ خورشیدی
۱۷مارس ۲۰۱۷ ترسایی
سپنتمد روز سومین روز از فرخنده گهنبار چهره همس پت میدیم گاه

اطلاعات

  • منبع: http://zoroastrian-society.persianblog.ir/post/211
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.
از هم اکنون خود را برای زادروز بزرگ آموزگار دورزی و شمندی،نخستین پیام آور یکتا پرستی ،مانتران بزرگ اشوزرتشت اسپنتمان آماده میکنیم.
۶فروردین جشن بزرگ زادروز اشو زرتشت

اطلاعات

  • منبع: http://zoroastrian-society.persianblog.ir/post/210
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.



پایانِ سال کُهَن
در آغاز پنجه بزرگ و گاهانبار همس پت میدیم گاه
در روزهای یادکرد از گذشته و درگذشتگان
برای رسیدن به اکنون و باشندگان
و برای ساختن آینده و آیندگان

یزشن و نیایش و درود و ستایش باد
به اهورامزدا، خداوند جان و د، جان جانان،
به امشاسپندان و امشاسپندی، همواره جوانی و همیشه پی از خویش
به گاتاهای سپنتا، پیام مانتر و شه برانگیز،
به گاه اَهنُوَد و اُشتَوَد و سِپَنتِمَد و وُهوخشَترَ و وَهیشتوایش،
به روان و فروهر هما روانان و فروهرانِ اَشَوان، هَستان و بیدان و زادان و وَرزادان
از گذشته تا به امروز و به آینده.
به فروهرهای همۀ پاکان و یاران و نزدیکان.
ی که از روی راستی و پاکی رفتار کند
و پرستش او در پرستاری از جان و جهان باشد
او نزد مردم در میان بهترها شناخته می شود
از چنین انی، چه آنان که بودند و چه هستند
من با نام یاد می کنم و با مهر فراوان گِردِ آنان می گردم.
ی که در پرتو د افزاینده و با دلی پاک
شه و گفتار و کردارش نیک و با راستی هماهنگ باشد
رسایی و جاودانی ازآنِ اوست.
می ستاییم شه نیک، گفتار نیک و کردار نیکی را که در اینجا و جاهای دیگر انجام گرفته یا پس از این انجام خواهد گرفت و آرزومندیم تا رفتار ما نیز چنان باشد تا در شمارِ نیکوکاران باشیم.
درود و ستایش و آفرین و نیایش باد به مردمان نیکوکار و توانا و دانا.

هَما زور بیم . هما زور هما فرخ بیم . هما زورِ همیشه شاد و م و رامِشنِ پیروزگر بیم.

اَغنی اَشو بیم . دیر زیویم . شاد زیویم . تا زیویم به کامه زیویم . گیتی مان باد به کامه ی تن. مینومان باد به کامه ی روان.

هما زور بیم . هما زور هما اشو بیم.

اشم وهو وَهیشتِم استی. اوشتا اَستی. اوشتا اَهمایی هیَت اشایی وهیشتایی اَشِم.

اطلاعات

  • منبع: http://zoroastrian-society.persianblog.ir/post/209
  • مطالب مشابه: نیایش پنجه بزرگ-
  • کلمات کلیدی: زیویم ,کامه ,نیایش ,پنجه بزرگ
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.


به نام اهورامزدا
اشویی خوشبختی است و خوشبختی از آن ی است که خواهان خوشبختی دیگران باشد.
(قسمتهایی از هفتن یشت)
ایتا. آت. یَِزَه مَیْدِه. اَهورِمْ. مَزدامْ. یِه. گامْچا. اَشِمْچا. دات. اَپَسْچا. اُرْوَراوْسْچا. وَنْگْهواشِ. رَئُوچاوْسْچا. دات. بومیْمچا. ویسْپاچا. وُهو...دَیتی. کَنامْچا. ایدْیونام. هْیَتْ. اُرونو. یَزَه مَیْدِه... اَشااُنامْ. آئَتْ. اُرونو. یَزَه مَیْدِه. کودُ. زاتَنامْچیت. نَرامْچا. نااِئری نامْچا. یَئِه شامْ. وَهِه هیش. دَائِناوْ. وَهنَینْتی. وا. وِنْگْهِن. وا. وَاونَرِه. وا...
آت. ایتا. یَزَه مَیْدِه. وَنْگْهوشْچا. ایت. وَنْگْهومیشْچا. ایت. سْپِنْتِ نْگْ. اَمِشهِ نْگْ. یَوَاِجِْیو. یَوَاِسْوو. یوئی. وَنْگْهِه اُش. آ. مَنَنْگْهو. شْیِِنْیتی. یاوْسْچا. اوُایتی...
تو را ای اهورامزدا می پرستم، که قانون اشا را بنیاد نهادی، آبها و گیاهان و روشنایی را آفریدی، کل جهان و همه نعمتها را نیک آفریدی- می ستاییم روان یلان و پهلوانان و مردان و ن نیک شی که با وجدان نیک بر ضد بدی ها بی می خیزند- می ستاییم مردان و ن نیک ش و جاودانه را که همواره با منش پاک زندگی می کنند و دائم سودرسان می باشند.
(باشندگان سر سفره دست در دست هم)
اَتَه جَمْیادَیَته آفْرینامی (همان شود که آرزو کردیم). اَغْنی اَشوبیم(بشود که از اشون ها باشیم). هَمازوربیم. هَمازور کِرفِه کاران بیم. دور از وَنا و وَناکاران بیم. هَم کرفه بسته کشتیان و نیکان و وهان هفت کشور زمین بیم. دیرزیویم. درست زیویم. شادزیویم. تازیویم به کامه زیویم. گیتی مان باد به کامه تن. مینومان باد به کامه روان. همازوربیم. همازور همااشوبیم. اشم وهو(تا سر)


اطلاعات

  • منبع: http://zoroastrian-society.persianblog.ir/post/212
  • مطالب مشابه: اوستای تحویل سال:
  • کلمات کلیدی: مَیْدِه ,کامه ,یَزَه ,خوشبختی ,یَزَه مَیْدِه ,اُرونو یَزَه ,اُرونو یَزَه مَیْدِه
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.



دانستیم که پیش درآمد آرامش و هنجار (سپنتا آرمیتی)، رسیدن به خشتراست که آن چیرگی بر خود و هوای نفس است.

تنها راه رسیدن به سرچشمه ی دانش و راستی و فهم درست از زندگانی رسیدن به آرامشی است که در سایه ی آن راهِ رسیدن به نور و روشنایی هموار شده و می توان به سرمنزل مقصود رسید. این همان راهی بود که خودِ اشو زرتشت، به عنوان نخستین انسان شناخته شده در تاریخ رفت و به روشنایی رسید و مزدای او همین سرچشمه ی نور و دانش و راستی بود. آن خداوندی که هم آنقدر بزرگ است که در شه نمی گنجد و هم آنقدر دست یافتنی که می توان بدان رسید. اما چگونه ؟

در درازای تاریخ انسانی، شه ها و شمندان بی شماری با همین هدف و همین آرمان راه های گوناگونی را آزمایش و به پیروان خود سفارش نموده اند. بر اساس تمامی این فلسفه ها و همچنین روانشناسی نوین مهمترین وسیله ی انسان، داشتن تمرکز شه و آگاهی و بودنی راستین در تمامی زندگی است.

با پندار و گمان حقیقتی به دست نمی آید بلکه با تمرکز و دیدن (نه تنها نگاه !) و البته با آزمون و فراگیری است که آهسته آهسته می توان به شناخت رسید و از جمله با کارکرد اندامها و ابزار سهشی بدن خود آشنا شد. با مبارزه با سرچشمه های بروز و نمود سهش های ویرانگر می توان از بروز آنها جلوگیری نموده و به جایی رسید که بر آنها چیره شد. یکی از بنیادین ترین ابزارهای دستی به تمرکز فکری، تمرین بینش درونی یا “مدیتیشن“ meditation می باشد.

نیایش ها نیز ابزار دیگری برای تمرکز آگاهانه و دست یافتن به آرامش هستند. البته نیایش ها دارای ویژگی های دیگری نیز هستند که در بخش خود به آنها می پردازیم.

آرامش آنجاست که از سهش های تند و ویرانگر و میوه ی آنها، همانا خشم، دروغ، ترس، کینه، دشمنی، بیداد و … خبری نباشد. آنجاست که انسان از “خود” گذشته و تنها مهر می شود و مهربانی؛ مهری بدون چشمداشت؛ مهری اشویی به تمامی آفرینش. آنجاست که انسان می تواند نمونه ی بارز و کامل پیام آسمانی “ اَشم وُهو وَهیشتم استی، اوشتا استی، اوشتا اَهمایی هیُت اَشایی وَهیشتایی اَشم” بشود. بله، آنجاست که خشنودی، رضایت و “اوشتا” ushtâ به دست می آید.


اطلاعات

  • منبع: http://zoroastrian-society.persianblog.ir/post/194
  • مطالب مشابه: آرامش فردی
  • کلمات کلیدی: رسید ,آرامش ,تمرکز ,توان ,آنجاست ,تمامی ,استی، اوشتا
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.



روی هم رفته دین بهی با “ ها” و “نکن ها” سر و کار ندارد و تنها بنیان ها و پایه ها هستند که قوانین جاری و همیشگی بوده و هماهنگی با آنها پایدارنده ی خوشبختی و رستگاری انسان هاست. راهنمایی های دینی کلی است و هدف تندرستی و سلامت تن و روان است.


اطلاعات



 بر اساس دین و سنت، هر فرد زرتشتی خویشکاری هایی دارد که از آغاز دوران رسیدگی یا بلوغ تا پایان زندگی خاکی، شایسته است که آنها را به کار بندد. از جمله ی این شایستگی ها چنین هستند :

 

- هومَتَ، هوختَ، هوَرشتَ humata, hukhta, hvarshta شه نیک، گفتار نیک و کردار نیک

ـ راستی یا اشایی و دوری از دروغ

ـ میانه روی

ـ گرامی داشت پدرو مادر

ـ پاکی و پاکیزگی، تندرستی و بهداشت

ـ کار و آبادانی

ـ پاکیزه نگاهداری و سالم سازی پیرامون یا محیط زیست

ـ دانش آموزی و دانش پراکنی

ـ ستایش و پرداختن به زیبایی و هنر

ـ استفاده ن از ماده های هوش رُبا که به شه و د آسیب می رسانند

ـ کمتر خوردن گوشت جانوران، از همین رو در سنت است که زرتشتیان در چهار روز از هر ماه از خوردن گوشت و اصولا کشتن جانوران به قصد خوردن، خودداری می کنند. از همین رو به این روزها “ نَبُر”  nabor         می گویند. این روزها بر اساس گاهنمای زرتشتی عبارتند از : وهمن، ماه، گوش و رام؛ در هر ماه


اطلاعات



در «هوسپارم نسک» بخشی درباره‌ی گناه آنان که به گیاهان آزار می‌رسانند و درختان را می‌برند، آمده است و کیفری که می‌باید از این‌کار در دادگاه ببرند.
در ‌ی 11 یسنا 17 آمده: همه‌ی گیاهان مزدا داده را می‌ستاییم و در ‌ی 9 یسنا 71 آمده: بالا و ریشه‌ی گیاهان را می‌ستاییم.
قطع درختان جرم محسوب می‌شد و حتی کندن برگ درختان نیز گناه بود. تنها در شرایط خاصی که در قوانین تعیین شده بود، ممکن بود درختی را ریشه‌کن کرد. همچنین مطابق مندرجات بند 61 فصل اول «سکاتوم نسک»، ریشه‌کن گیاهان طبی، گناه بوده است.


اطلاعات



سِپَنتا مینوspentâ mainyu

 یا “گوهر افزایندگی” فروزه ی آفرینندگی اهورامزداست. از این فروزه است که آفرینش پدید آمده است. این قلمرو همواره می افزاید و می گسترد و به پیش می برد و از آن است که ما انسانها نیزآفریننده می باشیم.
کانال آیین و فرهنگ و هنر آریایی


اطلاعات



یکی از زیباترین سرودهای دینی است که پورداود، در ستایشِ سپندینگی دو نیایش به‌نام‌های؛ «اَشِمْ وُهو» و «یَتا اَهو»  سروده است.
درباره‌ی این سرود می‌نویسد: ده اوستا با دو نیایش به‌نام؛ «اَشِمْ وُهو» و «یَتا اَهو» آغاز می‌شود. این دو خُرد، از آن‌رو که گرداگردِ  نیایش‌های دیگر است، به «پیرامون یَشْت» نامور است. این دو بسیار پرارج  و سپند هستند.

بامداد شد، بانگ زد وس   
    از سرای شه، بر زدند
چرخ شست نَک، روی آبنوس       موبدا  تو هم،  خیز و روی شو
خوان «اَشِمْ وُهو»، گو «یَتا اَهو»
گو «یَتا اَهو»، خوان «اَشِمْ وُهو»
خیز موبدا آتشی فروز    
   ‌ی سیه، ز این زبانه سوز
کیش باستان، زنده‌دان هنوز   
    ز ایزدی فروغ،  بَرمتاب رو
خوان «اَشِمْ وُهو»، گو «یَتا اَهو»
گو «یَتا اَهو»، خوان «اَشِمْ وُهو»
از سر آمده، دور روزگار   
     دین فرهی، مانده یادگار
نامه‌ی کُهن، ز آن خود شمار        گفته‌ی نیا، اندر آن بجو
خوان «اَشِمْ وُهو»، گو «یَتا اَهو»
گو «یَتا اَهو»، خوان «اَشِمْ وُهو»
تا ‌جهان ‌زِ مهر، ‌شاد‌ و‌ م ‌است   /     تا نگار را، زلف درهم است
تا زِ ژاله بر، لاله شبنم است   
   راه کج مرو، سوی چه مپو
خوان «اَشِمْ وُهو»، گو «یَتا اَهو»
گو «یَتا اَهو»، خوان «اَشِمْ وُهو»
راست بایدت بود و مرد کار      پهلوان منش، روز کارزار
در ستیزه با دیو نابکار   
    چون نیای خود، پاک و نیک‌خو
خوان «اَشِمْ وُهو»، گو «یَتا اَهو»
گو «یَتا اَهو»، خوان «اَشِمْ وُهو»
خواهی ار خوشی، رنجه‌دار تن   /     کوش و سرنگون، ساز اهرمن
تا ز بندِ وی، وا رهد وطن       وانگهی پی نام و آبرو
خوان «اَشِمْ وُهو»، گو «یَتا اَهو»
گو «یَتا اَهو»، خوان «اَشِمْ وُهو»
ار بدل تو را، مهر اندر است   
     ار زِ تازیان، در بر اخگر است
ار زِ بوم خود، شور در سر است   /     نوش ساغری زاین کهن سبو
خوان «اَشِمْ وُهو»، گو «یَتا اَهو»
گو «یَتا اَهو»، خوان «اَشِمْ وُهو»
رومتاب  از این، گنج  شایگان       سر مپیچ از این، پند باستان
راستی شنو، راستی بخوان       راستی بجو، راستی بگو
خوان «اَشِمْ وُهو»، گو «یَتا اَهو»
گو «یَتا اَهو»، خوان «اَشِمْ وُهو»
یاری‌نامه:
پورداود، ابراهیم. ده اوستا، تهران، انتشارات اساتیر، چاپ یکم، ۱۳۸۸، رویه‌های۴۰تا۴۵


اطلاعات

  • منبع: http://zoroastrian-society.persianblog.ir/post/201
  • مطالب مشابه: «سرود مزدیسنی»
  • کلمات کلیدی: «یَتا ,«اَشِمْ ,خوان ,وُهو» ,اَهو» ,وُهو»، ,خوان «اَشِمْ ,«اَشِمْ وُهو» ,«یَتا اَهو» ,اَهو»، خوان ,«اَشِمْ وُهو»، ,خوان «اَشِمْ وُهو» ,خوان «اَ
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.



اطلاعات

تا زمانیکه نیرو و توانایی دارم،در آرزوی رسیدن به راستی(اشا) ،این سروده ها را در دیده دارم و دنبال میکنم.
گاتها/سرود یکم/بند چهارم


اطلاعات

  • منبع: http://zoroastrian-society.persianblog.ir/post/203
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.


جهان هستی بر اساس یک قانون که اوستا آن را قانون اشا مینامد استوار است



دراین جهان هیچیک از پدیده ها نمی تواند از قانون اشا یا هنجار هستی س یچی کند. همه آفرینش ها از جمله زمین از آغاز پیدایش تا کنون تغییرات بسیاری کرده و در آینده نیز خواهد کرد. این پیشامدها و دگرگونیها در جهان امریست طبیعی و خدادادی و در حقیقت برابر با اشا یا قانون خلل ناپذیر و ابدی اهورایی هم چنان ادامه خواهند داشت ولی اگر ما این دگرگونیها را از دریچه چشم خود و با توجه به سود و زیانی که در زندگی محدود ما دارند ببینیم و بسنجیم هر کدام جنبه نیک یا بد به خود خواهند گرفت که در نظر پروردگار جهان چنین نمی باشد زیرا شه و د کوتاه و ناقص ما هرگز به درک و فهم نقشه و هدف اصلی آفریدگان از آفرینش و گردش جهان راه نخواهد یافت. بنابراین نیکی و بدی در جهان وجود خارجی نداشته و تنها در ذهن و شه ما خود را نمایان می سازند و موجب امتیاز پدیده ها و عوامل مختلف طبیعت می گردند. از سوی دیگر انسان به عنوان یکی از پدیده های هستی است که در تنازع بقای این جهان باید برای زنده ماندن خود تلاش کند طبعا در جهت فراهم ساختن امکانات لازم برای برطرف ساختن نیازها و رشد و تکامل خود باید بکوشد و همواره با محیط اطراف خود به نوعی مبارزه بی امان پردازد و گرنه بدون این مبارزه زیستن و رشد و از نسلی به نسل دیگر رسیدن برای وی و هر موجود زنده دیگر ناممکن خواهد بود. بنابراین انسان ذاتا مجبور است آنچه را که خوبی می داند و در اثر تجربه، دانش و آموزش ان بدست آورده است بکار ببندد و استفاده کند و آنچه که به شکلی برای تن و جان و روان او زیان آور است محو و نابود سازد و از پیش پای خود بردارد.

اینست فلسفه و آموزش اشوزرتشت برای بهتر زیستن، پیشرفت و رسیدن به درجات عالی ترقی و تکامل جسمی، عقلی و روحی بشر درین گیرودار جهان هستی که هدف نهایی هر زرتشتی است.

ناصرخسرو راجع به نیکی و بدی گوید: "چون درست شد که دانش و توانایی و حکمت مرا آفریدگار این عالم است لازم آید که مراد او اندر آفرینش عالم همه نیکی و صلاح و راستی است...از بهر آنکه بدی و زشتی و فساد و کژی از نادانی و عاجزی آید و این چیزها از آفریدگار دور است.پس گوییم که مراد آفریدگار اندر آفرینش مردم همه نیکویی و خیر است و دلیلی بر درستی این دعوی آنست که تن آدمی را پذیرای نیک و بد آفرید چون تندرستی و بیماری و راحت و رنج و خوشی و ناخوشی و تولد و مرگ، و عقل داد مر او را تا این مخالفان را بشناسد و بهتر از بدتر و راحت از رنج را هر چه خواهد بگزیند."

 


اطلاعات

  • منبع: http://zoroastrian-society.persianblog.ir/post/171
  • مطالب مشابه: اشا:
  • کلمات کلیدی: جهان ,آفرینش ,هستی ,آفریدگار ,پدیده ,نیکی ,اندر آفرینش ,جهان هستی
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.


بنای نخستین پل شناور
در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، خشایارشا در لشکرکشی خود به یونان دستور داد پلی بر روی رودخانه ی هلس پونت (hellespont) بسازند. ان برای ساختن پل ۶۷۴ کشتی را دو به دو پهلوی هم روی آب قرار دادند و لنگر کشتی ها را به آب انداختند. هر خط از این کشتی ها را با دو رسن از کتان که هر متر آن ۲۵ کیلوگرم وزن داشت و نیز با چهار رسن از نوع پاپیروس به یکدیگر متصل د. آنگاه الوارهای بلندی با زاویه ی قائم روی رسن ها قرار دادند وروی الوارها خاشاک و روی خاشاک، گِل ریختند. به این ترتیب پل بر روی رودخانه های هلس پونت ساخته شد. خشایارشا که مرکب از ۱۵۰۰۰۰ سرباز و چند برابر آن نفرات غیر جنگنده بود، بدون خطر از روی این پل گذر کرد.
بر گرفته از برگه «کوروش بزرگ مرد تاریخ بشریت»


اطلاعات

  • منبع: http://zoroastrian-society.persianblog.ir/post/172
  • مطالب مشابه: ی ایران پیش از :
  • کلمات کلیدی: کشتی ,قرار دادند
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.


ارج گزاری به طبیعت در فرهنگ آریایی:
در ایران باستان آسب رساندن به موجودات زنده و آلودن عناصر چهارگانه، گناه و جرم محسوب می‌شده و در برخی از موارد مجازاتی نیز برای خطاکار تعیین شده است.

عناصر چهارگانه:
وارد ناپاکی در آب، آتش و یا خاک تقریبا در تمامی منابع گناه شمرده شده است. آلودن عناصر مقدس طبیعت بسیار مذموم بوده، ارتکاب آن شدیدا منع شده است.
در مورد این گناهان همیشه ضمانت اجرای ا وی سنگینی در نظر گرفته شده و گاهی نیز برای آن مجازات دنیوی تعیین شده است.
چنان‌که در پتت « ده اوستا» آمده است: "از هرگونه گوشت مردمان و سگان و جانوران زیانکار مرده و زنده که به آب و آتش رساندم و هرجای آبادان که آلودم و از هر پلیدی که به آب و آتش رساندم، از این شه و گفتار و کردارها پشیمانم و پتت می‌‌کنم."
یزدگردی، آلودن آتش و آب گیاهان را از جمله گناهانی که قابل سزا بوده‌اند، دانسته است.
در فصل چهل و چهارم دینکرد آمده است که آلودن آب یا آتش از گناهان بزرگ است. در این باب احکام مربوط به رساندن مرده به آب یا آتش و یا اوردن آب به شیئی مرده و آلودن آب ذکر شده است.


گیاهان و درختان:
در «هوسپارم نسک» بخشی درباره‌ی گناه آنان که به گیاهان آزار می‌رسانند و درختان را می‌برند، آمده است و کیفری که می‌باید از این‌کار در دادگاه ببرند.
در ‌ی 11 یسنا 17 آمده: همه‌ی گیاهان مزدا داده را می‌ستاییم و در ‌ی 9 یسنا 71 آمده: بالا و ریشه‌ی گیاهان را می‌ستاییم.
قطع درختان جرم محسوب می‌شد و حتی کندن برگ درختان نیز گناه بود. تنها در شرایط خاصی که در قوانین تعیین شده بود، ممکن بود درختی را ریشه‌کن کرد. همچنین مطابق مندرجات بند 61 فصل اول «سکاتوم نسک»، ریشه‌کن گیاهان طبی، گناه بوده است.


حیوانات:
یکی از بخش‌های «گنباسر نیگاد نسک»، «مجموعه‌ی قوانین درباره‌ی حیوانات» است. در این بخش مطالبی در خصوص حمله‌ی غیرقانونی و ایراد جراحت به حیوانات باری و گوساله و ، با مکافات و تاوان آن آمده است.
در پتت « ده اوستا» آمده است: "از هرگونه گناهی که من به روان به بهمن امشاسپند و به تن به جانداران، جانداران گوناگون کرده‌ام، چا ایانی را زده‌ و آزرده‌ام و یا با شکنجه و سختی کشتم یا خوراک و آب به گاه خود به او ندادم و یا استخوان او را ش تم و یا از و گرگ و راهزن نگاه نداشتم و یا از سرما و گرمای بی‌اندازه دور نگاه نداشتم، اگر جاندار ماده‌ی جوان را کشتم و یا ورزا، و اسب کارزاری و بره و بزغاله و مرغ کرچ را کشتم تا بهمن امشاسپند از من آزرده و ناخشنود گردید، به شه و گفتار و کردار، از آن گناهان پشیمان شده و پتت می‌کنم."
در باب سیزدهم «وندیداد» گناه زدن ضربتی که باعث بیهوشی و نهایتا مرگ سگ پاسبان گله گردد، هشتصد ضرب با فرمانبرداری یا هشتصد ضرب با سیخ اسب‌رانی آمده است. این مکافات جرم، در مورد سگ پاسبان محله، هفتصد ضرب و برای سگ بی‌صاحب، ششصد ضربه تعیین شده است. در مورد کشتن توله سگ، شغال تیزدندان و روباه نیز، پانصد ضربه مقرر شده است.
در بند پنجاه فصل پانزدهم «وندیداد» آمده است که هر ی ماده سگی را که تازه زاییده باشد بکشد، سزای آن هفتصد ضرب با سیخ اسب‌رانی و هفاصد ضرب با فرمانبرداری است.
مطابق بند دو از فصل چهاردهم «وندیداد»، هرگاه ی ضربه‌ای کشنده به سگ آبی بزند و در نتیجه آن سگ بمیرد، سزای آن ده‌هزار ضربت با سیخ اسبرانی و ده‌هزار ضرب با فرمانبرداری است.
مطابق مندرجات روایات «داراب هرمزدیار»، کشتن گوش از جرائم مهم بوده، سزای مجرم، مرگ است.
در «سکاتوم نسک»، ترساندن و زدن حیوانات باری به طور غیر قانونی، ممنوع و گناه بوده است.
در «دینکرد»، کر سگی که گله را هدایت می‌کند، جرم بوده است. هرگونه رفتار غیر عادلانه‌ی چوپان با سگ گله، جرم محسوب می‌شده، از جمله کار کشیدن غیر عادلانه از سگ و عدم توجه به اعطای پاداش به سگ در مواردی که ضروری به نظر می‌رسد.
در یک بخش از «سکاتوم نسک» داریم که انسان باید شرایط تولید مثل برای حیوانات را فراهم کند.این بخش حاوی مطالبی در مورد گناه عدم ایجاد شرایط تولید مثل برای حیواناتی همچون شتر، ، و بز بوده، تاوان آن‌ها را مشخص کرده است.
هرگاه چوپانی موجبات نگرانی گله را فراهم آورد، مرتکب جرم شده است.
در بند بیستم باب سیزدهم «وندیداد» آمده است:" ای مقدس دادار گیتی جسمانی ی که به سگ پاسبان گله غذای بد بدهد چه اندازه گناه به خود وارد آورد. پس اهورامزدا گفت مانند آن‌که در گیتی جسمانی به رئیس بزرگترین خانه غذای بد دهد و گناه به خود آورد.
در بند سوم باب پانزدهم «وندیداد» آمده:" دوم معصیت‌های کبیره که مردم کنند آن است که ی سگ پاسبان را استخوان غیرقابل جویدن یا خوراک داغ بدهد. در بند چهارم آمده است که اگر از این‌کار استخوان در دندان‌های سگ گیر کند یا آن خوراک داغ، دهان یا زبان او را بسوزاند و سگ از


آن زخمی شود، از این عمل مردم سراپا گناه می‌شوند."
‌در فرگرد چهل و هشتم «ارداویراف‌نامه»، این‌گونه آمده است:" این روان آن مرد «دروند» (پیرو دروغ) است که در گیتی خوراک از سگ شبانان و سگ پاسبان باز داشت، یا آن‌ها را زد و کشت."

آرش نورآقایی


بن مایه ها :
*نظام جزایی ایران در عصر ساسانیان، آوا واحدی نوایی، با دیباچه رضا نوربها، تهران، میزان، 1380
* حقوق جهان در ایران باستان، فریدون جنیدی، ویراست 2، تهران، بنیاد نیشابور، نشر بلخ، 1383


اطلاعات

  • منبع: http://zoroastrian-society.persianblog.ir/post/173
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی: آمده ,گناه ,گیاهان ,پاسبان ,آلودن ,«وندیداد» ,«وندیداد» آمده ,پانزدهم «وندیداد» ,سیزدهم «وندیداد» ,شرایط تولید ,گیتی جسمانی
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.



در گات‌ها، هات ۵۳، پند اشو زرتشت به دخترش پوروچیستا هنگام ازدواج با جاماسپ دوران کی گشتاسپ چنین آمده‌است:

اینک تو ای پوروچیستا، ای جوان‌ترین دختر زرتشت، من از روی پاکی و راستی و نیک ، جاماسپ را که از راست‌کرداران و پشتیبانان راه راستی است، جهت تو برگزیده‌ام. پس اکنون برو و در این باب بین و دت را راهنما قرار داده و پس از موافقت به اجرای مراسم مقدس ازدواج پرداز.


اطلاعات


«ای اهورا مزدا! بیاری من آ..! . من پرستنده ی یک خدا ، اهورامزدا، هستم. من زرتشتی ام و با باور کامل آن دین را می پذیرم. من شه و گفتار و کردار نیک را می ستایم. من دین زرتشتی را که استوار کننده هم آهنگی و آشتی و دور کننده ی ناهم-آهنگی و دشمنی است می پذیرم. دینی که از همه ی ادیان و روش های زندگی ، چه آنها که در گذشته بوده و چه آنها که در آینده آید بهتر و والاتر است. دینی که زرتشت آورنده ی آن است.»

این کوتاه در پایان مراسم «سدره پوشی» توسط نودین خوانده می شود و در پایان خواندن آن، وی رسما زرتشتی اعلام شده و مسئولیت بهدینی را می پذیرد. دین زرتشت دارای آیینهای بسیار شاد و روحبخشی است.



اطلاعات

نوش آباد، کهن شهری زیرزمینی:
یکی از ای زیرزمینی در نوش آباد است که زمانی کاریز بوده و نزدیک به 2500 سال قدمت دارد.

این شهر زیرزمینی اکنون محلی برای بازدید گردشگران است، اما از آن مهم تر شهر زیرزمینی سه طبقه نوش آباد معروف به اویی است که از ابتدا نیز یک شهر زیرزمینی بوده است این شهر باستانی که سال 83 کشف شد در هشت کیلومتری شمال کاشان و در کویر مرکزی شهرستان آران و بیدگل استان اصفهان قرار دارد و شواهد نشان می دهد که با وجود گذشت این سال ها هنوز بسیاری از هموطنان از وجود چنین شهری خبر ندارند و با وجود این که قابلیت ثبت جهانی دارد اعتبارات لازم برای شناساندن آن و تبدلیش به جاذبه ای گردشگری به درستی انجام نمی شود.

کشف این اثر گرانبها به صورت اتفاقی زمانی رخ داد که یکی از نان نوش آباد در حال کندن زمین بود. بعدها در تحقیقات باستان شناسی معلوم شد که ساخت این شهر در دوران پیش از صورت گرفته و کاربردهای دفاعی داشته است.

شهر زیرزمینی نوش آباد (اویی) از نظر معماری و دست کن بودنش نه تنها در ایران بلکه در تمام دنیا منحصر به فرد بوده و مورد توجه باستان شناسان و کاوشگران است. این شهر زیرزمینی از مهم ترین آثار تاریخی شهر نوش آباد است که قدمتی هزار و پانصد ساله دارد و به دوره ساسانیان برمی گردد.

شهر زیرزمینی اویی شهری است باستانی که در زیر شهر نوش آباد با وسعتی حدود چند هزار متر قرار دارد. هدف از ساخت این شهر دفاع در مقابل دشمنان بوده و تا حدود صد سال پیش هم مورد استفاده بوده است.

این شهر زیرزمینی (اویی) به صورت کاملا دست کن ساخته شده و چند هزار متر وسعت دارد، کمترین عمق شهر 4 متر و بیشترین عمق آن 18 متر زیر زمین است. در معماری آن، فضاهای مختلفی مثل اطاق، راهرو، چاه ها و کانال های زیادی به روش کنده کاری با دست ایجاد شده است.

علت این که این شهر به نام اویی خوانده می شده این است که زمانی که مردم به آنجا پناه می بردند یکدیگر را با اوی صدا می د که طنین صدای آنها در پیچ و خم های راهرو ها صدای اویی را تداعی می کرده است.

برای وارد شدن به شهر زیرزمینی راه های مختلفی وجود داشته است در واقع راه ها به گونه ای بوده که در صورت ایجاد خطر امکان دسترسی سریع را برای اهالی شهر فراهم می کرده است. مثلا راه هایی به شکل مخفی در تنور مطبخ بعضی خانه های مردم یا محل های پرجمعیت یا داخل کانال پایاب هایی که از زیر خانه ها می گذشته وجود داشت همچنین چاه های داخل مساجد، باغ ها و بازارها یا داخل قلعه خشتی مجاور شهر از دیگر راه های تعبیه شده است. در زیر این تنورها راهی به شکل چاه قرار داشت که به شهر زیرزمینی مرتبط می شد. دهانه چاه را با تابه گلی مسدود می د و روی آن خا تر می ریختند تا پیدا نباشد در مواقع خطر افراد از داخل تنور وارد شهر زیرزمینی می شدند و سپس دوباره انتهای تنور را می بستند به شکلی که هیچ اثری از ورودی پیدا نمی شد.

در طول مسیر شهر زیرزمینی اطاق هایی به اندازه های مختلف برای اسکان موقت ساخته شده است که در بدنه اطاق ها تعدادی طاقچه مشاهده می شود. معمولا اطاق ها 180 سانتی متر ارتفاع دارد. سازندگان این شهر برای امنیت بیشتر خود در داخل شهر زیرزمینی هم را ارهایی شیده بودند تا در صورت ورود دشمن به زیر زمین یا گمراه شود یا به دام افتد. آنها اطاق ها را به شکل تو در تو و با راهروهای زاویه دار که دید مستقیم را با فضای بعدی از بین می برد، ساخته بودند.

مثلا برای معطل نگه داشتن دشمن و ترساندن آنها تله هایی بر سر راهشان آماده کرده بودند به این شکل که در وسط اطاق ها چاه های بسیار عمیقی ایجاد کرده بودند که ابتدا با تخته سنگی خاص پوشیده شده و سپس روی تخته سنگ را با خاک می پوشاندند. دشمن پس از ورود به اتاق به دلیل تاریکی فضا با قرار گرفتن روی تخته سنگ سرنگون و به قعر چاه فرستاده می شد از طرف دیگر راه های گریز را به صورت راهروهای پیچ در پیچ ساخته بودند تا به محض ورود در فضاهای تودرتو قرار گیرند و به دور خود می چرخیدند و نمی توانستند راه وج را پیدا کنند.

دالان ها و اتاق های این شهر زیرزمینی بسیار تاریک بود و اهالی برای روشنایی این مکان از چراغ پیه سوز استفاده می د به این شکل که حفره هایی در 20 سانتی متری زیر سقف و با فاصله یک متر در دیوار تمام اطاق ها برای قرار دادن چراغ ها تعبیه شده است. گفتنی است خمره هایی نیز در این محل کشف شده که از داخل و از بیرون لعاب داده شده است و به صورت گل های برجسته منقوش می باشند که برای نگهداری روغن همین چراغ ها یا آذوقه استفاده می شده است.

در زیر سقف راهروها و اتاق ها آثار لبه تیز کلنگ ها بخوبی دیده می شود. سختی زمین منطقه نشان می دهد که سر وسایلی که برای حفاری استفاده می د از جنس الماس بوده است. در بدنه دیوار اطاق ها و در برخی از آنها چا هایی مشاهده می شود که بسختی می توان وارد آن شد، ارتفاع این چا ها 3 تا 5 متر است که راه ارتباط به طبقات بعدی است.

در دهانه هر چا تعدادی سنگ و یک تخته سنگ به اندازه دریچه چا قابل رویت است که درمواقع احساس خطر یا ورود هوای آلوده یا دود به طبقات با تخته سنگ دریچه را مسدود می کرده اند. همچنین اگر دشمن قصد ورود به طبقات را داشته با سنگ ها از خود دفاع می د. راه های ورودی به طبقات بعدی به طوری ساخته شده که هر قصد ورود داشته باشد حتما باید از پایین به بالا حرکت کند، این کار باعث می شود قدرت دفاعی دشمن به حداقل برسد و به این شکل اهالی پناهنده به این مکان تسلط کافی را برای مقابله با دشمن داشته باشند.

هر فضا شامل چند اطاق، راهرو و تو است که راهروی ورودی به این فضاها ظرفیت حداقل ده نفر را دارد. برای نگهبانی فضاها نیز در وسط راهروی اصلی و در قسمت پیچ آن سکویی ایجاد شده که نگهبان روی آن قرار گرفته و کنترل ورود و وج افراد را انجام می دهد و همچنین خطر حضور دشمن را اعلام می کند به این شکل دیگر افراد داخل مجموعه با خاطری آسوده به استراحت می پردازند تا این که اعلام خطری از سوی نگهبان داده شود در این ح بازهم در انتهای مجموعه راهی از طریق چا ی مخفی برای فرار به طبقات بعدی پیش بینی شده است.

اگر چه فضاهای شهر زیرزمینی نوش آباد تودرتو است اما هیچ گونه مشکل تنفسی در آن وجود ندارد. این یکی از شگفتی های این شهر زیرزمینی بوده است. هوای داخل این مجموعه از طریق چاه هایی که به صورت غیرمستقیم به سطح زمین مرتبط است تامین می شده و آب مصرفی نان داخل شهر زیرزمینی نیز توسط راه های مخفی که پایاب های مرتبط به رشته قنات ها بوده تامین می شده است.

شهر نوش آباد از توابع بخش مرکزی شهرستان آران و بیدگل از استان اصفهان است که در فاصله 7.5 کیلومتری از شهر تاریخی کاشان واقع شده است.


اطلاعات

  • منبع: http://zoroastrian-society.persianblog.ir/post/177
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی: زیرزمینی ,داخل ,بوده ,آباد ,صورت ,هایی ,طبقات بعدی ,ساخته بودند ,کرده بودند ,زیرزمینی اویی ,قرار دارد
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

یتوین- گاه نیمروزی

گاه رَپیتـویـن

(از نیمروز تا سه تَسو (ساعت) از نیمروز گذشته)

خْشْنَئوتْرَ. اَهورَه. مَزداو … اَشِم وُهو … (١)

فْرَوَرانِه.مَزْدَ یَسْنو. زَرَتوشْـتْریش.ویدَئِوُ. اَهورَ. تْـکَئِشوُ…

رَپیت وینائی . اَشَئونِ . اَشَهِ . رَتْوِه  – یَسنائیچه . وَهمائیچه . خْشْنَئوُ ترائیچه . فْرَسَس تَه یَه اِچه …

فْرادَت . فْشَوِه . زَنتومائیچه -   اَشَئونِ . اَشَهِ . رَتْوِه  – یَسنائیچه . وَهمائیچه . خْشْنَئوُ ترائیچه . فْرَسَس تَه یِه اِچه …

رَپیتْوینِم . اَشَوَنِم . اَشَه . رَتوم . یَزَمئیده…

اَهونَوَئیتیم .گاتام . اَشَئونیم . اَشَهِ . رَتوم . یَزَمئیده …

اوشْتَوَئیتیم . گاتام . اَشَئونیم . اَشَهِ . رَتوم . یَزَمئیده …

سْپِنتامَئینیوم . گاتام . اَشَئونیم . اَشَهِ . رَتوم . یَزَمئیده …

وُهو خْشَترام . گاتام . اَشَئونیم اَشَهِ . رَتوم . یَزَمئیده …

وَهیشتو ایشتیم . گاتام . اَشَئونیم . اَشَهِ . رَتوم . یَزَمئیده …

اشم . وهو . (١)

itvin gāh

(from noon to 3 p.m. )

 

xšnaoθra.ahurahe.mazdå…ašem vohu…

fravarāne.mazdayasno.zaraθuštriš.vidaevo. ahura-tkaešo…

itvināi.ašaone.ašahe.raθve-yasnāiča. vahmāiča.xšnaoθrā iča.frasasta yaeča…

frādat.fšave.zantumāiča-ašaone .ašahe .raθveyasnāiča .vahmāiča. xšnaoθrāiča. frasasta ya eča…

itvinem.ašavanem.ašahe.ratum.yazamaid.

ahunavaitim.gātām.ašaunim.ašahe.ratum. yazamaide…

uštavaitim.gātām.ašaunim.ašahe.ratum. yazamaide…

spenta mainyum.gātām.ašaunim.ašahe.ratum. yazamaide …

vohu xšatrām.gātām.ašaunim.ašahe.ratum. yazamaide …

vahištu ištim.gātām.ašaunim.ašahe.ratum. yazamaide…

ašem . vohu . (1)

گاه نیمروزی

(از نیمروز تا سه تَسو (ساعت) از نیمروز گذشته)

به خشنودی اهورامزدا.

برمی گزینم که مزداپرست زرتشتی باشم و خدایان پنداری را زدوده، تنها به اهورامزدا باور داشته باشم .

به هنگام یتوین، ، و نیایشم را از روی اشویی (پاکی درون و برون) به جا می آورم و با خشنودی زندگی را ارج گذاشته آن را جشن می گیرم.

درود به همه مردم شهر و شهردار نیک و مردم نوازی که در راه اشویی پیشگام بوده،   برای آبادانی جایگاه زندگی خویش می کوشند و خود را برای پرستاری از زندگانی  آماده می گردانند تا به خشنودی برسند.

این نیمروز، راستی و درستی را بزرگ می داریم.

در این بزرگ می داریم گاتاهای پاک را  اهنود، اشتود ، سپنتمد، وهوخشتر   و  وهیشتوایش را


اطلاعات

  • منبع: http://zoroastrian-society.persianblog.ir/post/180
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی: ašahe ,اَشَهِ ,ratum ,رَتوم ,ašaunim ,gātām ,ašahe ratum ,رَتوم یَزَمئیده ,اَشَهِ رَتوم ,gātām ašaunim ,ašaunim ašahe ,اَشَهِ رَتوم یَزَمئیده ,gātām ašaunim ašahe ,ašaunim ašahe ratum
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.


‏‎

کمتر دینی را می‎توان یافت که به اندازه‎ی دین زرتشت به پیروانش دستور دانش‎اندوزی و خِرَدوَرزی و شیدن داده باشد.
در این نوشتار ، قصد داریم جایگاه علم و دانش را در دین زرتشت بررسی نماییم.
در سروده‎های زرتشت دانش و خِرَد و شه ، اینگونه ستوده و سفارش شده است :
{ ای مزدا ، ی که [برای دیگران] خواستار روشنایی است ، روشنایی به او ارزانی خواهد شد. از سپندترین مینوی خویش و در پرتو اشه ، دانش برآمده از منش نیک را به ما بخش تا در زندگانی دی ای خویش همه روزه از شادمانی بهره‎مند شویم. } [گاتها _ هات 43 _ بند 2]

{ ای مزدا ، تو را پاک شناختم ؛ آنگاه که «منش نیک» نزد من آمد و مرا آموخت که « شیدن در آرامش» ، بهترین راه دانش‎اندوزی است و هشدار داد که هرگز نباید مایه‎ی خشنودی دُروَندان شود ،
چه ، آنان همواره با اَشَوَنان دشمنی می‎ورزند. }[گاتها _ هات 43 _ بند 15]

{ [بشود که] مزدا اهوره با شهریاری مینوی خویش ، ما را [نیروی] کار بخشد تا در پرتوی «منش نیک» (= شه‎ی نیک) و «اشه» و با نیک‎آگاهی به پیشرفت مردمان بکوشیم. }[گاتها _ هات 45 _ بند 9]

{ ای مزدا ، آن که نیک می‎ شد یا بد ، بی‎گمان ، دین و گفتار و کردار خود را نیز چنان خواهد کرد و خواهش او پیروِ گزینش آزادانه‎ی وی خواهد بود. سرانجام خِرَد توست که نیک و بد را از یکدیگر جدا خواهد کرد. }[گاتها _ هات 48 _ بند 4]

{ به راستی ، او (=زمین) پناهگاه نیک ماست و پایداری و توش و توان [دو دهش] ارجمندِ منش نیک را به ما ارزانی می‎دارد. }[گاتها _ هات 48 _بند 6]

{ ای مزدا ، به راستی ، من – زرتشت – دوستدار «اشه» ، تو را به بانگ بلند می‎گزارم بشود که آفریدگار در پرتوِ منش نیک ، مرا از فرمان‎هایِ خویش بیاگاهاند تا زبانم هماره مردمان را به راهِ خِرَد رهنمون گردد }[گاتها _هات 50 _ بند 6]

در دین زرتشت ، ایزدبانوی دانش : «چیستا» نام دارد و از چنان ارج و ارزشی برخوردار است که در کتاب اَوِستا ، یک یشت به ستایش او اختصاص یافته است به نام «دین یشت».

اسناد بسیاری هستند که ارزشمندی دانش را در دین زرتشت نمایان می‎سازند و در این جستار نیز برخی از آنها را می‎آوریم.

{ ظاهراً تأثیر باورداشت‎های ایرانی بر تفکرات یونانی سال‎های 550 تا 480 قبل از میلاد موجب شد که یونانیان از محدودیت‎های توجیهی مستقیم درباره‎ی انسان رها شوند و به بیکرانگی فراسوی آسمان مرئی و زیرساخت‎های زمین ، حیاتی که تنها در گور و زهدان خلاصه نمی‎شد ، بین ند. اکنون زمان آن فرا رسیده بود که ایشان درباره‎ی اینکه انسانِ خوب و بد هر یک پس از مرگ ، راه‎های جداگانه‎ای را می‎پیمایند ، اینکه روان نیک به سوی اجرام نورانی آسمانی صعود می‎کند ، اینکه خدا ، هوشمندی است و اینکه جهان مادی از معدودی اجزا ترکیب‎کننده تشکیل یافته است و بالا ه اینکه جهان هستی در فراسوی زمان ، درک و دریافت وجود دارد ، آگاه شوند.
همه‎ی این تصورات ، علت‎العلل بقای فلسفه‎ی باستانی بوده‎اند و همه از آموزه‎های مغان بوده است.
مضامین بسیاری از فلاسفه‎ی یونانی نقل شده که زرتشت معلم فیساغورس بوده و به او علوم کیمیاگری و سحر و جادو آموخته است.

«والریوس ما یموس» در سده‎ی اول میلادی در این باره می‎گوید : فیساغورس به نزد ایرانیان رفت و خویشتن را به آموزه‎های مغان سپرد. او درباره‎ی سیارات و ستارگان آموخت و از نیرو و طبیعت غریب ایشان بهره جست.
 پلینی (پدر) نیز در سده‎ی اول میلادی تصریح کرد : فیساغورس ، امپدوکلس ، دموکریتوس ، افلاتون و ارستو برای فراگیری فنون جادوگری به نز مغان رهسپار شدند. پلینی روایت می‎کند که دموکریتوس حلاوت جادو را در اذهان القا می‎کرده است.
«سیسرو» نیز در این باره می‎گوید : از چه رو فیساغورس به مصر سفر می‎کند و مغان ایرانی را در آنجا ملاقات می‎نماید (فیساغورس علی‎الظاهر مغان ایرانی را در بین‎النهرین در کلده ملاقات کرده بود.).

«آپولئوس مادورنسیس» در سده‎ی دوم میلادی در اظهارات خود می‎گوید :  فیساغورس در مکتب مغان به ویژه زرتشت آموزش دیده است.
از پیروان «پرودی » سوفستایی ، یکی از هم‎عصران سقرات گزارش کرده‎اند که ایشان از دارا بودن متون زرتشتی به خود می‎بالیدند ؛ و نیز مغی «گوبرایس» نام مدعی تعلیم‎دادن سقرات بوده است. }


بن مایه :
مغان در تاریخ باستان _ معیری _ فشرده‎ای از رویه‎های 113 تا 115



اطلاعات

  • منبع: http://zoroastrian-society.persianblog.ir/post/167
  • مطالب مشابه: بررسی جایگاه #دانش_در_متون_دین_زرتشت
  • کلمات کلیدی: زرتشت ,مغان ,فیساغورس ,گاتها ,دانش ,مزدا ,باره می‎گوید ,مغان ایرانی ,آموزه‎های مغان ,اینکه جهان ,«منش نیک»
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

[forwarded from زرتشت zartusht]
روزهای نبر:

در مورد روزه در آیین زرتشت  نیز باید گفته شود که روزه گرفتن و نخوردن آب و غذا بخاطر اینکه باعث سستی بدن و عدم فعالیت مفید و کار روزانه می شود ناپسند می باشد. چون این موارد در آیین زرتشت نکوهیده شده و بی کاری و تن پروری بشدت نهی شده است

و در وندیداد، فرگرد سوم فقره ۳۳ نوشته شده: ‹‹ … آن که سیر غذا می خورد، توانایی می یابد که نیایش د، کشاورزی کند و فرزندان به وجود آورد. جاندار از خوردن زنده می ماند و از نخوردن می میرد.››

امابرای افراط ن در خوردن گوشت حیوانات روزهای :

دوم ،      دوازدهم ،      چهاردهم ،      بیست و یکم   هر ماه زرتشتیان از خوردن گوشت پرهیز می کنند این چهار روز متعلق به چهارامشاسپند وهمن ؛ماه و گوش و رام که از میان چها ایان هستند می باشد.

در اوستا مفهوم روزه به روزه باطنی نسبت داده می شود و روزه ظاهری وجود ندارد اگرچه ام و تحت فشار قرار دادن جسم برای تمرکز بیشتر بر اعمال و مناسک دینی عملی ستودنی است.

در آیین زرتشت در ۴ روز مخصوص در هر ماه هر نوع کشتار حیوانات و استفاده از گوشت ممنوع است.

ما زرتشتیان باید در سه بخش معنوی “شنوایی”، “ شه” و “حساس” همیشه روزه داشته باشیم یه آن معنا که از طریق این سه حس از نیکی دور نشویم و به “ شه و حساس و شنوایی” مان همیشه سرشاز از نیکی باشد. همچنین در اوستا بر روزه بزرگتری تاکید شده است و آن حفظ هفت عضو بدن، مشتمل بر دو چشم، دو دست، دو پا و زبان در تمام طول زندگی از هرگونه آلودگی است و این هفت عضو همیشه باید پاک نگه داشته شوند که از این عمل نیز تحت عنوان روزه یاد می شود.


اطلاعات

  • منبع: http://zoroastrian-society.persianblog.ir/post/165
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی: روزه ,،      ,گوشت ,آیین ,زرتشت ,خوردن ,خوردن گوشت ,آیین زرتشت
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.


استودان زرتشتیان (گبرها = نام تازیان) در دامنه شمالی کوه ری ، در آن حدود که مزار بی بی شهربانو و کوه تبرک در سوی جنوبیآن قرار دارد واقع شده است. به عبارت دیگر این اثر ارزشمند در شهرری، چهارراه خط آهن پشت آزاد ی، سمتراست جاده مشیریه در دامنه کوه قرار دارد .

پیروان آیین زردشتی اجساد مردگان خود را در این مکان تقدیم به پرندگان گوشتخوار می د. آن گاه استخوان های اجساد را درمنسوجی (بافته ) می پیچیدند و در اتاق هایی که در داخل استودان تعبیه شده بود جای می دادند. استودان گبرها به صورت استوانههای مدور و بلند به ارتفاع حدود 6 متر احداث شده و دارای ساختاری متشکل از لاشه سنگ و ساروج (مخلوطی است از آ وخا تر یا ریگ که در آب به مرور جذب انیدرید کربنیک کنند و آ ش به صورت سنگ آ که محکم و پایدار است در می آید واز آن برای ساختن بنا استفاده می کنند) و از نظر قدمت متعلق به هزاره اول پیش از میلاد است.


اطلاعات

  • منبع: http://zoroastrian-society.persianblog.ir/post/170
  • مطالب مشابه: استودان زرتشتیان
  • کلمات کلیدی: استودان ,قرار دارد ,استودان زرتشتیان
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

زیارتگاه پیرسبز در ۴۳ کیلومتری شرق اردکان قرار دارد و از مهمترین زیارتگاه های زرتشتیان به شمار می رود.


اطلاعات



زرتشت و نقش او در زندگی مردم، دیروز و امروز و فردا
 

هنگامی که اشو زرتشت پیام خود را آشکار کرد، به جهانیان آموخت که زندگی براستی چیست و چه داد[1] و هنجارهایی آفرینش را پایه گذاشته و به پیش می‌برند. او از اَشا[2] گفت، از وُهومَن[3]، از خْـشَتـْرا[4]، از سپِـنْتا آرْمَیتی[5] و از هُئوْرْوَتات اَمِرِتات[6]. از راستی گفت در جای[7] قانونمندی جهانی، از شه‌ی نیک گفت در جای ابزارِ شناخت و به کارگرفتن راستی و از کردار نیک در جای پیامد آن، از آرامش در جای میوه‌ی شه و گفتار و کردار نیک. آرامشی که پایه‌گذار پیشرفت و والایی و فراروی است. آرامشی که برآمده از سامان و هنجاری[8] است که در تعادل و میانه‌روی شکل گرفته و در آن معنا می‌یابد، همان آرامشی که شوربختانه در دنیای امروز کمتر با آن روبرو هستیم و راه پیشرفت و خوشبختی و شادی باشندگان این د ده‌ی جهانی را با سختی‌ها و پیچیدگی‌هایی روبرو کرده است. سده‌هاست که این پیام زندگی‌ساز و جهان‌آباد کن از یاد جهانیان رفته است و جای آن را یا آن باورها و جهان‌بینی هایی گرفته‌اند که یا بر موج پندارها و افه ها سوارند تا انسانِ نیازمند را با ترس‌ها و تردیدها پر نموده اند. باورهایی که سردمداران آنها را هر چه بیشتر از دارایی های دنیوی بهره‌مند ساخته و یا آن باورهایی که بر پایۀ خداوندگاری بی‌چون‌وچرای انسان بر زمین و دریا و هوا پایه گرفته‌اند و با بهره‌برداری کام‌جویانه‌ی خود از داده‌های اهورایی در طبیعت آینده‌ی مادرِ زمین را در روند نابودی روزافزون قرار داده‌اند. اینگونه باورها، که میتوان آنها را الگوهای غربی نامید، با افزایش بی‌رویه‌ و روزافزون ساخت و بهره وری، هم آخشیج ها[9] را می‌آزارند و هم در آن انسان‌هایی که از این شیوه‌ی زندگی دورند اما گواه این نا ی گسترده در شیوه و چگونگی زندگی هستند، ایجاد خشم و کینه کرده و واکنش‌های خشم‌آمیز آنان را سبب می‌شوند. همین‌ها هستند که از راه جنگ و یا تروریسم کور و بیدادگر انسان‌های بیگناه دیگر نیز را به کام می‌کشند.


راه چاره چیست؟

اگر از من بپرسید رفتن از همان راه نخست، یعنی همان پیام پاک زرتشت که زندگی را از پایه، راست و درست و سازنده و شاد و پاک و آرام می‌خواهد. در این جهان‌بینی، جهان هستی را سامانی است و های آن با یکدیگر پیوندی دارند که حساب شده است و زیاده‌روی در آن جایی ندارد. همه چیز و همه نیز در آن جایگاه شایسته خود را دارد. از جابجایی الکترون در اتم گرفته تا گردش  اختران رونده به دور خورشید، همه چیز پیرو سامانی است سنجیده. سپهر[10] نیز چرخه‌ی خود را دارد و تراز[11] در آن برقرار است. تنها انسان است که این سامان را برهم می زند و می‌تواند همۀ هستی را به ویرانی بکشاند. البته انسان توانایی دارد تا بجای ویرانگری در راستای همین هنجار به دگرگونی‌های مثبت و سازنده دست بزند. او می‌تواند بجای ب بی‌رویه‌ی درختان جنگلی و بیابان زایی، بیابان‌ها و کویرهای موجود را جنگلکاری نماید. یا بجای کشتار و براندازی نسل جانوران جلوی از بین‌رفتن آنها را بگیرد.

انسان می‌تواند از جهان هستی به سود خود (ولی نه بزیان هستی و هستیوران) بهره‌برداری کند. ستایشی که از زیست بوم[12] در دین زرتشت می‌شود ریشه در دیدگاه اشایی آن دارد. انسان، از دیدگاه نیروی شه گری، از دیگر هستیوران روی زمین پیشتر است، اگر از هوش و دی که مایۀ این برتری است، درست در راستای هنجار هستی بهره ببرد. انسان چون هوشمند است و د دارد پاسخگو است. او باید خویشکارانه[13] با همه پدیده‌های جهان هستی برخورد کند. برخورد او باید سازنده باشد و سازندگی هماهنگی با اشاست.

سپنتا آرمیتی یا آرامش افزاینده یکی دیگر از پایه‌های فلسفه‌ی دین زرتشت است. انسان‌ها پس از برگزیدن شه نیک و هماهنگی با زیست بوم و همراهی با سامان هستی ب ایه‌ی کردارهای نیک به آرامش می‌رسند. این آرامش باید همگانی باشد. بیسوادی ونادانی، ناداری، جنگ و تروریسم برهم‌زننده‌ی این آرامش‌اند.

آرامش و رفاهی که امروز در جهان و بویژه در غرب به چشم می‌خورد، آرامش پیش از توفان است. از هم‌اکنون زیست بوم واکنش‌های خود را آغاز کرده است. انباشت گره های روانی[14] در میان بیشتر مردم جهان به همراه سرکشی های زیست‌بومی، سرکشی‌های انسانی را نیز به همراه خواهد آورد. این آرامش موجود در غرب، با تروریسم و جنگ اگر از بین نرود با سیل و توفان از میان خواهد رفت.

پخش دادگرانۀ توانایی ها و کمک به رشد فرهنگی هازمان های[15] پس مانده، به همراه دگرگونی در شیوه‌ی ساخت و پرهیز از گُسارِش[16] بی‌رویه در غرب و همچنین پاسداشت زیست بوم می‌تواند از بروز رویدادهای ناگوار جلوگیری نماید. تنها با رشد هماهنگ کدیوری[17] و بازرگانی در سطح جهان و کاستن از رشد بی‌رویه توده ها و گزینش یک دیدگاه و باور هماهنگ با نیاز

های انسان امروز و فردا می‌توان از بروز این رویدادها پیشگیری کرد. دات گذاری بر روی کاغذ و برگزاری سمینارهای رنگارنگ جهانی، نمی‌تواند تا هنگامی‌که در نگرش و باور انسان‌ها دگرگونی بنیادین ایجاد نشده باشد، گره‌گشا باشد. اگر “اشا”، “خشترا” (کردار نیک) و رسیدن به آرمیتی (آرامش) در باور مردم جای گرفت، هر باورمندی پلیس خود می‌شود تا این دادها زیر پا گذاشته نشود.

اگر مردم آلودن زیست بوم، کشتار و آزار جانوران و ستم از هر گونه را گناه و نادرست دانستند و دست زدن به اینگونه کردارها، برای آنها ناآرامی وجدان را در پی داشته باشد، خود بخود از دست زدن به آنها پرهیز می‌کنند.

براستی جهان‌بینی زرتشت نخستین جهان‌بینی یگانه‌شناس جهان است که:

1-   بر پایه‌ی نگرش دانشورانه و دمندانه استوار است و هیچ دانشمندی نمی‌تواند بر آن ده بگیرد.

2-   در نگرش به زیست بوم و پاسداشت آن، پیشگام همه نگرشهایی از این دست است. همۀ سازمانها و گروه‌هایی که با فرنام “سبزها”، “آشتی سبز” و … در سدۀ بیستم ترسایی پا به میدان گذاشته اند ناخودآگاه، پیرو شه‌ی اشایی زرتشت در پهنۀ نگرش به زیست بوم هستند.

3-      سازمان مردم ها[18] و کوشش برای ب ایی آشتی جهانی و کمک‌رسانی در پهنۀ بهداشت و خوراک رسانیِ[19] جهانی در راستای “آرمیتی” است.

4-   از دیدگاه کشورآرایی و شیوه‌ی اداره‌ی هازمان، دین زرتشت نه به زورگویی (دیکتاتوری) باور دارد و نه به بی سامانی یا هرج‌و‌مرج. آزاده گرایی ترازمند[20]، آرمان هازمانی زرتشتیان است.

5-   دیدگاه کدیوری زرتشت نه بر برتری سرمایه استوار است (کاپیتالیستی) و نه بر پندارِ برابری همگان از هر دیدگاه (کمونیستی). دادِ توده ای ب ایه‌ی فراهم‌آوری توانمندی  رشد و پیشرفت فرد و گروه، از ویژگی‌های این دیدگاه است.

 

همه‌ی اینها که برشمردیم از پایه‌هایی هستند که می‌توانند یک هازمان جهانی سالم و راست و درست را بسازند. و اگر هم گمان کنیم که چنین چیزی در جهان امروز بیشتر به یک امید و آرزو شبیه است تا به یک حقیقت بیاد بیاوریم که ما در سرزمین خودمان نمونه‌ی یک شهریگری سامان مند، بزرگ، سالم و آرام را در اندازه های نیمه ‌جهانی داشته‌ایم؛ سامان بوجود آمده بوسیله‌ی کورش کبیر هخا را، سامان خوب و سازنده و آرامش‌بخشی را که بر پایه‌ی آموزش‌های زرتشت و جهان‌بینی او پدید‌ آمده بود. سامانی که به مثابه‌ی “کردار نیکی” بود در پیروی از گفتار نیک اشو زرتشت. و شاید با جسارت بتوان گفت که آن سامان خوب نیمه جهانی نخستین و واپسین سامانی بود که انسانِ پاگذاشته به دوره‌ی کشاورزی و شهرنشینی از خود بنیان گذاشته است. انسانی که امروزه در دهه‌های آغازین دوره‌ی ساختاری[21]  و در آستانه‌ی دوره‌ی فراساختاری خود می‌باشد. انسانی که همانگونه که آمد آنچنان رفتاری با خود و جهان کرده است که امروز با دنیایی از دشواری ها و پیچیدگی‌های تنی و روانی، مادی و مینوی روبرو می‌باشد. راه برون رفت از این بغرنج ها نیز، بیرون رفتن از دنیای ذهنی، روانی، فرهنگی پندارگرایی ناب و ماده‌گرایی ناب و ویرانی خود و زمین و زمان است.

به اشا و راستی رو بیاوریم تا با بهره‌گیری از شه‌نیک و ب ایی سامان خودخواسته و برگزیدنی به آرامش برسیم. هر نامی هم می‌خواهیم بر آن بگذاریم هیچ فرقی نمی‌کند. بی‌تردید هنگامی که اشو زرتشت پیام خود را آشکار کرد نمی‌خواست که همه نام زرتشتی بر خود بگذارند. بلکه هر آن که روانِ‌پیام را دریافت و بر آن کنش داشت خودبخود یک رهرو راه او به شمار می‌آید.

ما زرتشتیان نیز بنا بر آنچه که آموخته‌ایم و در نیایش‌های روزانه‌ی خود و در اوستای کشتی بستن تکرار می‌کنیم با همه‌ی انسان‌های نیک جهان در کارهای خود و دوری از کارهای بد همگام خواهیم بود.

هَما زور بیم، هَما زورِ هَما اَشو بیم، هَما زورِ ویشْ کِرفِه بیم، هم‌کِرفِه‌ی کِرفِه‌کاران بیم، دور از وَناه و وَناه‌کاران بیم، هم‌کرفه‌ی بَستِه‌کُشْـتیان و نیکان و وَهانِ هَفتْ کِشورْ زَمین بیم. به خُشنودی تو، ای دادارِ اورمَزد. اَتَـه جَمـیاتْ یـتَه آفْرینامی. (چنان باشد که ما آرزو داریم.)


اطلاعات

پیام آور دورزی و شه
اشوزرتشت اسپنتمان


اطلاعات

  • منبع: http://zoroastrian-society.persianblog.ir/post/157
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

برای گفتگو با گرداننده
ده گیری و پیشنهاد
پرسش پیرامون آیین پاک بهی
و در میانگزاری جستارهایتان در این وبلاگ به آدرس ایمیل نویسنده به آیدی
[email protected]
پیام بگزارید.


اطلاعات

  • منبع: http://zoroastrian-society.persianblog.ir/post/154
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.



چند سال است که در آستانه نوروز برخی از افراد در ستیز با آیین‌های شاد نوروزی، خواستار ب انشدن جشن چهارشنبه سوری، و برچیدن سفره هفت‌سین و حذف سبزه و ماهی قرمز سفره هفت‌سین و افه خواندن «سیزده‌به‌در» هستند و برای دست‌ی به این خواسته‌ها از انتشار هرگونه خبر جعلی یا گزارش نادرست نیز فروگذار نمی‌کنند. اینان در ستیز با ماهی قرمز، یک سال احتمال بیماریزا بودن ماهی قرمز و سال دیگر جوان بودن این سنت و سال بعد وارداتی بودن آن از چین را مطرح د که همه این موارد از سوی پژوهشگران و صاحب‌نظران کاملا رد شده است. چنان که گفته شد یکی از این اظهارنظرهای اشتباه، عدم سابقه تاریخی آشنایی ایرانیان با ماهی قرمز و ورود این گونه جانوری در صد سال پیش از چین به ایران است. اما بررسی‌های اخیر نشان می‌دهد که ایرانیان بیش از 2500 سال پیش با ماهی قرمز آشنایی داشته‌اند. ماهی قرمز (/ زرماهی، طلا‌ماهی، ماهی سرخ، ماهی طلایی، ماهی گلی، ماهی حوض) یا gold fish با نام علمیcar ius auratus auratus گونه‌ای ماهی از سردهٔ کپورچه‌هاست. گرچه این کپورچه‌های زیبا را در زبان فارسی «ماهی قرمز» و در زبان انگلیسی «گلدفیش» یا «‌طلاماهی» می‌نامند، اما به رنگ‌های گوناگونی همچون طلایی، قرمز نارنجی، نقره‌ای، خا تری، قهوه‌ای و سفید و سیاه در فرم‌ها و اندازه‌‌های متنوع پرورش داده شده‌اند که بیشتر جنبه تزئینی دارند.



اطلاعات

  • منبع: http://zoroastrian-society.persianblog.ir/post/159
  • مطالب مشابه: آشنایی ایرانیان با ماهی قرمز
  • کلمات کلیدی: ماهی ,قرمز ,ایرانیان ,آشنایی ,ماهی قرمز ,آشنایی ایرانیان ,سفره هفت‌سین
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.


یکی از آن جشنهایی است که جنبه ی فرهنگی دارد و همانگونه که جشن نوروز، جشن آغاز سال و جشن مهرگان، جشن نیمه سال بوده است. جشن سده نیز جشن پایان سال به شمار می آمده است.

این جشن یکی از جشن هایی است که به نام جشن های آتش نامور بوده اند، یعنی جشن های سده، سوری(چهارشنبه سوری)، آذرگان، شهریورگان و اردیبهشت‌گان یا گلستان‌جشن که دو جشن نخست یعنی سده و سوری بیشتر جنبه ی ملی دارند و جشن‌های دیگر بیشتر جنبه ی دینی داشته و امروز دیگر مرسوم نبوده و به فراموشی رفته اند.

سده جشن پیدایش آتش است، جشن آغاز گرماست، جشن نور و روشنایی است، جشن طبیعت است، جشن انسان است و جشن اهورایی است. چرا که می بینیم در این زمان است که در روزگاران بسیار پیش، پدران ما چگونگی ب ایی آتش را آموختند، آتشی که با گرما و نور و انرژی خود زندگی انسان را دگرگون کرد و به راهی انداخت که توانست با بهره گیری از این بزرگترین داده ی خ آسایش بیشتری برای زندگی خود فراهم کند و در واقع سرآغاز شهریگری یا تمدن انسانی همین پیدایش آتش و افروختن و مهار آن بود. در پاسخ به این پرسش که آیا درست در همین روز ویژه، یعنی روز دهم از ماه بهمن بوده که چنین چیزی رویداده است، باید گفت که این دیگر ذوق طبیعی پدران ما بود که این روز را، یعنی زمانی را که از روی دانش و تجربه می دانستند که شدت سرما به اوج خود می رسد و از آن پس از شدت آن کاسته می شود یا آنکه گرما زاده می شود، را با رویداد مهم پیدایش آتش در زندگی انسان یکی قرار دادند و هر دو را همزمان جشن گرفتند.


اطلاعات

  • منبع: http://zoroastrian-society.persianblog.ir/post/158
  • مطالب مشابه: جشن سده
  • کلمات کلیدی: یعنی ,است، ,انسان ,زندگی ,سوری ,بوده ,زندگی انسان ,بیشتر جنبه
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

واژه های دین بهی:


ی است که در سحرگاه خوانند. این از قطعاتِ مختلف اوستا فراهم شده است. هوشبام مرکب است از هوش و بام. در اینجا کلمة هوش که در اوستا به صورت «اُوشَه» آمده و در سانسکریت «او » است که به معنای از نیه مشب تا برخاستن خورشید است. واژه بام در اینجا به معنی روشن و درخشان است که در اوستا به صورت بامیه و به عنوان صفت، به معنی فروزنده و تابنده، بسیار به کار رفته و در پهلوی بامیک شده است. پس کلمة مرکب هوشبام در پهلوی و پازند به معنی روشنائی سپیده دم و سحرگاه است. در میان چهارمین و پنجمین گات یک ها فاصله است، و آن عبارت است از های 52 که بندهای هوشبام ( ی که در بامداد خوانند) از همین ها می باشد. بخش هایی از هوشبام پیرامون شتافتن روان در سحرگاه روز چهارم پس از درگذشت به سوی جهان مینوی است.


اطلاعات

  • منبع: http://zoroastrian-society.persianblog.ir/post/161
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی: هوشبام ,معنی ,اوستا ,سحرگاه
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

جشنهای ایران باستان، بیشتردینی وتوام با مراسم دعا وسرودخوانی بوده، حتی واژه جشن از ریشه «یسنه آوستایی» به معنای «ستایش وپرستش» آمده است. آیین زردشتی، کیش شادمانی، تندرستی، و بهسازی است. مردم بایددرهرگاهی که شایسته است، جشن بگیرند و با گردهمایی واجتماع باهم شادمانی وپایکوبی کنند. این جشنها فلسفه دیگری نیزدارد وآن پیوند هرچه بیشترمردم به یکدیگر، زدودن دل ازکینه ها و زنگارها وگسترش آشتی ودوستی است. ب ایه گاتاها، سرودهای حضرت زردشت، دوگوهر یا نیروی عظیم درجهان هستی وجوددارد، یکی «سپنتامینیو» ودیگری «انگره مینیو» یا اهریمن. این دوگوهر، زاده تخیل بشراست وبشر را نیزآهورامزدا (خدای هستی بخش جان و د) آفریده است. پس «سپنتامینیو»: شه وکرداروگفتارنیک و«انگره مینیو»: شه وکردار وگفتار بد است.


اطلاعات

  • منبع: http://zoroastrian-society.persianblog.ir/post/164
  • مطالب مشابه: (بدون عنوان)
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.


فلسفه عرفانی آریایی (ایرانی )، ب ایه شادی ونشاط بنیان نهاده شده است. با نگاهی به تاریخ راستین وپربارایرانی،درمی ی م که ایرانیان درسایه فلسفه شادی ونشاط، توانسته اند قرن ها برهمه جهان فرمان روایی کنند و صلح وآشتی و انسانیت و مهر را ارمغان جهانیان سازند.
 «زردشت »، پیغمبر یکتاپرست ایرانی، نخستین پیغمبرجهانی، چهارده هزارسال پیش، هنگامی که به دنیا آمد، خندید. تولد زردشت، همراه باخنده وشادی بودکه می توان این را نخستین معجزه این پیغمبردانست.
 «بودا»، دیگر پیغمبرآریایی، پیامی دارد بسیار مهم، او می فرماید: اشکهای دیگران رابه نگاه های پر از شادی بدل ، بهترین خوشبختی هاست.
 کوروش هخا ، پادشاه مقتدروبزرگ جهانی می گوید: هدف نخستین من، دادن شادی ونشاط به جهانیان است.
 «زردشت، خواستار سندی وشادی، باعمری درازاست.»
 «پاداش راستکاران، خوشی است.»«ماخواستارشادی مزداهستیم.»
 «خواستارآن شادی وخوشی هستیم که معشوق به عاشق می دهد.»«شادی ازآن ی و انی است که ازآیین راستی پیروی می کنند.


اطلاعات



نیاکان ما از چند هزار سال پیش دریافته بودند که هر انسان زنده از تن، جان، روان، وجدان و فروهر (fravahr) سرشته شده که پویندگی و بالندگی انسان از کوشش و جوشش آن‌هاست. فروهر از دو واژه‌ی (فره) به معنی جلو، پیش و (وهر) یا ورتی به معنی برنده و کشنده درست شده است و شاید بتوان گفت از نظر زندگی، فروهر بزرگترین و باارزش‌ترین جزء وجود انسان است ، چون پرتوی از هستی بی‌پایان اهورامزداست که انسان را به‌سوی رسایی رهنما می‌شود و وظیفه‌ی پیش‌بری و فرابری، برای انسان به برترین پایه‌ی هستی را داراست. و پس از مرگ با همان پاکی و درستی به اصل خود (اهورامزدا) می‌پیوندد. امروزه نگاره‌ی زیر بین زرتشتیان نمایانگر شکل فروهر است و به‌عنوان نشانواره‌ی دین زرتشتی به‌کار می‌رود. این نگاره، گذشته‌ی چندین هزارساله داشته و شبیه آن در جاهای دیگر و نزد قوم‌های دیگری دیده شده است ولی شکل کنونی آن در کتیبه‌های هخا بالای سر پادشاهان دیده می‌شود. تصویر فروهر هر ‌ای از نگاره‌ی فروهر یادآور اهمیت و مسولیت فروهر در زندگی است:
1-      سر: سر فروهر به‌صورت مردی سالخورده است تا با دیدن آن به‌یاد آوریم که فروهر مانند بزرگان و افراد مسن ما را راهنمایی می‌کند.
2-      دست‌ها: دست‌های فروهر به‌طرف بالاست به‌خاطر آنکه همیشه به اهورامزدا توجه داشته باشیم.  در دست فروهر حلقه‌ای وجود دارد که آن‌را نشانه‌ی احترام به عهد و پیمان می‌دانند.
3-   بال‌ها: بال‌های فروهر باز است. چون با دیدن بال‌های باز، ذهن انسان متوجه پرواز و پیشرفت شده و از دیدن این دو بال باز فورا به یاد می‌آورد که فروهر او را به‌سوی پیشرفت و سربلندی راهنمایی می‌کند. همچنین هر بال خود دارای سه بخش است که نشانه‌ی شه‌نیک، گفتار نیک و کردار نیک بوده و با دیدن این سه بخش آگاه می‌شویم که هرگونه پیشرفتی باید از راه درست یعنی به‌وسیله‌ی شه و گفتار و کردار نیک انجام شود.
4-   دایره میان شکل: دایره خطی‌ است منحنی که از هر نقطه‌ی آن شروع کنیم باز به همان نقطه خواهیم رسید. منظور از این دایره در میان فروهر، نشان‌دادن روزگار بی‌پایان است. به این معنی که هر عمل و کرداری که در این زندگی (روی دایره) صورت گیرد نتیجه‌ی آن در همین دنیا متوجه انسان است و اثر آن باقی خواهد ماند. (باز به همان نقطه از دایره خواهد رسید). و در جهان دیگر روان از پاداش یا جزای آن برخوردار خواهد شد.
5-   دامن: دامن فروهر از سه قسمت به‌وجود آمده که نشانه‌ی شه و گفتار و کردار بد است . از مشاهده‌ی این سه بخش درمی‌ی م که همواره باید شه و گفتار و کردار بد را به زیر افکنده، پست و زبون سازیم. (همانطور که دامن در زیر قرار دارد)
6-   دو رشته‌ی آویخته: این دو رشته نشانه‌ی سپنتامینو (مینوی خوب) و انگره‌مینو (مینوی بد) است که همیشه ممکن است در شه‌ی انسان ظاهر شوند . وظیفه‌ی هر زرتشتی این است که خوبی را در شه‌ی خود قرار داده و بدی را از آن دور کند (نیک بین د).
منابع: 1-      منوچه ور، منوجهر. بدانیم و سربلند باشیم: فشرده‌ای از آموزش‌های دین زرتشت. تهران: فروهر، 1377. ص. 54-50 .2-      در راه شناخت دین زرتشت. تهران: فروهر، 1380. ص. 28-27 .


اطلاعات

  • منبع: http://zoroastrian-society.persianblog.ir/post/162
  • مطالب مشابه: درباره ی فروهر بیشتر بدانیم:
  • کلمات کلیدی: فروهر ,انسان ,دایره ,گفتار ,کردار ,نشانه‌ی ,تهران فروهر، ,زرتشت تهران ,همان نقطه ,راهنمایی می‌کند ,زرتشت تهران فروهر،
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.



« زرتشتیان در مراسم رفتن به پیرها ( زیارتگاه ها) ، بزرگی ، بزرگ ، پاکی و مظلومیت دخترانی را می ستایند که تسلیم دشمن نشده و خود را به و خواری نس ‌اند تا آن‌ها را در بازارهای حلب و شام بفروشند و حتی تا یزد کویری آمدند و تشنه و گرسنه در کوه‌ها و بیابان‌های بی آب وعلف اطراف یزد پس از تحمل سختی‌های بسیار حتی دل کوه هم به رحم آمد و آنها را در خود گرفت و شهید شدند …»

کتاب جهانبینی نوشته موبد خورشیدیان (سنت زرتشتی و کاربرد آن)



اطلاعات


برخی از اماکن متبرکه را نزد زرتشتیان پیر نامند. اما پیر در لغتنامه ها و فرهنگ ها به معنی مراد، مرشد، پیشوا و راهنما آمده است که در نزد زرتشتیان نیز مراد راهنماست.
پیش از فرو ریختن پادشاهی ساسانیان ، یزدگرد برای حفظ جان خانواده خود، درمنقطه‌ی کویری و متروک که آن روز جلب توجه نمی کرد و امروز یزد نام دارد ( نام کنونی یزد نیز به یادگاری یزدگرد به جا مانده است ) جایگاهی تهیه کرد و خانواده خود را که عبارت از دو پسر (هرمزان و اردشیر ) و پنج دختر ( نیک بانو ، نازبانو ، پارس بانو ، مهربانو و شهربانو ) و همسرش ( کتایون ) و مروارید نامی ( هریش به معنی خدمه ) بود، در آن مستقر نمود. پس از آن خانواده یزدگرد برای دور بودن از امواج حوادث ترک دربار و دیار نموده و هر یک به گوشه‌ای و خلوتگاهی پناه بردند و دست نیاز به درگاه پروردگار بخشنده بردند و از آستانش خواهان یاری شدند و خداوند یاری دهنده‌ی درماندگان، دعای آن‌ها را پذیرفت و دریچه‌های مهربانی خود را به رویشان گشود و سعادت جاودانه را بهره آن‌ها ساخت . هرمزان و شهربانو اسیر به عربستان برده شدند . بقیه خانواده بعد از جدا شدن از همدیگر هر یک به سویی گریختند .
شادروان موبد مهرگان چنین می نویسد : چنان پیداست که در اوا شاه یزدگرد بن شهریار اولادان او که از گردش چرخ کج‌رفتار از دست ظالمان فرار کرده و هر یک به رنج و سختی به کوه و بیابان پناه برده‌اند و به امر خداوندی غایب شده‌اند که اکنون آنجا را زیارتگاه می‌نامند1.
این اماکن دارای مقدار زیادی آب بوده و حتی اکنون مجرا و سوراخ هایی وجود دارد که نشان می‌دهد که در گذشته خیلی دور آب از آن‌ها جاری بوده و در نتیجه آن‌جا منطقه ای سبز و م و با صفا بوده است. در آبان یشت آمده که وقتی ایران ش ت خورد، عده ای از خاندان یزدگرد فرار کرده به این نقطه آمدند و در این دره سبز که کوه سر به فلک کشیده‌ای در آن قرار داشت، از بیگانگان در امان بودند . همچنین این‌جا در پیرامون کویر جای داشت که این یک برتری بود.

------------------

1.کتاب آیین دین زرتشتی (1291 یزدگردی )


اطلاعات



اشم وهو (١)

نِموُ . آاُنگْهام . اَسَنگْهامْچَ . شوُئیترَ نامچَ . گَئوُ یَـئُیی. تینامچَ. مَئِثْ نَنامچَ . اَوُ-خْوَرِنَنامچَ . اَپامچَ .

زِمامچَ . اوروَرَنامچَ . اَنگْ هاوُسچَ . زِموُ . اَوَنگْ هِچَ . اَشْنوُ . واتَ هِچَ . اَشَئونوُ . سْتِرام . ماُنگهُ

هْورُ . اَنَغرَنامچَ . رَئوچَنگْهام . خْوَذاتَنام . ویسپَنامچَ . سْپِنتَهِ مَئین یِئوش . دامَنام . اَشَئونام .

اَشَئونینامچَ . اَشَهِ رَتوام… اشم وهو (١)

ašem vohu (1)

nemo āonghām asanghāmča šoiθranāmča gaoyaoitināmča maeθananāmča avo-xvarenanāmča apāmča zemāmča urvaranāmča anghāosča zemo avangheča ašno vātaheča ašaono strām māongho huro anaghranām raočanghām xvaźātanām vispanāmča spentahe mainyeuš dāmanām ašaonām ašaonināmča ašahe raθwām. ašem vohu (1)

من فروتنانه و مهرورزانه سر فرود می آورم در برابر همۀ ا، دشت ها، زمین، آبهای روان، آسمان، درختان،

خورشید، ماه، ستارگان و همۀ مردم راست و اشویی

---------------------------


اطلاعات


اشم وهو (١) نِمُو . اهورایی. مز … (۳ بار)

نِمُو . هوَرِخشَ اِتایی . اَ اور وَت . اَسپایی…

نِمُو . آبیو. دُوییت . ر ُو. یاو. اَهورَهِ . مزداو…

نِمُو. گَیِهِه. نِمُو. زَرَتوشترَهِه. سپیتامَهِ. اََشَ اُنو. فرَوَشِ اِنِمِم.

ویسپَ یاو. اَشه اُنوستوُییش. هَیی تیایی چَ . بَوان یی تیاییچَ. بوش یِئین تیاییچَ… اشم وهو (١)

ašem vohu (1)

nemo ahurāyi mazdāyi… (۳)

nemo hvarexša-etāyi aurvat aspāyi. nemo ābyo doit rābyo yāo ahurahe mazdāo.

nemo gayehe nemo zaraθuštrahe spitāmahe ašonu fravaše-enemem vispayāo ašaonustoyiš hayityāiča bavānyi-tyāyiča bušyein-tyāyiča.

ašem vohu (1)

درود بر اهورامزدا

درود بر خورشید تند تاز

درود بر خورشید و ماه که دو فروغ مزدایند

درود بر زمین و زندگی

درود بر فروهر پاک اشو زرتشت

و همۀ آفرینش های پاک که بودند

و هستند و خواهند بود.


اطلاعات

  • منبع: http://zoroastrian-society.persianblog.ir/post/147
  • مطالب مشابه: نیایش زندگی
  • کلمات کلیدی: nemo ,نِمُو ,ašem vohu
  • در صورتیکه این صفحه دارای محتوای نامناسب میباشد و یا شما درخواست حذف آنرا دارید بر روی گزینه حذف اطلاعات در زیر کلیک نمائید.

آخرین ارسال ها